جوان آنلاین: عاشورا تنها یک واقعه تاریخی نیست. مکتبی است که مسئولیتپذیری، عزتمداری و تعهد در برابر حقیقت را به انسان میآموزد. در روزگاری که فردگرایی و ارتباطات سطحی، پیوندهای عمیق خانوادگی و اجتماعی را کمرنگ کرده، محرم فرصتی برای بازخوانی فرهنگ حسینی به عنوان یک سبک زندگی است. در گفتوگو با زهرا امیری، مدرس تاریخ در حوزه علمیه، تلاش کردیم از نگاه صرفاً عاطفی به عاشورا عبور کنیم و نقش آن را در تقویت مسئولیت اجتماعی، همبستگی، کرامت فردی و استحکام خانواده بررسی کنیم. به باور این پژوهشگر، پیام عاشورا تنها در میدان نبرد خلاصه نمیشود، بلکه در رفتارهای روزمره و احساس مسئولیت نسبت به دیگران نیز جلوه دارد. در این مصاحبه میخوانیم که چگونه میتوان شور محرم را به تعهدی ماندگار در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی تبدیل کرد.
ایام سوگواری اباعبدالله (ع) همواره با احساسات عمیق همراه بودهاست، اما در سالهای اخیر بحثهایی درباره کارکردهای اجتماعی و فرهنگی این مراسم مطرح شدهاست. به نظر شما چگونه میتوان با بازخوانی دقیق واقعه عاشورا، روحیه مسئولیتپذیری را در ابعاد مختلف جامعه تقویت کرد؟
مسئولیتپذیری پدیدهای تکبعدی نیست، بلکه ابعاد شناختی، عاطفی و عملی دارد. برای تقویت این روحیه در جامعه باید خانواده، نظام آموزشی، آموزشهای غیررسمی و رسانهها به صورت همزمان نقشآفرینی کنند. نقطه آغاز مسئولیتپذیری، «شناخت» است؛ یعنی انسان بداند مسئولیت چیست و در برابر چه کسانی وظیفه دارد. از نگاه اسلام، انسان تنها در قبال خود مسئول نیست، بلکه در برابر خداوند، دیگر انسانها، حیوانات و حتی طبیعت نیز مسئولیت دارد. قیام امام حسین (ع) جلوهای روشن از این نگاه بود، زیرا امام خود را نسبت به سرنوشت جامعه اسلامی مسئول میدانست و در برابر انحرافها سکوت نکرد.
در بعد شناختی، موضوع «امر به معروف و نهی از منکر» جایگاه ویژهای در عاشورا دارد. این فریضه بر پایه بصیرت، شناخت شرایط و حکمت استوار است، نه بر احساسات زودگذر. امامحسین (ع) با درک شرایط زمانه و مشاهده گسترش انحراف و فساد، قیام کرد تا نشان دهد مسئولیتپذیری یعنی بیتفاوت نبودن در برابر تحریف حقیقت و دفاع از حق، حتی اگر هزینه سنگینی داشته باشد.
در کنار این بعد، جنبه عاطفی نیز اهمیت فراوانی دارد. انسان زمانی به مسئولیتپذیری گرایش پیدا میکند که با آن احساس ارتباط و تعلق داشتهباشد. روایتهای عاشورا و مجالس عزاداری این زمینه را فراهم میکنند. رفتارهایی مانند آب دادن به دشمنان تشنه، رسیدگی به حیوانات و توجه امام به امنیت و آرامش کودکان و اهل حرم، نمونههایی از مسئولیتپذیری در جزئیترین مسائل زندگی هستند. این الگوهای عینی نشان میدهند که مسئولیتپذیری تنها به تصمیمهای بزرگ محدود نمیشود، بلکه در توجه به حقوق دیگران و انجام وظایف روزمره نیز معنا پیدا میکند.
