شناسهٔ خبر: 78570224 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

مرگ تدریجی کشاورزی مازندران در هجوم تخریب و تصرف 

ساری- ایرنا- روزگاری نه چندان دور  اطراف جاده های شهری و روستایی مازندران بوی شالیزاران و باغ های مملو از میوه های گوناگون و درختان مشجر مستت می کرد که اکنون خبری از ان طبیعت بکر  نیست؛ قصه غصه ای که باید برای آن ظرفیت های بربادرفته کتاب‌ها نوشته و سال‌ها گریست.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، به گواهی تاریخ؛ مازندران شالوده زندگی و تحرک بی پایان در حیات انسانی و تنوع زیستی فلات ایران را رقم زده است. این پویایی و تحرک و سیال آسان در رشد و تولید تنوع گونه ها در ایجاد محیط آرام و دست یابی آسان به انواع گونه های باغی و کشاورزی و دریایی و جنگلی را آسان کرده است.

کاتالیزورهای طبیعی فراوان در ایجاد و حفظ این منابع نقش تعیین کننده ای دارند و مسیر حاصلخیزی آن را مهیا می کنند. در این خطه سر سبز واکنشهای متنوع و حصول محصولات نهایی و بهره وری آسان و دست یابی روان و راحت را بوجود می آورند.
محصولات زیستی و باغی و کشاورزی و دریایی کم نیست و و انبوه نیزارها زایش های جدیدی را رقم می زنند.

آنچه این منطقه را در چشم اندازهای مدیریتی برتر می کند این است که باید مراحل و موانع را شناخت و آنها را بروز رسانی کرد و راهکارهای علمی یافت. بدون شک تخریب و تهدید تنوع طبیعی در مازندران عوامل اقتصادی و زیست محیطی و جمعیتی و مدیریتی دارد پایبندی به

مقررات صحیح و اعمال قوانین درست و اجرای روش های علمی و عملی و ایجاد شرایط محیطی سالم را رقم خواهد زد و پویایی محیط و طبیعت در آن حفظ می شود.

مرگ تدریجی کشاورزی و جنگل و دریا و طبیعت به طور معمول یکباره و زلزله وار رخ نمی دهد و دگرگونی های آبشاری نیست بلکه محصول بی تدبیری ها و انباشت فشارهای کوچک و خرد شده اینجا و آنجا در طول سالهای متمادی به دست می آید.

بنا به اسناد موجود؛ خرد شدن زمین های کشاورزی جهت ساخت و ساز ویلا ها و شهرک سازی ها؛ جاده ها؛ انبارها؛ کارگاهها و تغییر کاربری های گوناگون روند کشاورزی را در استانهای شمالی بی صرفه کرده است.

کم آبی و افت کیفیت و کمیت منابع آبی و کاهش آبهای زیر زمینی و خشک شدن چاهها و شور شدن آبها و تغییر الگوی بارش نقش بسزایی در مرگ تدریجی کشاورزی و در نهایت افزایش هزینه های سنگین بر دوش کشاورزان و نهایتا رهایی زمین ها را تسریع کرده است.

هرگاه کاهش سود حاصل شد و انگیزه کشاورزی از بین رفت؛ هرگاه هزینه نهاده ها نظیر کود؛ سم؛ بذر؛ سوخت؛ کارگر؛ استهلاک دستگاه های مورد نیاز افزایش یافت مرگ خانمان‌سوز مراتع و مزارع فراهم می شود.

مرگ تدریجی کشاورزی مازندران در هجوم تهدید و تخریب و تصرف 

به همین دلیل قیمت محصولات بدست آمده با همان روند صعود بالا نمی رود و جوانان ترجیح می دهند به کارهای خدماتی و ساخت و ساز بروند و با مهاجرت شغل در روستاها نقش کشاورز از زمین کم شده و کارهای متنوع و سود آوری بیشتر در زمینه های دیگر تجربه های محلی مدیریت آب؛ خاک و کشت کم کم از بین می رود و رمق تولید کم می شود و زمینها رها می گردد و نقش تولیدات کشاورزی در قبرستان مرگ غوطه ور می شود.

