به گزارش ایرنا همزمان با افزایش قیمت پلاستیک و کاهش عرضه آن در بازار، تجربه روزمره بسیاری از شهروندان در خریدهای ساده و معمولی دچار تغییر شده است.
گرانی پلاستیک ناشی از آسیب زیرساختهای پتروشیمی و اختلال در زنجیره تامین باعث شده فروشندگان خردهفروشی مانند سوپرمارکتها، نانواییها و فروشگاههای پوشاک در توزیع کیسههای پلاستیکی صرفهجویی بیشتری یا حتی در مواردی از ارائه آن خودداری کنند.
پلاستیک که سالها بدون محدودیت در اختیار مصرفکنندگان قرار میگرفت، اکنون با ملاحظاتی و همین موضوع باعث شده است برخی شهروندان آگاهانه از گرفتن پلاستیک صرفنظر کنند و برخی دیگر ناخواسته با کمبود آن روبهرو شوند؛ در نتیجه، رفتارهایی مانند استفاده دوباره از پلاستیکهای قدیمی، روی آوردن به کیسه های پارچه ای و یا خرید بدون کیسه یا استفاده از کیسههای جایگزین در میان بخشی از جامعه دیده میشود.
اگرچه این تغییر در ابتدا ناشی از افزایش قیمت و کمبود عرضه بود اما میتواند پیامدهای محیطزیستی قابل توجهی نیز داشته باشد، تجربههای روزمره مردم نشان میدهد چگونه یک تغییر در بازار میتواند الگوهای مصرف را تحت تاثیر قرار دهد و حتی برخی عادتهای ضدمحیطزیستی را به چالش بکشد.
در این خصوص می توان به برخی رفتارها و روایت های شهروندان توجه کرد؛ یکی از شهروندان درباره تجربهاش از نانوایی محله می گوید: تجربه خاصی ندارم، فقط بربری پزی حالا پلاستیک ندارد و نان را در دست گرفته و به منزل می بریم که البته چندان اشکالی هم ندارد، نان داغ را همان بهتر که در پلاستیک نگذاریم.
شهروند دیگری از تغییر رفتار خودش در خریدهای روزمره میگوید: با توجه به افزایش قیمت پلاستیک، از خرید آن امتناع می کنم، هرچند عادت به مصرف کمتر هم به صرفه است چون حاصل آن چندان هم بد نیست و محیط زیست از ازدحام مصرف پلاستیک ها راحت می شود و نفس می کشد.
مادری که برای خرید لباس فرزندانش مراجعه کرده بود می گوید: فروشنده همه لباسها را داخل یک کیسه پلاستیکی گذاشت به او گفتم چون لباسها برای دو نفر است دو کیسه جداگانه بدهد، اما پاسخ داد که پلاستیکهایش رو به اتمام است.
به گفته برخی شهروندان، این وضعیت حتی بر نحوه دفع زباله در خانهها هم اثر گذاشته است؛ خیلی از خانوادهها کیسه زباله نمیخرند، از همین پلاستیکهای کهنه استفاده میکنند؛ در همین خصوص یک شهروند می گوید: بهصورت متناوب و یک در میان از کیسههای پلاستیکی معمولی در سطل زباله استفاده میکنم، هرچند که هنوز برای خودم هم مشخص نیست ریشه این رفتار در صرفهجویی اقتصادی شدید یا برخاسته از حس هواداری از محیطزیست است.
کاهش مصرف پلاستیک؛ نمادی از مسوولیتپذیری اجتماعی
این روایتهای پراکنده نشان میدهد که چگونه تغییرات اقتصادی در دسترسی به پلاستیک بهتدریج در حال اثرگذاری بر رفتارهای مصرفی روزمره است؛ تغییری که از یک سو میتواند پیامدهای مثبت محیطزیستی به همراه داشته باشد و در عین حال، فشارها و ابهامهایی تازه در مناسبات خرید و فروش برای مصرفکنندگان و کسبه ایجاد کند.
