گروه اقتصادی - وقتی صحبت از کمبود برق یا احتمال خاموشی میشود، ذهنها اغلب به سمت تولید برق میرود؛ نیروگاهها، سوخت، تعمیرات، ظرفیت نصبشده و سرمایهگذاریهای جدید. اما واقعیت شبکه برق، فقط در سمت تولید خلاصه نمیشود. در سوی دیگر این معادله، یعنی مصرف، حفرههایی وجود دارد که اگر بسته نشوند، هر میزان تولید جدید هم میتواند در آنها ناپدید شود.
برقدزدی در سادهترین تعریف، استفاده غیرقانونی از انرژی برق است؛ اما در مقیاس ملی، فقط یک تخلف خرد نیست. وقتی یک کنتور دستکاری میشود، یک کابل غیرمجاز از شبکه کشیده میشود، یک ترانس بدون مجوز در مزرعه یا باغویلا نصب میشود یا چند ۱۰ دستگاه ماینر با برق ارزان کشاورزی و صنعتی روشن میماند، نتیجه فقط پرداخت نشدن یک قبض نیست؛ نتیجه، فشار مضاعف بر شبکه، افت ولتاژ، افزایش احتمال خاموشی، آسیب به تجهیزات عمومی، تحمیل هزینه به مشترکان قانونی و بیعدالتی در توزیع انرژی است.
اینجاست که موضوع برقدزدی از یک پرونده فنی خارج و به مسالهای اجتماعی و اقتصادی تبدیل میشود.
دولت برای برق، یارانه سنگینی پرداخت میکند تا زندگی مردم، تولید کالاهای ضروری، امنیت غذایی و فعالیت صنایع استمرار داشته باشد. اما وقتی همین برق یارانهای، به جای تولید گندم، برنج، مرغ، کالا یا خدمت، صرف استخراج رمزارز، خنک کردن ویلاهای لوکس یا پر کردن استخرهای خصوصی شود، دیگر موضوع فقط مصرف غیرمجاز نیست؛ مساله، سوءاستفاده از منابع عمومی است.
این روزها در حالی که عقربههای ساعت به سمت داغی تابستان ۱۴۰۵ و اوج بار شبکه حرکت میکنند، صنعت برق ایران شاهد یک نیروگاهسازی بیصدا است. طرح مهتاب یا همان مدیریت هوشمند تلفات انرژی برق در نبردی تمامعیار با غارتگران انرژی، موفق شد ظرف تنها ۶۰ روز، هزار مگاوات بار غیرمجاز را از شبکه آزاد کند؛ عددی معادل مصرف نیم میلیون خانوار که تا دیروز در ویلاهای مجلل و مزرعههای مخفی رمزارز دود میشد.
برق کجا گم میشود؟
برای فهم اهمیت طرح مهتاب، باید از یک سؤال ساده شروع کرد: برق تولید میشود، وارد شبکه میشود، اما چرا بخشی از آن به مصرف قانونی نمیرسد؟ پاسخ روشن است: تلفات فنی و تلفات غیرفنی.
تلفات فنی، همان بخشی از انرژی است که به دلیل ماهیت تجهیزات، فرسودگی شبکه، طول خطوط، کیفیت ترانسفورماتورها و شرایط فنی توزیع برق از دست میرود. این تلفات در همه شبکههای برق دنیا وجود دارد و مدیریت آن نیازمند نوسازی تجهیزات، اصلاح شبکه و سرمایهگذاری مستمر است.
اما تلفات غیرفنی، داستان دیگری دارد. اینجا پای رفتار انسانی، تخلف، دستکاری، انشعاب غیرمجاز و سوءاستفاده در میان است. این همان بخشی است که در تاریکی اتفاق میافتد؛ جایی بیرون از قبض، بیرون از کنتور و بیرون از حسابوکتاب رسمی.
محمد الهداد، مدیرعامل شرکت توانیر در توضیح همین مسئله تأکید دارد که در شبکه برق، تلفات فنی و غیرفنی وجود دارد. تلفات فنی به مسائل مرتبط با تأسیسات، تجهیزات شبکه و فرسودگی آنها مربوط میشود. در مقابل، تلفات غیرفنی بیشتر شامل دستکاری لوازم اندازهگیری و برقدزدی است.
همین تفکیک، کلید فهم مهتاب است. طرح مهتاب آمده تا تمرکز ویژهای روی تلفات غیرفنی بگذارد؛ یعنی همان بخشی که به طور مستقیم با قانونگریزی، سودجویی و برداشت ناعادلانه از انرژی عمومی ارتباط دارد.
