جهان صنعت نیوز، درست در روزهایی که مسئولان ترافیکی ما در بوق و کرنای مناطق آزاد میدمند، سه غول بزرگ خودروسازی اروپا یعنی فولکسواگن، استلانتیس و رنو (که فرمان ۶۰ درصد تولید این قاره را در دست دارند) بیانیهای مشترک صادر کرده و صراحتاً از اتحادیه اروپا خواستهاند قوانین سختگیرانهای تحت عنوان *Made in Europe* وضع کنند.
منطق مهندسی و عددی آنها چیست؟ آنها اصرار دارند که حداقل ۷۰ درصد ارزش یک خودرو باید الزاماً در داخل مرزهای اروپا خلق شود و تمام مشوقهای دولتی باید به خونرسانی به ترازنامه قطعهسازان داخلی اختصاص یابد. همزمان، مدیرعامل رنو مستقیماً از اتحادیه اروپا میخواهد که حتی خودروسازان چینی فعال در قاره را مجبور کند قطعات خود را از زنجیره تأمین اروپا بخرند؛ چرا که او به خوبی میفهمد مغزافزار و ثروت واقعی یک صنعت، در زنجیره قطعهسازی آن نهفته است، نه در شوومهای لوکسِ فروش خودروی آماده.
حال این تفکر استراتژیک را بگذارید کنار رفتار گازانبری سیاستگذار ایرانی! در اتمسفری که زنجیره قطعهسازی بومی ما زیر بار مطالبات معوق دهها همتی و بحران نقدینگی در حال ایست قلبی است، مسئول ارشد ترافیکی کشور با ابراز خرسندی، پلاکگذاری خودروهای آماده در منطقه آزاد را تسهیلات به مردم مینامد! اروپا برای حفظ بقای صنعتی خود، حتی رقیب چینی را مجبور به تکریم قطعهساز داخلیاش میکند، اما سیاستگذار ما با قیمتگذاری دستوری توان تحقیق و توسعه (R\&D) و نقدینگی را از خودروساز داخلی سلب کرده، ارزبری دنا و تارا را به پای ناکارآمدی مینویسد، و همزمان با پلاکهای مناطق آزاد، نان قطعهساز داخلی را آجر میکند تا چند صباحی ژست پوپولیستیِ “حق دسترسی به خودروی خارجی” را به نمایش بگذارد. این دیگر شکست بازار نیست؛ این مصداق بارز خطای استراتژیک در مدیریت صنعتی است.
مسئولانی که امروز با افتخار خبر از پلاکگذاری خودروهای لوکس در مناطق آزاد جدید میدهند، چشمان خود را به روی زنجیره تأمین قطعهسازی کشور بستهاند که زیر بار مطالبات معوق و مشکلات نقدینگی نای نفس کشیدن ندارد. آنها فکر میکنند با تزریق چند هزار خودروی پلاکمنطقهای به خیابانهای قفلشده و آلوده تهران، تب بازار خودرو فروکش میکند؛ اما طبیعت اقتصاد از بخشنامهها و شوهای رسانهای تبعیت نمیکند.
تا زمانی که سه ضلع واقعیسازی نرخ بهره، اصلاح ترازنامه انرژی و عرضه شفاف و رقابتی خودرو بدون سرکوب قیمت به طور همزمان جراحی نشوند، این قبیل اقدامات جز پاشیدن رنگ بر دیوارهای یک سیستم مخروبه نیست. کسانی که امروز برای این طرحها هیاهو میکنند، یا مفهوم توسعه را نمیفهمند، یا تعارض منافع آنها را به این صرافت انداخته که برای خوشآمد مقطعی افکار عمومی، تیشه به ریشه توان تولید ملی بزنند.
پایان این شاهراه پلاکهای رنگی، فروپاشی حتمی آن چیزی است که از صنعت و توان قطعهسازی ملی باقی مانده است. طبیعت بیرحم اقتصاد در نهایت این خطکشیهای رانتی را در هم خواهد شکست، اما بهای این رسوایی مدیریتی و صدمات ساختاری را باز هم باید با فرسایش سرمایههای این مرز و بوم و سفرههای کوچکشده مردم پرداخت کرد؛ قضاوتی تلخ که تاریخ، به نام بانیان این پوپولیسم ویرانگر ثبت خواهد کرد.
∎