به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، اسطورهها ریشه در حقیقت دارند و روایتهای اغراقشده تاریخند. آن زمان که فردوسی از گردآفرید روایت میکند، با عطف به این اعتراف؛ «که رستم یلی بود در سیستان * که من کردمش رستم داستان» ذهن را وا میدارد که شخصیت «گُردآفرید» را نیز به همین سیاق به اسطوره تبدیل نموده و او را دخترک دلاوری در تاریخ ایران معرفی کرده است. اسطورهای که از دل شاهنامه و حقیقتش از دل تاریخ ایران برگرفته میشود.
«گردآفرید» به روایت شاهنامهپژوه معروف، استاد «جلال خالقی مطلق»، نخستین شیرزن حماسه ملی ایران است که در نبرد با سهراب در تاریخ اسطورهای ایران در شاهنامه ماندگار شده است. گردآفرید، نقطهشروع حماسهآفرینی بانوان ایرانی است و پایان این مسیر همچنان باز و به امتداد تاریخ ایران است.
در کنار نامهای مردان دلاور ایران باستان، نام بانوانی مانند «یوتاب»، سردار زن ایرانی و خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم به جای مانده است که در نبرد با اسکندر گجستک همراه برادرش، فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشت و در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست. یا «آریاتس» که یکی از سرداران مبارز و دلیر هخامنشیان در سالهای پیش از میلاد بوده است و مورخین یونانی نیز از وی نام بردهاند.
در طول تاریخ نزدیکتر به دوره ما، در میان قوم لر، بانوان حماسهآفرین بسیاری مانند بیبی عظیمه، بیبی کوکب، بیبی شاهپسند، بیبی قدمخیر، دولت خاتون و... در تاریخ ایران وجود دارند که از میان آنان «بیبی مریم بختیاری» از همه مشهورتر است. بیبی مریم مشهور به سردار مریم بختیاری، نویسنده ایرانی و از زنان فعال در انقلاب مشروطه است. وی از پیشگامان مطالبات حقوق زنان و از مدافعان ملی سرزمین ایران در هنگام جنگ جهانی اول بهشمار میآید که در فتح تهران در دوران مشروطه به دست مجاهدان بختیاری حضور داشت.
در میان قوم کُرد نیز بانوان حماسهآفرینی مانند بانو آدلاجاف (عادله جاف) کم نیستند که بریتانیاییها در جنگ جهانی اول بهخاطر شجاعت و فرمانروایی فوقالعادهاش به او القاب بانو، شاهزاده شجاعان و بهادر بیک دادند.
در میان قوم تُرک نیز نام بانوان حماسهسازی مانند گردویه (گردیه) از خاندان اشکانی و خواهر بهرام چوبینه به عنوان شیرزنی قهرمان و مدّبر به جا مانده است که در مبارزات و جنگهای برادرش همرزم وی بود.
در میان قوم عرب نیز نظیر دختر شیخ سلمان کعبی بسیارند که در قیام علیه انگلیس گفته بود اگر برخی از مردان در میدان جنگ حاضر نشوند خودم لباس مردانه به تن میکنم و میجنگم. در یکی از مشهورترین قیامهای تاریخ ایران، یعنی قیام جنگل (نهضت میرزا کوچک خان جنگلی) نیز به گواه شاهدان عینی و منابع مکتوب، نقشآفرینی و همراهی بانوان قابل توجه بوده و به لحاظ گستردگی زمانی و مکانیِ این مقاومت مردمی، بانوان بسیاری در این مبارزات همراهی و همکاری داشتند و در گمنامی مجاهدت کردند. همچنین علاوه بر تحمل مشقتهای مقاومت که بر خانوادههای سران و مبارزان نهضت جنگل وارد میشد، زنان و دختران این سرزمین در مداوای مبارزان زخمی، تهیه خوراک، دوخت البسه و پوشاک سربازان جنگل نیز میکوشیدند. این بانوان در رویارویی مستقیم با نیروهای انگلیس، روس و قزاق نیز قرار گرفته بودند. بتول خانم، بلور خانم، هیبت بانو، کربلایی زهرا، شاه طلا و... از بانوانی هستند که نامشان در ذیل قیام جنگل به یادگار مانده است.
