شناسهٔ خبر: 78584115 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: شهر | لینک خبر

گفت‌وگوی شهر با ۳ خانواده آسیب‌دیده در جنگ؛

آنها که می‌گفتند اسرائیل نقطه‌زنی می‌کند سری به خانه ما بزنند + عکس

۳ خانواده که خانه‌ و کاشانه‌شان را در جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران از دست داده و در هتل اسکان دارند روایت‌هایی از روزهای تلخ جنگ دارند و می‌گویند آنها که می‌گفتند اسرائیل نقطه زنی می‌کند سری به خانه ما بزنند.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری شهر، جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، با تمام قهر و هیاهوی آتش‌بارش، چهل روز بر تن تهران چنگ انداخت. بنا بر آخرین گزارش‌ها، ۶۵۰ مورد اصابت موشک و پرتابه در پایتخت رخ داد و این اصابت‌ها به شهادت ۱۲۶۰ نفر از مردم تهران و مجروح شدن بیش از ۲۸۰۰ نفر انجامید. در همین میان، خسارت وارد شده به ساختمان‌های مسکونی به ۵۱ هزار واحد رسید.

پس از فراز و نشیب‌های فراوان در هفته آخر خرداد ۱۴۰۵ خاتمه جنگ اعلام شد. اما در آن زمان، عبور موشک‌های آمریکا و اسرائیل، نه فقط سقف‌ها، که پیوند برخی آدم‌ها با «خانه» را گسست. حالا در گرمای خردادماه ۱۴۰۵، برخی در تهران در وضعیتی مبهم به سر می‌برند؛ تقویم‌ها پایان جنگ را ثبت کرده‌اند، اما در لابی هتل‌ها، هنوز عقربه‌های ساعت برای آنها در لحظه‌ اصابت آوار متوقف مانده است. این روایت، نه داستان موشک‌ها، بلکه حکایت مردمی است که آدرس خانه‌شان را در تلی از خاک جست‌وجو می‌کنند.

در لابی هتل ورنوس که در بلوار کشاورز تهران واقع شده، محمد رضا ضرابی را ملاقات کردم. او  متولد ۱۳۵۴ و از آسیب دیدگان جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران است که به همراه پسرش در هتل اسکان داده شده است.

محمدرضا ضرابی با دستانی که به گوشی موبایل چنگ زده، تصویر آواری را نشان می‌دهد که روزی خانه‌اش بود...«ببینید اینجا آسانسور بود. اینجا اتاق پسرم، ولی اکنون تلی از خاک و آهن است». آنها که می‌گفتند اسرائیل نقطه زنی می‌کند یک سری به ما بزنند و آدرس بدهم خانه‌یمان را ببینند.

آنها که می‌گفتند اسرائیل نقطه زنی می‌کند سری به خانه ما بزنند + عکس

راهی برای ساختن دوباره

آقای ضرابی که شب حادثه، تقدیر، او و پسرش را از مهلکه دور نگاه داشته، اکنون در فضای هتل، با صبوری به دنبال راهی برای ساختن دوباره است. او از حمایت‌های بی‌دریغ شهرداری در تأمین اسکان اضطراری و پذیرایی‌های جاری در هتل قدردانی می‌کند، اما نگاه نگرانش به تلاطم بازار، او را به این موضوع می‌رساند که برای عبور از این بحران، ظرفیت‌های خدمات شهرداری نیازمند همراهی ملی سایر نهادهاست.

آنها که می‌گفتند اسرائیل نقطه زنی می‌کند سری به خانه ما بزنند + عکس

او آنچه در جنگ بر سر او گذشته است را اینچنین روایت می‌کند: 

«ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ خانه‌ ما در لویزان تهران مورد هدف موشک قرار گرفت و حجم تخریب به حدی است که دیگر آن ساختمان قابل اسکان نیست و باید از نو ساخته شود. ساختمان ما ۵ طبقه و ۲۳ واحدی بود که کلا دیگر اثری از طبقات ۵، ۴ و ۳ نیست. طبقات پایین هم آسیب دیده ولی باید ساختمان از نو ساخته شود.

موشک از طبقه ۵ به سمت موتورخانه حرکت کرده و خوشبختانه ساعاتی قبل از شب حادثه به همراه پسرم به منزل پدری در نیاوران رفتم. برادرم همسایه مجاور ما در همان خانه و مدیر ساختمان است. او هم شب حادثه در خانه نبود و به دلیل صدای انفجارها به سمت دماوند رفته بود. فردای آن روز با من تماس گرفت و گفت نزدیک خانه ما به دلیل حملات موشکی آسیب دیده ولی بعدا متوجه شدم به دلیل اینکه ما نگران نشویم این حرف را زد فردا که محله رفتیم دیدیم دیگر اثری از آن خانه نیست. از آن کاشانه ای که مامن امن من و پسرم بود. از اینکه شهرداری تهران هتلی برای اسکان ما فراهم کرده رضایت دارم ولی برای دریافت ودیعه و پیدا کردن خانه هنوز مشکلاتی است. رهن خانه‌ها بسیار گران شده و  درخواست داریم نهادهای دیگر غیر از شهرداری هم پای کار بیایند.»

