به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، سمند قدیمی مدل ۸۸ به آرامی پیچ جاده را پشت سر گذاشت و سرنشین آن با توقف در مقابل سازمان انرژی اتمی ضمن پیاده شدن از ماشین در راه رسیدن به اتاق خود به گرمی و آرامی به گفتوگو و احوالپرسی با همکاران خود پرداخت. در آن روزهای سرد اسفند ماه هیچ یک از همکاران دکتر سیدمحمدرضا صدیقی صابر فکر نمیکرد که ممکن است با اوج گرفتن آتش جنگ تحمیلی ۱۲ روزه در تیرماه سال بعد دیگر او را نبیند و هنگام مشاهده فیلم عملیات آواربرداری از منزل پدری وی در روستای نیاکوی آستانه اشرفیه با پیکرخونین و ماشین قدیمی وی مواجه شوند.
صلابتی مثال زدنی برای خدمت به کشور
«شهید سیدمحمدرضا صدیقی صابر»، دوم شهریورماه ۱۳۵۲ در روستای نیاکوی آستانه اشرفیه، در دامان خانوادهای کشاورز اما عمیقاً متدین دیده به جهان گشود. اگرچه والدین او از بهرهمندی از تحصیلات رسمی محروم بودند، اما با حکمتی برخاسته از ایمان و تجربه زیسته، بذر دانشاندوزی و تقوا را در وجود فرزندشان کاشتند و او را برای مسیری فراتر از زندگی معمولی آماده ساختند.
پرورش در فضای معنوی و مذهبی روستای زادگاهش، مسیر علمی او را هموار کرد و برای ادامه تحصیل، گامهایش را به روستای سیاهکوچه کشاند. این تربیت دینی چنان در جان او ریشه دواند که حتی در مواجهه با سوگهای سنگین زندگی؛ از دست دادن مادر در سال ۱۳۷۶ و پدر در سال ۱۴۰۰، نیز استقامت و صلابت خود را از دست نداد. او این مصیبتها را نه پایان راه، که آزمونی الهی دانست و با انگیزهای مضاعف، خدمت به خلق و کسب رضایت پروردگار را سرلوحه زیست خویش قرار داد.
بدینسان، شهید صدیقی صابر مسیر علم و عمل را بیوقفه پیمود و پس از سه دهه فعالیت پژوهشی و میدانی، به یکی از ارکان تأثیرگذار و استوار در پیشرفت برنامههای هستهای و دفاعی کشور تبدیل شد. زندگی او، تجسم عینی پیوند ناگسستنی «تقوا» و «تخصص» بود؛ مردی که ریشه در خاک روستا داشت، اما با اندیشهاش، دیوارهای امنیت و خودکفایی علمی ایران را استوار کرد و نامش را در زمره شهدای علم و ایثار جاودانه ساخت.
خط قرمزی برای تمام زمانها و مکانها
به روایات دوستان و همکاران مهمترین خط قرمز شهید صدیقی صابر به عنوان یکی از عناصر کلیدی پیشرفت پروژه های فناورانه در سطح کشور رعایت حقوق مربوط به بیت المال و مسائل مرتبط با حق الناس بود. پیروی از مکتب اهل بیت(ع) به قدری برای این سرباز و فدایی گمنام امام زمان(عج) مهم بود که همواره می گفت:«مؤمن شیعه همیشه باید هوشیار، بصیر و دشمن شناس باشد.»
علم ناقص می تواند آسیبزا باشد
این دانشمند نخبه همواره بر این باور استوار بود که «علم، امانتی سنگین است و باید آن را تمام و کمال فرا گرفت»؛ چراکه به زعم او، دانشِ ناقص، نهتنها راهگشا نیست، که میتواند به ابزاری آسیبزا و گمراهکننده تبدیل شود. این نگرش عمیق، در سبک تربیتی او نیز تجلی یافت؛ چنانکه دخترش، فاطمهسادات، را چنان پرورش داد که درسخواندن را نه یک تکلیف، که یک «مسئولیت اخلاقی» بداند و همواره با دقتی مثالزدنی و وسواسی علمی به فراگیری دانش بپردازد.
