به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، بخش مهمی از پیام حضتسیدمجتبی حسینی خامنهای به مناسبت عید سعید غدیر و سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، به تحلیل شرایط کنونی کشور و شناخت راهبردهای دشمن اختصاص دارد. در این بخش پیام تصویری از میدان تقابل امروز ارائه می شود؛ میدانی که بیش از آنکه نظامی باشد، عرصه نبرد ارادهها، ادراکها و محاسبات است.
ایشان ابتدا به یک واقعیت مهم اشاره میکنند؛ اینکه دشمن در مواجهه مستقیم با جمهوری اسلامی به اهداف خود دست نیافته است. از همین رو مینویسند: «دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربهی قاطع، چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند...»
در این تحلیل، مسئله صرفاً یک ناکامی نظامی نیست؛ بلکه سخن از شکستی است که آثار سیاسی، اجتماعی و حتی بینالمللی به همراه داشته است. این وضعیت موجب شده تا دشمن برای دستیابی به اهداف خود، شیوههای دیگری را در پیش بگیرد.
از همین جا مفهوم «جنگ ترکیبی» در متن پیام برجسته میشود. جنگی که برخلاف جنگهای کلاسیک، تنها بر سلاح و قدرت سخت متکی نیست، بلکه همزمان از ابزارهای رسانهای، روانی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بهره میگیرد تا اراده یک ملت را هدف قرار دهد.
پیام با صراحت اعلام میکند که دشمن در این نبرد جدید، تمرکز خود را بر «دو نقطه» قرار داده است: «یکی تابآوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور.»
این گزاره را میتوان مهمترین هشدار راهبردی پیام دانست. زیرا اگر این دو سنگر حفظ شوند، سایر فشارها کارایی خود را از دست خواهند داد؛ اما اگر در هر یک از این دو حوزه آسیب جدی ایجاد شود، دشمن به بخشی از اهداف خود نزدیک خواهد شد.
نخستین هدف، «تابآوری مردم» است. در ادبیات سیاسی و اجتماعی، تابآوری به معنای توانایی جامعه برای حفظ انسجام، امید و قدرت ایستادگی در برابر فشارها و بحرانهاست. از نگاه نویسنده پیام، ملت ایران در دهههای گذشته بارها نشان داده است که از این ظرفیت برخوردار است؛ همان ظرفیتی که انقلاب را به پیروزی رساند، کشور را از بحرانهای گوناگون عبور داد و در مقاطع حساس، مردم را در صحنه نگه داشت.
اما جنگ ترکیبی دقیقاً همین نقطه قوت را هدف قرار میدهد. هنگامی که ناامیدی جای امید را بگیرد، بدبینی جای اعتماد را پر کند و جامعه نسبت به آینده دچار تردید شود، تابآوری ملی به تدریج تضعیف خواهد شد.
هدف دوم، «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور» است. این بخش از پیام، ناظر به تصمیمسازی و تصمیمگیری در سطوح مختلف مدیریتی است. از نگاه نویسنده، دشمن میکوشد مسئولان را به برداشتهای نادرست از واقعیتها، بزرگنمایی تهدیدها یا کوچکنمایی فرصتها سوق دهد تا مسیر حرکت کشور دچار انحراف شود.
در واقع، جنگ ترکیبی تنها افکار عمومی را هدف نمیگیرد؛ بلکه همزمان بر ذهن و محاسبات مدیران نیز اثرگذاری میکند. به همین دلیل است که ، حفظ بصیرت و قدرت تشخیص یکی از ضرورتهای اساسی در شرایط کنونی است.
حضرت آیت الله سیدمجتبی حسینی خامنهای سپس به ابزارهای این جنگ اشاره میکنند و مینویسند: «ابزار اصلی او در این هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی، و اختلاف است.»
این عبارت نشان میدهد که دشمن بیش از هر چیز به دنبال تغییر ذهنیتها و روابط اجتماعی است. تردید نسبت به مسیر حرکت، یأس نسبت به آینده، ترس از تهدیدها، بدگمانی میان مردم و مسئولان و ایجاد شکاف و اختلاف در جامعه، مجموعه عواملی هستند که میتوانند قدرت ملی را فرسایش دهند.
در مقابل این راهبرد، پیام نسخهای روشن ارائه میدهد. ایشان تأکید میکنند: «باید همگان با ایستادگی و روشنبینی و حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل و همصدایی نکردن با دشمن، نقشهی شوم او را خنثی نمایند.»
در این فراز، چند مؤلفه کلیدی مورد توجه قرار گرفته است؛ ایستادگی، روشنبینی، وحدت، انسجام و اعتماد متقابل. این مفاهیم در حقیقت مؤلفههای قدرت نرم جمهوری اسلامی از منظر نویسنده پیام به شمار میروند. قدرتی که نه در تجهیزات نظامی، بلکه در سرمایه اجتماعی و پیوند میان مردم و مسئولان ریشه دارد.
نکته قابل توجه دیگر در این بخش، تأکید ویژه بر مسئولیت مدیران و کارگزاران کشور است. حضرت آیت الله سیدمجتبی حسینی خامنهای تصریح میکنند: «نقش مسئولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است.»
این عبارت نشان میدهد که حفظ سرمایه اجتماعی صرفاً وظیفه مردم نیست. مسئولان نیز باید با رفتار، تصمیمات و عملکرد خود زمینه تقویت امید، اعتماد و همبستگی را فراهم آورند.
از همین رو ایشان هشدار میدهند: «هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب میگردد.»
این فراز را میتوان یکی از مهمترین توصیههای اجتماعی و مدیریتی پیام دانست. زیرا معیار ارزیابی عملکردها را تأثیر آن بر اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی قرار میدهد.
در مجموع، این بخش از پیام تصویری از میدان نبرد امروز ارائه میکند؛ میدانی که در آن دشمن به دنبال تسخیر سرزمین نیست، بلکه میکوشد ذهنها را دچار تردید و ارادهها را دچار فرسایش کند. در برابر این راهبرد نیز نویسنده بر حفظ امید، بصیرت، وحدت و اعتماد متقابل تأکید میکند و آنها را مهمترین ابزارهای خنثیسازی جنگ ترکیبی میداند.
به تعبیر این پیام، آینده انقلاب اسلامی بیش از هر چیز به استحکام همین دو سنگر وابسته است؛ سنگر «تابآوری مردم» و سنگر «محاسبات صحیح مسئولان».