
ارزهای ۲۸۵۰۰ تومانی به کام کدام خانوادههای خاص شد؟ چرا با وجود ادعای فراوانی کالا، بازار نهاده و روغن همچنان در قبضه دانه درشتهاست؟ گفتگوی خبرنگار تابناک با عزتالله اکبری تالارپشتی رئیس دبیرخانه مشترک اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران به افشای بنبستهای تعمدی در بانک مرکزی میپردازد؛ جایی که بخش خصوصی حاضر است بدون یک ریال دولتی، میدان گازی استخراج کند و برق کشور را تأمین کند، اما پشت درهای بسته اتاقهای دولتی معطل یک امضا میماند!
در روزهای اخیر شاهد افزایش قیمتهای غیراستاندارد و بدون مجوز از سوی خودروسازان بزرگ مثل ایرانخودرو، سایپا و حتی مونتاژکارانی نظیر مدیرانخودرو بودیم. به عنوان شخصی که در بدنه وزارت صمت فعالیت کردهاید و ساختار را میشناسید، فکر میکنید ریشه این وضعیت کجاست و چه باید کرد؟
اگر با هم صادق باشیم؛ بهانه اصلی خودروساز برای افزایش قیمت، گرانی «ارز» است اما سوال اصلی اینجاست که ارز را چه کسی گران میکند؟ بدیهی است که ارز دست دولت است و. نمیشود دولت بیاید برای پر کردن چاله و چولههای ناشی از نابلدی و ناکارآمدی مدیرانش، قیمت ارز را بالا ببرد و بعد بگوید «چرا گران کردید؟» بنابراین این یک چرخه معیوب است و این مدل حکمرانی به همه آسیب میزند.
اما خودروسازان همیشه مدعی بومیسازی و تولید ملی هستند. این تناقض را چطور تحلیل میکنید؟
آقایان وقتی میخواهند گزارش عملکرد بدهند، ادعا میکنند خودرو ۹۰ درصد ساخت داخل است خب اگر ۹۰ درصد ساخت داخل است، پس چرا با هر نوسان دلار، قیمت را ۸۰ تا ۱۰۰ درصد بالا میبرید؟ اگر تولید ملی است، چرا باید تا این حد به دلار وابسته باشد؟ اینها باید تفکیک شود. من کارشناس میگویم حتی اگر افزایش قیمت فولاد و پتروشیمی را هم در نظر بگیریم، باز هم این جهشهای چند مرحلهای قیمت خودرو هیچ منطق اقتصادی ندارد.
چرا تیم اقتصادی دولت نمیتواند جلوی این آشفتگی را بگیرد؟
چون چیزی به نام «تیم» وجود ندارد! شما الان نگاه کنید؛ وزارت اقتصاد کار خودش را میکند، بانک مرکزی راه خودش را میرود، بانکها هم همینطور امروز وزارت صمت یک حرفی میزند و فردا جهاد کشاورزی حرفی دیگر در نتیجه این ناهماهنگی خروجی این می شود که کشاورز گندم تولید میکند اما برای دریافت پولش معطل میماند به همین جهت لازم است دولت به جای بدقولی، وارد میدان شود و این ناهماهنگی را حل کند بنابراین نیاز به تشکیل یک «قرارگاه اقتصادی» داریم که همه ناهماهنگی ها را به هم وصل کند، اما فعلاً هر کس ساز خودش را میزند.
شما به بحث «نفوذ» یا تصمیمات سلیقهای مدیران هم اشاره داشتید. موردی در ذهن دارید؟
پروژهای در چابهار بود که چند شرکت دولتی جمع شدند تا واحد تولید فولاد ۱۰ میلیون تنی راه بیندازند؛ حتی قرارداد مواد اولیهاش را با استرالیا بستند و واحد اولش در حال اتمام بود. اما یک وزیر آمد و خیلی ساده گفت «توجیه ندارد، ولش کنید!». به همین سادگی با یک امضا، سرمایهگذاری عظیمی را معطل کردند. حالا یا خودِ وزیر نابلد است یا نفوذیها او را به این سمت هدایت میکنند.
نتیجهاش این است که یک روز آنقدر جوجه تولید میکنند که باید «زنده به گور» شود و روز دیگر قیمت مرغ به کیلویی ۴۰۰ هزار تومان میرسد! این سیاستها هیچ هماهنگی با واقعیت زندگی مردمی که در خیابان هستند یا رزمندگان ما ندارد. آقایان اگر بخواهند، حل این مسائل کاری ندارد و این تناقضات است که اعتماد مردم را از بین میبرد.
در بحث واردات کالاهای اساسی و نهادههای دامی، همیشه نامهای خاصی مطرح میشود. آیا واقعاً «مافیای دانه درشتها» همچنان حاکم است؟
بانک مرکزی معمولاً بحث «محدودیت منابع ارزی» را مطرح میکند. پاسخ شما به این توجیه چیست؟
شما در زمان ریاست کنسرسیوم، پیشنهادی برای حل مشکل خوراک پتروشیمیها داشتید که بسیار جالب بود. چرا آن طرح به نتیجه نرسید؟
سخن پایانی درباره وضعیت فعلی معیشت مردم؟
دولت نباید در مقابل معیشت مردم «خست» به خرج دهد. اگر محدودیت داریم، باید تدبیر کنیم. نمیشود برق صنعت را قطع کنیم و تولید را بخوابانیم، بعد بگوییم چرا کالا گران شد؟ راهحل در آزاد کردن انرژی بخش خصوصی و شفاف کردن لیست کسانی است که ارز کشور را میگیرند. دولت باید به مردم توضیح دهد که چرا به فلان شرکت ارز داده و به دیگری نداده است؛ شفافیت ابهام را از بین میبرد و اعتماد را بازمیگرداند.
راهکار پیشنهادی شما برای حل همزمان بحران قطع برق و کمبود گاز چیست؟
راهکار آن است که نسبت به تشکیل یک اتحاد سهجانبه اقدام شود که وزارت صمت، وزارت نیرو و دولت باید با بخش خصوصی پای میز بنشینند و بخش خصوصی سرمایه بیاورد، مدیریت کند و میدان نفت و گاز را به تولید برساند و سهم خودش را بردارد و مابقی را در اختیار دولت بگذارد اما پاسخ دولت مدام «امروز و فردا» کردن است که این معطل نگه داشتن کشور، آن هم در چنین شرایطی اصلاً پذیرفتنی نیست بنابراین انفعال دولت در برابر اشتیاق بخش خصوصی، تضعیف غیرمستقیم توان ملی است.
شما میگویید دولت باید از «اتاقهای بسته» خارج شود. نقش پارلمان بخش خصوصی در تصمیمگیریها چقدر واقعی است؟
متأسفانه در عمل، نقش ناچیزی به آنها داده میشود و بنده به عنوان مسئول دبیرخانه سه اتاق با اطمینان میگویم که تنها نسخه درمان اقتصاد فعلی، حضور حداکثری بخش خصوصی است و این بخش خصوصی است که مدیریت دارد، فکر دارد و مهمتر از همه «تحریمپذیر» نیست بنابراین اگر تحریم یک جنگ است، پس باید از سلاح بخش خصوصی استفاده کرد. بخش خصوصی میتواند سرمایه خارجی جذب کند و بدون هیچ هزینهای برای دولت، چرخ تولید را بچرخاند.
در این مدل، نفع دولت در چیست؟ برخی نگرانند که دولت قدرت حاکمیتی خود را از دست بدهد.
∎