آسماندارها، گامی برای حفظ حافظه تاریخی
ثبت زندگی این فرماندهان درواقع ثبت تاریخ شکلگیری یکی از مهمترین عرصههای پیشرفت ایران معاصر است؛ تاریخی که بدون روایت انسانی به مجموعهای از آمارها و گزارشهای فنی تقلیل پیدا میکند. در چنین فضایی، انتشار مجموعه چهار جلدی آسماندارها، گامی ارزشمند در مسیر حفظ این حافظه تاریخی است. مجموعهای که به همت مؤسسه روایت سوره تولید و انتشارات شهید کاظمی منتشر شده و روایتهایی از زندگی چهار نفر از فرماندهان شهید نیروی هوافضای سپاه را در اختیار مخاطبان قرار میدهد؛ فرماندهانی که هر کدام نقشی تعیینکننده در شکلگیری اقتدار دفاعی جمهوری اسلامی ایران داشتهاند. یکی از مهمترین ویژگیهای این مجموعه آن است که به جای پرداختن صرف به سوابق نظامی و مسئولیتهای سازمانی، چهره انسانی این فرماندهان را تصویر میکند. تجربه نشان داده که مخاطب امروز بیش از آنکه بهدنبال فهرستی از مسئولیتها و دستاوردها باشد، میخواهد بداند قهرمانان یک ملت چگونه زیستهاند، چگونه تصمیم گرفتهاند و چه مسیری را برای رسیدن به موفقیت طی کردهاند. روایت زندگی، پلی است میان نسل امروز و شخصیتهایی که نامشان در تاریخ ثبت شده است.
روایتی از خط مقدم و هوافضا
باتوجه به اینکه بهتازگی این مجموعه رونمایی شده، با نویسنده یکی از کتابها یعنی فائضه غفار حدادی و نویسنده کتاب «مردی که میخواست زنده بماند» که روایت زندگی سردار شهید امیرعلیحاجیزاده است، گفتوگو کردیم. غفار حدادی درباره انگیزههای خود از نوشتن این کتاب به جامجم گفت: بعد از جنگ ۱۲ روزه که بالاخره نخستین جنگ جدی بین ما و اسرائیل بود، آرزویی که شهید طهرانیمقدم داشت نابودی اسرائیل بود و مقدمه آن در این جنگ اتفاق افتاد. با توجه به سابقهای که در کتابهایی مانند «خط مقدم» داشتم، توجهم نسبت به هوافضا جلب شد و دوست داشتم اگر روایتی از جنگ و خط مقدم داریم، از حوزه هوافضا باشد. من نیز بهویژه از این جهت که هوافضا خط مقدم نبرد با اسرائیل شده بود، وارد این حوزه شدم. در جنگ ۱۲ روزه، ما جنگ دریایی نداشتیم و بیشتر جنگ ما؛ جنگ هوافضا با اسرائیل بود. میخواستیم روایتی از جنگ داشته باشیم و روایتمان از آن خط مقدم و از هوافضا باشد.
نمایش موفقیت هوا فضا برای الگوسازی
او ادامه داد: درنهایت توفیق همکاری میان حوزه هنری و معاونت فرهنگی هوافضا شکل گرفت و ما بالاخره به داخل سازمان راه پیدا کردیم تا بتوانیم روایتهایی از این سازمان داشته باشیم. در ابتدا نمیدانستیم چه روایتی باید کار شود اما هرچه جلوتر رفتیم، باتوجه به مسائل امنیتی که در جنگ بودیم و هنوز آن سامانهها و جزئیات عملیاتها نمیشد فاش شود متوجه شدیم چندان نمیتوانیم از خود عملیاتها بنویسیم اما اگر میخواستیم موفقیت هوافضا را نشان بدهیم و الگوسازی کنیم، احساس کردیم که میتوانیم این کار را از زاویه نگاه به شخصیتها، بهویژه فرماندهان شهید، انجام بدهیم؛ طوری که مسائل امنیتی هم فاش نشود. غفارحدادی یادآوری کرد: در میان فرماندهان شهید، بالاخره شهید حاجیزاده در رأس بودند و سه نفر از فرماندهان ردههای اصلی موشکی، پهپادی و پدافندی همزمان با ایشان شهید شده بودند. این چهار نفر برای دور اولیه ما برای پرداخت شخصیتها انتخاب شدند. تمام تلاشمان را روی همین چهار شهید گذاشتیم و مصاحبههایشان تا جایی که میشد و تا جایی که افراد در دسترس بودند را انجام دادیم و بیشتر با همکاران، خانواده و دوستانشان این مصاحبهها را انجام دادیم. او درباره علت پرداختن به شهید حاجیزاده در این کتاب تشریح کرد: به دلیل اینکه با شهید حاجیزاده از کتاب خط مقدم آشنا بودم و ایشان جزو شخصیتهای اصلی کتابم بودند، انگار یکی از شخصیتهای آشنایی که من زندگیاش را در یکی از کتابهای قبلیام نوشته بودم، عاقبت پیدا کرده و به جایی رسیده که میتوانستم با نگاهی کاملتر به کل زندگیاش بپردازم. باتوجه به آن پیشینه، خیلی طبیعی بود که بروم سراغ آقای حاجیزاده.
