رضا اسماعیلی - شاعر و پژوهشگر - با فرا رسیدن ماه مُحرم و عاشورای حسینی در یادداشتی با عنوان «فراخوان «حافظ» به سوگ حسینی» که برای انتشار در اختیار ایسنا قرار داده، نوشته است:
«زان یار دلنوازم شُکری ست با شکایت
گر نکتهدان عشقی بشنو تو این حکایت
بیمُزد بود و مِنَّت، هر خدمتی که کردم
یا رب! مباد کس را، مخدوم بیعنایت
رندان تشنه لب را، آبی نمیدهد کس
گویی ولیشناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش، ای دل مپیچ کانجا
سرها بُریده بینی، بیجُرم و بیجنایت
چشمت به غمزه ما را، خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد، خونریز را حمایت
در این شب سیاهم، گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی، ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان، وین راه بینهایت
ای آفتاب خوبان! میجوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان، در سایۀ عنایت
این راه را نهایت، صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل، بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم، روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر، کز مُدعی رعایت
عشقت رسد به فریاد، ار خود به سان «حافظ»
قرآن ز بر بخوانی، در چارده روایت
بای بسم الله
با گرامیداشت ماه مُحرم و عاشورای حسینی، میخواهم در این یادداشت کوتاه به احیای سنتی نیکو در حسینیهها و هیئتهای مذهبی اشاره کنم که احیای این سنت حسنه، بیانگر بلوغ دینی شاعران و ذاکران آیینی است.
سال گذشته در ایام تاسوعا و عاشورای حسینی توفیق حضور در مراسم سوگواری یکی از هیئتهای سنتی و اصیل تهران را پیدا کردم. خاطره خوبی که از این هیئت برای من به یادگار ماند، «عالِممحور» بودن این هیئت بود. به این معنا که وقت اعظم و مفید مراسم به سخنرانی یک عالِم دینی اختصاص پیدا کرده بود. دیگر این که اکثر مداحان حاضر در هیئت، اشعاری را که برای خواندن و ارائه در مجلس انتخاب کرده بودند، اشعاری ارجمند از شاعران بزرگی چون مولانا، حافظ، سعدی، صائب تبریزی، نیر تبریزی، فواد کرمانی و خوشدل تهرانی بود.
به عنوان مثال در یکی از این شبها مداح ارجمند هیئت، غزلی از حضرت «لسانالغیب» حافظ شیرازی خواند که هر چند نمیتوان به ضِرسِ قاطع گفت که حافظ این غزل را برای عاشورا سروده است ولی از آنجا که این غزل موضع و مضمونی ظلمستیزانه و جان و جهانی عاشورایی دارد، میتوان شناسنامه عاشورایی برایش صادر کرد. خوانش این غزل معنوی در مجلس سوگواری حضرت اباعبدالله(ع) توسط آن مداح ادیب، انتخابی هوشمندانه بود که جمعیت را به تامل و تفکر وا میداشت و «گریستن» را همراه با «نگریستن» آموزش میداد. دیگر این که مداح توانمند هیئت با خوانش هنرمندانه و زیبای این غزل باشکوه عاشورایی، چنان «شور و شعور»ی در جان مخاطب میریخت که پیش از این، نمونه آن را در جای دیگری ندیده بودم. این خاطره در ذهن من جز خاطرههای ماندگار و فراموشنشدنی است.
ادامه نسل «کوثری»ها و «موذنزاده»ها
به راستی نیز باعث خرسندی است و جای شُکر و سپاس دارد که هنوز در حسینیهها و هیئتهای عزاداری مرثیهخوانان و ذاکران دغدغهمندی از نسل کوثریها، موذنزادهها، حاجعلی آهیها و... داریم که اهل مراقبه، محاسبه و مطالعهاند و برای انتخاب شعر و مرثیه فاخر وقت میگذارند تا هنگام اجرای برنامه وقت شریف مردم را با نوحههای «فیالبداهه» و دم دستی تلف نکنند و حرفهایی برخاسته از «سیرت دین» و«معرفت آیین» برای گفتن داشته باشند. مرثیهخوانانی که برای وقت مردم که بیهیچ تردیدی حُکم «حقالناس» را دارد ارزش قائلاند و «هیئت» را همچون کلاسی انسانساز و رسانهای تأثیرگذار و قدرتمند برای نشر و اشاعه آموزههای اصیل دینی و قرآنی میدانند.
یقیناً مداحان و مرثیهخوانانی که فارغ از حاشیهها و جار و جنجالهای پوچ تبلیغاتی با دغدغه، هوشمندی و بصیرت، یک شعر فاخر، ارجمند و برخوردار از مضامین بلند و متعالی را برای مداحی انتخاب میکنند، دایره تاثیرگذاری بیشتری خواهند داشت و در قلوب مردم مقبولتر و محبوبتر خواهند بود.
