شناسهٔ خبر: 78572815 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

ایران پس از جنگ بر دو راهی بزرگ

پژوهشگر تاریخ اندیشه سیاسی،سعی در ارائه تصویری از الزامات بازسازی ایران در عصر پساجنگ داشته است.

صاحب‌خبر -

 به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، جواد حیدری، پژوهشگر تاریخ اندیشه سیاسی، در یادداشتی تحلیلی با عنوان بایدها و نبایدهای آینده ایران به بررسی الزامات بازسازی کشور در دوران پساجنگ پرداخته و کوشیده است با تکیه بر میراث فکری پنج متفکر برجسته تاریخ اندیشه سیاسی غرب، چارچوبی نظری برای آینده ایران ترسیم کند. ایشان با اشاره به تجربه‌های تاریخی ایران در مواجهه با جنگ‌ها و شکست‌های نظامی، وضعیت کنونی کشور را از منظری تاریخی مورد توجه قرار داد و تأکید کرد که ایران توانسته است از یک بحران نظامی عبور کند، بی‌آن­که بخشی از سرزمین خود را از دست بدهد؛ رخدادی که به اعتقاد او در مقایسه با بسیاری از مقاطع تاریخی، واجد اهمیت و حتی غرور ملی است. همچنین دوران پساجنگ صرفاً به معنای پایان درگیری‌های نظامی نیست، بلکه آغاز مرحله‌ای تازه در حیات سیاسی و اجتماعی کشور است. در چنین شرایطی جامعه نیازمند بازاندیشی در اهداف بنیادین خود و بازسازی مناسبات میان حکومت و مردم است. از این رو تجربه ملت‌ها نشان داده است کشورهایی که پس از بحران‌ها صرفاً بر ابعاد امنیتی تمرکز کرده‌اند، در دستیابی به توسعه پایدار موفق نبوده‌اند؛ زیرا بازسازی واقعی زمانی رخ می‌دهد که ابعاد مختلف زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز مورد توجه قرار گیرد.

این پژوهشگر تاریخ اندیشه سیاسی با عبور از منازعات و رقابت‌های روزمره سیاسی، تأکید کرد که در شرایط کنونی باید به آن چه غایات بنیادین حیات بشری نامیده می‌شود توجه کرد. این غایات را در پنج مفهوم امنیت، آزادی، برابری، شادکامی و عدالت خلاصه کرد و بر همین اساس از پنج ستون بازسازی ایران پساجنگ سخن گفت.

 حیدری در تشریح نخستین ستون این بازسازی، به اندیشه توماس هابز ارجاع داد و مفهوم امنیت هستی‌شناختی را مطرح کرد. وی افزود:پس از پایان هر بحران بزرگ، جامعه بیش از هر چیز به احساس ثبات و پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد. همچنین امنیت صرفاً به معنای نبود تهدید نظامی نیست، بلکه زمانی محقق می‌شود که شهروندان بتوانند آینده خود را قابل پیش‌بینی بدانند و از اضطراب دائمی نسبت به فردا رهایی یابند. البته استمرار ادبیات جنگی و حفظ جامعه در وضعیت آماده‌باش دائمی، مانع شکل‌گیری آرامش عمومی خواهد شد و  دوران پساجنگ زمانی آغاز می‌شود که ذهن جامعه نیز از شرایط اضطراری فاصله بگیرد و احساس ثبات در عرصه‌های مختلف زندگی تقویت شود.

این پژوهشگر در ادامه به دومین ستون بازسازی یعنی آزادی مشروع پرداخت که آن را با الهام از اندیشه‌های جان لاک صورت‌بندی کرده است و در این خصوص افزود: در دوران جنگ، دولت‌ها به ناچار اختیارات بیشتری در اختیار می‌گیرند و دامنه مداخله آنان در عرصه‌های مختلف افزایش می‌یابد، اما دوران صلح اقتضا می‌کند که این روند معکوس شود. از این رو بازسازی جامعه بدون تقویت آزادی‌های مدنی امکان‌پذیر نیست چرا که کاهش مداخلات غیرضروری، احترام به مالکیت خصوصی و گسترش حوزه فعالیت‌های اجتماعی و مدنی می‌تواند زمینه‌ساز احیای اعتماد عمومی و افزایش مشارکت شهروندان در فرآیند توسعه باشد.

