شناسهٔ خبر: 78560691 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

ویژگی‌های خاص شهید سلامی از زبان حمیدرضا مقدم‌فر

مشاور فرهنگی ـ رسانه‌ای فرمانده‌کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از ابعاد شخصیتی‌ فرماندهی شهید سلامی می‌گوید.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری تسنیم، در تاریخ انقلاب اسلامی، برخی شخصیت‌ها صرفاً مسئولیت‌های بزرگی به‌عهده داشته‌اند و برخی دیگر، فراتر از مسئولیت‌ها، به یک مکتب فکری و مدیریتی تبدیل شده‌اند، شهید سپهبد حسین سلامی بی‌تردید در زمره دسته دوم قرار می‌گیرد؛ شخصیتی که نام او اگرچه در افکار عمومی بیش از هر چیز با اقتدار دفاعی، بازدارندگی راهبردی و فرماندهی‌کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گره خورده است، اما حقیقت وجودی او بسیار فراتر از یک فرمانده نظامی بود.

تسنیم: یکی از ابعاد کمترروایت‌شده شخصیت شهید سپهبد حسین سلامی، قدرت مدیریت و تفکر استراتژیک ایشان است، بسیاری معتقدند شهید سلامی صرفاً یک فرمانده نظامی نبود، بلکه یک استراتژیست برجسته در تراز ملی و فراملی  محسوب می‌شد، از نگاه شما مهم‌ترین ویژگی‌های مدیریتی و راهبردی این شهید بزرگوار چه بود؟

مقدم‌فر:‌ اگر بخواهیم شهید سلامی را صرفاً در قالب یک فرمانده نظامی تعریف کنیم، در واقع بخش مهمی از شخصیت او را نادیده گرفته‌ایم، حقیقت این است که ایشان کنار جایگاه فرماندهی، یک متفکر راهبردی، یک آینده‌پژوه امنیتی و یک مدیر فرهنگی و  تمدنی بود. تفاوت شهید سلامی با بسیاری از مدیران و فرماندهان این بود که مسائل را در سطح روزمره نمی‌دید، او همواره چند گام جلوتر از تحولات حرکت می‌کرد.

او دارای شخصیتی ذوابعاد بود که جمع همه آنها در وجودش از او انسانی در تراز انقلاب اسلامی ساخته بود. او یکی از رویش‌های بزرگ و آیینه انسان‌هایی بود که انقلاب اسلامی در دامن خود پرورش داده بود. او شخصیتی نظامی بود اما در عین حال نظامی‌گری را با جهاد فی‌سبیل‌الله در آمیخته بود و توانسته بود با شکوفا نمودن ابعاد شخصیت راهبردی علمی، فرهنگی، عرفانی و معنوی خود به نظامی‌گری ارزش و اعتباری صدچندان ببخشد.

او در عین حال که در کسوت فرمانده نظامی آشنا و مسلط به تکنیک‌ها و تاکتیک‌های جنگ جنگ‌های کلاسیک و نوین بود به‌دلیل توانمندی‌های علمی‌اش می‌توانست به‌خوبی از فناوری‌های نو در امر فرماندهی یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های نظامی کشور بهره ببرد.

شهید سلامی شناخت بسیار دقیقی از نظام سلطه و الگوهای رفتاری آمریکا و رژیم صهیونیستی داشت. بسیاری از تحلیل‌هایی که سال‌ها پیش درباره آینده منطقه، جنگ شناختی، جنگ ترکیبی و تغییر ماهیت تهدیدها مطرح می‌کرد، امروز به واقعیت تبدیل شده است. او بارها حتی سال‌ها قبل تأکید می‌کرد؛ "دشمن از جنگ سخت به‌سمت جنگ‌های چندلایه و ترکیبی حرکت کرده است و اگر ما صرفاً با نگاه سنتی به تهدیدها بنگریم، دچار غافلگیری خواهیم شد".