به همین ترتیب نام بانوان بسیاری در طی دوران مختلف تاریخ در سراسر ایران در کنار مردان در خلق حماسه و دلاوری ماناست و شاید بتوان گفت که تاریخ از میان این ادوار، بیش از همه، اسناد مربوط به بانوان حماسهآفرین در دورهی پهلوی در مبارزه بر ضد این رژیم و بانوان ایثارگر دوران دفاع مقدس 8 ساله را مکتوب دارد.
در خلق حماسه بانوان ظلمستیز در دوران پهلوی، مشهورترین نام، خانم مرضیه حدیدچی (دباغ) است که سالها به همراه دخترش رضوانه در زندانهای ساواک به سر برد. وی یکی از افرادی بود که پس از خروج از کشور در سال 1353 در لبنان و در کنار امام موسی صدر و شهید چمران حضور داشت و زنان مبارز و سیاسی گوناگونی که با منشها و بینشهای مختلف و اهدافی متفاوت به لبنان و سوریه میرفتند زیر نظر او آموزشهای نظامی را فرا میگرفتند. سوسن حداد عادل، وجیهه ملکی، طاهره سجادی و... از بانوان مبارز بر ضد رژیم پهلوی و از جمله نامهای آشنا برای تاریخ معاصر و نقشآفرین در حماسههای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 هستند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز نقشآفرینی بانوان در مبارزه بر ضد دشمن برای ایجاد امنیت و آرامش در ایران با مشارکت در 8 سال دفاع مقدس ادامه پیدا کرد؛ بانوانی که با حضور در نقش بانوان پشتیبان جنگ، امدادگر، فعالان بخش آموزش نظامی و... در حماسه پیروزی ایران در سال 1367 حضوری پررنگ داشتند و نامشان در کنار مردان قهرمان در تاریخ به یادگار مانده است. این بانوان در قالب خواهران بسیجی و... پس از دفاع مقدس نیز دوشادوش مردان هر جا که نیاز بوده حضور داشته و دارند و هلال احمر نیز یکی از صحنههای اصلی حضور آنان است.
در جنگ 12 روزه بر علیه ایران در سال 1404، بانوان در شکلی متفاوت، اما همچنان پررنگ در کنار آقایان حضور داشتند. بانوان امدادگر، خبرنگار، بانوانی که در سامانه 4030 به بهبود وضعیت روحی جامعه کمک میکردند و... همگی خالق حماسه شدند.
در جنگ رمضان در سال 1404 که تا 1405 ادامه یافت نیز علاوه بر نقشهای ایفاشده در جنگ 12 روزه، نقش دیگری به نقشهای بانوان اضافه شد؛ حضور در خیابان و قرار گرفتن در سنگرهایی که درست وسط میادین اصلی شهرهای ایران برپا شدند. از این میان، بانوانی هم در موکبها مسئولیت پذیرایی از مبارزان خیابانی را برعهده گرفتند که برمبنای مشاهدات میدانی، برخی از آنان همان بانوان پشتیبان جنگ در 8 دفاع مقدس هستند که همچنان حضوری پررنگ در صحنه دارند.
حضور این بانوان در موکبها از هر سنی، تداعیگر همان نقش بانوان در مهمانداری در خانه و همچنین ایفای نقش مادری در حمایت عاطفی از اعضای خانواده است که این بار در خانهای به وسعت ایران برای خانوادهای به بزرگی اجتماع ایرانیان در حال انجام است. بانوان موکبها تجربه کردهاند که در پشتیبانی عاطفی مادرانه و توانایی گرم نگهداشتن هر اجتماع با پتانسیل مادرانهای که در وجود تکتک آنان به ودیعه نهاده شده است، میتوانند یکی از عوامل اصلی حفظ هر اجتماعی باشند.
بانوانی که در موکبها آموزش اسلحه میدهند یا میبینند نیز عملاً اعلام میکنند که مانند شیرزنانی از گردآفرید گرفته تا بیبی مریم بختیاری و بانوان حامی نهضت جنگل و... پای دفاع مبارزانه جدی و رودررو نیز ایستادهاند. به یقین گردآفریدان ایران در این دوره نیز، هرگز همچون همتایان خود در طول تاریخ، صحنه حمایت از این کشور را خالی نخواهند گذاشت و در خلق حماسه چنان که تاکنون دوشادوش مردان بودهاند، همچنان خواهند ماند.
یاداشت از: دکتر اقلیما انصاری، نویسنده و دکتری زبان و ادبیات فارسی
انتهای پیام/