به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، علیاصغر بادینفکر هم مداح و ذاکر اهل بیت(ع) است و هم مدیرکاروان حج که سالها افتخار نوکری زائران بیتاللهالحرام را داشته است. خودش میگوید «افتخار نوکری سیدالشهدا و اهل بیت را دارم». او میگوید از ۱۳ سالگی با عنایت امام رضا(ع) پا در این عرصه گذاشته است و حالا که ۷۵ بهار از عمرش میگذرد و ۶۰ سال افتخار نوکری داشته است، به او لقب پیرغلام امام حسین(ع) دادهاند که میگوید «امیدوارم این لیاقت را داشته باشم.» و بعد این شعر را زمزمه میکند «ما پای روضههای شما پیر شدیم؛ موی سفید نوکریات افتخار ماست»
چند حج مقبول؟
بادینفکر درباره سابقه سفرهای حج خود میگوید: از همان زمان آرزوی زیارت خانه خدا را در سر داشتم. یکی از افتخارات مداحان قدیمی حملهداری ضیوفالرحمان و خدمت به زائران خانه خدا بود. من از سال ۱۳۶۳ به خانه خدا رفتم و تاکنون ۱۸ سفر تمتع داشتهام و عمره هم حدود ۳۰ تا ۳۵ سفر ولی نکته مهم این است که تعداد سفرهای حج، دردی را دوا نمیکند مهم این است که خدا قبول کرده باشد.
این ذاکر اهل بیت(ع) از حج قدیم و حج جدید گفت و اینکه در آن زمان «مدیرکاروان باید جنسش را جور میکرد. یعنی باید خدمهای را انتخاب میکرد که چندمنظوره باشد و خدمهای مفید بود که علاوه بر نظافت، کارهای دیگری هم انجام میداد.» بعد هم گفت که در حج قدیم یعنی حج دهه ۶۰ و ۷۰ افرادی را به عنوان «آبدار» و «کمکآبدار» به سفر میبردند و بادینفکر را هم به عنوان کمک آبدار یعنی کمکقهوهچی به این سفر بردهاند و سفرهای بعدی به عنوان آبدار، مامور پذیرایی، معاون و در نهایت به عنوان مدیر کاروان عازم سفر خانه خدا شده است.
بادینفکر میگوید که چون مداح بوده، علاوه بر اینکه در کاروان زائران خانه خدا مداحی میکرده، به عنوان سخنگوی مدیر کاروان هم صحبت میکرده و در ایام جوانی یعنی از سال ۶۳ نیز با عربهای چهارراه گلوبندک ۱۲ سفر تمتع داشته است.
به دنبال کلید فهم قرآن
وی با این مطلب که مدیر کاروان حج باید گلیم خود را از آب بیرون بکشد، به ضرورت یادگیری زبان عربی اشاره کرده و میگوید: از کودکی پای رحل قرآن بزرگ شدم و چون علاقه به قرآن داشتم، هر شب به دنبال جلسات تفسیر بودم. کلید فهم قرآن هم در یادگرفتن عربی است از اینرو، برای فراگیری زبان عربی، جامعالمقدمات را خواندهام؛ همان کتابی که طلبههای علوم دینی در آن زمان به یادگیری آن مشغول میشدند ولی چون در سفرهای خارجی بیش از هر چیز نیاز به یادگیری مکالمه زبان عربی داشتم، از کتابهای سازمان حج و زیارت استفاده میکردم و در طول سفر به مکه و سوریه نیز به صورت عملی یاد گرفتم.
تفاوتهای حج قدیم با حج کنونی
این مداح اهل بیت از تفاوتهای حج قدیم با حج جدید میگوید که چگونه در آن زمان بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ زائر را با ۶ اتوبوس از مدینه به مکه یا از میقاتهای حج به مکه میبرده است. او می گوید «هر سال که میگذشت، هم به تجربه عربستان افزوده میشد، هم مدیران کاروانها تجربه بیشتری کسب میکردند و هم سازمان حج و زیارت.» به همین دلیل او معتقد است اکنون کار مدیران کاروانها نسبت به قدیم، خیلی آسان شده است. چون در آن زمان باید برای اجاره کردن اتوبوس ۱۰ کیلومتر از مکه خارج میشده و از چند شرکت، اتوبوس اجاره میکرده و باید مواظب رانندگان اتوبوسها باشد تا مبادا فرار کنند.
او پس از بیان دیگر تفاوتهای حج قدیم و حج جدید از خورد و خوراک گرفته تا اسکان، میگوید ایرانیها بهترین کاروانها را داشتند. چون مهمترین ملاک برای زائران سه چیز بود؛ اسکان، حمل و نقل و تغذیه که ایرانیها بهترینها را داشتند. به عنوان مثال زائران ایرانی در بهترین هتلها اسکان داده میشدند ولی زائران برخی کشورها مجبور بودند در پیادهروها و داخل تونلها استراحت کنند یا اگر هتل داشتند، فقط از یک وعده صبحانه برخوردار بودند و باید خودشان فکری برای ناهار و شام میکردند.
