محرم گشوده شدن دوباره دری است به سوی حقیقت و یادآور آن لحظه عظیم تاریخ است که انسان کامل، در برابر تباهی ایستاد تا معنای آزادگی از حافظه بشر محو نشود، شهادت امام حسین(ع) و یاران وفادارش، حادثهای محدود به روز دهم محرم سال شصت و یک هجری نیست، نوری است که از کربلا برخاست و تا ابد بر وجدان تاریخ میتابد. آنان رفتند تا دین، از پوستین عادت و تظاهر بیرون آید؛ تا عدالت، قربانی مصلحت نشود؛ تا انسان بداند که زندگی بیکرامت، زیستن نیست و مرگ در راه حق، عین حیات است.
از همین روست که گفتهاند: هر روز میتواند عاشورا باشد، اگر در آن، انسان میان حق و باطل، میان مسئولیت و بیتفاوتی، میان پاسداری و تباهی، انتخابی سرنوشتساز داشته باشد و هر زمین میتواند کربلا باشد، اگر بر آن، ندای مظلومی برخیزد و وجدانهای بیدار را به یاری بطلبد و جهاد، ایستادن در برابر هر آن چیزی است که پیوند انسان با زمین و آسمان را میگسلد، هر آنچه حرمت حیات را میشکند، هر آنچه عدالت را میفرساید و هر آنچه نعمت را به اسراف و امانت را به غارت میسپارد.
امروز، ایران عزیز ما پس از دو دوره جنگ تحمیلی روزهای بسیار حساسی پشت سر میگذارد و هنوز غبار آن حادثه به تمامی از چهرهی این سرزمین فروننشسته است؛ روزهایی که در آن دشمنان این سرزمین جنایت های هولناکی را از شهادت رهبر عزیز انقلاب گرفته تا سرداران و دانشمندان و دانش آموزان مظلوم میناب مرتکب شدند، نه فقط مرزهای جغرافیایی، که دیوارهای امنیت روانی، معیشت مردم، سرمایههای ملی، امید اجتماعی و "تاب آوری زیستی" را نشانه رفتند. اما این ملت، بار دیگر نشان داد که هرگاه پای ایران، پای شرافت این خاک، پای نام وطن در میان باشد، از جان و دل برمیخیزد و آنچه رخ داد تجلی دوباره روح جهادگری مردمی بود که از مکتب کربلا آموختهاند تسلیم، واژه قاموس آزادگان نیست. مردم ایران، با صبوری، همبستگی و استواری، از وطن خویش دفاع کردند و بار دیگر ثابت شد که این خاک، بر شانههای وفاداری فرزندانش ایستاده است.
اما در کنار این ایستادگی سترگ، حقیقت دیگری نیز در برابر ماست؛ ایران امروز، با تهدید منابع و تابآوری زیستی روبهروست؛ دردهایی که اگر به موقع دیده و درمان نشوند، آیندهی زیستی این سرزمین را زخمیتر خواهند کرد. پیکره محیط زیست ایران، اکنون با سه چالش مهم روبهروست: ناترازی انرژی، بحران آب و بحران پسماند بویژه پلاستیک.
نخست، آب؛ این زمزمه حیات در جان سرزمین. آب، تنها یک منبع نیست، حافظه حیات است. اما سالهاست که لبهای رودهای ما ترک برداشته، تالابها در عطش ماندهاند، سفرههای زیرزمینی رنجور شدهاند و دشتها، خاموش و غبارگرفته، قصه تشنگی میگویند. در سرزمینی که نام فرات، با اشک و عطش و وفاداری گره خورده است، اسراف آب تنها یک بیاحتیاطی نیست؛ غفلت از یک حقیقت اخلاقی و ظلم به امانت الهی است. هر قطرهای که بیمحابا هدر میرود، شاید سهم باغی تشنه، روستایی دور، یا آینده کودکی از این سرزمین باشد.
دوم، انرژی؛ فروغی که اگر به تدبیر مصرف نشود، به خاموشی رنج بدل میشود. ناترازی گاز و برق در زمستان و تابستان، هشداری است روشن برای همهی ما؛ هشداری که میگوید الگوی مصرف کنونی، دیگر تابآور نیست. روشناییهای بیسبب، سرمایش و گرمایش بیضابطه، مصرفهای بیمحابا در خانهها، دستگاهها، ادارات، موکبها و اجتماعات، همه نشانههایی از فاصله گرفتن ما از اخلاق پاسداریاند. امروز، صرفهجویی در انرژی فقط یک توصیه اقتصادی نیست؛ نشانهای از بلوغ ملی و بخشی از مسئولیت ما در قبال وطن است.
