خبرگزاری تسنیم: فاطمه مرادزاده ـ سوت آغاز جام جهانی فوتبال 2026 یا به عبارتی جشن بزرگ و جهانیِ فوتبال بالاخره پس از ماهها انتظارِ فوتبالدوستان، از پنجشنبه 21 خرداد (11 ژوئن) به صدا در آمد. اتفاقا از هر دوره هم بلندتر بود. نشان به آن نشان که تیمهای شرکتکننده از 32 تیم به 48 تیم و تعداد مسابقات از 64 به 104 بازی و تعداد کشورهای میزبان هم از یک کشور طبق روال هر دوره، به سه میزبان یعنی امریکا، کانادا و مکزیک افزایش یافته است.
جام جهانی امسال یک ویژگی مهم دیگر هم دارد و آن اینکه حسابی بزک شده است. این بزک هم با رنگ و لعابِ فرهنگ و موسیقی است.
فکرش را بکنید جام جهانی همیشه در سراسر دنیا پرطرفدار بوده و از زن و مرد، کودک 5 ساله تا پیرمرد 80 ساله، از یک فوتبالیست و عشقِ فوتبالی تا یک کارگر و کاسبکارِ ساده و از دانشآموز و دانشجو تا معلم و مهندس و پزشک طرفدار داشته و دارد. مقوله فرهنگ هم که درآمیخته با زندگی مردم است و موسیقی هم هنری فراگیر و همهپسند...
حالا در چنین بستری فقط یک استودیوی پرسابقه مثل «بالیچ واندر» ایتالیایی لازم بود تا با خلاقیتهای هنری مارکو بالیچ؛ بنیانگذار این استودیو، فوتبال و فرهنگ و موسیقی را توی یک دیگ ریخته و با اقلامی مثل کاربرد زبان رسمی کشورهای میزبان در افتتاحیهها، اجرای آیینهای محلی و نمایشهای فولکلور با پوشش سنتی و ترانهخوانیِ خوانندههای رپ و کلاسیکِ مشهور و پرطرفدار قارههای مختلف، آشِ جام جهانی را طوری بپزد که طعم یک جشنِ جهانیِ دلچسبِ فرهنگی بدهد و یک وجب روغنِ وحدت و اتحاد و انس و الفت و صلح و دوستی میان 205 کشور مستقل جهان روی آن بنشیند.
این خواسته فیفا بوده؛ اینکه جشن جهانی فوتبال را با اجرای برنامههای متنوع آیینی و موسیقی و نمایشی، به جای برنامهها و اجراهای رسمی، به یک جشن فرهنگی تبدیل کند تا بازتابدهنده صدای ملتهای جهان باشد.

با این رویکرد سوت جام جهانی که در روز نخست ـ پنجشنبه ـ در ورزشگاه پرخاطره آزتکای مکزیکوسیتی به صدا در آمد، خوانندگان مشهوری مثل شکیرا، بورنا بوی و... با موسیقی امریکای لاتین روی صحنه رفتند. جمعه 22 خرداد (12 ژوئن) هم سوت جام در تورنتو و لسآنجلس با صدا و اجرای خوانندگان مطرحی از جهان به صدا در آمد. در تورنتو خوانندهها از کشورهای مختلف و متناسب با ساختار کانادا ـ کشوری متشکل از آدمها و فرهنگهای مختلف از سراسر دنیا ـ انتخاب شدند و لسآنجلس هم افتتاحیهای پرستاره از موسیقی پاپ امریکاییاروپایی داشت. سهم اجرای خوانندگان فینال هم (بیتیاس، مدونا و شکیرا) محفوظ مانده است.
همه اینها برای این است که یک چهره فرهنگیِ متنوع و متناسب با هنر و فرهنگ قارهها و کشورها و ملتهای مختلف جهان به رویداد ورزشی بزرگی داده شود که تمام کشورهای جهان در برگزاری آن سهیم هستند. یک رویداد هنریفرهنگی که میتواند محرک و مشوق آشتی و صلح بین ملتها و مذاهب و اقوام و کشورها باشد.
یک رویداد که صدای ملتها باشد؛ حتی صدای آنها که صدایشان به صدا نمیرسد؛ شاید مثل قبایل افریقایی یا کشورهای دورافتاده در امریکای جنوبی و افریقا و آسیا...
