امسال، ماه محرم در پایتخت ایران با ترکیبی از اندوه کهن کربلا و سوگ فقدان رهبر انقلاب و نیز نگرانیهای ناشی از ناپایداریهای منطقهای، رنگ و بویی متفاوت به خود گرفته است. هیئتها و مجالس عزاداری، دیگر صرفاً مکانی برای زمزمههای آیینی نیستند، بلکه به فضاهایی برای تحلیل وضعیت کشور و ترسیم چشماندازی از آیندهای مبهم پس از شهادت رهبر، بدل شدهاند.
در سراسر شهر، رویکردهای نوینی در برگزاری مراسم محرم به چشم میخورد. اگر پیش از این، محرم فرصتی برای تکرار سنتهای دیرین بود، اکنون تهران به شکلی ملموس و عینی حادثه کربلا و شهادت حسین بن علی (ع) را درک می کند. این دگرگونی در "حالوهوای" شهر، در پارادوکس همزمانی دو میدان متفاوت نمود مییابد از یک سو، میدان سنتی عزاداری برای مظلومیت کربلا و از سوی دیگر، دغدغههای واقعی ناشی از شهادت رهبر و تلاطم آینده.
ماه محرم امسال برای شهروندان تهرانی، آزمونی برای بازتعریف مفاهیم «صبر»، «مقاومت» و «ایثار» است. شهادت رهبر، کربلا را از یک روایت تاریخی دور، به تجربهای زیسته و ملموس در بطن زندگی روزمره تبدیل کرده است. تهرانیها، بیش از هر زمان دیگری، پیام عاشورا را درک میکنند چرا که فقدان رهبری و سایه تهدیدهای خارجی، تجربهای نزدیک و عینی از همان مفاهیم ایثار و مقاومت را برایشان تداعی میکند.
با رسیدن محرم، تهران چهرهای دیگر پیدا میکند؛ چهرهای که در آن شتاب همیشگی شهر کمی آرام میشود و خیابانها، کوچهها و محلهها زیر سایه پرچمهای سیاه و نشانههای عزاداری، رنگ سوگ به خود میگیرند. از شمال تا جنوب پایتخت، تکایا و حسینیهها از نخستین روزهای ماه محرم میزبان جمعهایی هستند که برای شنیدن روضه، نوحه و سخنرانیهای مذهبی گرد هم میآیند و فضای شهر را با حالوهوایی متفاوت همراه میکنند.
در شبهای محرم، صدای سنج و طبل، نوای نوحهخوانی و زمزمه دعا در محلههای قدیمی و جدید تهران در هم میآمیزد و شهری که همیشه با ترافیک، شلوغی و رفتوآمد شناخته میشود، چهرهای آرامتر و معنویتر به خود میگیرد. در بسیاری از خیابانها، دستههای عزاداری با نظم و همراهی مردم حرکت میکنند و رهگذران نیز بیاختیار در برابر این فضای سوگ و احترام، مکثی کوتاه میکنند.
محرم در تهران تنها در تکایا و هیئتها خلاصه نمیشود در خانهها، مغازهها، ادارهها و حتی گوشه خیابانها نیز میتوان رد این ماه را دید از دیگهای نذری و ایستگاههای صلواتی گرفته تا پرچمهای سیاه و چراغهایی که شبهای شهر را متفاوتتر از همیشه روشن میکنند. تهران در این روزها، بیش از آنکه فقط یک کلانشهر باشد، به شهری سوگوار و همدل شبیه است؛ شهری که در آیین محرم، هم به یاد میآورد و هم به هم نزدیکتر میشود.

ایستگاه صلواتی؛ نقطهای برای همدلی در شبهای شهر
تجمع کنندگان شب های آشنای شهر پرهیاهو و شلوغ تهران در آرامش، وقتی به ایستگاه صلواتی هیئتی همدل و نام آشنا می رسند برای اندکی استراحت می ایستند و پذیرایی می شوند.
حرف های هر دو یکی است و اهدافشان هم سو و هم جهت چرا که همه در راه حق و حقیقت و ایستادگی در برابر ظالم و دفاع از حق حرکت میکنند و میجوشند و میخروشند.
در میان هیاهوی مراسم و نوحهسراییها، هستند کسانی که بیهیچ چشمداشتی، دل به خدمتِ آلالله سپردهاند؛ خادمین هیئتها که هستیشان در گرو برگزاریِ هرچه بهتر این آیینِ حسینی است. پای صحبت چند نفر از این عزیزان که مینشینی، فراتر از خستگی کار، برقِ اخلاصی در چشمانشان میبینی که گویی تمام این زحمات را برایشان شیرین کرده است.

از حسینیه تا کوچهها؛ روایت خدمت در محرم
محمد مسئول تدارکات یکی از هیئتهای قدیمی تهران، با لبخندی بر لب میگوید: ما نوکرِ این درگاهیم. از روزی که پرچم عزا را علم میکنیم تا آخرین شبِ مراسم، دغدغهمان این است که مبادا خدایی نکرده، عزاداری اربابمان کم و کسری داشته باشد. از تأمینِ شربت و غذا گرفته تا نظمدهیِ جمعیت، همهاش عشق است و خدمت.
زینب که سالهاست در بخشِ پذیراییِ خواهران هیئت فعالیت میکند، از حسِ عجیبی میگوید: وقتی میبینم خواهرانِ دیگر با آرامش و تمرکز در مراسم شرکت میکنند و ما توانستهایم خدمتی هرچند کوچک انجام دهیم، تمامِ خستگیام از بین میرود. اینجا فقط کار نیست، اینجا احساسِ تعلق به یک خانوادهی بزرگ است؛ خانوادهای که همه برای یک هدف مشترک، دست در دست هم میدهند.
یکی دیگر از خادمین که نخواسته نامش فاش شود، با اشاره به شلوغیِ شبهای محرم، بر اهمیتِ کارِ تیمی تأکید میکند: هر کدام از ما وظیفهای داریم، اما هیچکس تنها نیست. وقتی یک نفر خسته میشود، نفر دیگر جایش را میگیرد. اینجا کسی به دنبالِ دیده شدن نیست؛ همه فقط میخواهند دینشان را به اباعبدالله (ع) ادا کنند و اجرشان را از خودِ ایشان بگیرند.

این خدمتگزاران، که شاید کمتر در میانِ جمعیت دیده شوند، اما نقشِ حیاتی در برپاییِ باشکوهِ مراسمِ محرم دارند. آنها با عشق و اخلاصی که در دل دارند، چراغِ هیئتها را روشن نگه میدارند و طراوتِ خدمت را به آیینِ سوگواریِ حسینی میبخشند.
امیری بانویی سالمند که به گفته خودش از جوانی خادم الحسین است، می گوید: سالهاست به هیئت ها تردد می کند و از جوانی هر کمکی که می توانسته چه مالی و چه معنوی انجام داده و نتیجه این خدمات معنوی را به وضوح در زندگی اش شاهد بوده و عشق و ارادت به اهل بیت تا پایان عمر با او همراه است.