سوم، پسماند؛ زخمی چرکین بر چهره زمین. زبالههایی که در حاشیه جادهها، دامنه کوهها، بستر رودخانهها، پارکها، جنگلها و سواحل رها میشوند، فقط سیمای طبیعت را نمیآلایند؛ شأن خاک را جریحهدار میکنند. این خاک، همان خاکی است که بر آن نماز میگزاریم، از آن روزی میجوییم و فرزندانمان را بر آن به آینده میسپاریم. این نیز گونهای از همان ظلم به امانت الهی است؛ امانتی که اگر پاسش نداریم، از عهد خود با آفرینش دور شدهایم.
اینجاست که باید از "محرم سبز" سخن گفت؛ محرم سبز، یعنی آنکه عزاداری برای امام حسین(ع) تنها در سینهزنی و اشک و بیرق خلاصه نشود، بلکه در پاسداشت هر قطره آب، هر ذره انرژی و هر وجب زمین، تجلی پیدا کند. مدرسه آزادگی است و امروز یکی از درسهای بزرگ آن، رهایی از اسراف، از مصرفزدگی و از بیاعتنایی به نعمتهاست. عزاداریِ راستین، آن است که هم دل را بلرزاند و هم دست را به مسئولیت وادارد.
از مسئولان، علما و روحانیون گرامی و مبلغین فرهنگ عاشورا، هیئتهای مذهبی، مسئولین تکیهها و خادمان موکبها و از همه عاشقان اهلبیت(ع) میخواهم که این ایام را به میعادگاه یک بسیج عمومی و جهادی برای محیط زیست بدل کنند. بیاییم در ایامالله محرم، مصرف را به حداقل برسانیم، پسماند را از مبدأ جدا کنیم، از اسراف در توزیع نذری بپرهیزیم، و به یاد تشنگی فرات، اسراف آب را گناهی نابخشودنی بدانیم. این همان جهاد در راه محیط زیست است؛ جهادی که با تغییر عادتها، با انضباط در مصرف، و با احترام به حق نسلهای آینده معنا مییابد.
در فرهنگ عاشورا، نذر جایگاهی بلند دارد. مردم برای رضای امام حسین(ع) نذر میکنند؛ نذر خوراک، نذر پوشاک، نذر خدمت، نذر روزه، نذر قرآن؛ نذر، یعنی انسان چیزی از دارایی، توان، وقت یا دل خود را در راه خیر پیشکش کند. امروز، زمان آن رسیده است که در کنار این همه نذر نورانی، از "نذر سبز" نیز سخن بگوییم. نذر سبز، یعنی نذر کردنِ کاهش مشخصی از مصرف آب، برق، گاز و تولید پسماند در دهه اول محرم. نذر سبز، یعنی هر خانواده و هر هیئت، با خود پیمان ببندد که در این روزها کمتر مصرف کند، کمتر دور بریزد، بیشتر تفکیک کند و مسئولانهتر زندگی کند.
مردمی که دل در گرو حسین(ع) دارند، میتوانند به جای افزودن بر مصرفهای ناپایدار، بخشی از نذر خود را به ماندگاری و پاکیزگی آیینها اختصاص دهند؛ برای نمونه، اهدای ظروف چندبارمصرف، لیوانهای دائمی، پارچهای آب، مخازن تفکیک پسماند، کیسههای پارچهای، سطلهای مخصوص زباله خشک و تر، یا تجهیزات جمعآوری پسماند به هیئتهای مذهبی، خود میتواند نذری ارزشمند و ماندگار باشد.
از هیئتهای مذهبی عزیز انتظار میرود که در کنار بیرق عزا، نیت سبز را نیز برافرازند. چه نیکوست اگر در ورودی هیئتها، تابلوهای نذر محیط زیست نصب شود؛ اگر اعضا به جمعآوری پسماند خشک تشویق شوند؛ اگر استفاده از ظروف پایدار جایگزین مصرف بیرویهی پلاستیک شود؛ اگر لیوانهای یکبارمصرف جای خود را به لیوانهای دائمی بدهند. و جایی برای اهدای ظرف، لیوان، مخزن تفکیک، کیسه پارچهای، یا هر وسیلهای که به کاهش پسماند و حفظ حرمت زمین کمک کند اختصاص دهند.
بیایید ما نیز در محرم امسال، همپای کودکان و نوجوانان این سرزمین که تداوم راه شهدای میناب را در "مأموریت ماکان" به تصویر کشیدند، اشک را با آگاهی، نذر را با مسئولیت، و سوگ را با صیانت از طبیعت درآمیزیم. بگذاریم از دل این روزهای سیاهپوش، قیامی سبز برخیزد؛ قیامی برای نجات زمین، برای پاسداشت نعمت، برای فردایی که فرزندانمان در آن، ایران را همچنان زنده، نجیب و پاینده بیابند.
** معاون رییسجمهور و رییس سازمان حفاظت محیطزیست