شناسهٔ خبر: 78576487 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: مشرق | لینک خبر

بهروز رضوی، صدای بم خاطرات

هروز رضوی نامی تکرارناشدنی بود چون نسخه ترجمه‌شده قرآن کریم (ترجمه مسعود ریاعی) و نهج‌البلاغه به فارسی را با صدای گرم و باصلابتش منتشر کرد و باعث فزونی گرفتن عشق مردم به این متون مقدس شد.

صاحب‌خبر -

به گزارش مشرق، «بهروز رضوی» که روز گذشته در هفتادوهشت سالگی چهره در نقاب خاک کشید از همان اوان کودکی در محیطی سراسر نوستالژیک و بهره‌مند از نظر هنری و فرهنگی زیسته و بزرگ شد. رضوی محصل دبیرستان شاخص بدر بود. او البته در یزد زاده شد، اما با حضور در این مدرسه بود که متوجه شعله‌ور شدن آتش هنر در درونش شد. بدر در خیابان ری بالاتر از بازارچه نواب قرار داشت و دانش‌آموزان بنامی را نظیر «مسعود کیمیایی»، «حسین گیل»، «عباس شفیعی»، «اسفندیار قره‌باغی»، «منوچهر وثوق» و بهروز رضوی در دل خود جای داد.

اگر دبیرستان البرز محل تحصیل و تجمع بخشی از چهره‌های سرشناس حوزه‌های علوم انسانی و علوم تجربی بود، بدر پایه‌های هنر عامه‌پسند ایران را در سال‌های بعد گذاشت. پس بی‌جهت نبود که گوینده مستند ایران خیلی زود و در آغاز دهه سوم زندگی‌اش به یکی از ماندگارترین گویندگان صداوسیما و همچنین دوبلورهای دوران خود بدل شد. پس بد نیست با اشاره به نقش تاریخی او در رادیو، تلویزیون، تولیدات رسانه‌ای مذهبی، فیلم‌های سینمای که بازی کرد و حتی ترانه‌سرایی حرف بزنیم. پیش از ورود به اصل مطلب باید بگوییم که بهروز رضوی انسانی ذوابعاد و جامع‌الاطراف بود و به همین خاطر هیچ دری به رویش در تمام این سال‌ها بسته نبود.

کتاب؛ دریچه ورود به رادیو

بسیاری از کارشناسان حوزه رسانه و تاریخ‌نگاران این عرصه، نقش رادیو را در شناسایی استعداد و صدای گرم بهروز رضوی بیش از هر امکان و ظرفیت دیگری درنظر می‌گیرند و به‌درستی به آن بها می‌دهند، اما نباید از این واقعیت غافل شد که او بیش و پیش از هرچیز با فعالیت در مطبوعات دهه چهل و پنجاه به مخاطبان جدی این حوزه و همین‌طور عرصه کتاب معرفی شود. او در مجلات آن زمان ستونی داشت که به بهانه آن هربار به معرفی یک کتاب تازه مشغول می‌شد.

تلاش‌های مستمر او خیلی زود جواب داد و ستون‌هایش به یکی از منابع قابل ارجاع و اعتماد اهل مطالعه بدل شد، زیرا اغلب شاعران و نویسندگان کتاب‌های جدیدشان را برای معرفی به بهروز رضوی می‌دادند تا وی در ستون مربوطه به آن‌ها بپردازد. رضوی سال‌ها بعد با حضور در برنامه «کتاب‌باز» سروش صحت در مورد آن روزها گفت که این بخش از کارش را صرفاً به چشم محل درآمد نمی‌دیده و عشق و شوق انجام آن را داشته است. کتاب‌های تازه را برایش می‌فرستادند، او آن‌ها را مطالعه و سپس معرفی و نقد می‌کرد تا ضمن ارائه پیشنهاد، در دانشگاهی مملو از کتب گوناگون به تحصیل بپردازد. همین پشتکار و پایمردی بود که باعث شد او به اجرای برنامه «کتاب شب» در رادیو بپردازد.

صدای ما را از تهران می‌شنوید

وقتی که گروه «ادب امروز» به مدیریت «نادر نادرپور» در رادیو تشکیل شد، بهروز رضوی از طریق دوستانش که پیش از او به این گروه پیوسته بودند وارد جرگه گویندگان رادیو شد و وظیفه نویسندگی و اجرای ادب امروز را برعهده گرفت و کار معرفی کتاب‌های گوناگون را مانند سابق در مدیوم و قامتی جدید ادامه داد. البته برنامه‌سازی او در این زمینه تفاوت‌هایی با فعالیت در مطبوعات داشت. رضوی سوای معرفی و نقد کتاب با ناشر، نویسنده و مترجم هم گفت‌وگو می‌کرد. بعد از کسب شهرت از طریق اجرای برنامه ادب امروز بود که دیگر یک ایران بهروز رضوی را به‌عنوان یک اسم خاص در میان مجریان و گویندگان رادیو می‌شناختند و نمی‌توانستند این رسانه را بدون درنظر گرفتن صدای باریتون‌گونه رضوی مورد شناسایی قرار دهند.

