بهگزارش قدس آنلاین، روز گذشته رژیم صهیونیستی سرانجام به ضاحیه حمله هوایی انجام داد. در هفتههای اخیر تنشها در مرزهای جنوبی لبنان و حتی فراتر از آن به شکل نگرانکنندهای افزایش یافته است. حمله هوایی اسرائیل به منطقه ضاحیه نقطه عطفی در دور جدید درگیریها به شمار میرود. این حمله تنها چند روز پس از توافق آتشبس با میانجیگری آمریکا انجام گرفت. همزمان، ارتش اسرائیل دستورهای تخلیه گستردهای برای ساکنان شهرهای صیدا، سور و حدود ۳۰ روستا و منطقه اطراف نبطیه صادر کرده و حملات هوایی خود را به این نواحی گسترش داده است. این اقدامات که با ادعای هدف قرار دادن مواضع حزبالله همراه بوده، صدها هزار نفر را آواره و نگرانیهایی جدی درباره بازگشت به درگیریهای تمامعیار ایجاد کرده است.
به نظر میرسد رویکرد اسرائیل در این دوره که با حملات مکرر و گسترش دامنه عملیات همراه است، فرصتطلبی و استفاده از مذاکرات میان آمریکا و ایران باشد، به این امید که هردوطرف بهواسطه نیازشان به مذاکره مزاحم زیادهخواهیهای او نشوند. مقامات اسرائیلی با ادامه عملیات در لبنان، عملاً بر لزوم حفظ فشار نظامی بر محور مقاومت تأکید دارند و این امر را به عنوان اهرمی برای تضعیف موقعیت ایران در میز مذاکرات به کار میگیرند. در شرایطی که واشنگتن به دنبال دستیابی به توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز است، حملات اسرائیل به لبنان خطر اختلال در این فرایند را افزایش داده و حتی منجر به واکنشهای مستقیمتر از سوی ایران شده است. این استراتژی، که افزایش تنش را به عنوان ابزاری برای دیپلماسی میبیند، منتقدان را بر آن داشته تا آن را خطرناک و مخالف با ثبات منطقهای ارزیابی کنند.
چراغسبز آمریکا و نیاز داخلی نتانیاهو
ایالات متحده باوجود میانجیگریهای متعدد و ابراز نارضایتی از ادامه درگیریها، تاکنون تمایل جدی به مهار کامل اسرائیل نشان نداده است. این عدم تمایل که ریشه در روابط استراتژیک عمیق دو طرف دارد، به اسرائیل فضای مانور بیشتری داده تا عملیات خود را گسترش دهد. از سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو و حزب حاکم او با چالشهای سیاسی داخلی جدی روبهرو هستند. ادامه درگیریها در لبنان، برای نخستوزیر اسرائیل که با فشارهای انتخاباتی و نیاز به حفظ ائتلاف راستگرا مواجه است، به مثابه ابزاری برای تقویت موقعیت داخلی عمل میکند. منتقدان معتقدند این نیاز مبرم به تداوم درگیریها، اولویتهای سیاسی داخلی را بر ملاحظات دیپلماتیک و انسانی ترجیح داده و خطر تبدیل شدن به یک درگیری فرسایشی طولانیمدت را افزایش میدهد.
در مجموع، رویکرد اسرائیل در افزایش تنشهای جنوب لبنان، هرچند با دروغهای امنیتی توجیه میشود، اما پیامدهای گستردهای بر ثبات منطقه، روندهای دیپلماتیک و وضعیت انسانی داشته است. ادامه جنایتهای اسرائیل در جنوب لبنان در حالی اتفاق میافتد که جامعه جهانی عملاً چشم و گوشش را بسته و یا مشغول لذت بردن از مسابقات جام جهانی فوتبال است، آنهم در شرایطی که حدود ۲میلیون نفر در غزه و یکمیلیون نفر در جنوب لبنان آواره شدهاند.