یکی از مفاهیم بنیادین که در ماه محرم بازخوانی میشود، «یاری حق» است. مفهوم دقیق آن در مکتب امامحسین (ع) چیست؟
برای فهم مفهوم «یاری حق» باید به تفاوت رفتار امام حسین (ع) با دیگر مخالفان حکومت یزید توجه کرد. افرادی مانند عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر با یزید بیعت نکردند، اما راه سکوت و کنارهگیری را برگزیدند. تفاوت اصلی امام حسین (ع) در این بود که تنها به مخالفت بسنده نکرد، بلکه برای «اصلاح امت» قیام کرد. منطق عاشورا نشان میدهد که سکوت در برابر ظلم، بیطرفی نیست، زیرا میتواند به تداوم و تقویت جبهه باطل بینجامد.
این مسئله در دوران امام علی (ع) نیز دیده میشد؛ جایی که گروهی با عنوان «قاعدین» ادعای بیطرفی داشتند و از حمایت جبهه حق خودداری میکردند، اما نتیجه این انفعال، تضعیف حق و تقویت باطل بود. از این رو، یاری حق یعنی بیتفاوت نبودن در برابر حقیقت و پذیرش مسئولیت اجتماعی. این یاری گاه با روشنگری، مطالبهگری و بیان حقیقت تحقق پیدا میکند و گاه با ایستادگی و اقدام عملی.
در روزگار ما نیز مفهوم یاری حق مصداقهای تازهای یافته است. امروز جبهه باطل لزوماً با شمشیر ظاهر نمیشود، بلکه از ابزارهایی مانند قدرت، ثروت و رسانه بهره میگیرد و میکوشد رفتارهای نادرست را عادیسازی کند. در چنین شرایطی، یاری حق به معنای حفظ بصیرت، مقابله با تحریف حقیقت، سکوت نکردن در برابر سوءاستفاده از قدرت و روشنگری در برابر تبلیغات گمراهکننده است.
امامحسین (ع) در برابر نظامی ایستاد که با «زر، زور و تزویر» افکار عمومی را فریب میداد. پیام عاشورا برای امروز نیز همین است که انسان نمیتواند نسبت به حق و باطل بیتفاوت باشد، زیرا سکوت نیز نوعی موضعگیری است. یاری حق یعنی دفاع آگاهانه از حقیقت و مسئولیتپذیری در برابر سرنوشت جامعه.
فرهنگ ایثار و ازخودگذشتگی که در نهضت عاشورا تجلی یافت، میتواند در مواجهه با بحرانهای اجتماعی امروز الهامبخش باشد. چگونه میتوان این مفاهیم را به زبانی ترجمه کرد که برای نسل امروز قابل درک و الگوسازی باشد؟
فرهنگ ایثار زمانی اثرگذار است که به درستی شناخته و روایت شود. ایثار یعنی ترجیح دادن دیگری بر خود؛ مفهومی که در عاشورا جلوههای متعددی دارد. حضرت عباس (ع) نمونهای روشن از این فرهنگ است. ایثار در مکتب حسینی تنها به فدا کردن جان محدود نمیشود، بلکه در اطاعت، وفاداری و مسئولیتپذیری نیز نمود پیدا میکند. حضرت عباس (ع) با وجود شجاعت و توانایی حضور در خط مقدم نبرد، فرمان امام و مصلحت جمع را بر خواسته شخصی خود ترجیح داد و مسئولیت رساندن آب را پذیرفت. یاران امامحسین (ع) نیز با جانفشانی خود نشان دادند که حاضرند سپر بلا برای خاندان و عزیزان امام باشند. خود امام نیز با تقدیم نزدیکترین یاران و فرزندانش ثابت کرد که به آنچه دیگران را دعوت میکند، پیش از همه خود عمل میکند. در نماز ظهر عاشورا نیز برخی یاران با قرار دادن بدن خود در برابر تیرهای دشمن، از امام و نمازگزاران محافظت کردند.
