شناسهٔ خبر: 78582675 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: راهبرد معاصر | لینک خبر

یادداشت احمد الدرزی، تحلیلگر سوری؛

نظم منطقه‌ای جدید در پس جنگی سرنوشت‌ساز

راه طولانی و دشوار است، چالش‌های بزرگ و موانع نیز بسیارند. اما تولد هر نظام منطقه‌ای بزرگی با یک رؤیا، سپس اراده و در نهایت با گام‌های جسورانه آغاز می‌شود. راه طولانی و دشوار است، چالش‌های بزرگ و موانع نیز بسیارند. اما تولد هر نظام منطقه‌ای بزرگی با یک رؤیا، سپس اراده و در نهایت با گام‌های جسورانه آغاز می‌شود.

صاحب‌خبر -

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ ماه‌ها پس از آغاز جنگی که غرب آسیا را لرزاند، تفاهم‌نامه‌ میان ایران و آمریکا به طولانی‌ترین و خشونت‌آمیزترین دور جنگ تاریخ معاصر منطقه پایان داد، ولی اوضاع دیگر مانند قبل نیست. این جنگ، با وجود وحشیگری آمریکا و رژیم صهیونیستی و تلفات سنگین جانی و ویرانی‌هایش، نوید آغاز فصلی نوین را در خود داشت. این جنگ به وضوح نشان داد معادلاتی که غرب پس از جنگ جهانی اول بر روی ویرانه‌های امپراتوری عثمانی ترسیم کرده بود، دیگر معتبر نیست. ایران، بازیگر بزرگ جدید منطقه صرف نظر از خساراتی که به دلیل جنگ، تحریم و تحریم‌ها متحمل شده است، به عنوان پیروز واقعی ظهور کرده و نقشی در هرگونه نظم منطقه‌ای آینده به آن اختصاص داده شده است.

ایران با وجود مشکلات اقتصادی، در اوج قدرت نسبی خود، با اهرم سیاسی و نظامی از جنگ مقتدر بیرون آمد

این رخداد نوظهور، واقعیت جدیدی را برای منطقه‌ای که از دره نیل تا فلات ایران و از سواحل آناتولی تا آب‌های خلیج فارس امتداد دارد، ایجاد می‌کند. غرب، که به وسیله رژیم صهیونیستی به عنوان نیروی نظامی، اقتصادی و سیاسی بزرگ نمایندگی می‌شود، تا مغز استخوان متزلزل شده و کفه ترازو به سمت زوال آن سنگینی می‌کند. بنابراین، فرصت تاریخی غیرقابل جایگزینی برای غرب آسیا در حال ظهور است تا خود را تغییر شکل دهد و نقش خود را در جهانی که به طور فزاینده‌ای از نهادهای بزرگ و یکپارچه و فارغ از قیمومیت قدرت‌های خارجی تشکیل می‌شود، بازیابد.

ایران، فاتح نبرد بزرگ

به رسمیت شناختن ایران به عنوان طرف کلیدی در مذاکرات از سوی آمریکا و امضای تفاهم‌نامه‌ای که عملاً حق تهران برای داشتن برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز و نفوذ منطقه‌ای را به رسمیت می‌شناسد، پذیرش ضمنی پایان تلاش‌ها برای انزوای ایران یا تغییر نظام آن به وسیله زور است. 

ایران با وجود مشکلات اقتصادی، در اوج قدرت نسبی خود، با اهرم سیاسی و نظامی از جنگ مقتدر بیرون آمد. این کشور نقش خود را به عنوان قدرت منطقه‌ای بزرگ، قدرتی که نمی‌توان آن را در هیچ ترتیبات امنیتی یا اقتصادی غرب آسیا نادیده گرفت، بازپس گرفته است. این دستاورد، آن را قادر می‌سازد تا سنگ بنای هر پروژه جدید ادغام منطقه‌ای باشد.

اگر سه قدرت اصلی منطقه (ایران، ترکیه و مصر) در موقعیتی باشند که به افق‌های جدیدی بنگرند، آنگاه فرصت برای گذار از مرحله رقابت و درگیری به مرحله ادغام منطقه‌ای فراهم است. عناصر این ادغام عبارتند از:

  • ادغام اقتصادی: ایجاد منطقه آزاد تجاری بین سه کشور بزرگ به عنوان پایگاه و اتصال آن به بازارهای آسیای مرکزی، خلیج فارس و اروپا. اتصال شبکه‌های انرژی، گاز و حمل و نقل زمینی از کریدورهای شمال-جنوب و شرق-غرب.
  • یکپارچگی امنیتی: ایجاد سازوکارامنیتی منطقه‌ای جمعی به عنوان جایگزینی برای پایگاه‌های غربی که قادر به حفاظت از آبراه‌ها در خلیج فارس و دریای سرخ و مبارزه با تروریسم و تهدیدات فرامرزی باشد.
  • ادغام فرهنگی: احیای ایده «شهروند منطقه ای» بر مبنای تاریخ مشترک، نزدیکی جغرافیایی و فرهنگ درهم تنیده که شامل اعراب، ترک‌ها، ایرانیان، کردها و دیگر مردمان منطقه می‌شود.

