تئاتر ایران در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری، در معرض اتفاقاتی بود که این حوزه را دچار آسیبهای جدی کرد. هنری که ذات آن بر ارتباط مستقیم با مخاطب، پویایی اجتماعی و استمرار اجرا استوار است، در مواجهه با بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و حتی جنگ، بارها ناچار به توقف، بازتعریف یا تطبیق با شرایط تازه شده است. از کاهش توان معیشتی مردم گرفته تا همهگیری کرونا، جنگ ۱۲روزه، ناآرامیهای اجتماعی دی ۱۴۰۴، جنگ رمضان و تبعات ناشی از آن، هر یک به شکلی بر چرخه آثار نمایشی اثر گذاشتهاند. در چنین شرایطی، تئاتر ایران نهتنها با چالشهای مقطعی، بلکه با پرسشهایی درباره آینده، شیوه بقا و حتی حفظ هویت خود روبهرو است. با این حال، ایوب آقاخانی و حمیدرضا نعیمی از کارگردانان شناخته شده و پرکار تئاتر در ارزیابی اثرات این بحرانها، ضمن تأکید بر آسیبپذیری هنرهای نمایشی، نگاههای متفاوتی را نسبت به ریشههای مشکلات این حوزه مطرح میکنند.آقاخانی با اشاره به اینکه تمامی این بحرانها در اندازه و ظرفیت خود به تئاتر آسیب وارد کردهاند، معتقد است: بیشترین تأثیر مخرب را همهگیری کرونا بر تئاتر گذاشته است. وی میافزاید: این بحرانها بیش از آنکه ساختار تئاتر را هدف قرار دهند، پویایی آن را تحت تأثیر قرار دادهاند؛ پویایی که به معنای شکلگیری یک جریان مستمر برای اثرگذاری تئاتر بر لایههای مختلف اجتماعی است.
او در ادامه میگوید: اگر تمامی این بحرانها در یک کفه ترازو قرار گیرند، بدون تردید تأثیری که کرونا بر تئاتر گذاشت با هیچ یک از التهابات اجتماعی قابل مقایسه نیست.به گفته این نمایشنامهنویس و کارگردان؛ جنگ، تحریم یا ناآرامیهای اجتماعی بخشی از تجربه زیسته جامعه هستند و میتوانند در آثار نمایشی بازتاب یابند و حتی به موضوع نقد و تحلیل تبدیل شوند. وی تأکید میکند: در طول تاریخ تئاتر نیز جنگها، انقلابها و بحرانهای اقتصادی همواره بر نمایشنامهها و اجراها اثر گذاشتهاند.آقاخانی تفاوت اساسی کرونا با سایر بحرانها را در این میداند که جامعه و تئاتر صرفاً با «خطر» مواجه بودند نه با پدیدهای که امکان نقد و واکاوی آن وجود داشته باشد.
او میگوید: در دوران کرونا، تئاتر با یک تأثیر یکسویه، غیراجتماعی و فراتر از حوزه نقد و تحلیل روبهرو شد؛ مسئلهای که به قطع جریان تئاتر و تغییر ریل حرکت آن انجامید. به باور وی، کرونا بیش از هر بحران دیگری در تخریب دینامیسم تئاتر مؤثر بوده است.
حمیدرضا نعیمی ریشه بحران تئاتر را در رخدادهایی چون کرونا، جنگ یا تحریم جستوجو نمیکند. وی معتقد است: تئاتر ایران سالهاست با یک بحران دائمی مواجه است؛ بحرانی که از بیتوجهی مسئولان به فرهنگ، هنر و ادب ناشی میشود.نعیمی با انتقاد از نگاه حاکم بر مدیریت فرهنگی کشور اظهار میکند: تا زمانی که رونق کتاب، سینما، تئاتر، نشستهای ادبی، فعالیت انجمنهای فرهنگی و هنری، موزهگردی، گالری رفتن و دیگر مظاهر فرهنگی به یک ارزش ذاتی در ساختار حکمرانی تبدیل نشود، وضعیت این حوزه تغییر نخواهد کرد. بسیاری از مدیران فرهنگی، با وجود برخورداری از شخصیت و دغدغه فرهنگی، از اختیارات و امکانات کافی برای تصمیمگیری و ایجاد تحول برخوردار نیستند و همین مسئله موجب میشود تفاوت چندانی با مدیران ناکارآمد پیش از خود نداشته باشند.وی همچنین بر ضرورت جسارت، استقلال مالی و قدرت تصمیمگیری مدیران فرهنگی تأکید و عنوان میکند: مدیر فرهنگی باید توانایی ایستادگی در برابر فشارها و دفاع از مجوزهایی را که صادر کرده داشته باشد. نعیمی در ادامه از رویکردی انتقاد میکند که در شرایط بحرانی، هنرمندان را به سکوت و تعویق نقد دعوت میکند و میگوید: هنرمندان مستقل و شریف تئاتر همواره راه خود را برای حفظ استقلال و بیان دیدگاههایشان پیدا میکنند.