در گفتوگویی با عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه آیتالله العظمی بروجردی(ره)، موضوع کاهش مصرف پلاستیک و شکلگیری رفتارهای محیطزیستی در جامعه مورد بررسی قرار گرفت و با نگاهی روانشناختی و اجتماعی، به عوامل موثر بر تغییر الگوهای مصرف و نقش فرهنگ، عادتها و انگیزههای فردی و جمعی در حفاظت از محیط زیست پرداخته شد.
دکتر مجتبی احمدی فارسانی اظهار داشت: مصرف گسترده پلاستیک در دهههای اخیر صرفا یک مسئله اقتصادی یا صنعتی نیست، بلکه به تدریج به بخشی از سبک زندگی روزمره افراد تبدیل شده است.
به گفته وی، انسانها معمولا رفتارهایی را که آسانتر، در دسترستر و کمهزینهتر هستند، به مرور زمان به عادت تبدیل میکنند و پلاستیک نیز به دلیل ارزانی، سهولت استفاده و فراوانی، جایگاه ثابتی در الگوی مصرف خانوارها پیدا کرده با این حال، پیامدهای بلندمدت این رفتار بر محیط زیست نشان میدهد که بازنگری در این الگوهای رفتاری ضرورتی اجتنابناپذیر است.
عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه آیتالله العظمی بروجردی(ره) با اشاره به برخی تجربههای اجتماعی در دورههای مختلف تاریخی، بهویژه دوران پس از جنگ، بیان کرد: محدودیتهای اقتصادی و کاهش دسترسی به برخی کالاها موجب شد مردم ناخواسته الگوهای مصرف خود را تغییر دهند که در این شرایط خاص استفاده از وسایل چندبارمصرف، نگهداری طولانیتر از کالاها و پرهیز از مصرف غیرضروری بیشتر رواج یافت.
به گفته احمدی فارسانی اگرچه این تغییرات در ابتدا با هدف حفاظت از محیط زیست شکل نگرفته اما در عمل بسیاری از پیامدهای آن با اصول رفتارهای محیطزیستی همسو بود.
وی گفت: از منظر علم روانشناسی، بسیاری از رفتارهای روزمره انسانها حاصل تصمیمگیری آگاهانه نیستند، بلکه بر پایه عادتها، هنجارهای اجتماعی و شرایط محیطی شکل میگیرند به همین دلیل، هرگاه شرایط اجتماعی و اقتصادی تغییر کند، رفتارهای افراد نیز میتواند دستخوش تغییر شود.
وی ادامه داد: تجربههای گذشته نشان داده است انسانها توانایی بالایی برای سازگاری با شرایط جدید دارند و در صورت فراهم شدن زمینههای مناسب، میتوانند الگوهای مصرف خود را اصلاح کنند.
وی افزود: یکی از مهمترین عوامل شکلگیری رفتارهای پایدار محیطزیستی، ایجاد «هنجار اجتماعی» است؛ هنگامی که افراد مشاهده میکنند اعضای خانواده، دوستان، همکاران و سایر شهروندان نسبت به کاهش مصرف پلاستیک حساس هستند، احتمال بیشتری دارد که خود نیز این رفتار را بپذیرند به بیان دیگر، رفتارهای محیطزیستی زمانی فراگیر میشوند که از سطح انتخاب فردی فراتر رفته و به یک ارزش و انتظار اجتماعی تبدیل شوند.
این عضو هیات علمی دانشگاه همچنین نقش آموزش را بسیار مهم دانست و تاکید کرد : آگاهی به تنهایی برای تغییر رفتار کافی نیست چراکه بسیاری افراد از آسیبهای پلاستیک بر محیط زیست اطلاع دارند، اما همچنان به مصرف آن ادامه میدهند.
به گفته احمدی فارسانی دلیل آن است که فاصلهای میان آگاهی و عمل وجود دارد و باید برای کاهش این فاصله، علاوه بر اطلاعرسانی، انگیزههای درونی افراد تقویت شود، احساس مسئولیت اجتماعی افزایش یابد و شرایطی فراهم گردد که انتخاب رفتارهای سازگار با محیط زیست برای شهروندان آسانتر و در دسترستر باشد.
