شناسهٔ خبر: 78568162 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

مخالفين و استراتژي ايران در يادداشت تفاهم با امريكا؟!

نصرت‌الله تاجيك

صاحب‌خبر -

يادداشت تفاهمي كه در تاريخ 24 خرداد بين ايران و امريكا از طريق ميانجيگران نهايي و قرار است در 29 خرداد در سوييس امضا شود و فقط خبرش مردم را از اين جهت خوشحال كرد كه سايه جنگ و اين وضعيت نه جنگ و نه صلح را از سر كشور و اقتصادش برطرف خواهد نمود، طبعا فعلا منتشر نخواهد شد كه به بررسي نقاط ضعف و قوت آن بپردازيم و قصد دارم در اين يادداشت به‌ جاي پرداختن به متن، به فرامتن آن بپردازم. البته اين متن توافقنامه نيست كه بيانگر تعهدات دوطرف باشد! نقشه راهي است كه نشان مي‌دهد دوطرف براي رسيدن به توافق چه مسيري را بايد طي كنند! و در اين مسير دو ماهه با احتمال تمديد است كه حكومت بايد دستش به سوي نخبگان جامعه، دانشگاه‌ها و مراكز مطالعاتي دراز باشد و چه دوره سخت و پرآزموني در برابر حكومت و جامعه قرار دارد؟! لذا تعجيل براي بيان نگراني‌هاي متني و فرامتني در اين زمينه آن‌هم براساس پيش‌نويس‌هاي غيررسمي، در محافل داخلي و خارجي كشور و ملتهب كردن جو داخلي تا آنجا كه وزير امور خارجه كه ماموريت ديگري دارد ناچار شود در برنامه خبري صدا و سيما حاضر شود، دور از پختگي سياسي و براي اهداف خاصي بود كه خوشبختانه با صدور بيانيه شوراي امنيت ملي در داخل آبي بر آتش ريخته شد! و در خارج نيز طبعا بازي‌هاي جديد آغاز شده الا آنكه دغدغه‌مندان واقعي كمي به‌ صورت واقعي با اين روند برخورد خواهند نمود! بيانيه خوب و كمي با تاخير شعام در مقابل تعجيل مخالفين داخلي تفاهم با امريكا با اهداف خاص كه داراي تريبون‌هاي متعدد هم هستند، اگر بيانگر قصد حكومت براي افزايش كارايي‌اش از طريق بهبود كاركرد نهادهاي كشور باشد، باعث اميدواري و نشان از درك درست اوضاع، مديريت واحد كشور و دوري از اداره جزيره‌اي آن و اراده‌اش براي حفظ انسجام داخلي وتحقق اهداف ملي دارد! و به نظر مي‌آيد نهادهاي نظامي و مسوولان كشور زود به اين اهداف مخالفين تفاهم و اينكه تجمعات شبانه به عنوان نشانه‌اي از انسجام داخلي توسط يك جناح در كشور در شرف مصادره است، واقف شدند! اين بيانيه سبب آرامش روحي رواني جامعه و خوشحالي مضاعف مردم شد كه حكومت به اهداف ملي و خواست مردم توجه دارد. بيانيه شعام هم توانست اين اطمينان را به دولت بدهد كه درصدد اجراي تفاهمنامه باشد و هم آرامش را به جامعه بازگرداند! و دولت هم از اينكه مردم از رفع سايه جنگ از كشور راضي هستند، خوشحال است! اما از خباثت اسراييل و اينكه ترامپ تا چه حد توانسته نتانياهو و تندروهاي اسراييلي را كنترل كند در شك است!
اما برگرديم به زمينه‌هاي صدور چنين بيانيه‌اي و اينكه تلقي طرف‌هاي خارجي از اين التهاب اجتماعي داخلي چه بود؟ و به جاي بحث‌هاي حيدري-نعمتي و با پذيرش حق شهروندي در انتقاد از دولت و لزوم حفظ نشاط سياسي اجتماعي ولي بدون آسيب به اوضاع رواني جامعه و انسجام داخلي شكل گرفته حول وحدت سرزميني، اهداف مخالفين اين تفاهم عبارت بود از: ۱- وزن‌كشي، سهم‌خواهي، حفظ بدنه سياسي از طريق شانتاژ و اردوگاه‌كشي خياباني! ۲- تصميم‌سازي و ايجاد فشار سياسي بر مسوولان ۳- بالا بردن انتظارات بدنه سياسي و كاهش احتمال حذف گروه از صحنه اجتماعي، زيرا با اين اهداف و فهم غلط از منافع ملي، مخالفين تفاهم با استفاده از لشكركشي خياباني و تجمعات شبانه كه با هدف حفظ خيابان شكل گرفته بود و نه استفاده از آن عليه دولت، اين مخالفت خود را تبديل به بازي‌هاي جناحي براي حذف رقباي درون اردوگاهي خود و نيز كشيدن قاليچه از زير پاي دولت نمودند كه چنين رويكردي در صورت ادامه التهاب اجتماعي، سبب قطبي شدن جامعه و سرخوردگي عمومي مي‌گرديد كه سم مهلك بود و از دستيابي به اهداف سياست خارجي و مخصوصا رفع سايه جنگ جلوگيري مي‌كرد!با اين توضيحات برمي‌گرديم به فرامتن و توضيح اين نقشه راه. استراتژي تيم ديپلماتيك ايران بر سه پايه استوار است: 