تابآوری یا عادت به بحران؟
مسئله دیگر درباره میزان تابآوری تئاتر ایران در برابر بحرانهای پیدرپی است. از هر دو آنها پرسیدیم آیا تئاتر امروز نسبت به گذشته مقاومتر شده یا صرفاً به وضعیت بحرانی خو گرفته است؟
ایوب آقاخانی معتقد است: تئاتر ایران تابآورتر نشده، بلکه به شرایط دشوار و بیثبات عادت کرده است. او با اشاره به «تن رنجور» تئاتر امروز، میگوید: این هنر به قطع و وصلهای مداوم، محدودیتها و شرایط تحمیلی خو گرفته است اما این مسئله به معنای افزایش توان مقاومت آن نیست.وی در ادامه تأکید میکند: بدنه تئاتر امروز بهشدت آسیب دیده و رنجور است و در تنگنای ناشی از نبود تناسب میان شرایط تولید و عرضه قرار دارد. الزامات حرفهای موجود نیز منطقی و معقول نیست و همین مسئله وضعیت تئاتر را بیش از پیش دشوار کرده است. در نهایت هم تئاتر ایران بیش از آنکه تابآور باشد، صرفاً برای زنده ماندن تلاش میکند.در سوی دیگر، نعیمی با تأکید بر ماهیت اندیشهورز تئاتر، معتقد است: هنر نمایش هیچ گاه مانند برخی رسانههای دیگر کمخاصیت یا بیاثر نبوده و نیست. او تئاتر را فضایی برای اندیشیدن میداند و میگوید: هنرمندان تئاتر در هر شرایطی حرف خود را میزنند و منتظر دستور یا توصیه مسئولان نمیمانند. شرایط موجود مطلوب نیست و مشکلات فراوانی بر سر راه هنرمندان قرار دارد اما در عین حال هنرمندان با درک شرایط نابسامان کشور، تلاش میکنند از طریق نوآوری و تجربهگرایی، به فرمها و شیوههای تازهای از اجرا دست پیدا کرده و پویایی تئاتر را حفظ کنند.
ایوب آقاخانی
جنگ و نخستین قربانیان تئاتر
تأثیر جنگ بر تئاتر و اینکه در چنین شرایطی کدام بخش از این هنر زودتر آسیب میبیند، از دیگر محورهای مورد بحث است که آقاخانی یادآور میشود: همه بخشهای تئاتر از جنگ آسیب میبینند، اما از نظر زمانی، نخستین ضربه متوجه ارتباط میان تئاتر و مخاطب است. وی با اشاره به مسئله امنیت حضور در سالنهای نمایش میگوید: در شرایط جنگی، نگرانیهای امنیتی موجب میشود مخاطبان از حضور در سالنها خودداری کنند و در نتیجه مهمترین حلقه ارتباطی تئاتر از میان برود. بسیاری از سالنهای تئاتر در ساختمانهای قدیمی یا فضاهایی قرار دارند که در ذهن مخاطب، بهویژه در شرایط بحرانی، احساس ناامنی ایجاد میکنند. همین مسئله سبب میشود ارتباط میان تئاتر و مخاطب یا بهطور کامل قطع یا دچار دگردیسی شود.