آنها که می‌گفتند اسرائیل نقطه زنی می‌کند سری به خانه ما بزنند + عکس

روایت یک دهه نودی از جنگ

محسن عیدی هم از دیگر افراد آسیب دیده از جنگ و متولد ۱۳۹۰ است. او را هم در هتل ورنوس ملاقات کردم. سر ظهر تنها برای صرف ناهار به رستوران هتل آمده بود . پس از گپ و گفتگوی دوستانه، محسن آنچه در جنگ رمضان بر سرشان آمده را اینچنین روایت می کند:

«من با مادرم تنها زندگی می کنیم و پدرم به رحمت خدا رفته است. خانه ما ۵ طبقه ۳ واحدی سمت دانشگاه علم و صنعت بود روزهای اول جنگ از تهران رفتیم ولی پس از چند روز، دور شدن از خانه برای ما سخت بود. با مادرم تصمیم گرفتیم برگردیم تهران ولی زمانی که برگشتیم همه چیز تغییر کرده بود. خانه ما دچار آسیب شده و فعلا نمی‌توانیم آنجا زندگی کنیم. مادرم شاغل است و من روزها تنها در هتل هستم.  الان که اینترنت وضعیت بهتری پیدا کرده گیم بازی می‌کنم. هر چند اینجا تقریبا همه چیز فراهم شده ولی دلم می خواهد به خانه خودمان و پیش وسایلم برگردم هیچ جا خانه خودمان نمی‌شود امیدوارم هر چه زودتر شرایط ما مثل قبل شود. تعجب می‌کنم از آنها که می‌گفتند اسرائیل و آمریکا با آدم‌های معمولی کاری ندارد.»

محسن در میان هیاهوی بزرگ‌سالان، تنها یک آرزو دارد؛ بازگشت به اتاق خودش؛ جایی که وسایلش، بوی «خانه» می‌دهند.

از احساس تعلیق رهایم کنید

پس از محسن مردی میانسال با موهای جوگندمی را در لابی هتل دیدم او هم از آسیب دیدگان جنگ است. صدایش زدم که اگر تمایل دارد آنچه برایش در جنگ اتفاق افتاده را روایت کند. از این موضوع استقبال می‌کند. انگار دنبال گوش شنوا می‌گردد تا با او دردل کند.

خودش را علی رجب لو معرفی می‌کند متولد ۱۳۳۶، بازنشسته است و دو فرزند پسر دارد که البته یکی به رحمت خدا رفته، به همراه همسرش در هتل روزگار را سر می کند.

آقای رجب لو روایت آنچه برایشان اتفاق افتاده را اینچنین روایت می‌کند:

«خانه ما حوالی میدان پاستور  و در کوچه شهید آقا علی عبدالهی است. یک ساختمان ۵ طبقه ۲۹ واحدی. آنجا مالک بودم و خاطرات زیادی در آنجا داشتیم. روزی که بیت رهبری هدف موشک قرار گرفت زمین تکان خورد انگار زلزله بزرگی آمد. همسرم در خانه بود و به شدت ترسید و زمانی که دیدیم حملات به این محدوده ادامه دارد مجبور شدیم خانه را ترک کنیم. چند روزی شهرستان به خانه پسرم رفتیم ولی زود تهران برگشتیم. البته زمانی که برگشتیم دیگر آن خانه، خانه نبود. 

الان ۳.۵ ماه است که به نوعی آواره شده‌ایم هرچند شهرداری به ما در هتل اسکان داده و پذیرایی هم انجام می‌شود ولی هیچ جا خانه خود آدم نمی‌شود. کلافه و خسته شده‌ایم. پیدا کردن خانه برایمان سخت است.  از دستگاه‌ها و نهادها خواستاریم که کمک کنند تا زودتر تکلیفمان مشخص شود. خانه ما که فعلا قابل سکونت نیست از دست اندرکاران میخوام من و همسرم را از این شرایط که احساس می کنم معلق مانده نجات دهند.

عبور از بحران سخت «سقف» 

تعمیر، مقاوم سازی و مرمت خانه بسیاری از آسیب دیدگان جنگ اکنون انجام شده و ترخیص بسیاری از آنها از هتل پس از اعلام آتش بس صورت گرفته است. البته هنوز به دلیل نیاز به زمان برای بازسازی خانه‌های تخریب شده و روند پیدا کردن خانه توسط آنها پس از دریافت ودیعه، برخی خانواده‌ها در هتل اسکان دارند. 

حالا پس از روایت این سه آسیب دیده جنگ در هتل ورنوس آنچه چالش بوده، عبور از بحران سخت «سقف» است. شهرداری تهران با فعال کردن ظرفیت‌های اسکان موقت، در روزهای تلخ، به اذعان آسیب دیدگان توانست مرهمی بر آلام آنها باشد، عملیات بازسازی و نوسازی خانه‌ها با همکاری گروه های جهادی هم در حال انجام است اما امروز این شهروندان، در پی بازگشت سریع‌تر «معنای زندگی» هستند و اکنون زمان آن است که با هم‌افزایی دستگاه‌های اجرایی و تکمیل هر چه بیشتر زنجیره‌ حمایتی، روند بازسازی خانه‌ها سرعت بیشتری یابد تا این هم‌وطنان صبور، نه در لابی هتل‌ها، که در چهاردیواری آرامش‌بخش خانه‌های خویش، پایان واقعی جنگ را جشن بگیرند.