وی خاطرنشان کرد: خانوادهها و مراکز آموزشی نقش بسیار مهمی در شکلگیری نگرشهای زیستمحیطی دارند؛ کودکان از طریق مشاهده رفتار والدین و معلمان، مسوولیتپذیری در قبال محیط زیست را میآموزند و هنگامی که استفاده از کیسههای پارچهای، کاهش مصرف ظروف یکبارمصرف و تفکیک زباله به بخشی از زندگی روزمره خانواده تبدیل شود، این رفتارها در ذهن کودکان نیز به عنوان یک ارزش پایدار نهادینه خواهد شد.
وی تاکید کرد: کاهش مصرف پلاستیک صرفا یک اقدام محیطزیستی نیست، بلکه نمادی از مسوولیتپذیری اجتماعی و توجه به منافع نسلهای آینده است.
وی اظهار داشت: جامعه زمانی میتواند به سمت توسعه پایدار حرکت کند که شهروندان احساس کنند رفتارهای کوچک روزمره آنان بخشی از یک مسئولیت جمعی بزرگتر است چراکه هر تغییر کوچکی در الگوی مصرف، اگر به صورت مستمر و جمعی انجام شود، میتواند آثار قابل توجهی بر حفظ محیط زیست و ارتقای کیفیت زندگی نسلهای آینده داشته باشد.
از کمبود پلاستیک تا عادت تازه؛ آیا بحران میتواند به تغییر رفتار زیستمحیطی منجر شود؟
آنچه در تجربههای روزمره شهروندان دیده میشود فقط کمبود یک کالای مصرفی ساده نیست؛ بلکه نشانهای از تغییرات کوچک در عادتهای خرید و مصرف است.
وقتی پلاستیک کمتر در دسترس باشد برخی مردم ناخواسته خریدهایشان را بدون کیسه حمل، از پلاستیکهای قدیمی دوباره استفاده میکنند یا حتی خودشان از گرفتن پلاستیک صرفنظر خواهند کرد.
این وضعیت یک پرسش مهم را پیش میکشد: آیا بحرانها و محدودیتهای اقتصادی میتواند به شکلگیری عادتهای تازه و پایدار در رفتارهای زیستمحیطی منجر شود، یا با بازگشت شرایط به حالت عادی، الگوهای مصرف پیشین نیز دوباره تکرار خواهند شد؟
کارشناسان اجتماعی بر این باورند که این تغییر رفتار را نباید بهسرعت به عنوان نشانه افزایش آگاهی زیستمحیطی جامعه تفسیر کرد بلکه بخش مهمی از این تغییر نه از سر انتخاب آگاهانه، بلکه در نتیجه فشار اقتصادی، گرانی و کمبود رخ داده و نوعی "انطباق اجباری" با شرایط جدید صورت گرفته است.
در همین خصوص معصومه زارعی جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی گفت: تغییر رفتار اخیر در مصرف پلاستیک را نباید بهسرعت نشانهای از افزایش آگاهی زیستمحیطی جامعه دانست چراکه بخش مهمی از این تغییر نه از سر انتخاب آگاهانه، بلکه در نتیجه گرانی و کمبود رخ داده است که میتوان آن را نوعی “انطباق اجباری” با شرایط جدید نامید.
وی با اشاره به تقابل نگاه زیستمحیطی و شرایط اقتصادی شهروندان بیان کرد: در وضعیت فعلی، تبدیل این تغییر رفتار به یک فرصت زیستمحیطی با چالشی جدی روبهروست؛ زیرا جامعه در شرایطی قرار دارد که برخی مردم با گرانی، کاهش قدرت خرید، کمبود کالا و ناامنی اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند.
وی ادامه داد: در چنین فضایی طبیعی است که موضوعی مانند کاهش مصرف پلاستیک برای بخش بزرگی از جامعه در اولویت نخست قرار نگیرد و حتی گاه بهعنوان بیتوجهی فعالان زیستمحیطی به مشکلات ملموس زندگی مردم تعبیر شود.