ثبت زندگی این فرماندهان درواقع ثبت تاریخ شکلگیری یکی از مهمترین عرصههای پیشرفت ایران معاصر است؛ تاریخی که بدون روایت انسانی به مجموعهای از آمارها و گزارشهای فنی تقلیل پیدا میکند. در چنین فضایی، انتشار مجموعه چهار جلدی آسماندارها، گامی ارزشمند در مسیر حفظ این حافظه تاریخی است. مجموعهای که به همت مؤسسه روایت سوره تولید و انتشارات شهید کاظمی منتشر شده و روایتهایی از زندگی چهار نفر از فرماندهان شهید نیروی هوافضای سپاه را در اختیار مخاطبان قرار میدهد؛ فرماندهانی که هر کدام نقشی تعیینکننده در شکلگیری اقتدار دفاعی جمهوری اسلامی ایران داشتهاند. یکی از مهمترین ویژگیهای این مجموعه آن است که به جای پرداختن صرف به سوابق نظامی و مسئولیتهای سازمانی، چهره انسانی این فرماندهان را تصویر میکند. تجربه نشان داده که مخاطب امروز بیش از آنکه بهدنبال فهرستی از مسئولیتها و دستاوردها باشد، میخواهد بداند قهرمانان یک ملت چگونه زیستهاند، چگونه تصمیم گرفتهاند و چه مسیری را برای رسیدن به موفقیت طی کردهاند. روایت زندگی، پلی است میان نسل امروز و شخصیتهایی که نامشان در تاریخ ثبت شده است.
روایتی از خط مقدم و هوافضا
باتوجه به اینکه بهتازگی این مجموعه رونمایی شده، با نویسنده یکی از کتابها یعنی فائضه غفار حدادی و نویسنده کتاب «مردی که میخواست زنده بماند» که روایت زندگی سردار شهید امیرعلیحاجیزاده است، گفتوگو کردیم. غفار حدادی درباره انگیزههای خود از نوشتن این کتاب به جامجم گفت: بعد از جنگ ۱۲ روزه که بالاخره نخستین جنگ جدی بین ما و اسرائیل بود، آرزویی که شهید طهرانیمقدم داشت نابودی اسرائیل بود و مقدمه آن در این جنگ اتفاق افتاد. با توجه به سابقهای که در کتابهایی مانند «خط مقدم» داشتم، توجهم نسبت به هوافضا جلب شد و دوست داشتم اگر روایتی از جنگ و خط مقدم داریم، از حوزه هوافضا باشد. من نیز بهویژه از این جهت که هوافضا خط مقدم نبرد با اسرائیل شده بود، وارد این حوزه شدم. در جنگ ۱۲ روزه، ما جنگ دریایی نداشتیم و بیشتر جنگ ما؛ جنگ هوافضا با اسرائیل بود. میخواستیم روایتی از جنگ داشته باشیم و روایتمان از آن خط مقدم و از هوافضا باشد.
نمایش موفقیت هوا فضا برای الگوسازی
او ادامه داد: درنهایت توفیق همکاری میان حوزه هنری و معاونت فرهنگی هوافضا شکل گرفت و ما بالاخره به داخل سازمان راه پیدا کردیم تا بتوانیم روایتهایی از این سازمان داشته باشیم. در ابتدا نمیدانستیم چه روایتی باید کار شود اما هرچه جلوتر رفتیم، باتوجه به مسائل امنیتی که در جنگ بودیم و هنوز آن سامانهها و جزئیات عملیاتها نمیشد فاش شود متوجه شدیم چندان نمیتوانیم از خود عملیاتها بنویسیم اما اگر میخواستیم موفقیت هوافضا را نشان بدهیم و الگوسازی کنیم، احساس کردیم که میتوانیم این کار را از زاویه نگاه به شخصیتها، بهویژه فرماندهان شهید، انجام بدهیم؛ طوری که مسائل امنیتی هم فاش نشود. غفارحدادی یادآوری کرد: در میان فرماندهان شهید، بالاخره شهید حاجیزاده در رأس بودند و سه نفر از فرماندهان ردههای اصلی موشکی، پهپادی و پدافندی همزمان با ایشان شهید شده بودند. این چهار نفر برای دور اولیه ما برای پرداخت شخصیتها انتخاب شدند. تمام تلاشمان را روی همین چهار شهید گذاشتیم و مصاحبههایشان تا جایی که میشد و تا جایی که افراد در دسترس بودند را انجام دادیم و بیشتر با همکاران، خانواده و دوستانشان این مصاحبهها را انجام دادیم. او درباره علت پرداختن به شهید حاجیزاده در این کتاب تشریح کرد: به دلیل اینکه با شهید حاجیزاده از کتاب خط مقدم آشنا بودم و ایشان جزو شخصیتهای اصلی کتابم بودند، انگار یکی از شخصیتهای آشنایی که من زندگیاش را در یکی از کتابهای قبلیام نوشته بودم، عاقبت پیدا کرده و به جایی رسیده که میتوانستم با نگاهی کاملتر به کل زندگیاش بپردازم. باتوجه به آن پیشینه، خیلی طبیعی بود که بروم سراغ آقای حاجیزاده.