امروز با شواهد و مستندات کافی می توان گفت جنگل و دریا و مزارع در بوته فراموشی محض قرار دارند و جان مایه اندک آنها در حال ریزش نهایی است.

با روز افزون این دردها دیگر درختان جوان سبز نخواهند شد و درختان پیر خواهند مرد و تشکیل طبیعت جنگل تکرار نخواهد شد و رشد درختان بوجود نخواهد آمد ؛ قطع درختان بیشتر از رشد درختان جوان می باشد و شانه های مستحکم جنگل فرو ریخته است. ویلا و شهرک سازی ها و استقرار مرغداری ها و معدن و جاده جاذبه های طبیعی کشاورزی و جنگل را متلاشی کرده است و آزادی حیات وحش و جابجایی طبیعی و تنوع زیستی نیز کاهش یافته و فرصت بازسازی و خودسازی این عرصه ها وجود ندارد.

کیست آتش سوزی های ممتد و کوچک و بزرگ را به یاد نداشته باشد و فرسایش و زباله ریزی و تردد خودرو های کوچک و بزرگ را در داخل قدیمی ترین بافت جنگل نبیند.
کیست که از افت مستمر تغییرکاربری اراضی کشاورزی و باغ ها نرنجد و ننالد؟ آری - دیگر شالیزارها؛ تالابها و سواحل دریا و رودخانه ها و طبیعت با طراوت منطقه جان ندارند و ندای مرگ تدریجی شأن سالهاست بگوش می رسد.

ویلا سازی های پراکنده و تغییر کاربری های بی حد و مرز آلودگی‌های سرسام آور و افات زباله و پسماندها و تخریب زیستگاه های جانوری و گیاهی و راه سازی های طویل دل طبیعت مازندران را از هم پاشید و افزایش تقاضای زمین و بخصوص ضعف مدیریتی نهادهای مربوط مرگ زیبایی و شادابی مازندران رقم زده است.

مازندران در بخش‌های کشاورزی، گردشگری و صنعتی دارای ظرفیت های فراوانی بوده که به اعتقاد کارشناسان با تهیه نقش راه علمی دستیابی استان به توسعه پایدار را رقم خواهد زد که متاسفانه با نگاه غیر علمی به آن در عصر مدیریت دانایی و قرن معرفت و آگاهی از توسعه باز مانده است.

براساس آمار موجود، بخش کشاورزی با ۲۶.۳ درصد، بخش صنعت و معدن با ۱۱.۹ درصد و بخش خدمات با ۵۲.۸ درصد ارزش افزوده استان مازندران را در اختیار دارند که به گفته کارشناسان امر این ارقام سال به سال رو به کاهش است.
سهم کشاورزی مازندران از ارزش افزوده کشاورزی کشور حدود ۸.۸ درصد است و سالانه ۶ میلیون انواع محصولات کشاورزی در ۴۶۰ هزار هکتار از اراضی زراعی و باغی مازندران تولید می شود این آمار یعنی مازندران حدود ۱۱ درصد ارزش افزوده محصولات کشاورزی کشور را در اختیار دارد.

طبق آمار حدود ۸۰ درصد نیاز غذایی و حدود ۹۰ درصد نیاز مواد اولیه بخش صنایع کشاورزی کشور در مازندران تولید و تامین می شود پرسش اساسی این است آیا این آمارها با احتساب اینکه قامت زمین های کشاورزی و باغی و طبیعت و دشت و جنگل آن به علت افزایش روز افزون ساخت و سازهای و شهرک سازی ها و تغییرکاربری های بی حد و مرز تغییر نکرده است که نگران کننده نیست و همه چیز گل و بلبل است.

