شناسهٔ خبر: 78581218 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

ظهور و افول «آبراهه هرمز»‌ تنگه یا گذرگاه

به اعتراف بسیاری از کارشناسان بین‌المللی، مهم‌ترین پدیده نوظهور در تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، نه صرفا توان عظیم موشکی، نه موازنه‌های نظامی متعارف و نه حتی تحولات دیپلماتیک منطقه، بلکه «تنگه هرمز» بوده است.

صاحب‌خبر -

به اعتراف بسیاری از کارشناسان بین‌المللی، مهم‌ترین پدیده نوظهور در تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، نه صرفا توان عظیم موشکی، نه موازنه‌های نظامی متعارف و نه حتی تحولات دیپلماتیک منطقه، بلکه «تنگه هرمز» بوده است. البته هرمز به‌عنوان یک گذرگاه استراتژیک، دهه‌ها در ادبیات ژئوپلیتیک جهان شناخته‌شده بود، اما آنچه در تحولات اخیر رخ داد، تبدیل‌شدن این عارضه جغرافیایی به یک عامل فعال و اهرم تعیین‌کننده در معادلات جهانی بود. هدف این مقاله کوتاه، بازشناسی ماهیت این پدیده و بررسی شرایط استمرار تأثیرگذاری آن به‌عنوان یک اهرم مهم در معادلات بلندمدت ژئوپلیتیک جهانی به نفع ایران است. اکنون که آتش جنگ در حال فرو‌نشستن است، این پرسش مطرح می‌شود که چگونه می‌توان در دوران جدید رقابت‌های ژئوپلیتیک و جنگ سرد نوین، نقش تنگه هرمز را حفظ و تقویت و‌ از افول آن جلوگیری کرد؟

درک اهمیت هرمز در چارچوب ادراکی جدید

از دیدگاه نظری، بیش از نیم‌قرن است‌ اهمیت امنیتی تنگه هرمز در مرکز توجه متخصصان ژئوپلیتیک قرار دارد. به‌ویژه از دهه ۱۹۷۰ میلادی و هم‌زمان با ترک انگلیس از منطقه و برجسته‌شدن نقش نفت و انرژی در اقتصاد جهانی، تقریبا تمامی تحلیلگران نسبت به پیامدهای احتمالی اختلال در عبور و مرور انرژی از این گذرگاه هشدار داده بودند. مطالعات بی‌شماری درباره آثار اقتصادی، سیاسی و امنیتی انسداد احتمالی هرمز منتشر ‌و بارها تأکید شده بود که هرگونه بحران در این منطقه، می‌تواند اقتصاد جهانی را دچار شوک کند. بنابراین اصل اهمیت استراتژیک هرمز برای کسی ناشناخته نبود. بااین‌حال، آنچه جهان را در جنگ اخیر شگفت‌زده کرد، نه مشاهده عملی توان ایران در کنترل نظامی امنیتی آن، بلکه تحول سریع، گسترده و دامنه‌دار معادلات جهانی بود. سال‌ها این موضوع در قالب سناریوهای فرضی محل بحث قرار می‌گرفت، اما تحولات اخیر نشان داد ‌هرمز صرفا یک موضوع نظری نیست.