رویدادی که تلاش میکند بگوید چهرهای مردمی و عمومی و فرهنگی دارد و سیاسی نیست!!!
حالا گیرم که این جام اصلا سیاسی نیست و تلاشش برقراری صلح و مهرورزی و دیگردوستی و نجات دنیا از تفرقه و ستیز و دشمنی و کشتوکشتار است، که اگر چنین است، باید پرسید که صدای مردم فلسطین کجاست و چرا در میان آن همه موسیقی که قرار است صدای مردم جهان باشد، صدایی از فلسطین نیست؟! نه صدایی از موسیقیِ حماسیِ حزنانگیزشان و نه صدایی از ترانه جانکاه گریه نوزادانِ زیرِ آوار ماندهی غزه و دختران و پسرانِ تکه تکه شده با بمباران اشغالگران!... نه ترانهای، نه نمادی، نه لباسی و نه پرچمی و یادی و یادبودی؟!...
فیفا به خیال خود در سکوت، روی فلسطین خط کشیده و در جشن جهانیِ صلح و وحدت و آشتیاش، در ورزشگاهها و برنامهها و تیزرهای تبلیغاتیاش، حتی گوشه چشمی به فلسطین اشغالی و غزه و نسلکشی در این باریکهی بهخوننشسته نیست!

صدای فلسطین در مکزیکوسیتی پیچید
صدای فلسطین اما این روزها از یک جای دیگر به گوش میرسد؛ از پشت درها و دیوارهای بلند ورزشگاههای جام جهانی، از توی خیابانها، روی پلها...
مردم مثل همیشه جاهای خالی را خودشان پر کردند؛ جای خالی موسیقی و پرچم و فرهنگ و صدای مظلومیت فلسطین را؛ جای خالی همبستگی با فلسطین را...
مردم آزادیخواه و بشردوست مثل چند سال گذشته که در کف دانشگاهها و خیابانهای اروپا و امریکا و کانادا و... با اهتزاز پرچم فلسطین، میداندار بودند و خواستار تحریم و کشیدن افسار رژیم اشغالگر صهیون، اینبار نیز همزمان با شروع جام جهانی، و غیبت نام و یاد فلسطین در این رویداد بینالمللی دوباره به میدان آمدند.
خیابانهای پایتخت مکزیک شامگاه پنجشنبه، درست وقتی که ورزشگاه مکزیکوسیتی از طنین موسیقی خوانندگان مشهور جهان در آیین افتتاحیه بهشدت فرهنگیِ جام! به لرزه درآمده بود، به رنگ پرچم فلسطین درآمد.
برخی هم خود را به پل عابر پیادهی خیابان «کالزادا دِ تلالپان» رساندند و پرچمهای فلسطین را در آن بلندا به اهتزاز درآوردند تا شاید بگویند جشن وحدت جهانیتان یک چیز کم دارد؛ صدای فلسطین را، و ما هستیم تا این صدا در هیاهوی پرزرق و برق جشنهای صلح و آشتیتان فراموش نشود.

«اسرائیل را از فیفا اخراج کنید» در تورنتو
در تورنتوی کانادا؛ یکی دیگر از شهرهای میزبان جام جهانی هم اتفاق مشابهی افتاد. گروهی از معترضان به بیخیالی فیفا نسبت به نسلکشی در غزه و تداوم اشغالگری در کرانه باختری، ساعاتی پیش از آغاز افتتاحیه، با پوشاندن نماد جام جهانی با یک بنر قرمزرنگ که روی آن نوشته شده بود «اسرائیل را از فیفا اخراج کنید»، روابط فیفا با رژیم اشغالگر را محکوم کردند و خواستار تعلیق و اخراج رژیم صهیونیستی از فیفا و محرومیت از حضور در رقابتهای فوتبال بینالمللی شدند. این بنر مقابل چشمان مسافرانی که در بزرگراه «گاردینر»؛ یکی از شلوغترین بزرگراههای کانادا، در مسیر حرکت برای رسیدن به بازی افتتاحیه تیم میزبان مقابل بوسنی و هرزگوین در ورزشگاه تورنتو بودند، نصب شده بود.