این فرهنگ ایثار در بحرانهای اجتماعی، از حوادث طبیعی تا مشکلات اقتصادی، بسیار راهگشاست. هنگامی که انسان نجات و آسایش دیگران را بر منافع شخصی خود مقدم بداند، روحیه مسئولیتپذیری، همدلی و فداکاری در جامعه تقویت میشود. ایثار یک سبک زندگی است که میتواند در همه عرصهها الهامبخش و زمینهساز انسجام و حمایت متقابل میان افراد جامعه باشد.
امروز که با پدیده فردگرایی، زندگی آپارتمانی و کاهش ارتباطات چهرهبهچهره مواجه هستیم، محرم و مجالس حسینی چه نقشی در تقویت همبستگی ملی و انسجام اجتماعی ایفا میکنند؟ این مراسم میتوانند جایگزینی برای شبکههای اجتماعی مدرن باشند؟
پدیده فردگرایی که در آن لذتها و منافع فردی جایگزین منافع جمعی میشود، از چالشهای اصلی امروز است. در گذشته، نیازهای مشترک مانند کشاورزی یا باز کردن برف کوچهها، مردم را ناچار به همکاری میکرد و حس تعلق اجتماعی قویتری ایجاد مینمود، اما امروز فناوری بسیاری از نیازها را بدون تعامل مستقیم برطرف کردهاست. در چنین شرایطی، محرم و مجالس حسینی یکی از مهمترین فرصتها برای بازسازی پیوندهای اجتماعی به شمار میروند. این مجالس بستری فراهم میکنند تا افراد با سلایق، سنین و موقعیتهای اجتماعی مختلف در کنار یکدیگر قرار گیرند. در هیئتها، تقسیم کار شکل میگیرد؛ از برنامهریزی مراسم گرفته تا پذیرایی و نظافت. این مشارکتهای جمعی، تجربهای از کار گروهی است که افراد را به یک هدف مشترک گره میزند. مجالس حسینی به افراد فرصت میدهند که کار جمعی را تجربه کنند و خود را عضوی از یک جمع و یک هویت مشترک بدانند. این فضاها انسان را از دایره محدود منافع شخصی خارج کرده و به سمت همدلی و مسئولیتپذیری اجتماعی سوق میدهند.
بنابراین، هیئتها و مجالس حسینی تنها مراسمی برای عزاداری نیستند، بلکه یکی از مهمترین بسترهای تربیت اجتماعی هستند که به افراد میآموزند چگونه در کنار یکدیگر زندگی و برای یک هدف مشترک تلاش کنند و خود را مسئول سرنوشت جامعه بدانند. هر چه جوامع مدرنتر میشوند و نقش فناوری در زندگی افزایش مییابد، ضرورت وجود فضاهایی مانند هیئتها برای حفظ سرمایه اجتماعی و جلوگیری از انزوای اجتماعی بیشتر میشود. این مراسم، برخلاف شبکههای اجتماعی مجازی که اغلب توهم ارتباط را ایجاد میکنند، در واقعیت فیزیکی و معنوی، پیوندهای عمیق انسانی را بازسازی میکنند.