بازارهای انرژی، شرکت‌های بیمه، خطوط کشتیرانی، بورس‌های جهانی و دولت‌های بزرگ و حتی امنیت غذایی جهان ناگهان با واقعیتی مواجه شدند که تا پیش از آن بیشتر در حد یک احتمال تحلیل می‌شد. حتی واکنش‌های آمریکا و متحدانش نیز نشان داد که اثرات عملی هرگونه اختلال در هرمز، بسیار گسترده‌تر و عمیق‌تر از برآوردهای پیشین و حد‌ تحمل اقتصاد‌ جهانی است. برای شناخت ماهیت پیچیده این پدیده، باید توجه داشت که تبدیل یک مشخصه جغرافیایی و نسبتا ثابت به عاملی که بتواند معادلات جهانی را تغییر دهد، کاری سهل و ممتنع است. بسیاری از پدیده‌ها سال‌ها در برابر دیدگان همگان قرار دارند، اما تا زمانی که در شرایط خاص فعال نشوند، ابعاد واقعی قدرت آنها آشکار نمی‌شود. برای فهم بهتر این موضوع می‌توان از دو تمثیل مشهور جهانی بهره گرفت: نخست «قوی سیاه» که در ادبیات اندیشه به رخدادی اشاره دارد که وقوع آن غیرمنتظره به نظر می‌رسد، اما پس از وقوع، آثار عمیق و ماندگاری بر سیستم‌ها برجای می‌گذارد.

دوم، داستان «غول چراغ جادو» که در آن نیرویی عظیم سال‌ها در درون چراغی کوچک و در ظاهر‌ بی‌اهمیت نهفته است و تنها بر اثر تحریک‌ کوچک و شرایطی خاص آزاد می‌شود و محیط پیرامون خود را دگرگون می‌‌کند و قابل بازگشت به شرایط قبل نیست. تنگه هرمز نیز تا حدی چنین ماهیتی دارد؛ همگان از وجود آن آگاه بودند، برخی آن را همواره و‌ در پی هر تنش کوچکی طلب می‌کردند، اما قدرت واقعی آن تا زمانی که در متن یک بحران بزرگ فعال نشد، به‌طور کامل درک نشده بود. از دیدگاه نظریه سیستم‌ها، این دو تمثیل تاریخی به‌خوبی ماهیت نوظهور یا  Emergent Property تنگه هرمز را توضیح می‌دهند. ویژگی‌های نوظهور، خصوصیاتی هستند که از تعامل اجزای یک سیستم پدید می‌آیند و پیش از وقوع، تمامی ابعاد آنها قابل پیش‌بینی نیست. تنگه هرمز نیز از یک گذرگاه جغرافیایی به عاملی تبدیل شد که توانست الگوریتم تصمیم‌گیری قدرت‌های جهانی را تغییر دهد. حتی کسانی که طی چهار دهه گذشته بارها درباره اهمیت آن هشدار داده بودند، پس از رخدادهای اخیر با ابعاد تازه‌ای از تأثیرگذاری آن مواجه شدند. اکنون این پدیده به یک واقعیت جدید، پایدار و اثرگذار در ساختار امنیت انرژی جهان تبدیل شده است. با‌این‌‌حال، پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان این قدرت تأثیرگذاری را حفظ و مدیریت هوشمندانه کرد و مانع از ضعف تدریجی آن شد؟ تجربه تاریخی نشان می‌دهد ‌هر اهرم ژئوپلیتیکی در صورت استفاده افراطی و نامناسب، به تدریج کم‌رنگ شده و ارزش خود را از دست می‌دهد. اکنون که تأثیرگذاری هرمز در سطح جهانی اثبات شده است، باید کنترل فیزیکی و نظامی آن به مدیریت هوشمندانه و پایدار تأثیرگذاری آن تبدیل شود. به بیان دیگر، ارزش راهبردی هرمز تنها در توان ایجاد اختلال در کارکرد آن نیست، بلکه در توان شکل‌دهی به محاسبات بلندمدت بازیگران جهانی نهفته است.

