مقدمه: از برتري مطلق تا فرسايش مركب
بحران امروز اسراييل ديگر صرفا يك جنگ طولاني در غزه و لبنان يا يك دولت جنجالي به رهبري بنيامين نتانياهو نيست. آنچه در حال رخ دادن است، عميقتر است: بحران يك «مدل» كامل. دولتي كه دههها برتري خود را بر سه ستون اصلي - حمايت بيچون و چراي غرب، برتري نظامي و تكنولوژيك و انسجام داخلي - بنا كرده بود، امروز شاهد فرسايش همزمان و شتابان اين اركان است. نتانياهو كه حيات سياسي خود را بر پايه اصل «مديريت منازعه» و نه حل آن بنا كرده، اسراييل را به سمت پيچي تاريخي هدايت ميكند كه موقعيت آن را در نظام منطقهاي و بينالمللي بازتعريف خواهد كرد. پرسش ديگر اين نيست كه «آيا اسراييل به پايان ميرسد؟»، بلكه اين است: «اين فروپاشي چقدر زمان خواهد برد؟»
اول: فروپاشي مشروعيت غربي و شكاف نسلي- براي نخستينبار در طول دههها، تصوير اسراييل در افكار عمومي غرب از يك «دولت تحت تهديد» به يك «قدرت سركوبگر بدون سقف سياسي» تغيير يافته است. بر اساس نظرسنجيهاي موسسه «پيو» (مه ۲۰۲۶)، اسپانيا و سوئد با ۷۸ درصد بيشترين نگرش منفي را نسبت به اسراييل دارند؛ پس از آنها آلمان با ۷۳ درصد، ژاپن با ۸۳ درصد و امريكا با ۶۰ درصد قرار دارند. خطرناكترين مساله، شكاف نسلي است: در حالي كه حمايت از اسراييل ميان افراد بالاي ۶۵ سال در امريكا ۵۴ درصد است، اين رقم ميان نسل جوان (۱۸ تا ۳۴ سال) به تنها ۱۹ درصد سقوط كرده است. زماني كه اين نسل سكان رهبري سياسي و رسانهاي را به دست بگيرد، حمايت از اسراييل يك «سم سياسي» خواهد بود. توماس فريدمن در نيويوركتايمز نوشت: «براي اولينبار ميبينم كه جوانان يهودي امريكا از نظر عاطفي و روحي از اسراييل جدا ميشوند. نتانياهو در حال از دست دادن زميني است كه ديگر قابل بازپسگيري نيست.»
دوم: لابي صهيونيستي؛ از قدرتمندترين بازو تا برچسب سمي- آيپك (AIPAC) زماني قدرتمندترين لابي در واشنگتن بود كه ميتوانست وفاداريها را بخرد و مخالفان را سرنگون كند. اما جنگ غزه معادله را تغيير داد. در مارس ۲۰۲۶، هيچ نامزد رياستجمهوري در كنفرانس سالانه آيپك شركت نكرد. همچنين دانشگاههاي كلمبيا و هاروارد برنامههاي تبادل با دانشگاههاي اسراييل را در اعتراض به نسلكشي متوقف كردند. ماري نيومن، نماينده سابق كنگره گفت: «آنها ميدانند كه برندشان به زبالهدان تاريخ پيوسته است.» سناتور برني سندرز نيز افزود: «نتانياهو در حال تبديل كردن اسراييل از يك دارايي استراتژيك به يك سربار استراتژيك براي امريكاست.»
سوم: حكم بازداشت و انزواي ديپلماتيك بيسابقه- در نوامبر ۲۰۲۴، ديوان كيفري بينالمللي حكم بازداشت نتانياهو و گالانت را صادر كرد. اكنون ۱۲۵ كشور موظف به بازداشت آنها هستند. در اتحاديه اروپا نيز كارزار تعليق توافقنامه شراكت با اسراييل از مرز يك ميليون امضا گذشت.
چهارم: فرسايش اقتصادي- ارتش اسراييل براي جنگهاي فرسايشي طولاني طراحي نشده است. مجموع خسارات از اكتبر ۲۰۲۳ تاكنون به ۱۶۹ ميليارد دلار رسيده و كسري بودجه به ۸.۲ درصد توليد ناخالص داخلي (بالاترين ميزان از سال ۱۹۷۳) جهش كرده است. سرمايهگذاري خارجي ۴۲ درصد كاهش يافته، رتبه اعتباري سقوط كرده و بخش گردشگري ۸۵ درصد فروپاشيده است. ژنرال بازنشسته «ايتان بن الياهو» ميگويد: «دشمن اصلي ما زمان است. هر روز كه در اين جنگها باقي بمانيم، از نظر اقتصادي و استراتژيك بازندهايم. ما هيچ نقشه خروجي نداريم.»