معترضان به حضور رژیم اشغالگر در میادین ورزشی و مسابقات فوتبالی، پیشتر و در طول بازیهای مقدماتیِ جام جهانی هم به حضور این رژیم معترض بودند. این اعتراض به قدری جدی بود که در سال گذشته، کارزار بینالمللی اخراج رژیم از رقابتهای جام 2026 به ابتکار گروهی از مربیان ایتالیایی آغاز شد و حمایت و امضای صدها هزار نفر را به دست آورد. هواداران تیمهای فوتبال منچسترسیتی، لیورپول، پاریسنژرمن، لیون، فنرباغچه، گالاتاسرای و سویا نیز با صدور بیانیهها و تجمعات اعتراضی خواستار تعلیق فوتبال رژیم اشغالگر از سوی نهادهای بینالمللی شدند. مسابقه تایمتریل دوچرخهسواری در اسپانیا نیز به دلیل حضور ورزشکاران اسرائیلی تعطیل شد.
با اینهمه فیفا به خواست این نهادهای فوتبالی و غیرفوتبالی تن نداد و تیم ملی فوتبال رژیم صهیونیستی همچنان در رقابتهای مقدماتی جام جهانی باقی ماند.
بماند که شاگردان لوچانو اسپالتی در تیم ملی فوتبال ایتالیا در همان رقابتهای انتخابی و مقدماتی، با یک بازی پر گل مانع صعود رژیم اشغالگر شدند و حذف شیرین تیم رژیم را از جام جهانی 2026 رقم زدند. شهد این حذف آنچنان به کام مخالفان صهیونهای اشغالگر نشست، که موجی از واکنشهای طنز رسانهای راه افتاد و صفحه Wear The Peace نوشت: «فیفا با رفتاری ریاکارانه اسرائیل را از مسابقات اخراج نکرد؛ بنابراین ایتالیا مجبور شد خودش آنها را اخراج کند.» صفحه طنزپرداز Troll Football هم با اشاره به روایتهای مذهبی و سیاسی یهودیها که هر غلط بیربط خود را به وعدههای الهی در آیینشان نسبت میدهند، نوشت: «حذف از جام جهانی، 3000 سال پیش به آنها وعده داده شده بود!». جملهای که با استقبال گسترده کاربران شبکههای اجتماعی همراه شد.
«War Cup»؛کارزاری برای فلسطین میان هیاهوی فوتبال جهان
فعالان حقوق بشری اما همچنان خواستار حذف رژیم اشغالگر از تمام میادین ورزشی و تعلیق در فیفا (فدراسیون بینالمللی فوتبال) هستند، برای همین همزمان با آغاز رقابتهای جام در کشورهای مکزیک و کانادا و امریکا، در فضای مجازی هم دست به کار شده و یک کارزار به نام «War Cup» برای جلب توجه به نسلکشی در غزه و فلسطین اشغالی راهاندازی کردهاند تا همزمان با تمرکز رسانهها بر مسابقات جام جهانی، موضوع غزه و جنایات صهیونیستها نیز در کانون توجه جهانی قرار گیرد.
این روزها و در حاشیه جام 2026، در بیرون از ورزشگاههای مکزیکوسیتی و تورنتو و لسآنجلس، اعتراضات و راهپیماییها و کارزارهای متعددی راه افتاده، که هر روز بیشتر و پرجمعیتترمیشوند و حلقه پیونددهندهشان، پرچم فلسطین است. در یکی از همین تجمعات سازماندهیشدهی حامی فلسطین، درخواست آزادی «حسام ابوصفیه» پزشک برجسته فلسطینی و رئیس بیمارستان کمال عدوان هم مطرح شده است که اواخر سال 2024 توسط ارتش اشغالگر در غزه دستگیر شد و امروز در شرایط سختی در زندان النفحه در سرزمینهای اشغالی است.
بالاخره فوتبال سیاسی هست یا نیست؟
شاید عدهای همچنان مصرانه بگویند ورزش و فوتبال که سیاسی نیست و این کارها و کارزارها از جانب گروهی معدود، خراب کردن بازیهای جام جهانی و شیرینی تماشای آنهاست!