در این میان باید توجه داشت که احساس ناامنی دائمی در تجارت جهانی و بازار انرژی می‌تواند مصرف‌کنندگان را به جست‌وجوی گزینه‌های جایگزین سوق دهد. تحولات اخیر و حتی روندهای صد روز گذشته در اقتصاد جهانی نشان داده است ‌کشورها در حال بازاندیشی جدی درباره زنجیره‌های تأمین، مسیرهای انتقال کالا، امنیت انرژی و مواد اولیه هستند. بسیاری از دولت‌ها در حال طراحی راهبردهایی برای کاهش وابستگی به نقاط گلوگاهی هستند. در همین چارچوب، برخی کشورها به تغییر الگوی مصرف انرژی روی آورده‌اند و نه‌تنها در پی مسیرهای جدید انتقال انرژی هستند بلکه به‌شدت ‌صورت‌های جدید و جایگزین آن را بررسی می‌کنند. گسترش سریع فناوری‌های انرژی، کاهش هزینه تولید برق تجدیدپذیر، توسعه زیرساخت‌های ذخیره‌سازی انرژی و فراگیر‌شدن خودروهای برقی، بخشی از این روند جهانی است. هم‌زمان کشورهای حوزه خلیج فارس نیز با الگوگیری از عربستان سعودی و امارات متحده عربی، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای را برای ایجاد مسیرهای جایگزین انتقال نفت و گاز آغاز کرده‌اند. توسعه خطوط لوله، بنادر جدید و مسیرهای صادراتی جایگزین نشان می‌دهد که اگر هرمز صرفا به‌عنوان یک نقطه تهدید تلقی شود، در بلندمدت بخشی از مزیت راهبردی خود را از دست خواهد داد. بنابراین حفظ اهمیت هرمز نیازمند نگاهی فراتر از ملاحظات صرفا امنیتی است. این گذرگاه باید هم‌زمان نقش خود را به‌عنوان شریان اصلی تجارت و انرژی منطقه حفظ کند. هرچه حجم تجارت، سرمایه‌گذاری و وابستگی متقابل اقتصادی در این آبراه افزایش یابد، ارزش ژئوپلیتیکی آن نیز پایدارتر خواهد شد. قدرت واقعی هرمز در آن است که جهان به استمرار فعالیت آن نیازمند باشد، نه اینکه محتاطانه در پی حذف آن از معادلات کنونی و آینده خود برآید.

کلام آخر

برای جلوگیری از افول بلندمدت نقش و اهمیت این نقطه راهبردی، باید میان عنصر امنیتی و نقش اقتصادی آن توازن برقرار شود. «تنگه» هرمز یک عارضه جغرافیایی و استراتژیک است، اما همان‌گونه که از نام آن برمی‌آید، از منظر تجارت جهانی یک «آبراهه» است. این آبراهه تنها زمانی می‌تواند به‌عنوان یک اهرم مؤثر باقی بماند که مسیر پررونق و جذابی برای عبور کالا، انرژی و تجارت جهانی باشد و بازیگران بین‌المللی همچنان به استفاده از آن نیاز داشته باشند. کلید کنترل تنگه هرمز زمانی مقتدرانه عمل خواهد کرد که رونق جوهر وجودی آن بیش از پیش باشد. از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی، بهره‌برداری گسترده آب‌شیرین‌کن‌ها از منابع آبی خلیج فارس، آلودگی‌های نفتی و فشارهای زیست‌محیطی، ضرورت توجه به پایداری اکولوژیک این منطقه را دوچندان کرده است. مدیریت علمی و مشترک زیست‌بوم خلیج فارس و تنگه هرمز، با مشارکت و تأمین هزینه از سوی بهره‌برداران اصلی آن، می‌تواند در قالب یک صندوق سرمایه‌گذاری و ‌توسعه مشترک خلیج فارس یکی از ارکان مهم حفظ جایگاه بلندمدت این آبراه باشد. چنین رویکردی نه‌تنها مورد حمایت کشورهای منطقه قرار خواهد گرفت، بلکه سازمان‌های بین‌المللی نیز از آن استقبال خواهند کرد. در نهایت، آینده هرمز بیش از آنکه به قدرت توان انسداد آن وابسته باشد، به توانایی حفظ و تقویت جایگاه آن به‌عنوان حیاتی‌ترین و مطمئن‌ترین «آبراهه» تجارت و انرژی جهان وابسته خواهد بود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.