 1- شكستن حلقه يا گزاره دوگانه تسليم يا جنگ كه ترامپ مي‌خواست در پرتو نظريه صلح از طريق قدرت برقرار كند. 2- عقب انداختن موضوعات مشكل و كشدار جهت بررسي بيشتر مانند هسته‌اي 3- اولويت دادن به تعيين تكليف مسائل مهم براي ايران مانند خاتمه جنگ در همه جبهه‌ها، خاتمه محاصره دريايي در مقابل تردد كشتي‌هاي بيشتر از تنگه هرمز اين سه بعد استراتژي را اگر در رئوس يك مثلث قرار دهيم ظرفيت و فضايي خلق مي‌شود كه در مذاكرات بين دوطرف با توجه به سختي مذاكره با ترامپ با همه ويژگي‌هاي شخصيتي و اهدافش در مورد ايران و مخصوصا تاثيراتي كه اسراييل و شخص نتانياهو بر وي دارند و تلاش اسراييل براي جلوگيري از هرگونه تفاهم و نزديكي ايران و امريكا، به يك نقشه راه هوشمندانه و دومرحله‌اي رسيده‌ايم: 
1- در مرحله اول يك تفاهمنامه‌اي بين دوطرف امضا خواهد شد كه نقشه راه براي تهيه توافقنامه است و بيانگر قصد دوطرف براي خاتمه جنگ و رفع نيازها، انتظارات و دغدغه‌هاي ايران و امريكا باشد. 
2-شروع مذاكرات فني و كارشناسي در زمينه‌هاي مورد تفاهم و تهيه متن توافقنامه كه بعيد است در 60 روز تحقق يابد اما تفاهمنامه اجازه تمديد آن را داده است. 
اما آنچه كه شايد بيشترين سوال را ممكن است در افكار عمومي مطرح كند بحث تنگه هرمز و احتمال از دست دادن اين قدرت بازدارندگي است كه نياز به توجه بيشتر و تبيين درست مساله دارد. 
1-استفاده ايران از اهرم تنگه هرمز به عنوان عاملي بازدارنده، غولي است كه امريكا در اثر تجاوز به ايران از بطري خارج كرده و دوباره به آن باز نمي‌گردد! 
     تنگه هرمز با اعمال حقوق ذاتي و حاكميتي ايران بر اين آبراه، به منظور دفع ضرر و حداكثر‌سازي امنيتش ديگر آن تنگه نخواهد شد! ولي نبايد در ادامه فقط بر جنبه استفاده از ابزار نظامي تاكيد كنيم، بلكه ابزارهاي وجيه و افكار عمومي پسند سياسي، حقوقي و ديپلماتيك هستند كه بايد بيشتر استفاده شوند. 
     چون كشتي‌ها امنيت مي‌خواهند و هرگونه ناامني در تردد آنها خلل ايجاد مي‌كند لذا استفاده هر لحظه از ابزار نظامي كار خيلي سختي نيست ولي استفاده دايمي هم درست نيست! نبايد رويه شود تا بتوانيم از ترس و خاصيت بازدارندگي آن بيشتر استفاده كنيم و نه خود آن ابزار! مطالبه نخبگان از دولت بايد باز بودن باشد و نه بسته نگه داشتن تنگه! سود ما با حفظ امنيت حداكثري براي كشور در باز بودن تنگه است و نه بسته بودن آن كه مي‌تواند عليه ايران اجماع جهاني به وجود آورد.
     ايران مصمم است منبعد هزينه خدماتي كه ارايه مي‌دهد را دريافت كند و اين خدمات‌رساني نظير بازرسي كالا و كشتي‌ها از نظر فني، ناوبري، تامين امنيت، حفاظت زيست محيطي، سوخت رساني، تعميرنگهداري و خدمات حوضچه‌اي، لايروبي، بيمه و... را محور توليد شغل و توسعه استان‌هاي ساحلي با نگاه اقتصاد دريامحور كه مثلا الان بندرعباس بالاترين درصد فقر را دارد، قرار دهد. ايران با هزينه سنگيني كه پرداخت كرده الان به اين ظرفيت به خوبي واقف شده و نبايد آن را به مباحث جناحي و جنگ حيدري-نعمتي آلوده كرد بلكه بعد از اينكه اكنون جنبه ژئواستراتژيكي تنگه و نقش ايران براي تامين امنيتش براي دنيا تثبيت شده، دولت را بايد براي ايفاي وظيفه اصلي‌اش يعني شكوفايي جنبه ژئواكونوميكي تنگه تشويق كرد! ان‌شاءالله!
 ديپلمات بازنشسته و استاندار پيشين هرمزگان