دکتر مهدی قریشی، استاد و پژوهشگر رسانه، در گفتوگو با خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، با اشاره به عملکرد رسانههای کشور در جنگ دوازدهروزه و مقایسه آن با جنگ تحمیلی سوم، اظهار داشت: در جنگ دوازدهروزه که امروز از آن به عنوان جنگ تحمیلی دوم یاد میشود، همانند هر میدان دیگری، هم نقاط قوت داشتیم و هم نقاط ضعف. یکی از مهمترین ضعفهای ما در آن مقطع به حوزه رسانه بازمیگشت.
وی افزود: منظور از این ضعف صرفاً سازمان صدا و سیما نیست، بلکه مجموعه رسانههای کشور را شامل میشود. در آن دوره نتوانستیم آنگونه که باید روایتگری مؤثر و بهموقع داشته باشیم و در برخی عرصهها از ارائه روایت اول بازماندیم.
این استاد رسانه با بیان اینکه در فاصله میان جنگ دوازدهروزه و جنگ تحمیلی سوم اقدامات مهمی در عرصه رسانهای صورت گرفت، خاطرنشان کرد: با آغاز جنگ تحمیلی سوم شاهد تغییر محسوسی در عملکرد رسانهها بودیم. رسانههای کشور بهطور عام و سازمان صدا و سیما بهطور خاص توانستند نقش بسیار فعالتری ایفا کنند. در این دوره هم روایتگری اولیه شکل گرفت و هم تحلیلهای عمیق و ریشهای در دستور کار قرار گرفت.
وی ادامه داد: شبکههای مختلف رسانه ملی برنامههای متعددی را برای پوشش ابعاد مختلف جنگ تولید کردند. نکته مهم این بود که رسانهها صرفاً به انعکاس خبر اکتفا نکردند، بلکه تلاش کردند علل، زمینهها و ریشههای حوادث را نیز برای مخاطبان تشریح کنند؛ به عبارت دیگر از روایتگری صرف به سمت روایتگری تحلیلی حرکت کردیم.
قریشی با اشاره به برخی نمونههای این رویکرد تحلیلی تصریح کرد: یکی از موضوعاتی که برای افکار عمومی بهویژه نسل جوان ابهاماتی ایجاد کرده بود، مسئله فساد سیستمی بود. در حالی که امام شهید بارها تأکید کرده بودند که در جمهوری اسلامی فساد سیستمی وجود ندارد، برخی افراد با استناد به پروندههای فساد اقتصادی این پرسش را مطرح میکردند که چگونه میتوان میان این دو مسئله جمع کرد.
وی گفت: در یکی از برنامههای رسانهای، دکتر احمدی با تبیین مفهوم فساد سیستمی توضیح داد که فساد سیستمی به وضعیتی اطلاق میشود که ساختارهای قانونی و اجرایی یک کشور به گونهای طراحی شوند که خود به بازتولید فساد کمک کنند. در این برنامه با ارائه نمونههایی از کشورهای غربی بهویژه آمریکا نشان داده شد که چگونه در برخی موارد قوانین و سازوکارهای رسمی در خدمت منافع گروههای خاص قرار میگیرند. چنین برنامههایی نقش مهمی در رفع ابهامات و پاسخگویی به شبهات داشت.
این پژوهشگر رسانه در ادامه به نقش رسانهها در تبیین مسئله رژیم صهیونیستی اشاره کرد و گفت: یکی از پرسشهایی که در فضای مجازی و میان برخی جوانان مطرح میشد، چرایی تقابل جمهوری اسلامی ایران با رژیم صهیونیستی بود. رسانهها در این زمینه تلاش کردند با ارائه تحلیلهای تاریخی، ریشههای شکلگیری صهیونیسم و آثار و پیامدهای آن را برای مخاطبان تشریح کنند.