مداح و ذاکر اهل بیت (ع) باید شعرشناس باشد
رهبر شهید انقلاب نیز در دیدارهای سالانه با شاعران و ذاکران خاندان رسالت(علیهمالسلام) بارها و بارها این نکات کلیدی را مورد تاکید قرار داده و از ستایشگری به عنوان یک هنر ارزشمند نام بردهاند که نیاز به کسب مهارتهای فراوانی دارد که «شعرشناسی» و مهارت در گزینش شعرهای فاخر و معرفتافزا از جمله این مهارتهاست: «شعر شما باید خوب، محکم، قوی، خوشمضمون و قانعکننده باشد. گاهی قصیدهای که شما میخوانید، به اندازه چند منبرِ یک منبریِ خوش بیان تأثیر میگذارد. گاهی یک بیت شعرِ بجا به قدر یک کتاب، قیمت دارد. اینها آسان و مجانی بهدست نمیآید. انسان باید زحمت بکشد، کار و تلاش کند، شعر خوب را بیابد، آن را حفظ کند و بخواند». (۱۹ مهر ۱۳۷۷)
«هیئت»، یک رسانه اجتماعی قدرتمند
اگر همه ذاکران و مداحان اهل بیت(ع) به این نکته مهم توجه کنند که امروز - به خصوص بعد از جنگهای ۱۲ روزه و جنگ رمضان - «هیئت» نه فقط یک محفل خصوصی و «دورهمی» ادواری برای تخلیه هیجانات مذهبی و تحریک احساسات دینی، بلکه یک رسانه تاثیرگذار و قدرتمند برای معرفی اسلام ناب محمدی(ص)، تبیین و تبلیغ معارف توحیدی و دعوت به «وحدت» و «مقاومت» در برابر دشمن متجاوز است، یقینا برای انتخاب شعر و مداحی در هیئت وقت بیشتری میگذارند و با رویکردی جدیتر و هنرمندانهتر با این مقوله برخورد میکنند.
امروز دیگر داشتن صداوسیمای خوب برای مداحی کفایت نمیکند، چون جنس کار یک مداح با جنس کار یک خواننده غیر مذهبی فرق میکند. امروز یک مداح خوب و موفق باید در کنار صوت و حنجره خوب از تقوا و سلوک قرآنی، دانش و بینش دینی، بصیرت سیاسی(دشمنشناسی)، سواد ادبی و علومی چون «رفتارشناسی اجتماعی» و «مردمشناسی» برخوردار باشد.
اینکه پیشانی نوشت این یادداشت غزلی معنوی از حضرت حافظ است، به همین دلیل است. غزلی که از حافظ گزینش شده، مصداق کامل یک غزل باشکوه عاشورایی است. این غزل روایت هنرمندانه و هوشمندانه حافظ از عاشوراست. غزل مورد اشاره، ترجمه شاعرانه نیایش اباعبدالله(ع) در کربلاست که فرمود: «إلهِی رِضًی بِقَضائِکَ تَسلِیمًا لأمْرِکَ لا مَعبودَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثینَ. [ای خدای من! من راضی به قضاء و حکم تو و تسلیم امر و اراده تو هستم. هیچ معبودی جز تو نیست ای پناه هر پناه جوئی.]
نگاه حضرت لسانالغیب به دین و آیین در این غزل، نگاهی معرفتشناسانه و ملهم از شعارهای عاشورایی است. نگاهی که در شعر آیینی روزگار ما سخت به آن محتاجیم.
تأملی در «هستی و چیستی» شعر آیینی
«شعر آیینی» تعریفی سهل و ممتنع دارد. سهل از آن جهت که میتوان – با تساهل و تسامح – بر هر شعری که موضوع دینی داشته باشد، عنوان شعر آیینی نهاد و ممتنع از آن روی که بسیاری از شعرها علیرغم این که با موضوع دینی سروده شدهاند، به خاطر آن که در سیرت و باطن با آموزههای وحیانی و قرآنی در تقابلاند، شعر آیینی نیستند.
در باور بسیاری هر شعری که موضوع دینی داشته و در مدح و منقبت و مراثی ائمه اطهار(ع) سروده شده باشد، شعر آیینی ست. این بدترین و نارساترین تعریفی است که از شعر دینی و آیینی میتوان ارائه داد. با چنین تعریف نارسایی شاعرانی همچون حافظ به اعتبار این که پوسته، برونه و موضوع اشعارشان دینی نیست، بیرون از دایره شعر آیینی قرار میگیرند و شوربختانه شاعرانی که شعرشان هیچ نسبتی با شعر آیینی اصیل و فاخر ندارد، صرفا به اعتبار این که موضوع اشعارشان دینی است در صف شاعران آیینی قرار میگیرند! حال آن که اطلاق عنوان «شعر آیینی» بر بسیاری از شعرهایی که موضوع دینی دارند، به خاطر آن که از موضع و مضمون ارجمند و شریفی برخوردار نیستند، جفا به شعر و شاعران آیینی است.