از سوی دیگر، شهید سلامی دارای قدرت تصمیم‌گیری در شرایط بحران و پیچیده بود. در مدیریت‌های کلان معمولاً اطلاعات ناقص، شرایط متغیر و فشارهای متعدد وجود دارد. بسیاری از مدیران در چنین شرایطی دچار تردید می‌شوند، اما ایشان قدرت جمع‌بندی فوق‌العاده‌ای داشت، با آرامش، اطلاعات را کنار هم قرار می‌داد، سناریوهای مختلف را بررسی می‌کرد و در نهایت تصمیمی اتخاذ می‌کرد که مبتنی بر محاسبات دقیق و شناخت عمیق میدان بود.

نکته مهم دیگر، نگاه شبکه‌ای و منظومه‌ای ایشان به مسائل بود. شهید سلامی اعتقاد داشت هیچ مسئله‌ای را نباید به‌صورت جزیره‌ای دید. او اقتصاد، فرهنگ، رسانه، امنیت، سیاست و قدرت دفاعی را اجزای یک منظومه واحد می‌دانست، به همین دلیل تحلیل‌هایش جامع و چندبعدی بود، وقتی درباره امنیت صحبت می‌کرد، همزمان به ابعاد فرهنگی، اجتماعی، رسانه‌ای و اقتصادی آن نیز توجه داشت.

یکی از ویژگی‌های برجسته دیگر ایشان، آینده‌نگری در حوزه قدرت ملی بود، شهید سلامی همواره تأکید می‌کرد که قدرت فقط در تجهیزات نظامی خلاصه نمی‌شود، از نگاه او، سرمایه انسانی، اعتماد عمومی، پیشرفت علمی، اقتدار فرهنگی و انسجام ملی نیز بخشی از قدرت راهبردی کشور هستند، به همین دلیل نگاهش به مقوله اقتدار، نگاهی جامع و تمدنی بود.

در مدیریت سازمانی نیز ایشان به‌شدت به جوانان اعتقاد داشت، اما این اعتقاد صرفاً در حد شعار نبود، او واقعاً به نیروهای جوان میدان می‌داد، از ایده‌های نو استقبال می‌کرد و باور داشت نسل جوان می‌تواند پیچیده‌ترین مسائل کشور را حل کند، بسیاری از مدیران و فرماندهان جوانی که امروز در مسئولیت‌های مهم قرار دارند، محصول همین نگاه آینده‌ساز شهید سلامی هستند.

مسئله دیگری که کمتر درباره آن سخن گفته شده است، قدرت شهید سلامی در تبدیل تهدید به فرصت بود. در بسیاری از مقاطع، دشمنان تصور می‌کردند با افزایش فشارها می‌توانند جمهوری اسلامی را در موقعیت ضعف قرار دهند، اما ایشان با نگاه راهبردی خود این تهدیدها را به فرصتی برای رشد ظرفیت‌های داخلی تبدیل می‌کرد. او معتقد بود هر بحران می‌تواند سکوی جهش باشد، به‌شرط آنکه درست دیده و درست مدیریت شود.

در حوزه فرماندهی نیز شهید سلامی نمونه بارز مدیریت میدانی بود. او هیچ‌گاه از پشت میز فرماندهی نمی‌کرد، اعتقاد داشت تصمیم درست زمانی شکل می‌گیرد که مدیر واقعیت میدان را از نزدیک لمس کند، به همین دلیل در بحران‌ها، حوادث طبیعی، رزمایش‌ها و مأموریت‌های مختلف شخصاً حضور پیدا می‌کرد و همین مسئله باعث می‌شد تصمیماتش از دقت و واقع‌بینی بالایی برخوردار باشد.

