خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: کتاب الجرح و التعدیل یکی از معتبرترین منابع مفصل راوی شناسی (رجال) و صحابه شناسی اهل سنت به شمار می رود که توسط ابومحمد عبدالرحمن بن محمد بن ادریس بن منذر بن داود بن مهران ابن ابی حاتم رازی (۲۴۰ـ۳۲۷ق) تالیف شده است. او که از علمای مهم رجال و حدیث اهل سنت بود، احادیث معتبر اهل سنت درباره فضائل علی بن ابی طالب(علیه السلام) و منقبت ها و توثیق های مربوط به راویان شیعه را در کتاب های خود بویژه الجرح و التعدیل نقل کرده و به همین دلیل از سوی متعصبان اهل سنت به شیعه بودن متهم شده است.
اهمیت و ساختار کتاب الجرح و التعدیل:
این کتاب منبع بسیار مهمی برای تدوین کتاب های ذهبی، سمعانی، ابن کثیر، خطیب بغدادی، و ابن حجر عسقلانی بوده است. او در این کتاب ابتدا مقدماتی درباره شناخت سنت نبوی و ناقلان آن، کیفیت و ملاک تشخیص راویان از هم، طبقات راویان، صحابه، تابعین، پیروان تابعین، جایگاه راویان، و ائمه بزرگ حدیث را ذکر کرده که بیشتر جنبه روش شناختی و مبنایی دارد، سپس در مورد هر استاد از اساتید بزرگ روایت، مطالب و سخنان عمیقی در قالب «باب فی...» ذکر کرده است.
وی درباره هر راوی مطالبی از این قبیل ذکر کرده است: (الف) : جایگاه راوی در میان علمای رجال و حدیث، (ب) : دانش و فقه راوی، (ج) : بررسی صحت و اعتبار سخنان راوی، (د) : میزان شناخت راوی از احادیث و بزرگان حدیث، (هـ) : اخلاق فردی و اجتماعی و آداب راوی و سایر ملاک ها و ویژگی های شخصیتهای حدیثی.
انصاف ابن ابی حاتم رازی:
بسیاری از مطالب ابن ابی حاتم در کتاب های خود به ویژه کتاب الجرح و التعدیل از روی انصاف، عدالت، و آزادی علمی مطرح و ثبت شده است. بنابراین، او مطالب فراوانی درباره بزرگان علمای شیعه و امامان معصوم(علیهم السلام) آنان بیان کرده است که مورد توجه و استناد دانشمندان شیعه قرار گرفته است. و حتی برخی از محققان شیعه در مقام احتجاج و مناظره عقیدتی با علمای اهل سنت به مطالب او استناد کرده اند.
نکته حائز اهمیت درباره کتاب «الجرح و التعدیل» این است که کتاب های فراوانی در این زمینه و با همین عنوان البته با کم و زیادهایی در تعبیر مثل میزان الجرح و التعدیل توسط علمای اهل سنت و شیعه نگاشته شده است که نباید با این کتاب اشتباه شود.
این کتاب توسط عبدالرحمن یحیی المعلمی الیمانی تصحیح و بارها در کشورهای اسلامی مثل هند، مصر، و لبنان چاپ شده است.
پی نوشت:
۱ـ خیر الدین زرکلی، الأعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چ۸، ۱۹۸۹م، ج۳، ص۳۲۴؛ ج۶، ص۲۷.
۲ـ ابو سعید سمعانی، الأنساب، تحقیق عبدالرحمن بن یحیی المعلمی االیمانی، حیدرآباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، ۱۳۸۲ق، ج۴، ص۱۱۵ و بعد، ص۲۸۷؛ ج۶، ص۱۷۱، ص۱۲۹؛ ج۱۳، ص۱۰۶.
۳ـ ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق، ج۹، ص۹۷ و ۲۲۶۴ ج۱۰، ص۳۴۳؛ ج۱۱، ص۵۹، ص۱۹۱.
۴ـ شمس الدین ذهبی، تاریخ الإسلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، چ۲، ۱۴۱۳ق، ج۲۵، ص۳۰۹، ج۲۶، ص۴۲۳، ص۶۲۲.
۵ـ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۲۲۰، ص۳۷۶، ص۳۸۵۴ ج۳، ص۱۲۸، ۱۴۸، ص۱۴۹، ص۲۷۶، ص۳۴۷، ص۳۶۰; ج۴، ص۶۶، ص۱۰۱، ص۱۲۱، ص۱۶۴، ص۲۲۴، ص۲۶۴، ص۳۱۶، و سایر مجلدات.
۶ـ ابن عماد حنبلی، شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، تحقیق الأرناؤوط، دمشق و بیروت، دار ابن کثیر، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۳۱، به بعد، ج۴، ص۱۳۹.
۷ـ یاقوت حموی، معجم البلدان، بیروت، دارصادر، چ۲، ۱۹۹۵م، ج۳، ص۱۲۰.