شناسهٔ خبر: 78597056 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

خانواده بحران و باز تعريف روابط در مسير زندگي

مهدي قديري بيداخويدي

صاحب‌خبر -

 در تحليل جايگاه خانواده در حيات اجتماعي انسان، يكي از برداشت‌هاي نادرست آن است كه گمان شود زندگي مطلوب لزوما با آرامش مطلق، فقدان تعارض و نبود دشواري‌ها تعريف مي‌شود. حال آنكه واقعيت حيات انساني نشان مي‌دهد كه زندگي در بستر چالش‌ها، نيازها و فراز و فرودهاي گوناگون معنا پيدا مي‌كند، فاصله ميان «وضع موجود» و «وضع مطلوب»  همان نيرويي است كه انسان را به تلاش، تحول و پيشرفت سوق مي‌دهد . بحران اگرچه در ظاهر با تلخي و دشواري همراه است، اما از منظر اجتماعي و حتي حقوقي صرفا نشانه فروپاشي نيست؛ بلكه مي‌تواند نقطه‌اي براي بازانديشي در روابط انساني و باز تعريف جايگاه افراد در درون نهاد خانواده باشد. در چنين شرايطي است كه انسان ناگزير به بازنگري در ارزش‌ها، تكيه‌گاه‌ها و شيوه ادامه مسير زندگي مي‌شود، در اين ميان، خانواده از يك پيوند صرفا عاطفي فراتر رفته و به مهم‌ترين بستر حمايت رواني، اخلاقي و اجتماعي فرد تبديل مي‌گردد.  در حقوق نيز خانواده به عنوان بنيادي‌ترين نهاد اجتماعي شناخته مي‌شود؛ نهادي كه كاركرد آن صرفا در تامين نيازهاي مادي خلاصه نمي‌شود، بلكه نقش اساسي در ايجاد امنيت رواني، حمايت عاطفي و شكل دهي به هويت فردي و اجتماعي اعضاي خود ايفا مي‌كند . از اين رو، در بسياري از نظام‌هاي حقوقي، حفظ و تحكيم بنيان خانواده به عنوان يك هدف مهم مورد توجه قرار گرفته است.  يكي از كاركردهاي مهم خانواده كمك به اعضا در مواجهه با بحران‌ها و دشواري‌هاي زندگي است .فردي كه در شرايط سخت در كنار يك خانواده همدل و حمايتگر قرار دارد، آن را نه به عنوان پايان راه، بلكه به عنوان مرحله‌اي از مسير زندگي درك مي‌كند. در چنين فضايي، رنج و دشواري به تجربه‌اي مشترك تبديل شده و همين امر توان تحمل و سازگاري افراد را افزايش مي‌دهد . براي فهم ساده‌تر ابعاد زندگي انساني مي‌توان از سه عنصر بنيادين سخن گفت: «سلامت»، «امكان بهره‌مندي از دستاوردهاي اقتصادي» و «حضور خانواده».  نخستين عنصر، سلامت است .سلامت جسمي و رواني شرط اوليه بهره‌مندي از ساير نعمت‌هاي زندگي محسوب مي‌شود. در فقدان سلامت، حتي ساده‌ترين لذت‌هاي روزمره نيز معنا و كاركرد خود را از دست مي‌دهد.

از اين رو، بسياري از آنچه در زندگي، عادي و بديهي تلقي مي‌شود، در حقيقت از ارزشمندترين سرمايه‌هاي انسان به شمار مي‌آيد.  عنصر دوم، امكان بهره‌مندي از حاصل تلاش اقتصادي است. انسان تنها براي انباشت ثروت تلاش نمي‌كند، بلكه هدف اصلي آن است كه بتواند نتيجه زحمات خود را در مسير رفع نيازها و تامين رفاه مشروع زندگي مصرف كند. گاه فرد در زماني به امكانات مالي دست مي‌يابد كه فرصت يا توان بهره‌مندي از آن را از دست داده است. از اين رو، ارزش دارايي صرفا در «داشتن» خلاصه نمي‌شود، بلكه در امكان استفاده به موقع و معقول از آن نيز نهفته است.  اما عنصر سوم كه از اهميت بيشتري برخوردار است، حضور خانواده و روابط انساني در درون آن است.  سفره‌اي كه اعضاي خانواده در كنار يكديگر گرد آن جمع مي‌شوند، نماد همبستگي، تعلق و امنيت عاطفي است. اگر يكي از اعضاي خانواده به دليل اختلاف، بيماري، فاصله مكاني يا ساير بحران‌ها از اين جمع غايب باشد، حتي در صورت وجود امكانات فراوان نيز بخشي از معنا و گرماي آن جمع از ميان مي‌رود. از همين رو، در بسياري از بحران‌هاي زندگي، آنچه بيش از امكانات مادي به بازسازي آرامش كمك مي‌كند، ترميم روابط خانوادگي و بازگشت افراد به همدلي و همراهي است . از اين منظر، مفهوم «باز‌تعريف روابط در شرايط بحران» اهميت ويژه‌اي پيدا مي‌كند. بحران‌ها اغلب پرده از واقعيت روابط انساني برمي‌دارند و نشان مي‌دهند كه پيوندهاي خانوادگي تا چه اندازه عميق و كارآمد هستند. چه بسا پيش از وقوع بحران، افراد وجود خانواده را امري بديهي تلقي كنند، اما در مواجهه با بيماري، مشكلات اقتصادي، يا فشارهاي روحي، نقش بنيادين خانواده در تحمل و مديريت دشواري‌ها آشكار مي‌شود.  بر اين اساس، خانواده مطلوب، لزوما خانواده‌اي نيست كه هرگز با بحران روبه‌رو نشود؛ بلكه خانواده‌اي است كه بتواند در دل بحران، گفت‌وگو را حفظ كند، رنج را به تجربه‌اي مشترك تبديل نمايد و اميد به آينده را از ميان نبرد . در اين ميان، توجه به نسل جوان نيز اهميت دارد. بسياري از جوانان در پي دستيابي به اهدافي چون مسكن مناسب، شغل پايدار، رفاه اقتصادي و جايگاه اجتماعي مطلوب هستند. اصل داشتن آرزو  و هدف نه‌تنها نكوهيده نيست، بلكه عامل حركت و پيشرفت انسان محسوب مي‌شود.با اين حال، مساله زماني پديد مي‌آيد كه فرد به جاي شناخت مسيرهاي ممكن براي تحقق اهداف خود، صرفا به گلايه از شرايط بيروني  بسنده كند.
كارشناس ارشد حقوق كيفري وجرم‌شناسي