محسن ميردامادي: تفاهم با امريكا، گام نخست براي «تفاهم ملي» است
اسماعيل گراميمقدم: اصلاح سياستهاي داخلي براي جلب رضايت مردم ضروري است
گروه سياسي| سرانجام خبري كه اكثريت ايرانيان، نخبگان و بسياري از دلسوزان كشور منتظر شنيدن آن بودند از راه رسيد و تفاهم ميان ايران و امريكا با اعلام طرفين منعقد شد. بسياري از چهرههاي سياسي و حزبي در گفتوگو با «اعتماد» ضمن واكاوي ابعاد و زواياي گوناگون اين تفاهم، آن را در راستاي منافع ملي كشورمان ارزيابي كردند.« اعتماد» با بازكردن پروندهاي با موضوع تفاهم با چهرههايي چون محسن ميردامادي، اسماعيل گراميمقدم، مينو خالقي و مازيار بالايي به استقبال تحليل اين تفاهم رفته است.
هرچند جزييات تفاهمنامه ايران و امريكا هنوز رسما منتشر نشده است اما فارس به نقل از «يك منبع نزديك به تيم مذاكرهكننده» ميگويد كه ايران در لحظات آخر امتيازات بيشتر گرفته است. به گفته اين منبع، «پس از آنكه روز شنبه كليات يادداشت تفاهم در شوراي عالي امنيت ملي تصويب شد، از صبح يكشنبه با ورود تيم قطري، برخي مسائل باقيمانده مورد بحث قرار گرفت. به نظر ميرسيد كه اين مسائل لاينحل بمانند.» اين منبع همچنين گفت كه بعد از حمله به ضاحيه، ايران «آماده ميشد كه از چند جبهه حملات گستردهاي» به اسراييل كند «اما با ورود مجدد ترامپ و امتيازهايي كه در ازاي عدم حمله ايران به اسراييل ارايه شد، تيم مذاكرهكننده قانع شد كه اين توافق در راستاي منافع كشور و منافع مردم لبنان است.» بنابر اين گزارش، به اين ترتيب در «لحظه آخر» تغييراتي در متن تفاهمنامه اعمال شد كه «مهمترين» تغييرات عبارت بودند از: «برداشته شدن فوري محاصره دريايي (به جاي بازه ۳۰ روزه كه قبلا توافق شده بود) و پايان جنگ و عمليات نظامي در همه جبههها و همه مناطق لبنان و ضرورت احترام به تماميت ارضي اين كشور.» فارس همچنين به نقل از اين منبع نوشت كه يكي از تغييراتي كه «در لحظات آخر مذاكرات» در متن تفاهمنامه اعمال شد مساله «اعمال حاكميت ايران و عمان» بر تنگه هرمز بهصورت «قطعي و مصرح» بود. در متن فعلي، حالا نوشته شده است كه «آينده اداره خدمات دريانوردي در تنگه هرمز توسط ايران و عمان تعيين ميشود؛ تصريح استفاده از اصطلاح «خدمات دريايي» يعني تثبيت دريافت هزينه براي ايران توسط امريكا.» اين منبع گفت كه در «جاي ديگري از متن هم تكرار شده است؛ به اين شكل كه ايران فقط براي ۶۰ روز عبور بدون هزينه كشتيها را خواهد پذيرفت. يعني امريكا اصل دريافت هزينه را پذيرفته و صرفا ۶۰ روز تخفيف را از ايران گرفته است.»