اما در پاسخ باید گفت رویدادی به بزرگی جام جهانی که با زندگی میلیونها نفر ارتباط مستقیم و غیرمستقیم دارد و ذهن و توجه و نگاه میلیاردها نفر را در بازهای از زمان، درگیر خود میکند، به واسطه این ارتباط گسترده، با تمام ابعاد و زوایای پنهان و پیدای زندگی مردم جهان ارتباط میگیرد و رد پای سیاست و قدرت و جنگ و پول و حتی فساد در آن دیده میشود.
این مهم، به این دوره و دوره قبل مربوط نمیشود. درواقع از همان ابتدای شکلگیریِ جام جهانی در سال 1930 تاکنون سیاسی بوده و با پشت پردههای کلانِ سیاسی به امروز رسیده است.
به طور مثال موسولینی با تلاش فراوان میزبانی دومین دوره جام جهانی را در سال 1934 برای ایتالیا گرفت و آن را با سلیقه خودش برگزار و به قدری در جزییات جام حتی تعیین داوران دخالت کرد که درنهایت ایتالیا را با کلی رشوه، به قهرمانیِ آن دوره رساند. اتفاقی که واکنش ژول ریمه؛ مبدع جام جهانی و رئیس وقتِ فدراسیون جهانی فوتبال را به همراه داشت که گفت این دوره هرگز زیر نظر فیفا برگزار نشد و مطابق میل موسولینی بود.
جام جهانی 1978 آرژانتین هم مثل جام 1934 با میل یک دیکتاتور برگزار شد. خورخه رافائل ویدلا در سال 1976 با کودتای نظامیان روی کار آمده بود و شاید برگزاری جام جهانی در خاک آرژانتین و قهرمانی این کشور میتوانست به حکومت مستبدانهاش مشروعیت ببخشد. آرژانتین میزبان جام جهانی و سپس قهرمان شد، در حالی که شایعات زیادی پیرامون تبانی برای کسب این قهرمانی بود.
سایه سیاست روی جام جهانی 1994 آمریکا هم سایه انداخته بود. در آن دوره تیم کلمبیا بسیار قدرتمند بود، درحالی که دولت در این کشور ضعیف بود و توسط کارتلهای مواد مخدر اداره میشد؛ کارتلهایی که ترکیب تیم ملی کلمبیا را انتخاب کردند و سرانجام وقتی دروازه تیم فوتبال آن کشور با اشتباه ناخواسته آندرس اسکوبار مقابل امریکا باز شد و نام کلمبیا زودهنگام از جام جهانی خط خورد و اعضای تیم به کلمبیا برگشتند، اسکوبار توسط شهروندی مرتبط با کارتلهای مواد مخدر به رگبار بسته شد. قاتل هنگام گلولهباران اسکوبار و با شلیک هر گلوله میگفت: «گلللل...»!
جام جهانی 2022 قطر را هم که همگی یادمان هست و یادمان هست که اولین مشغولیت ذهنیِ همهمان این بود که چطور قطری که مساحتش یک پنجم استان خوزستان ماست، با آن هوای گرم و خشک، میزبانی جام جهانی را به دست آورده؛ حیرتی که پاسخش در گزارش روزنامه ساندیتایمز بود، وقتی نوشت به اسنادی دست پیدا کرده که قطر 880 میلیون دلار به مسئولان فیفا برای به دست آوردن میزبانی جام جهانی رشوه داده و شبکه الجزیره هم برای به دست آوردن حق پخش مسابقات، 100 میلیون دلار جداگانه به حساب فیفا واریز کرده است.
محرومیت روسیه در جام جهانی 2022 و جام 2026 به دلیل جنگ اوکراین هم که صرفا یک تصمیم سیاسی بود که البته شامل همه رشتههای ورزشی میشد.
ماجرای «جایزه صلح» فیفا در آذرماه سال گذشته و اهدای آن در مراسم قرعهکشی جام جهانی 2026 به ترامپ را هم که یادمان نرفته. جایزهای کذایی که حسابی جنجالبرانگیز شد و واکنشهای زیادی دربرداشت، از جمله واکنش فدراسیون فوتبال نروژ که شکایتی رسمی علیه جیانی اینفانتینو؛ رئیس فیفا، به دلیل نقض اصل بیطرفی سیاسی، به کمیته اخلاق فیفا ارسال کرد.

