شناسهٔ خبر: 78561955 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایسنا | لینک خبر

حذف اسطوره‌ها از حافظه جمعی، تهدیدی برای آینده فرهنگی

یک شاهنامه‌پژوه، با تأکید بر نقش بنیادین اسطوره‌ها و حماسه‌ها در شکل‌گیری هویت فرهنگی ملت‌ها گفت: هرچه پیوند یک جامعه با اسطوره‌های خود ضعیف‌تر شود، ریشه‌های تاریخی، فرهنگی و تمدنی آن نیز سست‌تر خواهد شد و در صورت تداوم این روند، آینده فرهنگی جامعه با تهدید جدی مواجه می‌شود.

صاحب‌خبر -

علیرضا قیامتی در گفت‌وگو با ایسنا درباره جایگاه حماسه‌ها و اسطوره‌ها در قوام فرهنگی ملت‌ها اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین عواملی که موجب قوام یک ملت می‌شود، بی‌گمان اسطوره‌ها و حماسه‌های آن ملت است. در طول تاریخ، هرچه ملتی متمدن‌تر و از فرهنگی نیرومندتر برخوردار بوده، به همان نسبت از اسطوره‌ها و حماسه‌های برجسته‌تری نیز بهره‌مند بوده است.

وی افزود: البته من در مورد شاهنامه با این تعبیر که حماسه‌های آن به حاشیه رفته‌اند، چندان موافق نیستم؛ زیرا اسطوره‌ها و حماسه‌های شاهنامه خوشبختانه همچنان در میان مردم از اقبال ویژه‌ای برخوردارند و امروز نیز می‌بینیم که مهر و توجه به شاهنامه روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

این شاهنامه‌پژوه اضافه کرد: با این حال، برخی دیگر از اسطوره‌ها و حماسه‌های ما متأسفانه از خاطره جمعی دور مانده و به فراموشی سپرده شده‌اند و اگر این فراموشی ادامه پیدا کند، ریشه‌های ما با جهان‌بینی، فرهنگ، باورها، تاریخ و اسطوره‌هایمان قطع خواهد شد. ملتی که اسطوره‌های خود را از یاد ببرد، بی‌گمان آینده چندان مناسبی نخواهد داشت.

 شاهنامه را نباید به حفظ‌خوانی اجباری تقلیل داد

قیامتی درباره شیوه درست آموزش شاهنامه به کودکان خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم شاهنامه را نه صرفاً به‌عنوان یک درس، بلکه به‌عنوان محتوایی تربیتی به کودکان بیاموزیم، نباید تکیه اصلی بر حفظ‌خوانی باشد. البته حفظ کردن ابیاتی از شاهنامه، اگر از سر علاقه و میل باشد، هیچ اشکالی ندارد، اما اینکه تمام آموزش شاهنامه را به حفظ‌خوانی محدود و کودکان را به آن اجبار کنیم، به هیچ‌وجه درست نیست.

شاهنامه باید با زبان هنر و فناوری روز به کودکان منتقل شود

وی تأکید کرد: بدترین اتفاق این است که کودکان را مجبور کنیم ابیاتی از شاهنامه را حفظ کنند، بی‌آنکه پیوندی زنده و معنادار با این اثر برقرار کرده باشند. شاهنامه را باید با زبان هنر، فناوری روز و متناسب با اقتضائات زمانه به کودکان معرفی کرد. باید به سمت نمایش‌های موزیکال، انیمیشن، پویانمایی، پادکست و حتی بازی‌های رایانه‌ای مبتنی بر پهلوانان و الگوهای شاهنامه برویم؛ زیرا کودکان امروز با این ابزارها ارتباط بیشتری برقرار می‌کنند.

این شاهنامه‌پژوه با بیان اینکه شاهنامه را نباید تنها به داستان‌هایی چون رستم و سهراب یا روایت جنگ‌ها فروکاست، گفت: شاهنامه، کتاب زندگی است. حتی در دل داستان‌های جنگی آن نیز درس‌های بزرگ زندگی نهفته است. ما باید از دل این اثر، آموزه‌های تربیتی برای کودکان استخراج کنیم؛ برای مثال، شاهنامه بهترین راهکارها را برای راستگویی، نیکی، داد و دهش، آزار نرساندن به دیگران و زیست اخلاقی پیش روی ما می‌گذارد. فردوسی کار خود را هزار سال پیش انجام داده و این گنجینه بزرگ را برای بشر به یادگار گذاشته است. اکنون این وظیفه ماست که آن را با زبان امروز، فناوری‌های نو و شیوه‌های جذاب برای نسل جدید بیاراییم و عرضه کنیم.

قیامتی درباره تفاوت قهرمانان شاهنامه با ابرقهرمان‌های وارداتی و غربی تصریح کرد: اگر منصفانه بنگریم، ویژگی‌هایی که قهرمانان و پهلوانان شاهنامه دارند، در کمتر حماسه‌ای در جهان دیده می‌شود. این سخن تنها نظر من نیست، بلکه بسیاری از پژوهشگران و دانشمندان غربی نیز بر آن تأکید کرده‌اند. قهرمانان شاهنامه موجوداتی آسمانی و بدون خطا نیستند، بلکه زمینی‌اند و حتی رستم، به‌عنوان بزرگ‌ترین پهلوان شاهنامه، در موقعیت‌هایی دچار خطا می‌شود. اما نکته مهم اینجاست که در شاهنامه، زور و قدرت در خدمت اخلاق است؛ امری که در بسیاری از حماسه‌های دیگر جهان دیده نمی‌شود.