زارعی با اشاره به مفهوم «سلسلهمراتب رنج» در تحلیل رفتارهای اجتماعی افزود: این واکنشها صرفاا از بیتوجهی به محیطزیست ناشی نمیشود، بلکه ریشه در سلسلهمراتب رنج دارد؛ به این معنا که در شرایط فشار اقتصادی، مردم ابتدا به نیازهای فوری زندگی میاندیشند و مسائل بلندمدتتر، حتی اگر بسیار مهم باشند به حاشیه رانده میشوند. از همین رو، اگر پیامهای محیطزیستی با زبانی نامناسب یا بدون درک شرایط واقعی جامعه بیان شود، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.
چالش اصلی؛ گذار از «اجبار» به «انتخاب»
این پژوهشگر اجتماعی چالش اصلی در تغییر فرهنگی جامعه را گذار از «اجبار» به «انتخاب» دانست و گفت: تا زمانی که مردم کاهش مصرف پلاستیک را صرفا نتیجه کمبود و فشار اقتصادی بدانند، این رفتار پایدار نخواهد ماند و با بازگشت پلاستیک ارزان و در دسترس، احتمال بازگشت به الگوهای پیشین بسیار زیاد است.
به گفته زارعی آزمون واقعی زمانی آغاز میشود که امکان مصرف آسان دوباره فراهم شود؛ اگر در این فاصله، رفتار جدید با معنا، روایت و آموزش همراه نشده باشد بازگشت پلاستیک ممکن است برای بسیاری از مردم بهعنوان “بازگشت راحتی” یا حتی “آزادی بازیافته” تجربه شود.
وی در ادامه به راهکارهای مدیریت این دوره انتقالی اشاره کرد و توضیح داد: در مقابل، اگر در همین دوره کاهش مصرف پلاستیک بهعنوان نشانهای از مهارت، مدیریت زندگی، صرفهجویی و مسوولیتپذیری معرفی شود، بخشی از این رفتار میتواند پس از پایان بحران نیز باقی بماند.
وی تصریح کرد: تجربههای جهانی نیز نشان میدهد چنین تغییری تنها با ابزار اقتصادی یا ممنوعیت قانونی رخ نمیدهد بلکه به تغییر روایت اجتماعی نیاز دارد؛ برای نمونه، در ایرلند پس از وضع مالیات بر کیسههای پلاستیکی در سال ۲۰۰۲، مصرف این کیسهها بهشدت کاهش یافت اما موفقیت این سیاست تنها ناشی از افزایش قیمت نبود، بلکه مصرف بیرویه پلاستیک بهتدریج به رفتاری نامطلوب و حتی مایه شرم اجتماعی تبدیل شد.
زارعی اظهار داشت: نباید استفاده دوباره از کیسهها، نشانه فقر و محرومیت قلمداد بلکه نشانه نظم، تدبیر و آگاهی تلقی شود.
این جامعهشناس، آینده این تغییر رفتاری را در دو مسیر متفاوت ترسیم کرد و گفت: در یک مسیر اگر دوره کمبود، بدون روایتسازی فرهنگی سپری شود، با بازگشت عرضه و کاهش قیمت پلاستیک، جامعه به الگوهای پیشین مصرف بازخواهد گشت و این دوره صرفا بهعنوان خاطرهای ناخوشایند از فشار و محدودیت در ذهن مردم باقی میماند.
زارعی افزود: از سوی دیگر اگر نهادهای مدنی، مدرسهها، خانوادهها و گروههای محلی بتوانند این رفتار را با معنایی مثبت و غیرتحمیلی همراه کنند، بخشی از جامعه ممکن است حتی پس از پایان بحران نیز مصرف پلاستیک را کاهش دهد که در چنین حالتی، شکلگیری یک “اقلیت پیشرو” امکانپذیر خواهد بود که رفتار آن بهتدریج میتواند به الگوی فرهنگی تازهای در کل جامعه تبدیل شود.