یکی از دغدغههای مهم جامعهشناسان، نحوه حفظ و تداوم روحیه همدلی و مشارکتی در زمان بحرانهاست، چراکه اغلب این حرکتها موقتی است. چگونه میتوان پیوند میان این ظرفیت اجتماعی با فرهنگ حسینی برقرار کرد تا این روحیه پایدار شود؟
به طور قطع، فرهنگ حسینی میتواند این روحیه همدلی را از یک واکنش موقت به یک رفتار پایدار و نهادینه تبدیل کند. هیئتها و مساجد میتوانند به کانونهای سازماندهی این مشارکتها تبدیل شوند. وقتی شبکههای مردمی در بستر هیئتها شکل میگیرند، ارتباط افراد محدود به دوران بحران نخواهد بود. اعتماد اجتماعی تقویت میشود، مشارکت اجتماعی استمرار پیدا میکند و روحیه همیاری به بخشی از سبک زندگی افراد تبدیل میشود. ضرورت این پیوند در این است که بتوانیم جریان خدمترسانی و مسئولیتپذیری اجتماعی را دائمی کنیم. در این صورت، کمک به دیگران صرفاً واکنشی به یک حادثه نخواهد بود و در آن مردم همواره خود را نسبت به جامعه و مشکلات دیگران مسئول میدانند. سرمایه اجتماعی که بر سه رکن اعتماد، مشارکت و همیاری استوار است، با تداوم فعالیتهای هیئتها تقویت شده و جامعه در شرایط عادی و بحرانی به آن نیاز دارد. هیئتها با ایجاد شبکههای مستمر انسانی، بستری را فراهم میکنند که در آن افراد نهتنها در زمان رنج، بلکه در تمام روزهای زندگی، حس مسئولیتپذیری و تعلق به یکدیگر را حفظ کنند. این تبدیل «احساس لحظهای» به «تعهد دائمی»، کلید اصلی پایداری سرمایه اجتماعی است.
هیئتهای مذهبی اغلب به عنوان مراکز عبادی شناخته میشوند، اما کارکردهای دیگری نیز دارند. به نظر شما این نهادها چه ظرفیتهایی برای پیشگیری از آسیبهای روانی مانند افسردگی و انزوا در جوانان دارند؟
در هیئتها از یک سو فضای شور و احساس وجود دارد که بُعد عاطفی انسان را تقویت میکند و از سوی دیگر، سخنرانیها و جلسات معرفتی به افزایش آگاهی و بینش دینی کمک مینمایند، بنابراین هیئت همزمان بر احساس و شناخت انسان اثر میگذارد. فعالیتهای اجرایی هیئت نیز خود یک میدان تربیتی مهم است.
علاوه بر این، اشاره شد به اینکه خود محیط هیئت زمینهساز شکلگیری ارتباطات اجتماعی است. جامعهشناسانی مانند «امیل دورکیم» نشان دادهاند که افرادی که در اجتماعات و مناسک مذهبی مشارکت بیشتری دارند، کمتر در معرض آسیبهایی مانند انزوا و ناامیدی قرار میگیرند. حضور در هیئت با نشان دادن واقعیتهای زندگی دیگران (نیازمندان و بیماران)، از مقایسههای نادرست در فضای مجازی جلوگیری کرده و حس کارآمدی و تعلق اجتماعی را تقویت میکند. این احساس، روحیه مقاومت را در افراد افزایش داده و امید را زنده نگه میدارد. هیئت با ایجاد حس تعلق و کارآمدی، فضایی امن برای جوانان فراهم میکند تا هویت خود را در یک جمع معنادار بیابند و از انزوای مدرن رهایی یابند.
برای اینکه پیامهای عاشورا محدود به یک بازه زمانی نماند و در طول سال جاری بماند، چه وظایفی بر عهده خانوادهها، هیئتها و نهادهای فرهنگی است؟
فضای محرم بیشتر فضای شور و احساس است. این شور حسینی بسیار ارزشمند است، اما اگر در کنار آن بُعد معرفتی و شناختی تقویت نشود، ممکن است پیامهای عاشورا در حد احساس باقی بماند و به رفتار پایدار تبدیل نشود. هیئتهای مذهبی میتوانند با طراحی برنامههای مستمر، حداقل به صورت هفتگی، نقش مهمی در تداوم این پیامها ایفا کنند. برگزاری جلسات منظم، سخنرانیهای معرفتی و سیرهای مطالعاتی درباره معارف عاشورا، به تثبیت آموزههای قیام امامحسین (ع) در ذهن و رفتار مخاطبان کمک میکند. اگر این استمرار شکل بگیرد، جامعه تنها در ایام محرم با مفاهیم عاشورا مواجه نمیشود، بلکه این مفاهیم به بخشی از سبک زندگی افراد تبدیل میشود. خانوادهها نیز میتوانند با ایجاد فضاهای ساده، اما مستمر، مانند جلسات خانگی و میزبانیهای دورهای، در این فرآیند نقشآفرینی کنند. وقتی هیئتها، خانوادهها و نهادهای فرهنگی بر استمرار، آموزش و مشارکت تأکید کنند، پیام عاشورا از حالت مناسبتی خارج شده و به یک جریان فرهنگی دائمی تبدیل میشود. این کار همچنین از پدیده «جهل اجتماعی» پیشگیری میکند؛ جهلی که در صدر اسلام باعث شد بسیاری از مردم نتوانند یاریگر امام زمان خود باشند. تداوم فعالیتهای فرهنگی باعث میشود آگاهی اجتماعی بالا رفته و افراد بتوانند در تمام طول سال، درسهای عاشورا را در رفتار روزمره خود پیاده کنند.