تسنیم: یکی از ابعاد کمترشناخته‌شده شخصیت شهید سپهبد حسین سلامی، تسلط عمیق ایشان بر مفاهیم قرآنی و معارف اسلامی است، این ویژگی چه‌تأثیری بر سبک زندگی، مدیریت و فرماندهی ایشان گذاشته بود؟

مقدم‌فر: شهید سلامی حافظ قرآن و نهج‌البلاغه بود اما باید اذعان نمود که او از این سطح فراتر رفته بود علاوه بر حفظ، بر مفاهیم معارف قرآن و نهج‌البلاغه هم احاطه داشت. کسانی که از نزدیک با ایشان حشر و نشر داشته‌اند می‌توانند گواهی دهند که او فرماندهی‌اش فرماندهی قرآنی بود یعنی در عرصه تجزیه و تحلیل موضوعات و عرصه تصمیم با منطق قرآن و روایات خود را تطبیق می‌داد.

هنر بزرگ شهید سلامی این بود که مفاهیم قرآن در اندیشه، رفتار، تصمیم‌ نگاه راهبردی او جاری بود.

من بارها در جلسات مختلف شاهد بودم که ایشان در تحلیل مسائل پیچیده سیاسی، امنیتی و اجتماعی، به آیات قرآن استناد می‌کرد، نکته جالب این بود که این استنادها صرفاً برای تبرک یا زیباسازی سخن نبود، بلکه آیات قرآن مبنای تحلیل و تصمیم او بودند، گویی قرآن برای ایشان یک نقشه راه عملیاتی برای مدیریت است.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شهید سلامی، باور عمیق به سنت‌های الهی بود، او معتقد بود بسیاری از تحولات سیاسی و اجتماعی جهان را می‌توان از منظر سنت‌های الهی تحلیل کرد، وقتی درباره پیروزی جبهه حق یا شکست جبهه باطل سخن می‌گفت، صرفاً از محاسبات مادی حرف نمی‌زد، او به وعده‌های الهی ایمان داشت و با تکیه به معارف قرآنی منطق خود را می‌ساخت.

یکی از مهم‌ترین مفاهیم قرآنی که در اندیشه شهید سلامی جایگاه ویژه‌ای داشت، مسئله «عدم‌هراس از جبهه باطل» بود، او معتقد بود بسیاری از قدرت‌هایی که در ظاهر شکست‌ناپذیر به‌نظر می‌رسند، در حقیقت دارای آسیب‌پذیری‌های جدی هستند و نباید از هیبت ظاهری آن‌ها مرعوب شد، این نگاه دقیقاً برگرفته از آموزه‌های قرآنی بود که مؤمنان را از ترس در برابر مستکبران نهی می‌کند.

اگر بخواهم در یک جمله شخصیت شهید سلامی را توصیف کنم، باید بگویم او فرماندهی بود که موشک‌هایش از دانش نظامی قدرت می‌گرفتند، اما اراده و شجاعتش از قرآن کریم سرچشمه می‌گرفت، همین ویژگی بود که او را به یکی از برجسته‌ترین فرماندهان تاریخ معاصر جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرد و نامش را کنار مکتب مقاومت و اقتدار ملی ماندگار ساخت.

یکی از نکاتی که درباره شهید سپهبد حسین سلامی از نزدیکان ایشان مورد تأکید قرار می‌گیرد، نوع مدیریت و سبک رهبری متفاوت اوست، اگر بخواهیم یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های شهید سلامی با بسیاری از مدیران و فرماندهان را بیان کنیم، باید دقیقاً به همین نکته اشاره کنیم؛ یعنی «مدیریت مبتنی بر دل و قلب انسان‌ها»، او اعتقاد داشت که قدرت واقعی در سازمان‌های انسانی، نه صرفاً از دستور و سلسله‌مراتب، بلکه از «قلب‌ها، باورها و انگیزه‌های درونی» نیروها شکل می‌گیرد؛ شهید سلامی یک فرمانده صرفاً دستوردهنده نبود؛ او یک فرمانده مربی و سازنده بود،

به این معنا که پیش از آنکه بخواهد مأموریتی را ابلاغ کند، تلاش می‌کرد دل و ذهن نیروها را نسبت به آن مأموریت قانع، همراه و عاشق کند، همین تفاوت ظریف، سبک مدیریتی او را از یک مدیریت خشک نظامی به یک مدیریت قلبی، انسانی و الهام‌بخش تبدیل کرده بود.