نخستین پرده؛ برق یارانهای چگونه به معدن رمزارز تبدیل میشود؟
یکی از مهمترین گرههای این روایت، سوءاستفاده از برق ارزان و یارانهای است. برق در برخی بخشها با تعرفه پایینتر عرضه میشود، چون هدف آن حمایت از تولید، کشاورزی، امنیت غذایی و تأمین کالاهای ضروری مردم است. اما همین حمایت، اگر با نظارت دقیق همراه نباشد، میتواند به فرصتی برای سودجویان تبدیل شود.
مدیرعامل توانیر در توضیح این سوءاستفاده، به یکی از تکاندهندهترین مصادیق اشاره کرده است: انرژی ارزان در برخی مناطق برای تولید کالاهای مورد نیاز مردم، کالاهای ضروری از جمله ارزاق عمومی و نیز در بخشهای صنعت در اختیار مشترکان قرار میگیرد، اما متأسفانه برخی افراد سودجو از این برق ارزان و یارانهای استفاده غیرمتعارف میکنند و برقی که با یارانه و با نرخ ۲۱ تومان به ازای هر کیلوواتساعت به دست کشاورز برای تأمین امنیت غذایی میرسد را صرف استخراج رمزارز میکنند.
این جمله، قلب ماجراست. برق ۲۱ تومانی که قرار بوده در چاه کشاورزی، مزرعه یا واحد تولیدی به تامین غذای مردم کمک کند، در برخی نقاط به انرژی ارزان برای دستگاههای استخراج رمزارز تبدیل شده است؛ دستگاههایی که مصرف بالایی دارند، شبکه را تحت فشار قرار میدهند و سود آنها به جیب افراد معدودی میرود، اما هزینهاش از جیب مردم و شبکه عمومی پرداخت میشود.
الهداد در ادامه همین بحث گفته است: زمانی که در یک چاه کشاورزی، آب با تعرفه ارزان برای تولید گندم، برنج و مایحتاج عمومی تأمین میشود، عدهای از همین تعرفهها برای فعالیتهایی با ارزش افزوده دیگر استفاده میکنند. این موضوع هم در مناطق کشاورزی و صنعتی و هم در بخشهای خانگی و تجاری وجود دارد.
به بیان دیگر، تخلف فقط در یک بخش یا یک منطقه نیست. برقدزدی از مزرعه تا کارخانه، از واحد تجاری تا خانه بزرگ، از حاشیه شهر تا منطقه برخوردار، شکلهای مختلفی پیدا کرده است.
پرده دوم؛ آدرس غلط برقدزدی
در ذهن بسیاری از مردم، برقدزدی شاید با سکونتگاههای غیررسمی، ساختوسازهای حاشیهای یا مناطق کمبرخوردار تداعی شود. چنین مواردی وجود دارد، اما روایت مهتاب نشان میدهد آدرس کاملتر و گاهی تلختر است.
الهداد در پاسخ به این پرسش که آیا برقدزدی بیشتر در مناطق حاشیهنشین و ساختوسازهای غیرمجاز رخ میدهد، توضیح داده است: بدون شک اینگونه موارد وجود دارد، اما بخش زیادی از این تخلفات در مناطق خوشنشین اتفاق میافتد؛ جاهایی که خانههای بزرگ و با مصرف برق زیاد ساخته میشود و این ساختوسازها بدون اخذ مجوزهای قانونی از مراجع مرتبط مانند دهیاریها و شهرداریها انجام میشود.
این بخش از ماجرا، وجه اجتماعی طرح مهتاب را پررنگتر میکند. چون برقدزدی همیشه از سر فقر یا ناتوانی نیست؛ در بسیاری از موارد، از جنس زیادهخواهی و دور زدن قانون است. خانههای بزرگ، باغویلاها، استخرها، سیستمهای سرمایشی پرمصرف و مصرفهایی که از مسیر رسمی و قانونی عبور نکردهاند، میتوانند به اندازه یک واحد صنعتی، شبکه را تحت فشار بگذارند.
در چنین شرایطی، مشترک قانونی که قبض خود را پرداخت میکند و در اوج مصرف، صرفهجویی هم میکند، ممکن است قربانی افت ولتاژ یا خاموشی شود، لوازم خانگی اش به همین دلیل آسیب ببیند و بخشی از هزینه معشیت افراد را صرف جبران این خسارات کند؛ در حالی که بخشی از بار تحمیلشده به همان شبکه، حاصل مصرف پنهان و غیرمجاز کسانی است که نه مجوز گرفتهاند، نه تعرفه واقعی پرداخت کردهاند و نه مسئولیت اجتماعی مصرف خود را پذیرفتهاند.
