در ادبيات شهرسازي، در مبحث «توسعه راهبردي شهر» (CDS)، «حكمروايي خوب» يكي از اصول مهم در توسعه موزون و پايدار شهر و محله است. شهري كه بايد جهاني شود وگرنه رو به افول و مرگ خواهد رفت. در تعريف جزييات اين حكمروايي خوب، بر اين اصل تاكيد ميشود كه در دهههاي نزديك آينده، دموكراسي تحفهاي نيست كه دولتها از سر منت به مردم اعطا كنند. برعكس، دولتها خواهند بود كه دنبال مردم بيفتند. چنين تابلويي از شهر آينده نزديك، به صورت خودكار و حسب جبر تاريخ ساخته نميشود. امري است آگاهانه و با حضور و فعاليت موثر نهادهاي مردمنهاد. اصولا جامعه مدرن، جامعهاي است كه در آن نهادها شكل ميگيرند و جايگزين سازمانهاي عريض و طويل دولتي و بروكراتيك ميشوند. اين سرنوشت قطعي تمام شهرهاي عالم است. شهري كه خود را با اين سامان و نظام هماهنگ نكند، حتما افول كرده، از دور تعاملات و بدهبستانها خارج خواهدشد.
آيا وقتش نرسيده طرحي نو دراندازيم؟ آيا نميشود بسياري از كارها را به خارج از اداره سپرد؟ چرا بايد تكليف رنگ بندكشي عمارت آجري مرمت شده سفيد باشد؟ اداره ميراث فرهنگي چرا تا اين حد در كار مرمت دخالت دارد؟ آيا اين مشغلهها باعث نميشود آن اداره از كار اصلي خود باز بماند؟ چرا نبايد در مورد صلاحيت حرفهاي كاسبكارها و كارآفرينان، سازمانهاي صنفي مربوطه تصميم بگيرند؟ آيا نقش اتحاديههاي صنفي غير از اين است؟ چرا صفرتا صد اين روند بايد در يك اداره دولتي طي شود؟ اينكه تعدادي معمار و شهرساز جمع شوند و كانون يا اتحاديهاي تشكيل دهند و به درد همديگر برسند، چه نيازي به طي شدن مراحل عجيبوغريب دولتي دارد؟ چرا بايد جواز انتشاراتي را صادر كند؟ اعضاي صنف صالحتر و آشناتر از فلان كارمند دولتي به كار و حرفه خود نيستند؟ اين همه دخالت در كارهايي كه دليل متقني براي آن نيست، چه نفعي براي دولت و مردم داشته؟ جالب است در برهههايي، تجربههاي موفقي هم در حوزه مديريت صنفي را شاهد بوديم. سالها «جامعه مهندسان مشاور» تقاضاي عضويت و رتبهبندي شركتهاي مهندسين مشاور را به عهده داشت و وزارت راه و شهرسازي بر اساس پرونده و حكم اين جامعه پروانه اشتغال و رتبهبندي متقاضي را صادر ميكرد. در زمانهاي ماضي هم هرگز دولت در صدور جواز كسب دخالت نداشت. اتحاديههاي صنفي راسا اين كار را به عهده داشتند. انتقال اين وظيفه از دولت به سازمانهاي مردمي و صنفي، يك خير و نفع بسيار مهم براي دولت هم دارد. «دولت در برابر مردم قرار نميگيرد» هر ايراد و اعتراضي باشد به سمت رييس اتحاديه ميرود نه رييس فلان اداره. خود همين تغيير، بستر بسيار امني براي بدهبستان بين مردم و دولت به وجود ميآورد، چون دولت در برابر مردم نيست، در كنار مردم است براي دادخواهي. آيا وقتش نيست كمي به اين مسائل فكر كنيم؟
معمار و مدرس دانشگاه
وقتش نرسيده؟!
بهروز مرباغي
صاحبخبر -
∎