در جلسات و ارتباطات سازمانی، یکی از ویژگی‌های برجسته او، احترام عمیق به شخصیت افراد بود، حتی در بالاترین سطوح فرماندهی، هیچ‌گاه از ادبیات تحقیرآمیز یا فاصله‌ساز استفاده نمی‌کرد، وقتی با نیروهای جوان، بسیجیان یا کارکنان مجموعه صحبت می‌کرد، نوعی صمیمیت واقعی در کلام او وجود داشت که باعث می‌شد افراد احساس کنند با یک «پدر معنوی و برادر بزرگ‌تر» در حال گفت‌وگو هستند، نه صرفاً یک فرمانده عالی‌رتبه.

نکته مهم دیگر در سبک مدیریتی شهید سلامی، مشورت کردن و استفاده از تفکر جمعی بود، به‌خلاف تصور رایج درباره فرماندهان نظامی، او به‌شدت به نظرات نیروهای زیرمجموعه اهمیت می‌داد و برایش ارزشمند بود.

تسنیم: یکی از ابعاد کمترشناخته‌شده شهید سپهبد حسین سلامی، جایگاه علمی و دانشگاهی ایشان است؛ این ویژگی علمی چه‌نقشی در شکل‌گیری شخصیت راهبردی و فرماندهی ایشان داشت؟

مقدم‌فر: اگر بخواهیم شخصیت شهید سلامی را به‌صورت جامع تحلیل کنیم، باید بپذیریم که او یک عالم و دانشمند در تراز راهبردی محسوب می‌شد، شهید سلامی مسائل را با ذهنی مهندسی تحلیل می‌کرد، یعنی همان‌گونه که یک مهندس مکانیک یک سیستم پیچیده را به اجزای کوچک‌تر تجزیه می‌کند، او نیز مسائل امنیتی، دفاعی و راهبردی را در عرصه‌های سخت، نیمه‌سخت و نرم به لایه‌های مختلف تقسیم می‌کرد و سپس روابط میان این لایه‌ها را تحلیل می‌نمود، این نگاه ساختاریافته باعث می‌شد تصمیمات او از دقت و عمق بالایی برخوردار باشد.

او به‌ویژه در حوزه علوم های‌تک، فناوری‌های نوین و تحولات علمی جهان، مطالعات جدی و مستمری داشت، همین مسئله باعث می‌شد درک دقیقی از روندهای آینده قدرت در جهان داشته باشد؛ از جنگ‌های نوین گرفته تا نقش فناوری در تغییر معادلات امنیتی.

از سوی دیگر، تسلط همزمان ایشان به زبان‌های انگلیسی و عربی یک مزیت راهبردی بسیار مهم محسوب می‌شد، این توانایی به او اجازه می‌داد که به منابع دست‌اول علمی، امنیتی و تحلیلی در سطح بین‌المللی دسترسی مستقیم داشته باشد، بدون اینکه وابسته به ترجمه‌های واسطه‌ای باشد، این موضوع در فهم دقیق تحولات جهانی و شناخت نگاه دشمنان بسیار اثرگذار بود،

در واقع، شهید سلامی ترکیبی کم‌نظیر را از «دانش فنی»، «شناخت راهبردی»، «دانش معرفتی و قرآنی» و «تحلیل بین‌المللی» در شخصیت خود جمع کرده بود، همین ترکیب باعث می‌شد نگاه او به قدرت دفاعی کشور، نگاهی صرفاً عملیاتی نباشد، بلکه کاملاً علمی، فناورانه و آینده‌محور باشد.