آقاخانی در ادامه توضیح میدهد: از دست رفتن مخاطب به معنای از دست رفتن دینامیسم اجراها و استمرار فعالیتهای نمایشی است. به گفته او، در مرحله بعد اقتصاد تئاتر آسیب میبیند، هزینههای تولید افزایش پیدا میکند و در عین حال توان اقتصادی مخاطبان برای خرید بلیت کاهش مییابد. او با اشاره به تجربههای ماههای اخیر عنوان میکند: حتی برخی از مخاطبان حرفهای و ثابت تئاتر نیز از زمان آغاز التهابات جنگ تاکنون به سالنهای نمایش بازنگشتهاند. هرچند اقتصاد، تولید و سایر حوزهها نیز از جنگ آسیب میبینند اما سرچشمه همه این آسیبها در نهایت به مخاطب بازمیگردد و بحران اصلی از همین نقطه آغاز میشود.
حمیدرضا نعیمی نیز با تأیید تأثیر جنگ بر تمامی ارکان تئاتر، نگاه خود را از سطح هنر فراتر میبرد و میگوید: نخستین چیزی که در جنگ آسیب میبیند، جان انسانهاست. هنرمندان تئاتر نیز مانند سایر شهروندان، حفظ جان خود را در اولویت قرار میدهند. جنگ بهطور همزمان اقتصاد، تولید و مخاطبان تئاتر را تحت تأثیر قرار میدهد. سرمایهگذاران و تهیهکنندگان در چنین شرایطی تمایل و توان ریسکپذیری خود را از دست میدهند و از سوی دیگر، مخاطبان نیز به دلیل فشارهای اقتصادی ناچار میشوند تئاتر را از سبد هزینههای خود حذف کنند. نبود تماشاگر به معنای خاموش شدن چراغ تئاتر است.
حمیدرضا نعیمی
بزرگترین تهدید تئاتر امروز
ایوب آقاخانی درباره اینکه اگر جنگ، تحریم و بحرانهای اقتصادی نتوانستهاند تئاتر را از میان ببرند، امروز چه عاملی بیش از همه این هنر را تهدید میکند؛ حضور افراد فاقد دانش، تجربه و صلاحیت حرفهای در عرصه تئاتر را بزرگترین عامل همین تهدید میداند. وی معتقد است: شرایط ناسالم اقتصادی موجب شده افرادی صرفاً به دلیل برخورداری از سرمایه و امکانات مالی وارد تئاتر شوند، بیآنکه تحصیلات، دانش تخصصی یا تجربه کافی در این حوزه را داشته باشند.او با تأکید بر اینکه اگر این روند ادامه پیدا کند، در بلندمدت میتواند به نابودی هویت تئاتر ایران منجر شود، میگوید: مدیریت صحیح فضای اقتصادی تئاتر میتواند بهطور طبیعی زمینه حذف این افراد و بازگشت میدان به دست نیروهای متخصص، آموزشدیده و باتجربه را فراهم کند. وی همچنین نقش مسئولان فرهنگی را در تحقق این هدف تعیینکننده میداند.
حمیدرضا نعیمی نیز در پاسخ به این پرسش، مجموعهای از مشکلات ساختاری را بهعنوان تهدیدهای اصلی تئاتر ایران برمیشمارد و از نبود برنامهریزی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت، کمبود بودجه متناسب با شأن هنرمندان تئاتر، وجود سانسور و فقدان سالنهای مجهز نمایشی بهعنوان مهمترین چالشهای این حوزه یاد میکند.
او همچنین همانند آقاخانی نسبت به ورود افراد فاقد صلاحیت حرفهای به عرصه تئاتر هشدار میدهد و میگوید: امروزه بسیاری بدون برخورداری از پیشینه و جایگاه هنری، خود را مجاز به فعالیت در حوزههایی چون نمایشنامهنویسی، کارگردانی، بازیگری، طراحی صحنه، طراحی لباس، گریم و نور میدانند.
نعیمی در پایان با تأکید بر دشواری و هزینهبر بودن هنر تئاتر تصریح میکند: این عرصه جای متوسطها و معمولیها نیست. به اعتقاد او، تئاتر هنری تعارفناپذیر است و یک اثر ضعیف، حتی اگر فروش بالایی داشته باشد یا در نقاط مختلف کشور اجرا شود، همچنان اثری ضعیف و فاقد ارزش هنری خواهد بود.