اصلا چرا دورههای پیشین جام جهانی را زیر و رو کنیم. همین امسال که جام در سه کشور مکزیک و کانادا و امریکا برگزار میشود، تا دلتان بخواهد سیاسیکاری میشود. از سختگیری و عدم صدور ویزا برای برخی از اعضای تیم ملی فوتبال ایران و سختگیری برای اقامت شبانه اعضای تیم در امریکا گرفته، تا ممانعت دولت امریکا از ورود عمر آرتان؛ داور 34 ساله سومالیایی به امریکا با اتهام ارتباط او با افراد مظنون به عضویت در سازمانهای تروریستی و صادر نشدن ویزای امریکا برای حضور جبرئیل رجوب؛ رئیس فدراسیون فوتبال فلسطین در جام جهانی امسال، یا نظارتهای شدید مرزی بازیکنان برخی کشورها در بدو ورود به امریکا که این رویداد را به یکی از جنجالیترین دورهها تبدیل کرده؛ تا جایی که برخی رسانهها از اصطلاح «سلاح ویزا» برای توصیف آن استفاده کردهاند. در واقع میزبان جام یعنی ایالات متحده امریکا که باید بیطرفترین و صلحدوستترین عضو فیفا باشد، نه تنها پرالتهابترین روزها و لحظهها را برای بازیکنان و تیمهای ملی کشورهای جهان رقم زده، که خودش چندی است در حال جنگافروزی در غرب آسیا و نبرد هوایی و دریایی با ایران ماست و کارنامهای پر از شرارت فقط در همین چند سال گذشته داشته است؛ از شراکت در جنایات و نسلکشی رژیم اشغالگر در غزه گرفته تا ربودن رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش!...

با تاریخچهای که گفته شد، میبینید که جام جهانی فوتبال از همان سالهای اولیه شکلگیری، سیاسی بوده و هست؛ یک جشن و جشنواره ورزشی بزرگ که برخلاف گفته فیفا که آن را نماد دوستی، صلح، همبستگی و نزدیکی ملتها دانسته، بر مدار خواستههای سیاسی قدرتها و مراودات اقتصادی و منافع مالی و جابهجایی پولهای سنگین و حتی فساد و رشوه میچرخد. کمااینکه دوران ریاست 24 ساله هاولانژ بر فدراسیون جهانی فوتبال، اگرچه با توسعه و پیشرفت کمی و کیفی فوتبال و افزایش تیمهای جام جهانی از 16 به 32 تیم و واریز حق پخش تلویزیونی به سمت فوتبال و قدرتمند و ثروتمند شدن نهاد فوتبال بود، اما برچسب فساد و دریافت رشوه نیز به آن زده شد؛ دریافت رشوه یکونیم میلیونیورویی توسط هاولانژ و دریافت رشوه دهونیم میلیوندلاری توسط ریکاردو تشیرا؛ عضو کمیته اجرایی فیفا که در گزارش دادستانی سوئیس آمد و فیفا منتشرش کرد.
حالا بهتر میشود دید که جام جهانی همانقدر که تلاش میکند از خود چهرهای اشاعهدهنده صلح و دوستی و همبستگی میان ملتها نشان بدهد، چقدر با این مفاهیم زیبا فاصله دارد!
در نهایت اینکه فیفا اگر میخواهد نماد راستینی برای آنچه ادعا میکند، باشد، باید چشمهایش را شسته و واقعیات را همانگونه ببیند که هست! اصلا باید دوباره ببیند، خوب ببیند و چشمانش را به روی ندیدهها باز کند. به روی واقعیتی به نام سرزمین فلسطین که دههاست توسط افراطیهای درنده صهیونی در حال اشغال تدریجی است؛ فلسطینی که ذره ذره آب میشود و نه تنها خاکش به تاراج میرود، که ملت و تاریخ و فرهنگ دیرینه آن نیز در حال نابودی و فراموشی است!
فیفا باید بداند که امروز اگر قرار به برقراری صلح و آشتی و اتحاد و ترویج این مفاهیم باشد، این صلح و زندگی بیش از هر کجا باید به سرزمین فلسطین برگردد و فیفا باید به عنوان بانی یک رویداد بزرگ جهانی، پرچمدار آن باشد.

انتهای پیام/