در تاریخ سیاسی آمریکا، کاخ سفید همواره نمادی از اقتدار نهاد ریاستجمهوری و حاکمیت قانون بوده است. اما برگزاری مسابقات UFC در محوطه این ساختمان تاریخی به مناسبت هشتادمین سالگرد تولد دونالد ترامپ، پرسشهای تازهای را درباره مرز میان قدرت سیاسی، منافع شخصی و فرهنگ نمایش در آمریکا مطرح کرده است. رویدادی که قرار بود ظاهراً همزمان با دویستوپنجاهمین سالگرد تأسیس ایالات متحده برگزار شود، بیش از آنکه یادآور تاریخ یک ملت باشد، به نمایش شخصیت و سلیقه رئیسجمهوری شباهت داشت که همواره سیاست را با برندسازی شخصی درآمیخته است.
کاخ سفید در خدمت یک برند شخصی
منتقدان ترامپ سالهاست او را سیاستمداری میدانند که میان نهادهای عمومی و منافع شخصی خود مرزی قائل نیست. برگزاری یک رویداد بزرگ تجاری و سرگرمی در محوطه کاخ سفید، آن هم با استفاده از امکانات دولتی، نیروهای امنیتی و سازههای ویژه، این انتقادها را بار دیگر برجسته کرد.
در این مراسم، قفسی هشتضلعی برای مبارزات UFC در چمن جنوبی کاخ سفید ساخته شد و مبارزان پیش از مسابقه در برابر بنای یادبود لینکلن مراسم وزنکشی برگزار کردند. برای بسیاری از ناظران، این تصاویر بیش از آنکه یادآور جایگاه تاریخی ریاستجمهوری آمریکا باشد، نشانهای از تلاش برای تبدیل نمادهای ملی به بخشی از پروژه شخصی ترامپ بود.
همزمان، حضور گسترده چهرههای نزدیک به رئیسجمهور و پیوند میان منافع تجاری بخش خصوصی و یک مراسم دولتی، این پرسش را مطرح کرد که آیا نهادهای حکومتی در حال تبدیل شدن به ابزاری برای تقویت تصویر سیاسی و شخصی رئیسجمهور هستند؟

سیاست در عصر نمایش و خشونت
انتخاب UFC نیز حامل پیام خاصی بود. این مسابقات که بر پایه رقابتهای خشن و نمایش قدرت بدنی بنا شدهاند، در سالهای اخیر به بخشی از فرهنگ سیاسی جریانهای راستگرای آمریکا تبدیل شدهاند. بسیاری از هواداران ترامپ، این رقابتها را نماد قدرت، مردانگی و مقابله با ارزشهای لیبرال میدانند.
در چنین فضایی، انتقال این نمایش به قلب کاخ سفید تنها یک رویداد ورزشی نبود؛ بلکه بازتاب نوعی نگاه سیاسی بود که در آن قدرت نه از طریق گفتوگو، اجماع یا نهادهای دموکراتیک، بلکه از مسیر غلبه، تحقیر رقیب و نمایش برتری تعریف میشود.
این رویکرد در سیاست خارجی ترامپ نیز قابل مشاهده بوده است؛ از تهدیدهای مکرر علیه رقبا گرفته تا تأکید بر زبان زور در مواجهه با بحرانهای بینالمللی. منتقدان معتقدند که چنین نگرشی، بیش از آنکه به تقویت جایگاه آمریکا منجر شود، به فرسایش اعتبار نهادهای دموکراتیک و افزایش شکافهای داخلی دامن زده است.
رؤیای سلطه و محدودیتهای واقعیت
شاید مهمترین نکته این مراسم، تصویری بود که از مفهوم قدرت در عصر ترامپ ارائه میداد. در بخشی از برنامه، تصاویر مبارزان بر بناهای مشهور واشنگتن نقش بست و گوینده از «سلطهای که آنقدر انکارناپذیر باشد که دائمی شود» سخن گفت. این عبارت، برای بسیاری یادآور یکی از آرزوهای پنهان ترامپیسم است: تثبیت یک برتری سیاسی پایدار و حذف تدریجی رقابتهای سنتی.
اما تاریخ آمریکا و تجربه دیگر قدرتهای سیاسی نشان میدهد که هیچ سلطهای دائمی نیست. همانطور که رؤیای امپراتوریهای بزرگ در برابر واقعیتهای سیاسی و اجتماعی محدود شدهاند، پروژه سیاسی ترامپ نیز با موانع ساختاری متعددی روبهرو است؛ از نهادهای مستقل گرفته تا افکار عمومی و انتخابات.
در نهایت، مسابقه UFC در کاخ سفید شاید تنها یک رویداد چندساعته بود، اما معنای سیاسی آن فراتر از یک نمایش ورزشی است. این مراسم تصویری از ریاستجمهوری ارائه داد که در آن مرز میان حکومت و شخصیت حاکم کمرنگ میشود؛ تصویری که برای بسیاری از منتقدان، بیش از آنکه یادآور سنتهای دموکراتیک آمریکا باشد، به نمایشهای قدرت در نظامهای شخصمحور شباهت دارد.