تسنیم: یکی از ویژگی‌های کمترروایت‌شده شهید سپهبد حسین سلامی، نگاه چندبُعدی و جامع او به حوزه‌های مختلف فرهنگی، رسانه‌ای و حتی هنری بود؛ این ویژگی چگونه در شخصیت و نگاه راهبردی ایشان نمود پیدا می‌کرد؟

مقدم‌فر: برای فهم دقیق شخصیت شهید سلامی باید از نگاه‌های تک‌بعدی عبور کنیم، یکی از خطاهای رایج در تحلیل شخصیت‌های بزرگ این است که آن‌ها را صرفاً در یک حوزه تخصصی محدود کنیم؛ در حالی که شهید سلامی دقیقاً نقطه مقابل این نگاه بود. او یک «انسان جامع‌نگر» و یک «فرمانده تمدنی» بود که مسائل را در یک منظومه به‌هم‌پیوسته می‌دید.

در نگاه شهید سلامی، امنیت و قدرت صرفاً در میدان نظامی تعریف نمی‌شد، او معتقد بود «قدرت ملی» یک مفهوم چندلایه است که از فرهنگ، رسانه، هنر، ورزش، علم، فناوری و حتی سبک زندگی مردم تشکیل می‌شود، به همین دلیل نسبت به همه این حوزه‌ها حساس، دقیق و تحلیل‌گر بود.

در حوزه رسانه، او کاملاً به نقش جنگ شناختی و عملیات روانی آگاه بود و معتقد بود که رسانه امروز صرفاً ابزار اطلاع‌رسانی نیست، بلکه میدان اصلی نبرد ادراکی ملت‌هاست، از این جهت، شناخت او از رسانه بسیار عمیق و راهبردی بود. او می‌دانست که چگونه یک روایت می‌تواند از یک موشک مؤثرتر عمل کند و چگونه باید در این میدان فعال بود.

در حوزه معارف دینی و قرآنی نیز همان‌طور که گفته شد، نگاه او صرفاً عبادی نبود، بلکه کاملاً عملیاتی، تمدنی و راهبردی بود. او دین را به‌عنوان یک نظام جامع برای اداره جامعه و ساخت قدرت نرم و سخت می‌دید.

در حوزه فرهنگ و هنر به‌مثابه یک کارشناس و عالم به این عرصه بود، نگاه شهید سلامی بسیار هوشمندانه بود و  او معتقد بود هنر و سینما می‌توانند «هویت‌ساز» یا «هویت‌سوز» باشند، به همین دلیل به نقش فیلم، سریال و تولیدات فرهنگی در شکل‌دهی به ذهن و سبک زندگی جامعه توجه ویژه داشت، نگاه او این نبود که این حوزه‌ها صرفاً سرگرمی هستند، بلکه آن‌ها را ابزارهای جدی در جنگ نرم می‌دانست.

در حوزه ورزش مسلط بود و حرف برای گفتن داشت، به‌ویژه فوتبال، نگاه او صرفاً تماشاگرانه نبود، او ورزش را یک ابزار مهم برای انسجام اجتماعی، نشاط ملی و حتی تقویت سرمایه اجتماعی می‌دانست، و معتقد بود جامعه‌ای که نشاط، امید و همبستگی نداشته باشد، در برابر فشارهای بیرونی آسیب‌پذیر می‌شود.

همان‌طور که قبلاً گفته شد در عرصه فناوری‌های نوین نیز شهید سلامی کاملاً به تحولات جهانی آگاه بود، او به‌خوبی درک کرده بود که آینده قدرت در جهان بر پایه فناوری‌های پیشرفته، هوش مصنوعی، جنگ‌های ترکیبی و ابزارهای نوین اطلاعاتی شکل می‌گیرد، به همین دلیل همواره بر ضرورت حرکت به‌سمت فناوری‌های راهبردی تأکید داشت.