اگر بخواهیم مهمترین نیاز اجتماعی امروز جامعه را که میتوان از آموزههای عاشورا برای رفع آن بهره برد، نام ببریم، به چه کلیدواژهای میرسیم؟
اگر بخواهیم یک کلیدواژه مرکزی از شخصیت امام حسین (ع) استخراج کنیم که پاسخگوی نیازهای امروز باشد، آن «عزتطلبی» است. منطق امام این بود که انسان در مسیر حق، زندگی همراه با ذلت را نمیپذیرد، حتی اگر بهای آن جان دادن باشد. به نظر میرسد مهمترین نیاز امروز جامعه، «احیای روح عزت» است. جامعهای که احساس عزت کند، به تحقیر شدن راضی نمیشود، نسبت به سرنوشت خود بیتفاوت نیست و برای پیشرفت، عدالت و آگاهی تلاش میکند.
امروز امپراتوری رسانهای و جریانهای تبلیغاتی تلاش میکنند با ارائه تصاویر ناامیدکننده و تحقیرآمیز، حس ضعف و بیهویتی را در مردم ایجاد کنند. روحیه عزتطلبی حسینی، سپری در برابر این فشارهاست. جامعهای که عزتمند باشد، مردمش احساس ارزشمندی میکنند و این احساس، زمینهساز مشارکت، همدلی و تلاش جمعی خواهد شد. چنین جامعهای نهتنها به سمت امیدآفرینی و پیشرفت حرکت میکند، بلکه مسئولیتپذیری را نیز در خود تقویت میکند و میتواند مسیر رشد و تعالی خود را با اتکا به فرهنگ اصیل دینی ادامه دهد. بازسازی عزت ملی و فردی، پاسخی مستقیم به تلاشهای رسانهای برای تحقیر فرهنگها و ملتهاست.
یکی از نکات ظریف در سیره امامحسین (ع)، توجه ایشان به جزئیات و حقوق دیگران، حتی در سختترین شرایط کربلا بودهاست. چگونه میتوان نشان داد که مسئولیتپذیری امامحسین (ع) فراتر از مسائل سیاسی و نظامی بود و شامل حقوق همه موجودات میشد؟
چند نمونه بارز در کربلا وجود دارد که این گستره را نشان میدهد. نخست، توجه به دشمنان تشنه. وقتی سپاه حر به کربلا رسید، امام دستور داد حتی به سربازان دشمن که تشنه و خسته بودند آب بدهند. این نشاندهنده مسئولیتپذیری اخلاقی در برابر نیازهای طبیعی انسانهاست، حتی اگر در جبهه مقابل باشند. امام نهتنها آب داد، بلکه دستور داد آب خنک در سایه نگهداری شده به آنها داده شود. نکته دوم، مراقبت از حیوانات است. امام دستور داد لگام اسبهای تشنه را بگیرند و آنها را آرام به سمت آب ببرند تا از شدت تشنگی و شتاب، به خود آسیب نزنند. این دقیقنگری نشان میدهد که در مکتب حسینی، حیوانات نیز ذیحقوق هستند و انسان در برابر رنج آنها مسئول است. نکته سوم، حقوق زمین و اموال دیگران است. نقل شده است که امام زمین کربلا را خریداری کرد. اگرچه در روضهها به این نکته اشاره میشود که حضرت نمیخواستند بر زمین غصبی به شهادت برسند، اما از دیدگاه مسئولیتپذیری اجتماعی، امام نمیخواست حتی از این جهت نیز صاحبان زمین دچار مشکل یا حس ناخوشایندی شوند. این مصادیق نشان میدهد که مسئولیتپذیری در عاشورا شامل حقوق خدا، خود، جامعه، طبیعت و حتی اموال دیگران میشود. این نگاه اکولوژیک و اخلاقی، درس بزرگی برای مدیریت منابع و حقوق دیگران در دنیای امروز است.
