میثم ظهوریان عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در گفتوگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم، درباره رشد شاخص بورس تهران، گفت: رشد شاخص بورس در نگاه اول شاید متغیر اقتصادی مثبتی به نظر برسد، اما واقعیت این است که این رشد در حالی رخ میدهد که شاخصهای بخش حقیقی ما به شدت نامطلوب است. ما از یک طرف با اثرات جنگ رمضان و از طرف دیگر با سیاستهای ارزی دولت مواجه بودیم؛ سیاستهایی که از پاییز 1404 شروع شد و در نهایت به دو شوک شدید در دیماه ختم شد. بنابراین نباید گول ظاهر رشد بورس را بخوریم.
وی درباره سلطه بخش مالی بر بخش حقیقی، بیان کرد: یکی از چالشهای جدی چشمانداز اقتصاد ایران، همین واگرایی است. بخش حقیقی شامل تولید کالا و خدمات، اشتغال، سرمایهگذاری واقعی و رشد پایدار است. در مقابل، بخش مالی به بازارهای پول، سرمایه، بورس و ابزارهای مالی مربوط میشود. وقتی این دو از هم فاصله میگیرند و بخش مالی بر بخش حقیقی سلطه پیدا میکند، رشد مالی دیگر بازتاب رونق نیست، بلکه میتواند موهوم و حتی مخرب باشد.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس درخصوص وضعیت بخش حقیقی، بیان کرد: اعداد تکاندهندهاند. ما شاهد تورم بالایی بودیم؛ تورم کل از 31 به 80 درصد و تورم مواد غذایی از 24 به 125 درصد (از شهریور 1403 تا کنون) رسیده است. از سوی دیگر، رشد اقتصادی ما نزدیک به صفر یا حتی منفی است؛ برای مثال، برآورد میشود رشد بخش صنعت در سال جاری منفی 6 درصد باشد. همه اینها تحت تأثیر جنگ و شوکهای ارزی سال گذشته است و نشان میدهد که ما با یک بحران واقعی در بخش حقیقی روبرو هستیم.
ظهوریان با بیان اینکه رشد بورس نشانه رونق تولید نیست، گفت: صعود شاخص بازارهای مالی در این شرایط، ناشی از ورود نقدینگی است که از بخش حقیقی خارج شده و به دنبال پناهگاهی در برابر شوکهای سمت عرضه میگردد. واقعیت این است که بسیاری از شرکتهای بورسی امروز با چالشهای شدید در فروش، هزینههای فزاینده و کاهش بهرهوری دستوپنجه نرم میکنند، اما قیمت سهامشان به دلیل جو روانی و تزریق پول بالا میرود، نه به دلیل رشد تولید.
وی درباره خطرات سلطه مالی برای اقتصاد و جامعه، بیان کرد:چهار خطر جدی را وجود دارد که سیاستگذاران باید به دقت بررسی کنند؛ اول، سرمایهها به جای اینکه به تولید و فناوری برود تا ارزش افزوده واقعی ایجاد کند، در معاملات ثانویه بورس میچرخد و حباب میسازد.
وی ادامه داد: ثانیاً، در این وضعیت، سهامداران بزرگ و حقوقیها سود میبرند، اما خانوارهای عادی با تورم و رکود دستوپنجه نرم میکنند. برای اینکه عمق فاجعه را بگویید، بدانید که تنها 2 درصد از سهامداران بزرگ، مالک 93 درصد از کل ارزش بازار سهام هستند!
نماینده مشهد افزود: ثالثا، رشد مالی بدون پشتوانه حقیقی، در بلندمدت منجر به بحرانهای مالی شدید میشود. رشد بورس اگر همراه با اصلاحات ساختاری و هدایت نقدینگی به بخش مولد باشد مثبت است، اما در غیاب اینها، تبدیل به موتور مخرب تولید میشود و مهمترین ، صنعتزدایی است.
ظهوریان در مورد صنعتزدایی از اقتصاد ایران، گفت: وقتی نقدینگی سرگردان به سمت بازارهای مالی و داراییهای غیرمولد هدایت شود، سرمایهگذاری ثابت در بخش صنعتی که موتور رشد بلندمدت ماست، کاهش مییابد. بررسی شاخصها نشان میدهد اقتصاد ایران در حال حرکت به سمت افول صنعتی است؛ رشد صنعت کند شده، حاشه سود تولیدکنندگان کاهش یافته و بسیاری از واحدها با چالش تأمین مالی، انرژی و رقابت نابرابر مواجهاند. در واقع به جای توسعه کارخانهها و زنجیره تأمین، منابع به سمت معاملات ثانویه میرود. این روند، اشتغال صنعتی را تهدید کرده، وابستگی به واردات را بالا میبرد و ظرفیت تولید واقعی ما را فرسایش میدهد.
وی درباره راه حل این مسائل و اینکه چطور میتوانیم این تعادل را برقرار کنیم؟، ادامه داد: بورس باید موتور تأمین مالی تولید باشد، نه جایگزین آن. سیاستگذاران باید سه گام اساسی بردارند: اول، کیفیتبخشی به نقدینگی و هدایت اعتبار به بخش حقیقی. دوم، حمایت واقعی از تولید (بهخصوص در بخشهای با ارزش افزوده بالا به جای خامفروشی) از طریق مشوقهای واقعی. و سوم، پرهزینه کردن سفتهبازی و دلالی در اقتصاد.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در پایان تاکید کرد: رشد شاخص بورس اگرچه در نگاه اول خوشایند است، اما بدون رشد تولید، اشتغال و رفاه، تنها یک «آینه کج» از اقتصاد خواهد بود. اقتصاد ایران نیاز به همگرایی این دو بخش دارد تا رشد پایدار محقق شود. تنها در این صورت است که بازار سرمایه نه یک منبع نگرانی، بلکه ابزاری برای توسعه واقعی خواهد بود.
انتهای پیام/