تسنیم: یکی از ویژگی‌های برجسته شهید سپهبد حسین سلامی، توانمندی فوق‌العاده او در عرصه بیان، خطابه و سخنوری بود، در این خصوص توضیح می‌دهید؟

مقدم‌فر: اگر بخواهیم یکی از ابزارهای مهم اثرگذاری شهید سپهبد حسین سلامی را نام ببریم، بدون تردید باید به «قدرت بیان و خطابه» او اشاره کنیم، شهید سلامی خطیب توانایی بود که سخن را صرفاً برای اطلاع‌رسانی به‌کار نمی‌برد، بلکه از سخن به‌عنوان یک «ابزار قدرت نرم» استفاده می‌کرد. سخنرانی‌های او ترکیبی از تحلیل‌های علمی، مبانی معرفتی، مفاهیم قرآنی، شناخت دشمن و تبیین راهبردهای کلان بود، به همین دلیل مخاطب او فقط یک شنونده نبود، بلکه وارد یک فرآیند فکری می‌شد.

یکی از ویژگی‌های مهم سخنرانی‌های شهید سلامی، علاوه بر ادبیات فاخر قرآن، «عمق مفهومی» آن‌ها بود. او هیچ‌گاه در سطح شعار یا کلی‌گویی باقی نمی‌ماند، تلاش می‌کرد هر موضوع را ریشه‌ای تحلیل کند و نسبت آن را با تحولات منطقه‌ای و جهانی توضیح دهد، همین مسئله باعث می‌شد سخنان او برای نیروهای نظامی، دانشگاهی و نخبگان سیاسی قابل استفاده و الهام‌بخش باشد.

ویژگی مهم دیگر، «ترکیب عقلانیت و معنویت» در سخنرانی‌های او بود.

تسنیم: در توصیف شخصیت شهید سپهبد حسین سلامی گفته می‌شود که افق نگاه او بلند و آینده‌نگر بود، لطفاً توضیح دهید.

مقدم‌فر: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیتی و فکری شهید سپهبد حسین سلامی، همین ترکیب «آرمان‌گرایی و آینده‌نگری » همچنین «واقع‌گرایی همراه با امید» بود؛ ترکیبی که در عمل، او را از بسیاری از مدیران متمایز می‌کرد.

در بسیاری از نظام‌های مدیریتی، معمولاً افراد یا درگیر نگاه‌های کوتاه‌مدت و روزمره می‌شوند یا در فضای آرمانی و غیرواقعی قرار می‌گیرند، اما شهید سلامی به‌گونه‌ای فکر می‌کرد که هم افق‌های بسیار بلند را می‌دید و هم کاملاً بر واقعیت‌های میدان مسلط بود.

بلندنظری او باعث می‌شد که مسائل را در مقیاس‌های بزرگ تحلیل کند، مثلاً او به یک تهدید یا یک بحران مقطعی نگاه نمی‌کرد، بلکه روندهای بلندمدت ، تغییرات ، تحولات و آینده آن را در نظر می‌گرفت.

یکی دیگر از  ابعاد شخصیتی شهید سلامی بصیرت و دشمن‌شناسی عمیق او بود. شهید سلامی معتقد بود که اولین شرط موفقیت در هر نبرد، شناخت درست دشمن است. او بارها تأکید می‌کرد که بسیاری از شکست‌ها نه به‌دلیل ضعف توانایی‌ها، بلکه به‌دلیل خطا در شناخت دشمن رخ می‌دهد، به همین دلیل بخش مهمی از مطالعات، تحلیل‌ها و سخنرانی‌های او به تبیین ماهیت دشمن، اهداف دشمن و روش‌های پیچیده دشمن اختصاص داشت.

نکته مهم این بود که نگاه او به دشمن صرفاً یک نگاه سیاسی یا نظامی نبود. او دشمن را در یک منظومه کامل می‌دید؛ منظومه‌ای که شامل قدرت رسانه‌ای، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی، اطلاعاتی و شناختی می‌شود. به همین دلیل بارها هشدار می‌داد که نباید تهدیدات را صرفاً در قالب جنگ نظامی تعریف کرد، زیرا دشمن سال‌هاست که میدان اصلی نبرد را به عرصه ذهن‌ها، باورها و ادراکات منتقل کرده است.