با عنایت به غزلی که در پیشانی نوشت این یادداشت آمده است، باید به این نکته محوری توجه کنیم که شعر آیینی الزاماً نباید موضوع دینی داشته و در ستایش بزرگان دینی و مناسبتهای مذهبی سروده شده باشد؛ بلکه پیشتر و بیشتر از موضوع دینی، باید «موضع» دینی داشته باشد. «موضوع» توقف در منزل صورت و ظاهر دین است؛ یعنی مدح و منقبت صرف و «موضع» پرداختن به درونه، سیرت و حقیقت دین، یعنی بیان معارف و حقایق دینی و توحیدی باشد. جانمایه شعر آیینی اصیل و فاخر «موضعمندی» آن و نه «موضوع بندی» آن است. یعنی ایستادن شاعر در جبهه «حق» و حقمداری و برائت از ظلم، باطل و زشتی و پلشتی. از این منظر و بر خلاف آنچه میپنداریم، حضرت لسانالغیب حافظ شیرازی آیینیترین شاعر تاریخ ادبیات ماست؛ چرا که در همه سرودههای خود موضع مسلمانی و ایمانی دارد.
عاشورای حسینی، قیامی اخلاقمحور
یکی از قابل تأملترین سخنان امام حسین(ع) که در منابع مختلف به آن اشاره شده است، این کلام است که فرمود: «یا شیعه آل سفیان! ان لَم یَکُن لَکُم دینٌ و کُنتُم لاتَخافونَ المَعادَ فَکونوا اَحراراً فِی دُنیاکُم»: ای پیروان آلسفیان! اگر دین ندارید و از روز قیامت نمیترسید، پس [لااقل] در زندگی خود آزاده باشید».
این سخن در منابع تاریخی شیعه و اهل سنّت ذکر شده است. علامه مجلسی نیز در جلد چهل و پنجم «بحارالانوار» به بخشی از این منابع اشاره کرده است. شهرت روایی این سخن به حدّی است که میتوان اطمینان داشت این جمله، کلام امام عاشوراست و ساخته و پرداخته ذهن تاریخنویسان نیست.
ذکر این مقدمه به خاطر آن بود که بگوییم عاشورای حسینی پیش و بیش از هر چیز، یک انقلاب اخلاقی - اصلاحی بود. برای اثبات این ادعا، هدف و فلسفه اصلی قیام امام عاشورا را میتوان در آیینه جمله زیر نیز که دربردارنده آموزهای اخلاقمحور است به تماشا نشست که در وصیتنامه آن حضرت به برادرش محمد حنفیه آمده است:
«وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإِصْلاح فی أمَّةِ جَدِّی، أرِیدُ أَن آمُرَ بالمعروفِ و أنهی عن المنکر المنکر: من فقط برای اصلاح در امت جدم به پا خاستم؛ میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم». وقتی میگوییم قیام حسین(ع) یک قیام اخلاقی اصلاحطلبانه بود، بر مقدس و پاک بودن این قیام شهادت میدهیم. آنچه که در این فراز از وصیتنامه امام آمده است، در راستای همان تأکیدی است که پیامبر اکرم(ص) در تبیین فلسفه بعثت خویش فرموده است: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأَخْلَاقِ: به راستی که من برای به کمال رساندن مکارم اخلاق مبعوث شدهام». این حدیث نبوی مؤید آن است که هدف غایی شریعت و سرمنزل نهایی بعثت و رسالت چیزی جز «اخلاق» نیست.
با آرزوی توفیق روزافزون برای همه شاعران و ذاکران بصیر خاندان رسالت(علیهمالسلام) که فارغ از وسوسه شهرت در این مسیر نورانی گام برمیدارند، حسن ختام این نوشتار را به غزلی دیگر از حضرت حافظ اختصاص میدهم. این غزل را میتوان مرامنامه اخلاقی حافظ دانست. غزلی که در ادامه خواهد آمد نیز ترجمه شاعرانه این حدیث نبوی است: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأَخْلَاقِ».
و چه زیباست که امسال نیز ذاکران و مداحان اهل بیت(علیهمالسلام) با حافظخوانی به استقبال ماه مُحرم بروند و با لحن و لهجه حافظ حماسه حسینی را روایت و بازخوانی کنند؛ با غزلهای معنوی شاعری که همچنان معاصر و زنده است. شاعری که حافظ «اسم اعظم» است و قرآن را با «چارده روایت» میخواند و قدسیان در آسمانها برای قرائت شعرش از یکدیگر سبقت میگیرند.
اینچنین باد.
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامۀ کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم
رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم
سِرّ حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم
شاه اگر جُرعۀ رندان نه به حُرمت نوشد
التفاتش به می صاف مُروّق نکنیم
خوش برانیم جهان در نظر راهروان
فکر اسب سیه و زین مُغرّق نکنیم
آسمان کشتی ارباب هنر میشکند
تکیه آن به که بر این بحر معلّق نکنیم
گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم
انتهای پیام