محسن ميردامادي: تفاهم با امريكا، گام نخست براي «تفاهم ملي» است
محسن ميردامادي، فعال سياسي اصلاحطلب در تحليلي پيرامون توافق اخير ميان ايران و امريكا، اين اقدام را حركتي عاقلانه و برخاسته از موضع قدرت توصيف ميكند. با اين حال، او هشدار ميدهد كه اين توافق تنها گام اول در مسيري دشوار است. از ديدگاه اين تحليلگر، اگرچه مهار فشارهاي خارجي دستاوردي مهم است، اما تضمين موفقيت نهايي و امنيت پايدار كشور، نيازمند تغيير سياستهاي داخلي و ايجاد يك «تفاهم ملي» فراگير با تمام آحاد مردم است؛ چرا كه تفاهم در داخل كشور، بهمراتب سختتر و ضروريتر از تفاهم با رقباي خارجي است. ميردامادي در گفتوگو با «اعتماد» يادآور ميشود: «تفاهم حاصلشده ميان ايران و امريكا، اقدامي مهم و مبتني بر تدبير است. اين گام از آن جهت اهميت دارد كه ايران توانست با ايستادگي در برابر تمام فشارهاي سياسي و نظامي، از موضعي برتر وارد اين مذاكرات شود. واقعيت اين است كه در دوران اخير، ايالات متحده تمامي گزينههاي روي ميز، از جمله گزينه نظامي را آزمود و در نهايت، اجماع بينالمللي بر اين است كه ايران در اين مواجهه دست بالاتر را داشته است. اين موقعيت، فرصتي طلايي است كه نبايد مانند برخي مقاطع تاريخي گذشته (نظير پايان جنگ ايران و عراق)، به دليل روياپردازيهاي غيرواقعبينانه، از دست برود. طبيعتا اين مسير بدون چالش نخواهد بود. در سطح بينالمللي، لابيهاي اسراييل و حاميان آنها در امريكا با تمام توان براي شكست اين تفاهم تلاش خواهند كرد. در داخل كشور نيز، نيروهاي راديكال با اتخاذ رويكردهاي غير واقعبينانه، سعي در تخريب اين روند دارند. اين دستاندازها، بخشي از هزينههاي هر تصميم بزرگ است كه بايد توسط مسوولان مديريت شود. او يادآور ميشود: «اما نكتهاي كه نبايد از آن غفلت كرد، تفاوتِ وضعيت كنوني با دوران گذشته است. مردم ايران، با وجود تمامي نارضايتيهاي انباشته، در مواقع بحراني با عرق ملي پشت سر حاكميت ايستادند و از تماميت كشور و از نیروهای مسلح و نظامی دفاع كردند. اما براي تداوم اين تفاهم و تضمين امنيت ملي در آينده، ديگر نميتوان تنها به آن «پشتوانه مقطعي» تكيه كرد. حقيقت اين است كه ۹۰ ميليون جمعيت ايران، پشتوانه اصلي هر سياست خارجي موفقي هستند. براي اينكه دشمنان ايران ديگر توهمِ برخورد نظامي يا فشار حداكثري را در سر نداشته باشند، حاكميت بايد «تغيير سياست جدي» در داخل كشور را كليد بزند. اين تغيير مستلزم كنار گذاشتن نگاه از بالا به پايين و احترام به تكثر سلايق و اقشار مختلف مردم است. اگر حكومت بتواند رضايت عمومي و همراهي همه مردم را جلب كند، آنگاه هيچ نيروي خارجي قادر به نفوذ يا ضربه زدن به كشور نخواهد بود.»
ميردامادي در پايان خاطرنشان ميكند: «در نهايت، شايد دشوارترين بخش اين معادله، نه مذاكره با دشمن بيروني، بلكه بازسازي اعتماد در داخل مرزها باشد؛ ضرورتي كه لازمه اصلي موفقيتهاي آتي ايران در تمامي عرصههاست.»
اسماعيل گراميمقدم: اصلاح سياستهاي داخلي براي جلب رضايت مردم ضروري است
اسماعيل گراميمقدم، فعال سياسي اصلاحطلب تفاهم اخير ميان ايران و امريكا با ميانجيگري پاكستان، قطر و امارات را حاصل مقاومت ميداني مردم و تدابير مذاكرهكنندگان دانست. وي ضمن تأكيد بر ضرورت قدرداني از هماهنگي نهادهاي عالي كشور براي تحقق اين دستاورد، تصريح كرد كه اكنون زمان آن رسيده است تا با پايان وضعيت جنگي، نظام با اصلاح سياستهاي داخلي در حوزههاي انتخاباتي، رسانهاي و گزينشي، مسير را براي توسعه همهجانبه و جلب رضايت عمومي هموار كند. گراميمقدم در گفتوگو با «اعتماد» تفاهم شكلگرفته ميان ايران و امريكا را دستاورد مقاومت چشمگير مردم و نيروهاي نظامي در ميدان و تدابير ارزشمند در مذاكرات خواند. او