وی افزود: در برنامههای مختلف، تاریخ تحولات یهودیت، انحرافات پدید آمده در جریان صهیونیسم و نقش این جریان در بسیاری از تحولات سیاسی، اقتصادی و امنیتی جهان مورد بررسی قرار گرفت. همچنین برای مخاطبان توضیح داده شد که مخالفت جمهوری اسلامی با پیروان یک دین الهی نیست، بلکه با جریان صهیونیسم و یهودیت تحریفشدهای است که فاصله بسیاری با آموزههای اصیل حضرت موسی(ع) دارد.
قریشی با اشاره به فعالیت رسانهها در حوزه دشمنشناسی اظهار داشت: در طول جنگ تحمیلی سوم، رسانهها توانستند ابعاد مختلف سیاستهای آمریکا و نقش این کشور در تحولات جهانی را برای مخاطبان تبیین کنند. بررسی وضعیت کشورهایی همچون لیبی و برخی کشورهای آفریقایی از جمله موضوعاتی بود که در برنامههای مختلف مورد توجه قرار گرفت.
وی ادامه داد: رسانهها با استناد به نمونههای تاریخی نشان دادند که حضور و مداخلات قدرتهای غربی در بسیاری از مناطق جهان نه تنها موجب پیشرفت نشده، بلکه در موارد متعددی زمینهساز جنگ، ناامنی و مشکلات اقتصادی بوده است. حتی به تحولات اخیر آفریقا نیز پرداخته شد و این مسئله مورد توجه قرار گرفت که برخی ملتها به این نتیجه رسیدهاند که ادامه حضور قدرتهای خارجی به سود آنان نیست.
استاد و پژوهشگر رسانه همچنین به تبیین روابط برخی کشورهای عربی با آمریکا و غرب در رسانهها اشاره کرد و گفت: رسانهها در این زمینه نیز تلاش کردند تصویری دقیقتر از واقعیتهای سیاسی منطقه ارائه دهند. در برنامههای مختلف توضیح داده میشد که هرچند برخی دولتها ممکن است در کوتاهمدت منافعی از این روابط کسب کنند، اما وابستگی به نظام سلطه و فقدان استقلال راهبردی در بلندمدت میتواند هزینههای سنگینی برای آنها به همراه داشته باشد.
وی با تأکید بر اینکه رسانههای کشور در جنگ تحمیلی سوم عملکرد موفقی در حوزه روایتگری داشتند، اظهار داشت: حتی برخی مقامات دشمن نیز به این مسئله اذعان کردهاند. پیش از این بنیامین نتانیاهو و در ادامه دونالد ترامپ بارها نسبت به توانمندی رسانهای ایران و تأثیرگذاری آن ابراز نگرانی کرده بودند.
قریشی افزود: اگرچه رسانههای غربی از نظر امکانات، زیرساختها و بودجههای رسانهای برتریهای قابل توجهی دارند، اما رسانههای داخلی اعم از خبرگزاریها، شبکههای تلویزیونی و فعالان فضای رسانهای در این جنگ توانستند نقش مؤثری ایفا کنند.
رسانهها در خط مقدم جنگ شناختی
وی با تشبیه فعالیت رسانهها به حضور رزمندگان در میدان نبرد تصریح کرد: همانگونه که یک رزمنده پشت سامانه موشکی قرار میگیرد و دشمن را هدف قرار میدهد، رسانهها نیز در جبهه جنگ شناختی و رسانهای وارد میدان شدند و وظیفه خود را انجام دادند. این فعالیتها حتی پیش از آغاز رسمی جنگ نیز آغاز شده بود و نتایج آن در طول جنگ به خوبی مشاهده شد.
این استاد رسانه در ادامه با اشاره به برخی کاستیهای موجود گفت: با وجود موفقیتهای رسانهای، در حوزه مذاکرات با ضعفهایی مواجه بودیم. اگر جنگ را به دو مرحله دوران درگیری نظامی و دوره پس از توقف درگیریها تقسیم کنیم، باید اذعان کرد که در مرحله نخست عملکرد رسانهها مطلوب بود، اما در بخش مذاکرات با چالشهایی روبهرو شدیم.