تعهد کاری شهید والامقام نیز زبانزد خاص و عام بود. به روایت برادرش «هنگام کار بر روی پروژه تولید واکسن "فخرا"، به مدت ۱۰ الی ۱۲ روز متوالی، خانه را ترک میکرد و شبانهروز در محل کار حاضر میشد؛ گویی تمام وجودش را وقف آن پروژه کرده بود تا مبادا لحظهای از مسیر خدمت باز بماند. این فداکاری، نه از سر اجبار، که برآمده از ایمانی ریشهدار و عشقی بیپایان به میهن و پیشرفت علمی کشور بود.
فروتنی و ساده زیستی رمز موفقیت دانشمند گمنام هستهای
طبق روایات موجود از زندگی و منش این شهید والامقام، ایشان از کودکی با هوشی سرشار و رفتاری فروتنانه، دلهای اطرافیان و نزدیکان را به خود جذب میکرد؛ ویژگیای که حتی پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه صنعتی امیرکبیر و پیوستن به جمع نخبگان علمی کشور، نهتنها کمرنگ نشد، که به الگویی ماندگار از «عالمِ عامل» و «نخبهٔ متواضع» تبدیل گردید.
به روایت برادر شهید که تنها بازمانده از خانوادهٔ شهیدان صدیقی صابر است این دانشمند پرکار هستهای، که در اردیبهشتماه ۱۴۰۴ توسط وزارت خزانهداری ایالات متحده در فهرست تحریمها قرار گرفته بود، در تمام طول عمر پربرکت خویش، برای تردد شخصی از خودروی سمند مدل ۸۸ استفاده میکرد؛ گویی زهد و سادهزیستی، بخشی جداییناپذیر از هویت علمی و ایمانی او بود. بیگمان، خداوند متعال به پاس این خصیصهٔ والای اخلاقی، شهادتی «ایوبوار» سرشار از صبر، اخلاص و پاداش الهی را نصیب این دانشمند مخلص راه استقلال و آزادی میهن اسلامی نمود..
ترور ناجوانمردانه فرزند و سفری به مقصد بهشت
تقدیر الهی چنان رقم خورد که این دانشمند شهید، که از سلالهٔ پاک سادات بود، همچون جد بزرگوارش امام حسین (ع)، پیش از شهادت مظلومانهٔ خود، طعم تلخِ فراق فرزند و شیرینِ مقام «پدرِ شهید» را بچشد. دشمن صهیونیستی که به تعبیر خود شهید «همواره در کمین ملت ایران است» در ۲۳ خردادماه ۱۴۰۴ با یورشی برنامهریزیشده و ناجوانمردانه به منزل مسکونی وی در تهران، سیدحمیدرضا، فرزند ۱۷ سالهٔ این خانواده را به شهادت رساند.
این واقعهٔ دردناک، نه پایان راه، که آغاز فصلی نو در مسیر بندگی بود. شهید صدیقی صابر با صبری ایوبگونه و ایمانی استوار، اندکی پس از این فراق، در سوم تیرماه ۱۴۰۴ همراه با یازده تن از اعضای خانوادهاش در خانهٔ پدری، به فیض عظیم شهادت نائل آمد و به سرور و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) که از کودکی عشق به او در جانش ریشه دوانده بود ملحق گردید.
بدینسان، این شهید والامقام، خود را بهعنوان الگویی زنده از «تقوا»، «ایمان» و «عمل خالص» در راه رضای الهی به جهانیان و ملت قهرمانپرور ایران معرفی کرد.
یاد و نامش گرامی، راهش پررهرو، و خون پاکش الهامبخش نسلهای آیندهٔ ایران اسلامی باد.
انتهای پیام/