به گزارش جام جم آنلاین نویسنده در این کتاب معتقد است نابرابری فقط در درآمد یا ثروت خلاصه نمیشود، بلکه در فضای شهری نیز دیده میشود؛ یعنی محل زندگی، دسترسی به خدمات، امکانات شهری و ارزش زمینها میتواند بازتابی از روابط قدرت و نابرابری اجتماعی باشد.
مهشید تقیخانی، مدیر امور سازمانهای بینالمللی و سفارتخانههای مجمع شهرداران آسیایی، در گفتوگو با جامجم آنلاین درباره هدف برگزاری این نشست گفت: «این کتاب مدتی قبل به مجمع شهرداران آسیایی معرفی شده بود و هدف از برگزاری این مراسم بیشتر استفاده صحبتها و ارائه نویسنده این کتاب یعنی دکتر اهرابیان بود.»
وی افزود: خوشبختانه تعداد قابل توجهی از دانشجویان دکتری دانشگاه شهید بهشتی در این برنامه حضور داشتند و امیدواریم برگزاری این نشستها در این مجموعه، زمینه بهرهمندی بیشتر دانشجویان و گسترش همکاریهای علمی را فراهم کند. همچنین امیدواریم با تفاهمنامههایی که در دست اقدام است، همکاریهای مشترک در آینده بیش از پیش توسعه یابد.»
بزرگترین خطای مدیران کلانشهرهای ایران درمسکن سازی
میثم اهرابیان صدر، نویسنده این کتاب نیز در پاسخ به این پرسش جام جم آنلاین که در جریان مطالعه و پژوهش کتاب، کدام نکته تاریخی برای شما جذابتر و ارزشمندتر بود و احساس کردید ارزش این را دارد که بخشی از کتاب باشد؟ گفت: «من به شخصه پاسخ بسیاری از سؤالها را نمیدانستم. این پژوهش سبب شد خودم به دنبال پاسخ سؤالها بگردم و این موضوع ذهن من را به سطوح بالاتری ارتقا داد. من به این نوع پژوهش کردن علاقه زیادی دارم و از نظر شخصی معتقدم پژوهشگران بعدها میتوانند تحولات فکری خودشان را به نمایش بگذارند.»
از وی پرسیدیم بزرگترین خطای کلانشهرهای ایران، بهویژه تهران، در مواجهه با مسکنسازی و استفاده از زمین چه میتواند باشد؟ و او پاسخ داد: «چندین سال قبل که در تهران ایده مسکن اجتماعی مطرح شد، من بهعنوان یکی از افرادی که به کارگروه دعوت شده بود، در جلسات حضور پیدا کردم. یکی از هشدارهایی که به آنها دادم این بود که مسکن اجتماعی سابقهای تاریخی در ایران دارد و به واسطه اقتصاد سیاسی در تهران ممکن است دوباره به همان مشکلاتی دچار شود که نمونههای قبلی دچار شده بودند. تقریباً تمامی متولیانی که به سمت مسکن اجتماعی رفتند، این ایده را داشتند که زمین متعلق به شهرداری است و اصلیترین عنصر ساختوساز محسوب میشود. آنها معتقد بودند باید زمین را به شکل رایگان در اختیار نیازمندان قرار داد و با اعطای وام به آنها کمک کرد تا بتوانند خانه خودشان را بسازند و مشکل مسکن به این شکل حل شود.»
این نویسنده و پژوهشگر گفت: «اما این ایده هیچگاه امکان اجرایی شدن کامل را ندارد؛ زیرا پیش از هر اقدامی باید در آن زمینها امکانات اولیه نظیر لولهکشی و زیرساخت فراهم شود و تمامی این موارد هزینهبر هستند. به همین دلیل، شهرداری به کمکهای مالی مالکان خصوصی نیازمند میشود و همین موضوع باعث میشود مخاطب این اقدامات دیگر فقرا و نیازمندان نباشند. ما باید این چرخه را بشکنیم و اجازه ندهیم چنین اتفاقاتی برای بار چندم تکرار شود؛ اما دستیابی به این هدف، به نظر من، راهحل قطعی و سادهای ندارد.»
باید کاری کنیم که پیامدهای نابرابری اجتماعی کمتر شود
وی با اشاره به نابرابری فضایی در دسترسی به خدماتی مانند بیمارستانها و سایر خدمات ضروری در سراسر کشور افزود:«نکته مهمی که وجود دارد این است که انرژی و تلاش ما نباید صرف رسیدن به یک تصویر آرمانی و نهایی شود. اولویت باید اصلاح مسیرها و فرایندها باشد، نه تحمیل یک مقصد از پیش تعیینشده.ما احتمالاً هیچوقت نمیتوانیم فضایی کاملاً عادلانه ایجاد کنیم. این ناتوانی فقط به محدودیتهای مدیریتی یا فنی مربوط نیست؛ حتی در بهترین نظامهای برنامهریزی شهری هم رسیدن به عدالت کامل ممکن نیست اما میتوانیم کاری کنیم که پیامدهای نابرابری کمتر شود، افراد رنج کمتری تحمل کنند و در بلندمدت زندگی بهتری داشته باشند.شاید نتوانیم به یک جامعه کاملاً عادلانه برسیم، اما میتوانیم جامعهای داشته باشیم که با وجود نابرابریهایش، شرایط بهتری برای زندگی فراهم کند.»
از وی پرسیدیم اگر قرار بود فقط یک نکته به مدیران شهری و مسئولان شهرداری بگویید، آن نکته چه بود؟ و این پژوهشگر گفت:«به نظر من این حرف را میتوان به بسیاری از نهادهای دولتی و سیاسی ایران زد. این نهادها تا حد زیادی ادامه روشهای سنتی هستند که در دوره پهلوی شکل گرفت؛ سنتی که تصور میکرد مسائل اجتماعی را میتوان صرفاً با راهحلهای بروکراتیک و اداری حل کرد. اما تجربه نشان داده است که این راهحلهای بروکراتیک همیشه ما را به نتایجی که انتظار داریم نمیرسانند. اگر چشماندازی برای بهتر زندگی کردن در کنار یکدیگر وجود داشته باشد و اگر قرار است دولت نیز بتواند مسائلش را مؤثرتر مدیریت کند، باید از اتکای صرف به سازوکارهای بروکراتیک فاصله بگیرد و به شیوههای مشارکتیتر و انعطافپذیرتر بیندیشد.»
∎