شناسهٔ خبر: 78562074 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایسنا | لینک خبر

رئالیسم‌جادویی؛ از کاوش در فرهنگ‌های مختلف تا استخدام خیال در خط روایت

یک نویسنده و مدرس ادبیات داستانی گفت: رئالیسم‌جادویی یک سبک تلفیقی در ادبیات و عنوان آن حکایت‌گر آن است که واقعیت‌ها و فراواقعیت‌ها در هم تلفیق و آمیخته می‌شوند. این سبک، به عنوان یک نهضت ادبی در جهان شناخته شده که در نتیجه آن، آثار تاثیرگذار و جذاب بی‌شماری در ادبیات خلق شده است.

صاحب‌خبر -

‌علی‌اکبر ترابیان در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: رئالیسم جادویی یکی از سبک‌های ادبیات داستانی جهان است که ابتدا از کوبا شروع شد. این سبک سپس در آمریکای جنوبی رواج یافت و بعد جهانی شد. در ایران نیز بعضی از نویسنده‌ها مانند بهرام صادقی، هوشنگ گلشیری، ابوتراب خسروی و شهریار مندنی‌پور این سبک را آزمودند و به توفیقاتی هم دست یافتند. بعضی می‌گویند غلامحسین ساعدی با «عزاداران بَیَل» خیلی زودتر از مارکز شروع به نوشتن در سبک رئالیسم جادویی کرده است. رئالیسم جادویی، خودش یک نهضت ادبی علیه فرهنگ استعماری در برخی جوامع است. در واقع نوعی اعتراض ادبی به آن فرهنگ حاکم استعماری در حال شکل‌گیری است. مانند آنچه در آثار مارکز می‌بینیم.

وی افزود: رئالیسم جادویی یک سبک تلفیقی است و منظور از این عنوان این است که واقعیت‌ها به‌علاوه فراواقعیت‌ها در هم آمیخته می‌شوند. گاه تکنیک‌های دیگر مانند استفاده از خرافه نیز در این سبک به‌کار گرفته می‌شود، برای نمونه این مثل معروف که اگر فلان کار را بکنی، دم در می‌آوری در رئالیسم جادویی تبدیل می‌شود به یک قبیله که همگی دم دارند و در شلوارهای گشاد دمشان را پنهان می‌کنند.

این نویسنده با اشاره به اینکه رئالیسم جادویی، آثار بسیار بزرگ و تأثیرگذاری در ادبیات خلق کرده است، یادآور شد: برای نمونه می‌توان به رمان صد سال تنهایی از مارکز اشاره کرد. افراد بسیاری در این سبک نوشته‌اند و اتفاقا موج‌های ادبی هم به‌وجود آورده‌اند. ما در رئالیسم جادویی یک شکست زمان و استفاده از اساطیر را نیز داریم. برای مثال، رستم را از شاهنامه به اکنون بیاوریم و در زورخانه قرار دهیم و یا امثال این. آوردن اسطوره از یک زمان به یک زمان دیگر یعنی شما زمان را می‌شکنید و تاریخ را جابجا می‌کنید و این چنین وارد قسمت‌ها و سرزمین‌های نامشهور ذهن می‌شوید.

رئالیسم‌جادویی؛ از کاوش در فرهنگ‌های مختلف تا استخدام خیال در خط روایت

جایگاه متفاوت «خیال» در دو سبک سورئال و رئالیسم جادویی

ترابیان ادامه داد: در سبک سورئال اصلاً قرار بر این نیست که طرح، پیرنگ یا یک بُن‌مایه خاص داستانی داشته باشید بلکه «ناخودآگاه‌نویسی» می‌کنید و بعداً آن را تدوین می‌کنید و به آن جهت مشخصی می‌دهید. در این سبک هم خیلی کارهای عجیب و غریبی می‌شود، ولی مبنا خیال است. در مقابل در رئالیسم جادویی، خیال به صورت جهت‌دار در خط روایت استخدام می‌شود؛ هر تصویر در رئالیسم جادویی، تصویر دیگری را ایجاد می‌کند و ما پدیده پاس‌کاری تصاویر را در این سبک شاهد هستیم.