او در رادیو به‌سرعت با قرار گرفتن در کنار شاعران مطرح روزگار، یعنی نادر نادرپور و مهدی اخوان‌ثالث فرم جدیدی از دکلمه شعر را وارد رادیو کرد تا به این واسطه مسیر افرادی چون خسرو شکیبایی، فریدون فرح‌اندوز و حتی احمد شاملو در این راه هموار شود. برنامه «کتاب شب» هم از همین جهت میراث‌دار ادب امروز بود. «کتاب شب» به مدت بیش از سه دهه هر شب از رادیو تهران پخش شد تا نه‌تنها خط بطلانی بر محتواهای زودگذر و شکست‌خورده بزند، بلکه به آن‌ها که می‌اندیشند ثابت کند که استمرار در اغلب موارد به نتایج خوشایندی ختم خواهد شد. سوای این مسئله اگر بخواهیم به‌قول محمد حسینی‌باغسنگانی، به‌عنوان پژوهشگر در پی یافتن نمادین‌ترین جلوه‌های پیوند رضوی با کتاب باشیم بی‌تردید باید بر اهمیت موضوع کتاب شب صحه بگذاریم.

این برنامه توانست با استفاده از عامل صدای بهروز رضوی و همین‌طور انتخاب رمان‌ها و داستان‌های مختلف از میان آثار نویسندگان مطرح در میان قشر الیت مخاطبان رادیو به تریبونی برای معرفی ادبیات معاصر ایران و همین‌طور جهان تبدیل شود. حال اگر عنصر صدای بهروز رضوی از این برنامه حذف می‌شد شاید که نه، حتما کتاب شب به چنین موفقیت و اعتباری دست نمی‌یافت. در ادامه، برنامه «هزاره ادب فارسی» هم با محور اشاره به موضوع تاریخ ادبیات ایران از آبان ۱۴۰۱ در رادیو فرهنگ کلید خورد و در سه‌هزار قسمت به تمام زوایای این سوژه پرداخت تا بهروز رضوی در هنگام درگذشتش کار ناتمامی روی دستش نماند.

مهمان چندروزه سینما و موسیقی

بهروز رضوی در کنار فعالیت به‌عنوان گوینده در رادیو، هرازچندگاهی در فیلم‌های سینما هم بازی می‌کرد. شاید تنها تصویر روشن نسل جدید از رضوی به سریال «گناه فرشته» بازگردد، اما چند اسم در میان فیلم‌ها و سریال‌های مهم و غیرمهمی که او به بازی در آن پرداخت مثل «آبادانی‌ها» اثر کیانوش عیاری و «یک‌بار برای همیشه» ساخته سیروس الوند باعث شد بیش از باقی آثار به چشم بیاید، اما پیشینه حضور رضوی در سینمای ایران به دهه پنجاه و فیلم «هرجایی» به‌کارگردانی «فریدون ژورک» بازمی‌گردد. ژورک در زمانه‌ای وارد سینما شد که تولید فیلم‌های جاهلی به حد اعلای خود رسیده بود و او هم هیچ بدش نمی‌آمد که از این مسئله طرفی برای خود ببندد. این آشنایی در به‌ثمر نشستن همکاری بهروز رضوی و همسر ژورک در آینده بی‌تأثیر نبود، زیرا باعث شد تا او شعر دو ترانه از کارهای شهلا صافی‌ضمیر را بنویسد و عملا تنها با دو اثر به جرگه ترانه‌سریان نوین موسیقی پاپ بپیوندد.

بسیاری در آن سال‌ها گمان می‌کردند که رضوی در این وادی خواهد ماند و به رقیبی جدی برای ترانه‌سرایان مطرح تبدیل خواهد شد، اما او که عشق اولش ادبیات و عشق دومش گویندگی در رادیو بود ترجیح داد که عطای ماندن در این حوزه را به لقایش ببخشد و عرصه شعر و ترانه‌نویسی را رها کند. این دریغی برای مخاطب آشنا به فن شعر و موسیقی بود، چون انتظار داشت که رضوی انتظاراتش را برآورده کند و رفت‌وبرگشت‌هایی به این مدیوم داشته باشد. بازی در سینما، تلویزیون و این اواخر پلتفرم، برای رضوی از جذابیت بیشتری برخوردار بود، زیرا او برخلاف ترانه‌سرایی بارها و بارها به فعالیت در این زمینه پرداخت و هرگز درها را به‌طور کامل به روی خویش نبست. سوای این، برای مخاطبان نخبه مذهبی هم بهروز رضوی نامی تکرارناشدنی بود چون نسخه ترجمه‌شده قرآن کریم (ترجمه مسعود ریاعی) و نهج‌البلاغه به فارسی را با صدای گرم و باصلابتش منتشر کرد و باعث فزونی گرفتن عشق مردم به این متون مقدس شد.