پنجم: فرار مغزها و مهاجرت معكوس- دولتي كه بر اساس جذب يهوديان جهان بنا شده بود، اكنون با «تسونامي مهاجرت معكوس» روبهرو است: ۸۲,۸۰۰ نفر در سال ۲۰۲۳ و 69 هزار نفر در سال ۲۰۲۵ اسراييل را ترك كردند. نيمي از مهاجران در سنين ۲۰ تا ۴۴ سال هستند و ۳۳ درصد آنها داراي مدرك كارشناسي و بالاترند. در بخش فناوري، بيش از 3 هزار متخصص خارج شدهاند؛ «سيليكون ولي» اسراييل در حال از دست دادن عقل متفكر خود است.
ششم: شكاف داخلي و شبح جنگ داخلي- در ۶ ژوئن ۲۰۲۶، ۲۵۰ هزار نفر در تلآويو در بزرگترين اعتراض از سال ۲۰۲۳ به خيابانها آمدند. راديوی ارتش فاش كرد كه ۷۰۰ خلبان و ۵۵۰ سرباز زبده در اعتراض به ادامه جنگ، خدمت خود را به حالت تعليق درآوردهاند. همچنين ۳۸ هزار نفر به عنوان فراري از خدمت طبقهبندي شدهاند. ناحوم بارنياع در «يديعوت آحارانوت» نوشت: «ما اكنون دو دولت داريم: دولت ليكود و حريديها و دولتِ بقيه اسراييل. ما بر لبه گسستي هستيم كه قابل ترميم نيست.» پارلمان (كنست) نيز براي برگزاري انتخابات زودهنگام منحل شد.
هفتم: فقدان افق سياسي؛ بزرگترين اشتباه- نتانياهو نظريه «مديريت منازعه» را برگزيد: نگه داشتن فلسطينيها در وضعيت انشقاق، عاديسازي روابط با اعراب براي عبور از مساله فلسطين و جنگهاي كوتاه براي بازسازي بازدارندگي جزو اين نظريه است. اما اين استراتژي در ۷ اكتبر شكست خورد و به يك جنگ استنزافي طولاني تبديل شد كه ديگر با مدل «جنگهاي كوتاه» همخواني ندارد. يايير لاپيد در كنست گفت: «نتانياهو براي فرار از محاكمهاش ميجنگد، اما در اين راه اسراييل را از دست ميدهد. نه افق سياسي وجود دارد و نه طرحي براي روز بعد. اين يك خودكشي تدريجي است.»
توصيههاي استراتژيك براي اعراب، مسلمانان و فلسطينيها- پس از سه سال جنگ نسلكشي در غزه - با بيش از ۱۲۰ هزار شهيد - و گسترش جنگ به لبنان و يمن، ديگر هماهنگيهاي پراكنده كافي نيست. ما نيازمند يك پروژه متحد عربي-اسلامي هستيم:
۱. وحدت مرجعيت فلسطيني: پايان دادن به شكاف غزه و كرانه باختري از طريق انتخابات شفاف براي سلب بهانه «نبود شريك صلح» از اسراييل.
۲. ائتلاف منطقهاي: ايجاد اتاق عمليات امنيتي مشترك و بانك سرمايهگذاري براي بازسازي غزه، لبنان و يمن.
3. بهرهبرداري از تحول اخلاقي غرب: ساخت استراتژي رسانهاي با زبان حقوقي و اتحاد با نهادهاي مدني غربي.
4. كارزار تحريم گسترده: تحريم دولتي و مردمي شركتهاي حامي اشغالگري.
5. نهضت علمي و نظامي: خودكفايي در صنايع دفاعي (پهپاد و پدافند) و ائتلافهاي تكنولوژيك با قدرتهاي نوظهور.
6. روايتگري تاريخي: ارايه روايت فلسطيني مبتني بر حقايق تاريخي و خطاب انساني به جهانيان.
نتيجهگيري: چه كسي چراغهاي فرودگاه را خاموش خواهد كرد؟
سوالي كه زماني يك نويسنده ناشناس اسراييلي پرسيده بود، اكنون در كنست بهطور جدي مطرح ميشود: «در روز آخر، چه كسي چراغهاي فرودگاه بنگوريون را خاموش ميكند؟» اسراييل ناگهان «ناپديد» نخواهد شد، اما وارد مرحله فروپاشي تدريجي شده است. نتانياهو با تصميماتش اين روند را تسريع ميكند: جنگ بدون افق، شهركسازي و اتحاد با تندروها. اعراب و مسلمانان در برابر يك فرصت تاريخي نادر هستند. شكست در استثمار اين لحظه به معناي بازگشت به وضعيت بدتر خواهد بود. در سياست و تاريخ، لحظات سرنوشتساز طولاني نميمانند. امروز، پيش از فردا، زمان تصميمگيري است.
منابع اصلي: نظرسنجيهاي «پيو» (مه ۲۰۲۶) | گزارشهاي وزارت دارايي اسراييل | ديوان كيفري بينالمللي | نيويوركتايمز، يديعوت آحارانوت، الجزيره نت.