پرده سوم؛ ترانسهای غیرمجاز؛ وقتی برقدزدی با آبدزدی گره میخورد
یکی از نقاط حساس طرح مهتاب، کشف و جمعآوری ترانسفورماتورهای غیرمجاز است. طبق آمار اعلامشده، از ابتدای سال تا ششم خرداد، ۱۹۶ ترانسفورماتور غیرمجاز با ظرفیت حدود ۲۳ مگاولتآمپر شناسایی و جمعآوری شده است.
الهداد در همین زمینه اعلام کرده است: تاکنون نزدیک به ۲۰۰ دستگاه ترانس غیرمجاز در حوزه کشاورزی شناسایی شده است. ترانس غیرمجاز در بخش کشاورزی به این معناست که هم برق غیرمجاز مصرف میشود و هم در بسیاری از موارد، آب از سفرههای زیرزمینی بهصورت غیرمجاز برداشت میشود؛ آن هم در شرایطی که بسیاری از نقاط کشور با چالش کمآبی روبهرو هستند.
اینجا مسئله از برق فراتر میرود و به محیطزیست، منابع آب و آینده کشاورزی کشور متصل میشود. یک ترانس غیرمجاز میتواند در عمل به معنای یک چاه غیرمجاز، برداشت پنهان آب و فشار مضاعف بر سفرههای زیرزمینی باشد. یعنی تخلف در یک حوزه، به زنجیرهای از خسارتها در حوزههای دیگر منجر میشود.
به همین دلیل، مهتاب فقط برنامهای برای کاهش تلفات برق نیست؛ بخشی از آن، تلاش برای قطع پیوند میان مصرف غیرمجاز انرژی و برداشت غیرقانونی منابع طبیعی است.
پاسخ توانیر، مدیریت هوشمند است. در طرح مهتاب، شناسایی تخلفات فقط متکی به بازرسیهای سنتی نیست؛ دادهها، الگوهای مصرف، گزارشهای مردمی، بازدیدهای میدانی، مقایسه بار شبکه و اطلاعات کنتورها کنار هم قرار میگیرند تا نقاط مشکوک شناسایی شوند.
در واقع، مهتاب تلاش میکند به جای جستوجوی کور در شبکه، با نشانهها حرکت کند؛ جایی که مصرف با الگوی منطقه نمیخواند، جایی که افت ولتاژ غیرعادی است، جایی که مصرف ثبتشده با تجهیزات موجود تناسب ندارد، یا جایی که گزارشهای مردمی از فعالیت غیرمجاز خبر میدهد.
به همین دلیل، مهتاب را میتوان حلقه تکمیلی برنامههای پیشین دانست؛ حلقهای که قرار است مبارزه با تخلف را منظمتر، قابلاندازهگیریتر و ماندگارتر کند.
بر اساس اطلاعات اعلامشده، از ابتدای اجرای طرح تاکنون:
- ۱۰۲۷ مگاوات از بار شبکه در سمت مصرف کاهش یافته است؛
- ۸۸ هزار انشعاب غیرمجاز اعم از مشهود و نامشهود شناسایی و جمعآوری شده است؛
- ۱۱۷ هزار کنتور معیوب تعویض شده است؛
- ۱۹۶ ترانسفورماتور غیرمجاز با ظرفیت ۲۳ مگاولتآمپر جمعآوری شده است؛
- ۲۹۴۲ دستگاه ماینر غیرمجاز شناسایی و جمعآوری شده است.
این اعداد وقتی کنار هم قرار میگیرند، تصویر بزرگتری میسازند. کاهش ۱۰۲۷ مگاواتی بار شبکه در ۲ ماه، معادل ساخت یک نیروگاه بزرگ نیست، اما اثری مشابه دارد؛ با این تفاوت که نه نیازمند سوخت بیشتر است، نه آلودگی ایجاد میکند و نه سالها زمان میبرد. این همان چیزی است که میتوان آن را نیروگاهسازی از دل بهرهوری نامید.
به زبان ساده، مهتاب نشان داده است که بخشی از ظرفیت گمشده برق کشور، نه در نبود نیروگاه، بلکه در نبود انضباط مصرف پنهان شده بود.