بصیرت شهید سلامی تنها به شناخت دشمن محدود نمی‌شد؛ او به همان اندازه به شناخت ظرفیت‌های جبهه خودی نیز اعتقاد داشت، از نگاه او، بصیرت واقعی فقط دشمن‌شناسی نیست، بلکه خودشناسی و ظرفیت‌شناسی نیز هست، بارها تأکید می‌کرد که دشمن تلاش می‌کند ملت ایران را نسبت به توانایی‌های خود دچار تردید کند و یکی از مهم‌ترین وظایف مسئولان، بازگرداندن اعتماد به نفس ملی است.

تسنیم: جایگاه مردم در منظومه فکری شهید سلامی چه بود و این نگاه چگونه در رفتار و عملکرد ایشان تجلی پیدا می‌کرد؟

مقدم‌فر: حقیقت این است که مردم در اندیشه، شخصیت و سبک مدیریتی شهید سلامی جایگاهی محوری و بنیادین داشتند، او معتقد بود که قدرت واقعی جمهوری اسلامی نه در تجهیزات، نه در موشک‌ها و نه در سازمان‌های نظامی، بلکه در دل‌های مردم نهفته است. شهید سلامی بارها تأکید می‌کرد؛ "هر مسئولی در نظام اسلامی باید خود را خادم مردم بداند، نه صاحب مردم". او مسئولیت را یک امتیاز نمی‌دانست، بلکه آن را امانتی سنگین برای خدمت به بندگان خدا تلقی می‌کرد، به همین دلیل هر جا سخن از مردم بود، نگاه او از جنس محبت، تکلیف و مسئولیت بود.

من سال‌ها از نزدیک شاهد بودم که وقتی درباره مردم صحبت می‌کرد، لحن و نگاهش تغییر می‌کرد، به‌ویژه وقتی سخن از محرومان، خانواده‌های شهدا، روستاییان و اقشار آسیب‌پذیر به میان می‌آمد، حساسیت ویژه‌ای نشان می‌داد، او اعتقاد داشت فلسفه وجودی سپاه و همه نهادهای انقلابی، خدمت به مردم و حل مشکلات آنان است.

تسنیم: نگاه و دیدگاه سردار سلامی به ولایت فقیه چگونه بود؟

مقدم‌فر: همه پاسداران انقلاب اسلامی خود را سرباز ولایت می‌دانند و این جزء هویت سپاه است، اما شهید سلامی در این حوزه دارای یک ویژگی ممتاز بود، او ولایت را به‌عنوان یک اصل اعتقادی و مهم‌ترین رکن هدایت انقلاب اسلامی در مسیر پیشرفت، عزت و اقتدار کشور می‌دانست.

شهید سلامی شناخت عمیقی از اندیشه‌های شهید آیت‌الله خامنه‌ای داشت، سال‌ها بیانات، مواضع و تحلیل‌های ایشان را مطالعه کرده بود و معتقد بود که در منظومه فکری ایشان، پاسخ بسیاری از مسائل راهبردی کشور، منطقه و جهان وجود دارد، به همین دلیل فقط شنونده عمل و اقدام به ترجمه کند.

یکی از نکات برجسته درباره شهید سلامی این بود که فرامین و رهنمودهای رهبر شهید انقلاب را صرفاً یک توصیه مدیریتی تلقی نمی‌کرد، از نگاه او، این رهنمودها حاصل یک نگاه عمیق، حکیمانه، آینده‌نگر و مبتنی بر شناخت دقیق دشمن، ظرفیت‌های کشور و تحولات جهانی بود، به همین دلیل معتقد بود که عمل به این تدابیر، ضامن موفقیت و پیشرفت کشور است.

انتهای پیام/+