حیدری در بخش دیگری از یادداشت خود به اندیشه ژان ژاک روسو و مفهوم قرارداد اجتماعی اشاره کرد و آن را سومین ستون بازسازی ایران دانست و خاطرنشان کرد: هر جامعه‌ای برای حفظ انسجام خود نیازمند نوعی توافق نانوشته میان دولت و مردم است و این توافق زمانی پایدار خواهد ماند که هزینه‌ها و منافع به شکلی عادلانه میان گروه‌های مختلف توزیع شود. البته شکل‌گیری نابرابری‌های فزاینده و ظهور طبقات برخوردار و انحصارگر می‌تواند سرمایه اجتماعی را تضعیف کند و  تداوم چنین روندی زمینه شکل‌گیری نوعی الیگارشی نوکیسه را فراهم می‌آورد که در نهایت موجب گسست میان جامعه و ساختار سیاسی خواهد شد. از این منظز ، دوران پساجنگ فرصتی برای بازسازی قرارداد اجتماعی است؛ قراردادی که در آن همه اقشار جامعه احساس کنند در منافع ملی سهیم هستند و بار مشکلات نیز به شکلی منصفانه میان آنان توزیع می‌شود.

این پژوهشگر تاریخ اندیشه سیاسی در ادامه به چهارمین ستون بازسازی یعنی حق شادکامی پرداخت و با استناد به اندیشه‌های جان استوارت میل، بر اهمیت وضعیت روانی جامعه تأکید کرد و افزود: پس از عبور از بحران‌های گسترده، جامعه نیازمند بازیابی نشاط و امید است و حکمرانی موفق نمی‌تواند نسبت به این نیاز بی‌تفاوت باشد. فراهم ساختن زمینه‌های تنوع سبک زندگی، شکوفایی استعدادهای فردی، توسعه فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی و کاهش محدودیت‌های غیرضروری، از جمله عواملی است که می‌تواند به افزایش رضایت عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی منجر شود. همچنین شادکامی صرفاً یک موضوع فردی نیست، بلکه بخشی از فرآیند بازسازی اجتماعی محسوب می‌شود و می‌تواند نقش مهمی در افزایش تاب‌آوری جامعه ایفا کند.

وی در تشریح پنجمین و آخرین ستون بازسازی نیز به نظریه عدالت جان رالز اشاره کرد و اظهار داشت: بازسازی پایدار زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که نهادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر پایه عدالت طراحی شوند و توزیع فرصت‌ها و منابع به گونه‌ای صورت گیرد که اقشار محروم و آسیب‌پذیر بیشترین بهره را از آن ببرند. همچنین عدالت صرفاً به معنای برابری صوری نیست، بلکه باید در قالب سیاست‌هایی ظهور پیدا کند که امکان رشد و پیشرفت را برای همه شهروندان فراهم سازد و شکاف‌های اجتماعی را کاهش دهد.

حیدری در پایان ­تأکید کرد که ورود ایران به عصر پساجنگ مستلزم تغییر در پارادایم حکمرانی است. امنیت، آزادی، برابری، شادکامی و عدالت نه مفاهیمی جدا از یکدیگر، بلکه اجزای یک منظومه واحد هستند که می‌توانند بنیان‌های بازسازی پایدار کشور را شکل دهند. بنابراین موفقیت در دوران پساجنگ بیش از آن­که به پیروزی‌های نظامی وابسته باشد، به توانایی جامعه و حاکمیت در ایجاد توازن میان این پنج اصل بنیادین بستگی دارد؛ اصولی که می‌توانند مسیر آینده ایران را از بازسازی صرف به سوی نوسازی عمیق اجتماعی و سیاسی هدایت کنند.

انتهای پیام/