بادینفکر با بیان اینکه «سفر حج، یک دعوت الهی است» به جایگاه مسافران این سفر یعنی ضیوفالرحمن اشاره میکند و میگوید: «آن زمان که ۱۵۰ هزار نفر در سال به سفر حج میرفتند، به همکاران و خادمان زائران میگفتم ما مهمان خاصی هستیم. چون توفیق پذیرایی از مهمانان خدا نصیب ما شده است» و آنگاه با چند بیت به وصف این افتخار میپردازد و میگوید «کار عشق است، کار کوچه و بازار نیست. کار برای عاشق سخت نیست. بنابراین خدمت به زائران بیتاللهالحرام عاشق میخواهد و حتی اگر روحانی کاروان هم عاشق نباشد، زائر ضرر میکند».
چکیده مسائل حج
او به احکام حج هم اشارهای میکند که اعمال عمره تمتع چیست و اعمال حج تمتع کدام است و سپس به سالهای دور اشاره میکند که دو برادر به نامهای آیتالله سیدمحمد و سیدمحمدجواد علمالهدی، برادر امام جمعه مشهد، محل رجوع بسیاری از زائران و روحانیون کاروانها بودند و به قدری بر احکام شرعی حج تسلط داشتند که برخی این دو برادر را «چکیده مسائل حج» عنوان میکردند.
این مداح اهل بیت(ع) همچنین از ضرورت تغذیه جسمی و روحی زائران سخن میگوید و به نقش مدیر، روحانی و خدمه کاروان و همچنین ذاکر اهل بیت(ع) اشاره میکند که چگونه تمام این عوامل دست به دست هم میدهند تا زائران مناسک حج خود را به بهترین شکل انجام دهند و هدف همه آنها این است که کارهای زائران، آسان و روان شود و زائر با آسودگی خاطر، اعمال خود را انجام دهد.
سه توصیه به مدیرکاروانهای حج
او به خاطرهای از مرحوم حجتالاسلام مقدسیان اشاره میکند که در سانحه حمله آمریکا به هواپیمای ایرباس توسط آمریکا در سال ۱۳۶۷ به شهادت رسید. این روحانی که سالها روحانی کاروان هم بوده، به مدیران کاروانها تاکید میکرد که در حج سه چیز را فراموش نکنند. یکی اینکه همه زائران را با یک چشم ببینند و تفاوتی بین آنها قائل نشوند. دوم اینکه تجربیات خود را به زائران منتقل کنند؛ چون شاید آخرین سفر هر یک از زائران باشد و سوم اینکه اگر میخواهند به جهنم بروند، از راه مکه و مدینه و کربلا و زیارت نروند. بادینفکر بعد این شعر صغیر اصفهانی را خواند که «رفتم به بر خدای خود توبه کنم؛ از هر گنه و خطای خود توبه کنم؛ تحقیق گناه هرچه کردم دیدم؛ باید ز ثوابهای خود توبه کنم».
عطر و بوی گل زهرا(س)
این مدیرکاروان پیشکسوت به چند خاطره از زائران بیتالله درباره امام زمان(عج) در چادرهای صحرای عرفات اشاره میکند و این شعر را میخواند که البته در میانه ابیات، بغض میکند و اندکی تامل؛ «ای حریم کعبه مُحرم بر طواف روی تو؛ من به گرد کعبه میگردم به عشق روی تو. گرچه بر مُحرم، بود بوییدن گلها حرام؛ زندهام من ای گل زهرا به عطر و بوی تو. ما و دل ای خسرو دل بر نماز ایستادهایم؛ من به روی کعبه، دل بر قبله ابروی تو. بیا و این دل ما را ز انتظار درآور؛ که بیش از این دل ما تاب انتظار ندارد. چرا به دیدن ما مهدیا نمیآیی؛ سبب ز چیست به امداد ما نمیآیی. تو را به جان مادر پهلو شکستهات زهرا(س)؛ زمینه گشته مساعد چرا نمیآیی».
چمدانهای خود را پر کنید!
یکی دیگر از خاطراتی که این ذاکر اهل بیت(ع) به آن اشاره میکند، سفارش یکی از وعاظ شهیر تهران به نام مرحوم شیخرضا سراج درباره بهترین سوغاتی حج است. بادینفکر میگوید: سراج در قدیم به عنوان یکی از بهترین روحانیون تهران و وعاظ درجه یک بود و در کاروان هم روحانی بود. او برای زائران میگفت شما که چمدانهای خود را در بازارها پر کردهاید، آیا چمدان خود را برای سفر آخرت هم پر کردهاید یا نه؟» وی آنگاه به روایتی از امام حسن مجتبی(ع) اشاره میکند که «استعد لسفرک» برای سفری که در پیش دارید آماده باشید و توشه برگیرید.
بادینفکر میگوید: خوشا به حال آن زائری که بار خود را ببندد و از خدا به عنوان یک امانتدار بخواهد تا حجش را قبول کند و مناسکش را به عنوان امانت تا قبر و قیامت نگه دارد. زائر زرنگ کسی است که در کشور خودمان در بازار سوغاتی خریداری کرده و در مکه و مدینه از وقت خود استفاده کند. به عنوان نمونه یک ختم قرآن در مدینه و مکه داشته باشد یا در مسجدالحرام و مسجدالنبی نماز بخواند که ثواب این نمازها قابل مقایسه نیست و این، بهترین توشه برای آخرت است.