این منتقد ادبیات داستانی افزود: ما در رئالیسم جادویی از یک طرف وقایعی را می‌بینیم که واقعاً هست، از یک طرف وقایعی را می‌بینیم که خلق شده ذهن نویسنده یا راوی است، یعنی به وجود آمده و خلق شده و ممکن است اصلاً نبوده باشد. اما چون یک مفهوم‌سازی و معنی‌سازی را در درون‌مایه داستان آفریده، آن را می‌پذیریم و لذت می‌بریم. این معنی‌سازی در

این سبک، حساب شده است در حالی که در سورئال یا فانتزی ممکن است شما یک داستان خیالی بنویسید و ۱۰ نفر آن را بخوانند اما هشت نفر آنها برداشت متفاوتی داشته باشند. تفاوت عمده رئالیسم جادویی با سورئالیسم در این است که رئالیسم جادویی خیال را به استخدام درمی‌آورد اما در سورئالیسم، خیال محور و مدار اثر هنری است.

وی با تاکید به اینکه ویژگی دیگر رئالیسم‌جادویی آشنایی و کاوش در فرهنگ‌های مختلف است، خاطرنشان کرد: وقتی می‌گوییم فرهنگ، خرده‌فرهنگ‌ها، شبه‌فرهنگ‌ها و آنچه مردم باور کرده‌اند و با آن زندگی می‌کنند نیز شامل آن می‌شود. در رئالیسم‌جادویی، سایه روشن‌هایی وجود دارد که ریشه در فرهنگ دینی، اجتماعی و سیاسی آن جامعه دارد.

رئالیسم‌جادویی؛ از کاوش در فرهنگ‌های مختلف تا استخدام خیال در خط روایت

ترابیان با اشاره به اینکه وجود عجایب و غرایب در رئالیسم‌ جادویی نشان‌ از ریشه داشتن در فرهنگ آن جامعه دارد، اظهار کرد: برای مثال در رمان «کوری»، یک شهر دچار نابینایی می‌شود و موضوع کوری یک جامعه در فرهنگ‌های مختلف سابقه داشته است! در رئالیسم جادویی، خمیرمایه و درون‌مایه اصلی داستان برگرفته از فرهنگ حاکم ریشه‌دار یک جامعه است. این سبک اکنون در جهان خیلی پخته‌تر از قبل دنبال می‌شود برای مثال «هزار و یک شب» نجیب محفوظ از کارهای مارکز هم قوی‌تر است یا در ایران کارهای ساعدی و گلشیری هم جلوتر هستند ولی آن میزان که باید مطرح نشده‌اند.

او خاطرنشان کرد: برخی بر این عقیده‌اند که ما پیش‌ترها در ایران هم رئالیسم‌جادویی داشته‌ایم و از مثنوی معنوی یا تذکره‌الاولیا به عنوان نمونه‌هایی از آن نام می‌برند. ممکن است شما در مثنوی یک قصه‌ای داشته باشید که تلفیق واقعیت و جادو در آن بوده باشد، یا ممکن در تذکره‌الاولیا، شکست زمان را داشته باشیم اما این سبک ۱۰ الی ۱۲ معیار دارد. با یک یا دو مورد شباهت نمی‌شود گفت این دو اثر، رئالیسم جادویی هستند. یک اثر برای قرار گرفتن در این سبک حداقل باید پنج معیار را داشته باشد. برای مثال، تلفیق و آمیختگی، حسن تعلیل‌، شکست زمان و آوردن اساطیر، برخی از این موارد به‌شمار می‌روند.

این نویسنده و منتقد ادبی با تاکید بر اینکه عمده زبانی که در رئالیسم جادویی استفاده می‌شود این است که راوی جای خودش را به ذهن یکی از شخصیت‌ها می‌دهد، تصریح کرد: بین گفتگوی درونی و تک‌گویی درونی، تفاوت وجود دارد. گفتگوی درونی در ذهن است ولی تک‌گویی درونی، لایه‌های مختلف ذهن انسان را به ما نشان می‌دهد که به آن سبک سیال ذهن هم می‌گویند. تک‌گویی یک تکنیک در زبان است. زبان در رئالیسم‌جادویی دارای گفت‌وگوی درونی است و مانند دوربینی است که دارد ذهن یکی از شخصیت‌ها را به ما نشان می‌دهد. در این سبک، راوی خیلی از چیزهایی که می‌بیند و می‌شنود را منعکس می‌کند. ولی وقتی راوی کنار می‌رود و ذهن یکی از شخصیت‌ها را نشان می‌دهد، شما با دنیایی روبرو می‌شوید که نه کاملاً واقعیت است و نه کاملاً فراواقعیت یا غیرواقعی است.

انتهای پیام