به گزارش خبرگزاری تسنیم از سنندج، همزمان با انتشار گسترده خبر انتخاب کیومرث حبیبی کیلک معاون امور عمرانی استاندار کردستان بعنوان «استاد نمونه کشوری» در فضای مجازی، تلاشهایی برای تبدیل یک عنوان علمی به گواهی موفقیت مدیریتی در کردستان در جریان است؛ حال آنکه در مدیریت اجرایی - عمرانی، آنچه ملاک قضاوت قرار میگیرد نه عناوین دانشگاهی، بلکه نتایجی است که مردم در جادهها، شهرها، روستاها، خدمات عمومی و زیرساختهای استان لمس میکنند.
گرچه این انتخاب اخیر به عنوان «استاد نمونه کشوری در حوزه معماری و شهرسازی» بیتردید افتخاری برای جامعه دانشگاهی و علمی کشور محسوب میشود و شایسته تقدیر است، اما همین خبر فرصتی فراهم میکند تا یک پرسش مهم و بنیادین نیز مورد توجه قرار گیرد؛ آیا موفقیت علمی و دانشگاهی به تنهایی میتواند تضمینکننده موفقیت در مدیریت عالی اجرایی باشد؟
این پرسش بهویژه در حوزهای مانند مدیریت عمرانی اهمیت مضاعف پیدا میکند؛ حوزهای که بیش از هر بخش دیگری با واقعیتهای میدانی، تصمیمگیریهای اجرایی، مدیریت منابع، نظارت مستمر، هماهنگی بین دستگاهی و حل مسائل پیچیده و انباشتهشده مردم سروکار دارد.
تردیدی نیست که تحصیلات دانشگاهی و تواناییهای علمی از مهمترین الزامات تصدی مسئولیتهای مدیریتی هستند اما تجربه نظام اداری کشور بارها نشان داده است که در مدیریت اجرایی، «علم» شرط لازم است اما به هیچ وجه شرط کافی نیست.
مدیریت اجرایی، بهویژه در حوزه عمرانی، نیازمند ترکیبی از دانش، تجربه، مهارت میدانی، قدرت تصمیمگیری، شناخت ساختارهای اجرایی و سابقه حضور در سطوح مختلف مدیریتی است و اتفاقاً یکی از چالشهای اصلی بسیاری از استانهای کمتر توسعهیافته کشور، از جمله کردستان، همین تصور نادرست بوده که میتوان صرفاً با اتکا به سوابق دانشگاهی و عناوین علمی، شکافهای عمیق توسعهای را جبران کرد.
نگاهی به سوابق تحصیلی معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری نیز مؤید همین بحث است؛ ایشان تحصیلات پایه خود را در رشته جغرافیا گذرانده و در مقطع دکتری در گرایش شهرسازی ادامه تحصیل دادهاند، بدون تردید این سوابق علمی ارزشمند است اما معاونت هماهنگی امور عمرانی استانداری صرفاً یک جایگاه تخصصی در حوزه شهرسازی نیست!
این مسئولیت، مدیریت و راهبری مجموعهای گسترده از مأموریتها در حوزه راه و حملونقل، مسکن، عمران شهری و روستایی، خدمات شهری، زیرساختهای فنی، مدیریت شهرداریها، نظارت بر دستگاههای خدماترسان، پروژههای عمرانی و دهها حوزه دیگر را در بر میگیرد به همین دلیل است که در بسیاری از نظامهای مدیریتی موفق، برای تصدی چنین مسئولیتهایی علاوه بر دانش تخصصی، سابقه قابل توجه اجرایی نیز به عنوان یک پیششرط اساسی مورد توجه قرار میگیرد.
اکنون و پس از گذشت نزدیک به چهار سال از انتصاب این استاد دانشگاه در جایگاه معاون هماهنگی امور عمرانی، بهترین زمان برای ارزیابی کارنامه عملکردی این حوزه در کردستان است؛ ارزیابیای که باید نه بر اساس تعارفات سیاسی، گزارشهای تبلیغاتی یا تیترهای رسانهای، بلکه بر مبنای شاخصهای عینی و ملموس انجام شود.