کنفدراسیون شرقی؛ برترین معادله برای آینده

این ادغام با توجه به شرایط مناسب و اراده سیاسی، می‌تواند به تدریج به شکلی والاتر تکامل یابد و به عنوان «کنفدراسیون شرقی» مطرح شود. این رؤیای آرمان‌شهری نیست، بلکه امتداد طبیعی مسیری تاریخی است که به وسیله جنبش‌های آزادی‌بخش در منطقه دنبال می شود. مدل اتحادیه اروپا با وجود زمینه متفاوتش همچنان گواه این است که کشورهای مستقل می‌توانند بخشی از حاکمیت خود را در راستای منافع والاتر و مشترک واگذار کنند.

جنگ ثابت کرده است هیچ چیز غیرممکن نیست. ایران استقامت کرده و به پیروزی اخلاقی، نظامی و سیاسی دست یافته است

کنفدراسیون شرقی به معنای لغو دولت-ملت‌های موجود نیست، بلکه ایجاد چارچوب جامع سیاسی، اقتصادی و امنیتی است که آزادی تردد شهروندان را فراهم، سیاست‌های خارجی را در قبال قدرت‌های بزرگ متحد و واحد ژئوپلیتیکی ایجاد می‌کند که قادر به رقابت با بلوک‌های اصلی جهان (آمریکا، چین، اتحادیه اروپا، روسیه) باشد.

آنچه این بلندپروازی را امروزه فراهم می کند، ترکیبی از عوامل تاریخی نادر است؛ ازجمله شکست راهبردی غرب و رژیم صهیونیستی که آنها را از توانایی تحمیل دیکته‌هایشان مانند گذشته محروم کرد.

  • ظهور قدرت‌های منطقه‌ای نوظهور (ایران، ترکیه، مصر) که دریافته‌اند سرنوشت مشترکشان مستلزم همکاری است، نه رویارویی.
  • هزینه بالای تفرقه و درگیری، پس از جنگ ثابت کرد در غیاب یکپارچگی، همه بازنده هستند.
  • میل فزاینده‌ مردم به احیای عزت و استقلال و رد سرسپردگی دولت ها به قدرت‌های خارجی، به ویژه پس از جنگ، دروغین بودن ادعاهای غرب را مبنی بر دفاع از آزادی و دموکراسی آشکار کرد.

تاریخ منتظر هیچ‌کس نمی‌ماند. یا مردم و رهبران غرب آسیا از این فرصت برای ساختن «شرق بزرگ» متحد و قدرتمند که قادر به ایفای نقشی فعال و تأثیرگذار در دنیای فردا باشد استفاده می‌کنند، یا منطقه اسیر درگیری‌های داخلی خود و گروگان قدرت‌های خارجی باقی خواهد ماند. انتخاب با آنهاست. آیا آنها به درک این مسئولیت تاریخی خواهند رسید؟

جنگ ثابت کرده است هیچ چیز غیرممکن نیست. ایران استقامت کرده و به پیروزی اخلاقی، نظامی و سیاسی دست یافته است. ترکیه تصمیم گرفته است به سمت شرق پیشروی کند و به جلوگیری از افتادن لبنان در چنگال «توطئه صهیونیستی» کمک کرده و مصر منتظر فرصت خود است. اعراب، کردها و سایر مردم در جست وجوی نقش خود در این طلوع جدید هستند. 

بله، راه طولانی و دشوار است. چالش‌های بزرگ و موانع متعددی نیز هستند؛ اما تولد هر نظم منطقه‌ای بزرگی با یک رؤیا، سپس اراده و گام‌های جسورانه آغاز می‌شود. معتقدم لحظه تحقق رؤیا فرا رسیده و اراده در حال شکل‌گیری است. منطقه قدرتمند غرب آسیا در راه شکل گیری و انتخاب با کسانی است که آن را می‌خواهند. آیا آنها آن را به دست خواهند آورد؟