امامحسین (ع) با وجود هشدارها مبنی بر خطر جانی و احتمال شکست، به قیام ادامه دادند. این موضوع چه درسی برای ما دارد؟
امام تأثیر قیام را تنها در زنده ماندن یا پیروزی نظامی نمیدید. تأثیر اصلی، بیداری وجدانها، جذب انسانهای حقطلب در نسلهای بعد و حفظ هویت اسلام بود. ایشان خود را مسئول نسلهای آینده میدانست، نه فقط همعصران خود. وقتی مسئله بر سر «اصل دین» و حیات معنوی جامعه باشد، گذشتن از جان ضروری است. درس این ماجرا برای مسئولیتپذیری امروز این است که گاهی مسئولیتپذیری به معنای انتخاب راه سخت، اما درست است، حتی اگر نتیجه فوری آن شکست ظاهری باشد. مهم، حفظ اصالت و تأثیرگذاری فرهنگی و تاریخی است. مسئولیتپذیری یعنی انجام وظیفه به درستی، فارغ از اینکه آیا دیگران همراهی میکنند یا نه، و آیا نتیجه فوری میدهد یا خیر. امام با این انتخاب، سیدالشهدا شد و الگوی تمام انسانهای آزادخواه گردید.
در نهایت، برای اینکه از این مفاهیم عمیق در زندگی روزمره خود بهره ببریم، چه توصیهای دارید؟
برای حفظ این پیوند، باید از سطح «احساس» به سطح «عمل و آگاهی» حرکت کنیم. شور محرم بسیار ارزشمند است، اما اگر پایبند به آموزههای معرفتی نباشد، زودگذر است. راهکارها عبارتند از: اول، تبدیل هیئت به کانون خدمت؛ هیئتها نباید فقط محل عزاداری باشند، دوم، استمرار در یادگیری. شرکت در جلسات منظم برای شناخت عمیقتر تاریخ و فلسفه عاشورا. سوم، الگوسازی عملی. تلاش برای پیادهسازی ارزشهایی مانند امانتداری، عدالتخواهی و کمک به دیگران در محیط کار، خانواده و جامعه. چهارم، تقویت عزت نفس. پذیرش مسئولیتپذیری به عنوان نشانهای از عزت، نه ذلت. وقتی این ارزشها نهادینه شوند، محرم دیگر یک ماه عبورکننده نیست، بلکه فصلی از بیداری و تعهد دائمی در زندگی فرد و جامعه خواهد بود. عاشورا به ما میآموزد که مسئولیتپذیری، عزتمداری و ایثار، سه رکن اصلی برای ساختن خانواده متعالی و جامعهای سالم، پویا و امیدبخش هستند. باید یاد بگیریم در کوچکترین کارهای روزمره، چه در برخورد با همسایه، چه در محیط کار و چه در قبال محیط زیست، پیرو مکتب حسین (ع) باشیم؛ یعنی مسئول، عزتمند و ایثارگر. این همان زنده نگه داشتن معنای واقعی محرم در تمام طول سال است.