مردم کردستان عملکرد حوزه عمرانی را در کیفیت جادههای مواصلاتی، وضعیت راههای روستایی، کیفیت خدمات شهری، وضعیت مبلمان شهری، روند اجرای پروژههای عمرانی، کیفیت نظارت بر ساختوسازها، کارآمدی شهرداریها، وضعیت زیرساختهای حملونقل، مشکلات حوزه پروازهای هوایی و میزان هماهنگی دستگاههای خدماترسان مشاهده و قضاوت میکنند.
در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که سهم معاونت هماهنگی امور عمرانی استانداری در بهبود این شاخصها طی چهار سال گذشته تا چه اندازه بوده است؟ چه تحول ساختاری و ماندگاری در این حوزهها رخ داده است؟ کدام پروژههای راهبردی با ابتکار، پیگیری و مدیریت این مجموعه به سرانجام رسیدهاند و کدام مشکلات مزمن استان همچنان پابرجا ماندهاند؟
واقعیت آن است که توسعه عمرانی یک استان حاصل صدور بخشنامه، برگزاری جلسات و تولید گزارشهای آماری نیست؛ توسعه زمانی محقق میشود که مردم آثار آن را در زندگی روزمره خود احساس کنند، در جادهای که ایمنتر شده، در روستایی که از راه مناسب برخوردار شده، در شهری که از مدیریت کارآمدتری بهره میبرد و در زیرساختی که کیفیت زندگی شهروندان را ارتقا داده است.
شاید مهمترین درس تجربه چهار سال گذشته نیز همین باشد که توسعه استانهایی مانند کردستان بیش از هر چیز نیازمند مدیرانی است که بتوانند دو بال «دانش» و «تجربه» را همزمان در اختیار داشته باشند زیرا نه میتوان علم را نادیده گرفت و نه میتوان تجربه اجرایی را امری کماهمیت تلقی کرد.
امروز مدیریت استان بیش از هر زمان دیگری به دنبال افزایش کارآمدی ساختارهای اجرایی است و زمزمههای اصلاح، بازآرایی و چابکسازی مدیریتی در سطوح مختلف به گوش میرسد، انتظار میرود تجربههای گذشته با دقت مورد بازخوانی قرار گیرند.
کردستان استانی نیست که فرصت آزمون و خطاهای مدیریتی را داشته باشد؛ حجم عقبماندگیهای تاریخی در حوزه زیرساخت، حملونقل، توسعه شهری و روستایی و خدمات عمومی ایجاب میکند که در انتصابهای آینده، بیش از هر زمان دیگر بر ترکیب متوازن دانش تخصصی، تجربه اجرایی، شناخت میدانی و توان مدیریتی تأکید شود.
در چنین فضایی، طبیعی است که برخی جریانها و محافل ذینفع تلاش کنند با برجستهسازی گزینشی برخی عناوین و افتخارات، بر روند ارزیابی عملکردها و تصمیمات مدیریتی اثر بگذارند اما تجربه نشان داده است که هیچ فضاسازی رسانهای نمیتواند جایگزین کارنامه واقعی مدیران شود.
در نهایت، موضوع این نوشتار بحث بر سر یک رویکرد مدیریتی است؛ رویکردی که تصور میکرد میتوان شکافهای عمیق توسعهای کردستان را صرفاً با اتکاء به رزومههای دانشگاهی پر کرد! چهار سال گذشته فرصت مناسبی برای آزمودن این فرضیه بود و اکنون نتایج آن در معرض قضاوت افکار عمومی قرار دارد، از این رو انتظار میرود در مرحله جدید تصمیمگیریها، معیار اصلی انتصاب مدیران نه صرفاً مدرک و مرتبه علمی، بلکه ترکیب دانش تخصصی، تجربه اجرایی، سابقه مدیریت میدانی و توانایی ایجاد تحول در عرصه عمل باشد.
انتهای پیام/