مرگ تدریجی کشاورزی مازندران در هجوم تهدید و تخریب و تصرف 

آیا با توجه به معضلات یادشده هنوز وسعت زمین های کشاورزی مازندران ۲۳۰ هزار هکتار است که همچنان در منابع رسمی اعلام می‌شود؟

آیا وسعت عرصه های باغی استان همچنان بر پاشنه آماری سابق می گردد و باید باور کنیم که هیج اتفاقی از چهار دهه اخیر تا امروز نیفتاده است؟

آیا سرمایه گذاری واقعی در بخش کشاورزی و باغی مازندران نهادینه شده است؟

آیا کشاورزی دانش محور به معنای واقعی در مازندران فرهنگ سازی شده است؟

آیا خاک کشاورزی مازندران بر اثر استفاده غیر علمی سموم و آفت کش ها نابود نشده است؟

آیا فرایند کاشت و داشت و برداشت غیر علمی کشاورزی مازندران را به ورطه سقوط نکشانده است؟ دانش روز کشاورزی دنیا چه سمتی حرکت می کند که ما غافل از آنیم.

آیا مدیریت نهادهای مربوط طبق قانون تکلیف اداری خود را برای شکوفایی علمی ظرفیت کشاورزی استان به انجام رسانده اند؟ پس چر کسی پاسخگوی این همه مشکلات و خسارت های وارده بخش کشاورزی نیست؟

امروز در وسط زمین های بکر کشاورزی مازندران احداث مرغداری ها و واحدهای تولیدی مشابه را می بینم آیا این واحدها بر اساس مجوز قانونی احداث شده یا قانون را دور زدند و باندی و رانتی عمل کردند.

چه کسانی از سه دهه اخیر تا امروز با بی تدبیری های ها و بی توجهی ها و با دور زدن قانون هندسه اقلیم کشاورزی مازندران را تغییر دادند و به حیات جان بخش آن این همه درد ریختند؟

چرا با وجود این همه تهدیدها و تصرف ها و تخریب ها جلوی این فاجعه ها گرفته نمی‌شود؟

مرگ تدریجی کشاورزی مازندران در هجوم تهدید و تخریب و تصرف 

آیا آیندگان این بی تدبیری های متولیان و مسببان نابودی حیاط طبیعی مازندران را خرده نخواهند گرفت که چگونه در عصر مدیریت دانایی این ظرفیت های کم نظیر را به باد داده اند؟

بر اساس اعلام منابع رسمی تاکنون افزون بر ۳۰۰ شهرک مسکونی غیرمجاز در مازندران شناسایی شد در حالی که معضل تغییرکاربری اراضی کشاورزی همچنان در حال افزایش بوده و بر نگرانی ها افزوده است؛ چرا این معضل فراگیر همچنان ادامه دارد؟ .

به اعتقاد صاحبنظران امر زیست پذیری شهری و روستایی مازندران هم اکنون به خطر افتاده است چون گستره ۲۴هزار و ۴۰۰ کلیومتری این منطقه توان اکولوژیکی میلیون ها نفر جمعیت غیربومی را ندارد آیا کسی نیست شهرها و روستاهای سکته زده را درمان کند؟

ساخت و سازهای غیرمجاز در حریم شهرهای مازندران از سه دهه گذشته به وفور در منطقه پدیدار شده است تاکنون به گفته کارشناسان اثرات مخربی نظیر تخریب سیمای کالبدی شهر و روستایی، از بین رفتن منابع، تعرض به حریم رودخانه ها و سواحل و عرصه های طبیعی و در نهایت آلودگی زیست محیطی برجا گذاشته است. چرا در مقابل این همه تخریب صورت گرفته چشمها را بسته اند و یا چرا آمارهای واقعی در این ارتباط ارایه نمیشود.؟ چرا مسوولان امر ادوار مختلف مدیریت نکرده اند؟ آیا با چنین نگرشی اقتصاد استان متحول خواهد شد؟ .

به طور قطع با ادامه روند موجود تا دو سه دهه دیگر خبری از اراضی کشاورزی و باغی مازندران نیست و داستان غم انگیز نابودی آن را باید در کتابها جستجو کرد.

مازندران امروز برای برون رفت از چالشهای موجود ویژه در بخش میراث طبیعی و کشاورزی خود به یک رنسانس فرهنگی نیاز دارد تا آن را از دستبرد باندها و راندهای ویرانگر نجات دهد.

*کارشناس ارشد رشته تاریخ و روزنامه نگاری و خبرنگار ایرنا