وی اضافه کرد: در شاهنامه، قدرت برای دستگیری از نیازمندان، دفاع از میهن، دادگری و مردم‌داری به کار می‌رود. پهلوانان این اثر نجابت، پاکدامنی، آزادگی، مهرورزی و جان‌فشانی برای میهن دارند. میهن‌دوستی در وجود رستم، نمونه‌ای برجسته از این روحیه است.

این شاهنامه‌پژوه با اشاره به مقایسه میان قهرمانان شاهنامه و دیگر حماسه‌های جهان گفت: برای مثال، آشیل در ایلیاد و اودیسه جایگاهی مشابه رستم در فرهنگ ما دارد، اما شما نمی‌توانید آن مهرورزی، اخلاق‌مداری، دادگری و آزادگی را که در رستم می‌بینید، در وجود آشیل نیز به همان صورت بیابید. در روایت‌های یونانی، گاه قهرمان به‌دلیل رنجش شخصی، حتی شکست سپاه خودی را طلب می‌کند، اما رستم در همه حال خود را جان‌نثار ایران و ایرانی می‌داند.

 آموزش شاهنامه ضرورتی برای حفظ بنیان‌های فرهنگی آینده است

قیامتی آموزش شاهنامه به کودکان در جهان امروز را یک ضرورتی ملی دانست و گفت: قطعاً این امر یک وظیفه و ضرورت ملی است. اگر نتوانیم نسل امروز را با آموزه‌های شاهنامه همراه کنیم، آسیب خواهیم دید. شاهنامه تنها مجموعه‌ای از داستان‌ها نیست، بلکه یک مجموعه فرهنگی، تمدنی، تاریخی، اسطوره‌ای و جهان‌بینانه است و نمی‌توان آن را صرفاً یک کتاب ادبی دانست. اگر نتوانیم درِ این باغ بزرگ و دلگشا را به روی کودکان، نوجوانان و جوانان‌مان بگشاییم، بی‌تردید در آینده متضرر خواهیم شد.

وی تأکید کرد: پرداختن به شاهنامه نباید فقط به دانشگاهیان یا کسانی که ادبیات خوانده‌اند محدود شود. یک بانوی خانه‌دار، کارگر، معلم، پزشک یا یک مهندس نیز می‌تواند با شاهنامه ارتباط برقرار کند و در گسترش فرهنگ آن نقش داشته باشد. فرهنگ شاهنامه باید وارد زندگی روزمره ما شود تا بنیان‌های آینده فرهنگ و تمدن ما استوارتر از گذشته شود.

 نظام آموزشی و رسانه‌ای در معرفی شاهنامه کوتاهی کرده‌اند

این شاهنامه‌پژوه درباره ضعف‌های موجود در آموزش و معرفی شاهنامه به کودکان تصریح کرد: امروز بسیاری از کودکان ممکن است نام رستم و سهراب را بدانند، اما هنوز روح حماسه و ارزش‌های نهفته در شاهنامه را درک نکرده‌اند. برای عبور از این وضعیت، ما باید شیوه روایتگری خود را تغییر دهیم و شاهنامه را با زبان هنر و ابزارهای متناسب با دنیای امروز عرضه کنیم. در کتاب‌های درسی نیز آن‌گونه که باید، داستان‌ها و آموزه‌های شاهنامه بازتاب نیافته‌اند. ما در انتقال مفاهیمی چون دادگری، اخلاق، مردم‌داری و آزادگی شاهنامه به کودکان توفیق کافی نداشته‌ایم.

قیامتی با تأکید بر ضرورت شکل‌گیری یک حرکت هماهنگ ملی گفت: کسانی که در عرصه شاهنامه فعالیت می‌کنند، چه در حوزه پژوهش و چه در زمینه ترویج فرهنگی، باید با متولیان فرهنگی، تدوین‌کنندگان کتاب‌های درسی، نهادهای مسئول در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، میراث فرهنگی و رسانه‌ها پیوند و همراهی ویژه‌ای داشته باشند. اگر چنین پویش ملی‌ای شکل نگیرد، نمی‌توانیم به جایگاهی برسیم که شایسته داشتن بزرگ‌ترین حماسه جهان است.

وی با اشاره به کوتاهی در معرفی شاهنامه به جهان اظهار کرد: شاهنامه یکی از تأثیرگذارترین آثار ادبی جهان است و کمتر کتابی را می‌توان یافت که به اندازه آن اثرگذار بوده باشد، اما متأسفانه ما در شناساندن این اثر سترگ، به‌ویژه در دو سده اخیر، آن‌گونه که باید و شاید عمل نکرده‌ایم؛ نه برای نسل خودمان و نه برای جهانیان. از این رو، بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک پویش ملی برای بازشناساندن شاهنامه و آموزه‌های آن هستیم.

انتهای پیام