با تأكيد بر لزوم قدرداني از هماهنگي دولت، شوراي عالي امنيت ملي، رياست مجلس و ساير اركان تأثيرگذار كشور براي تحقق اين مهم، گفت: «دستيابي به تفاهم براي پايان دادن به وضعيت جنگي در همه جبههها، پيششرط اصلي براي بهبود شاخصهاي اقتصادي و معيشتي كشور است. خروجي اين تفاهم در كنار ساير اقدامات، بايد منجر به رفع تحريمها، تسهيل فروش نفت و جذب سرمايهگذاري خارجي شود تا تورم افسارگسيختهاي كه سالهاست معيشت مردم را تحتالشعاع قرار داده، مهار گردد.» اين فعال سياسي اصلاحطلب با اشاره به مواضع جريان اصلاحطلب در قبال امنيت ملي بيان كرد: «اصلاحطلبان و دلسوزان كشور در دوران جنگ ۱۲ روزه، با وجود نقدهاي جدي به سياستگذاريهاي حاكم، همواره اولويت را بر دفاع از نظام گذاشتند؛ اما متأسفانه پس از پايان جنگ، حاكميت پاسخ مناسبي به مطالبات مردمي كه با وجود فشارهاي اقتصادي پشت نظام ايستاده بودند، نداد و تغييرات اساسي در حكمراني مشاهده نشد.» او در ادامه با انتقاد از عملكرد صداوسيما اظهار كرد: «صداوسيما اگرچه در انعكاس مقاومت مردم عملكرد خوبي داشت، اما در ايجاد تريبون براي تمامي جريانات سياسي و پرهيز از تبليغ يك نگاه خاص نمره قبولي نگرفت؛ اين رويه باعث شد تا بخشي از جامعه مجددا به سمت رسانههاي معاند متمايل شوند و اين مساله نيازمند اصلاح اساسي است.» اين فعال سياسي با اشاره به ناكارآمدي ساختار گزينشها، تصريح كرد: «تأكيد بيش از حد بر شاخصهاي ايدئولوژيك به جاي شايستهسالاري در دستگاههاي گزينش، نهتنها توجيه عقلاني ندارد، بلكه منجر به اتلاف منابع مالي و غفلت دستگاههاي امنيتي از وظايف اصلي خود شده است. حوادث تلخ اخير نشان داد كه تمركز بر اين رويهها ميتواند هزينههاي سنگين جاني و معنوي براي كشور به همراه داشته باشد.» گراميمقدم در پايان خاطرنشان كرد: «اگرچه مخالفان اين تفاهم در داخل و خارج از كشور دست از مخالفت برنخواهند داشت، اما نظام بايد با حفظ عقلانيت و تكيه بر قدرت نظامي خود، در مسير تأمين منافع ملي حركت كند. با وجود بياعتمادي تاريخي به امريكاييها، اولويت اكنون بايد حركت به سمت توسعه سياسي، اقتصادي و فرهنگي و تحقق رفاه عمومي باشد؛ چرا كه رضايت مردم بالاترين نياز فعلي جامعه ماست.»
مينو خالقي: ايران با سربلندي از جنگ خارج شد
مينو خالقي حقوقدان و تحليلگر مسائل سياسي و اجتماعي با اشاره به پيامدهاي تورم افسارگسيخته در ماههاي اخير كه بخشي از آن به دليل تنازعات اخير ايجاد شده اشاره كرده و يكي از خروجيهاي مهم توافق را بهبود نسبي در اقتصاد و معيشت مردم ارزيابي ميكند. او در عين حال تأكيد كرد كه پس از عبور از شرايط جنگي، مذاكرات و آزادسازي منابع بلوكه شده ميتواند به كاهش فشار اقتصادي و بهبود وضعيت كشور كمك كند. خالقي در گفتوگو با «اعتماد» ميگويد: « انعقاد تفاهم اخير ميان ايران و امريكا بدون ترديد تبعات و خروجيهاي مختلفي دارد كه ابعاد و زواياي گوناگون زيست و حيات شهروندان را تحتالشعاع قرار ميدهد. يكي از اين خروجيها در حوزههاي اقتصادي و معيشتي و زيست انساني شهروندان است. يكي از بدترين خروجيهاي تورم افسارگسيختهاي كه طي ماههاي اخير و پس از تنازعات اخير ميان ايران و امريكا و اسراييل شاهد آن بودهايم و تقريبا بر همه جنبههاي زندگي اجتماعي و اقتصادي مردم تأثير گذاشته، افزايش قيمت مسكن است. با وجود اينكه مسوولان اعلام كردهاند نظارتهايي در اين حوزه انجام ميدهند، اما آنچه در عمل ديده ميشود افزايش سرسامآور قيمتهاست؛ بهگونهاي كه امروز درصد بسيار بالايي از درآمد مردم و در مواردي حتي تمام درآمد آنها، صرف اجاره مسكن ميشود. اين در حالي است كه مردم علاوه بر اجارهبها، با هزينههاي روزانه و مصارف عمومي زندگي نيز مواجه هستند.» او ادامه ميدهد: «از سوي ديگر، آنچه مسلم است اين است كه ما جنگي را پشت سر گذاشتيم كه به صورت كامل و سربلند از آن خارج شديم. هيچيك از اهدافي كه امريكا در ذهن داشت محقق نشد؛ نه بحث براندازي به نتيجه رسيد و نه توانستند زيرساختهاي كشور را به شكل گسترده مورد هدف قرار دهند، جز چند مورد محدود كه متأسفانه آسيب ديد. حتي در موارد ديگر نيز تهديدهايي مطرح شد، اما آنها جرأت اقدام نداشتند؛ زيرا ميدانستند سياستي كه در پيش گرفته شده، همانگونه كه پيشتر نيز گفته شده بود، ميتواند اين جنگ را به سطح منطقهاي بكشاند. در نتيجه، امريكا عملا به اهداف خود دست پيدا نكرد.» خالقي با تاكيد بر اينكه با اين حال، پس از هر جنگي معمولا بايد شاهد نوعي مذاكره باشيم تا مصالح كشور در آن در نظر گرفته شود و مسير به سمت ثبات حركت كند، ميگويد: «وضعيت «نه جنگ و نه صلح» بيشترين آسيب را به كشور وارد ميكند. در اين مدت نيز مذاكرات متعددي انجام شد و آنچه امروز مشاهده ميكنيم روندي است كه در آن ايران با ارايه بندها و ديدگاههاي خود و با ميانجيگري كشورهايي مانند پاكستان و قطر توانست اين روند را به شكلي عزتمندانه پيش ببرد.» اين حقوقدان يادآور ميشود: «در شرايط كنوني، موضوع مهم ديگر منابع مالي بلوكه شده ايران در كشورهاي مختلف است. كشور ما منابع قابل توجهي در خارج از كشور دارد و تيم سياست خارجي بايد بتواند زمينه آزادسازي اين منابع را فراهم كند. همچنين لازم است انحصارهاي اقتصادي شكسته شود تا امكان ارزآوري براي كشور فراهم شود. بخش قابل توجهي از تورمي كه در اين مدت شاهد آن بودهايم به دليل نبود پشتوانه پولي كافي در بانك مركزي و محدوديت در فروش نفت بوده است.» خالقي در پايان يادآور ميشود: «در چنين فضايي، صرفا متهم كردن يا ايجاد فضاي تنش عليه تيمهاي مذاكرهكننده نهتنها دستاوردي براي كشور ندارد، بلكه ميتواند به تشديد التهاب در فضاي داخلي منجر شود. آنچه امروز اهميت دارد، حركت در مسيري است كه منافع ملي را تأمين كند و شرايط اقتصادي كشور را به سمت ثبات و بهبود هدايت كند.»
مازیار بالایی: توافق اخیر؛ پیروزی راهبردی با تثبیت جایگاه منطقهای ایران است
مازیار بالایی، تحلیلگر مسائل سیاسی در بررسی ابعاد توافق اخیر، آن را دستاوردی بزرگ برای دستگاه دیپلماسی و نیروهای مسلح ایران دانست و تاکید کرد که این توافق بیانگر نقش چشمگیر و تعیینکننده ایران در معادلات منطقه است. بالایی که با «اعتماد» گفتوگو میکرد، گفت: «گنجاندن موضوع حزبالله و توقف حملات به جنوب لبنان در متن توافق، یک پیروزی بزرگ و نشاندهنده دست برتر ما در میدان نبرد است؛ این برای نخستینبار است که یک کشور توافق منطقهای خود را مشروط به توقف جنگ در یک جغرافیای دیگر میکند که نشان میدهد هیات مذاکرهکننده توانسته است دستاوردهای نیروهای مسلح را به شکلی موثر نقد كند و به نتیجه برساند.» بالایی ضمن تاکید بر هماهنگی میان ارکان نظام افزود: «برخلاف دوگانه کاذبی که طی یکسال گذشته برای تقابل میدان و دیپلماسی ایجاد شده بود، اتفاقات اخیر نشان داد که این دو حوزه در هماهنگی کامل هستند. همچنین سازوکار اداره تنگه هرمز که در لحظات پایانی مذاکرات گنجانده شد، محصول رایزنیهای پیچیده و مشورتهای حقوقی است که از زمان آتشبس جنگ ۴۰ روزه با عمان آغاز شده بود.» این تحلیلگر سیاسی اصلاحطلب در پایان با بیان اینکه طرف مقابل در این توافق به اهداف خود برای تغییرات سیاسی و جغرافیایی دست نیافته است، خاطرنشان کرد: «این دستاورد در حوزه دریا، پس از حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ سال (از زمان دوران صفویه) بیسابقه است و میتوان گفت توافق فعلی نه تنها برای ایرانِ پساجنگ، بلکه برای نظم آینده منطقه رویدادی بسیار تعیینکننده محسوب میشود.»