وی با بیان اینکه جنگ رسانهای نیز همانند جنگ نظامی ماهیتی نامتقارن دارد، خاطرنشان کرد: همانگونه که در عرصه نظامی از نظر تجهیزات و امکانات با دشمن برابر نیستیم، در حوزه رسانه نیز با شرایط مشابهی مواجه هستیم. رسانههای غربی از پشتوانههای مالی، زیرساختی و شبکههای گستردهای برخوردارند که قابل مقایسه با امکانات رسانهای ما نیست.
قریشی با اشاره به خلأ ایجادشده پس از شهادت برخی شخصیتهای مؤثر در عرصه روایتگری مذاکرات اظهار داشت: پس از شهادت امام شهید و همچنین شهید لاریجانی، خلأ محسوسی در حوزه روایتگری مذاکرات ایجاد شد. شهید لاریجانی پیش از آن نقش مهمی در تبیین مسائل مرتبط با مذاکرات ایفا میکرد و روایتهای او برای بسیاری از جریانها و گروههای مختلف قابل پذیرش بود.
وی افزود: پس از آن، جایگزین مناسبی برای این نقش شکل نگرفت و همین مسئله موجب شد طرف مقابل در عرصه روایتگری مذاکرات فعالتر عمل کند.
این پژوهشگر رسانه با دفاع از عملکرد رسانههای داخلی در این زمینه گفت: نباید این ضعف را متوجه رسانهها دانست. رسانه برای روایتگری نیازمند اطلاعات و دادههای معتبر است. زمانی که اطلاعات لازم در اختیار رسانه قرار نگیرد، طبیعتاً امکان ارائه روایت دقیق و کامل نیز وجود نخواهد داشت.
وی ادامه داد: رسانهها بارها تلاش کردند از مسئولان و مقامات مرتبط برای حضور در برنامهها و تشریح روند مذاکرات استفاده کنند، اما در بسیاری از مواقع با سکوت مواجه شدند و ناچار بودند از تحلیلگران بهره بگیرند. حتی در برخی موارد رسانهها مجبور بودند برای تحلیل تحولات به اطلاعات منتشرشده از سوی منابع خارجی یا اظهارات مقامات آمریکایی استناد کنند.
قریشی تأکید کرد: بنابراین ضعف موجود در حوزه روایتگری مذاکرات را باید در سطوحی فراتر از رسانه جستوجو کرد. رسانهها وظیفه خود را انجام دادهاند، اما برای موفقیت در این عرصه نیازمند دسترسی به اطلاعات و همکاری بیشتر مسئولان هستند.
وی با اشاره به ضرورت اقناع افکار عمومی گفت: امروز بخشی از ابهامات و اختلافنظرهای موجود در جامعه ناشی از آن است که درباره برخی مسائل به اندازه کافی با مردم سخن گفته نشده است. مردم حق دارند در جریان کلیات روندها و تصمیمات قرار بگیرند.
ضرورت ملاحظه اقتضائات دیپلماسی
استاد و پژوهشگر رسانه در عین حال خاطرنشان کرد: البته باید محدودیتهای عرصه دیپلماسی را نیز درک کرد. همه جزئیات مذاکرات قابل انتشار نیست و برخی ملاحظات امنیتی و سیاسی اقتضا میکند بخشی از اطلاعات محرمانه باقی بماند. افزون بر این، روند مذاکرات دائماً در حال تغییر است و امکان ارائه جزئیات لحظهای همه تحولات وجود ندارد.
وی در پایان تأکید کرد: همانگونه که مردم باید شرایط و محدودیتهای مسئولان را درک کنند، مسئولان نیز باید حق افکار عمومی برای آگاهی را به رسمیت بشناسند. نباید مسائل را به صورت صفر و یکی تحلیل کرد. رسانههای کشور در جنگ تحمیلی سوم دستاوردهای مهمی در حوزه روایتگری و تبیین داشتند، اما همچنان در برخی عرصهها، بهویژه در حوزه روایتگری مذاکرات، نیازمند تقویت ارتباط میان مسئولان، رسانهها و افکار عمومی هستیم.