شناسهٔ خبر: 78553984 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

وحدت ملی در گرو عبور از دوگانه اعتماد یا عدم اعتماد

بهمن اکبری

صاحب‌خبر -

یکی از خطاهای راهبردی و کژتابی‌های محاسباتی در سپهر سیاسی ایران، فروکاستن مساله مذاکره و تفاهم به مقوله «اعتماد» است. گویی پرسش بنیادین آن است که آیا می‌توان به امریکا، به شخص ترامپ، اعتماد کرد یا خیر؟ حال‌ آنکه در عرصه سیاست و روابط بین‌الملل، شمار فراوانی از توافق‌ها نه بر شالوده اعتماد متقابل، بلکه بر بستر «مدیریت بی‌اعتمادی» شکل می‌گیرند و استمرار می‌یابند. تاریخ دیپلماسی جهانی مشحون از نمونه‌هایی است که در آنها طرف‌هایی با عمیق‌ترین کدورت‌ها و بی‌اعتمادی‌های دیرینه، برای گریز از هزینه‌های سنگینِ رویاروییِ مهار نشده، به میز مذاکره بازگشته و توافق‌هایی را رقم زده‌اند که نه از سر خوشبینی، بلکه از سر عقلانیتِ معطوف به بقا و منفعت بوده است. واقعیتِ میدانی آن است که بخش بزرگی از جامعه سیاسی ایران، اعم از موافقان و مخالفان مذاکره و تفاهم، در یک نقطه اشتراک نظر دارند: «ترامپ طرفی قابل اعتماد نیست». سابقه خروج یک‌جانبه از برجام، رفتارهای پیش‌بینی‌ناپذیر، نگاه ابزاری و معامله‌گرانه به توافقات بین‌المللی و تخطی آشکار از هنجارهای پذیرفته‌ شده جهانی، کمترین تردیدی در این گزاره باقی نمی‌گذارد. اما پذیرش این واقعیت تلخ لزوما به معنای «نفی مطلق اصل توافق» نیست و نمی‌تواند باشد. چه ‌بسا که اذعان به بی‌اعتمادی، خود نقطه عزیمتی استوار برای طراحی توافقی هوشمندانه و محتاطانه باشد، نه بهانه‌ای برای وانهادن کامل میز مذاکره. پرسش راهبردی امروز نه این است که آیا ترامپ یا هر ريیس‌جمهور دیگر امریکا شایسته اعتمادند، بلکه پرسش بنیادین این است که در شرایط خطیر کنونی، منافع ملی ایران کدام مسیر را ایجاب می‌کند: بهره‌گیری از فرصت‌های دیپلماتیک برای کاستن از تهدیدها، آزادسازی ظرفیت‌های اقتصادی فروبسته، جلوگیری از تعمیق بحران‌ها و فراهم‌ آوردن فرصتی برای «تنفس راهبردی» یا رویارویی بی‌وقفه‌ای که می‌تواند هزینه‌های تحمیلی را بر پیکر ملت افزون سازد؟ این پرسش را نه با عینک حب و بغض جناحی که باید با معیار منافع ملی پاسخ گفت. در تحلیل گفتمانی مخالفان مذاکره و توافق، غالبا تصویری آرمانی و انتزاعی از شرایط مطلوب ترسیم می‌شود؛ به‌گونه‌ای که گویی تنها توافقی شایسته اعتناست که دايمی، تضمین‌ شده، خطاناپذیر و عاری از هرگونه خطر احتمالی باشد. اما تجربه زیسته نظام بین‌الملل نشان می‌دهد که دولت‌ها تقریبا هیچ‌گاه میان گزینه‌های «کامل» و «ناقص» انتخاب نمی‌کنند، بلکه همواره دست‌ به ‌گریبانِ انتخاب از میان گزینه‌های دشوار و پرهزینه و گزینه‌های نسبتا کم‌هزینه‌تر هستند. بر این اساس، پرسش اصلی نه این است که توافق احتمالی با ترامپ از ضمانت دوام ابدی برخوردار خواهد بود یا نه، بلکه این است که آیا فقدان مذاکره و توافق، وضعیت بهتری را برای ایران و ایرانیان رقم خواهد زد؟ اگر توافقی- هر چند موقت، محدود و مرحله‌بندی‌ شده - بتواند بخشی از فشارهای فرساینده اقتصادی را کاهش دهد، مسیر بازسازی اقتصاد ملی را هموار سازد، احتمال تنش‌های پرهزینه و ویرانگر را فرو بکاهد و سپر دفاعی کشور را برای مواجهه با توفان‌های پیش‌رو ترمیم کند، نمی‌توان تنها به بهانه بی‌اعتمادی به طرف مقابل، آن را از دایره بررسی و تدبیر بیرون نهاد.یکی از سوء ‌برداشت‌های رایج در ادبیات سیاسی روز، یکسان‌انگاریِ توافق با حل کامل اختلافات و پایان منازعات است. حال ‌آنکه بسیاری از توافقات بین‌المللی، دقیقا میان طرف‌هایی منعقد شده و می‌شود که عمیق‌ترین و ریشه‌دارترین اختلافات را با یکدیگر داشته‌اند. هدف غایی توافق الزاما ایجاد دوستی و اعتماد متقابل نیست، بلکه مهار خصومت‌ها، مدیریت تنش‌ها، کاهش هزینه‌ها و خریدن زمان برای بازآرایی قدرت و ترمیم فرصت‌هاست. در این چارچوب، توافق احتمالی میان ایران و امریکا را نیز نباید به ‌مثابه نشانه‌ای از اعتماد متقابل یا پایان منازعات تاریخی تفسیر کرد. توافق، در بهترین و عقلانی‌ترین حالت، ابزاری کارآمد برای کنترل بحران، افزایش قدرت مانور کشور و تبدیل وضعیت انفعالی به موقعیتی فعال و مبتکرانه است. کشوری که به بنیه درونی و توانمندی‌های راهبردی خود ایمان دارد، از مذاکره و توافق بیم به دل راه نمی‌دهد، همان‌گونه که مذاکره را نه جایگزین قدرت که مکمل آن می‌داند. آنچه باید معیار قضاوت نهایی قرار گیرد، نه موفقیت تبلیغاتی این یا آن چهره در آن سوی آب‌ها و نه پیروزی رسانه‌ای جناح‌ها در داخل، بلکه منافع كشور است. اگر توافقی بتواند بدون خدشه‌ای به استقلال، امنیت ملی و دستاوردهای راهبردی کشور، بخشی از مشکلات انباشته را کاهش دهد، فرصت‌های تازه‌ای برای جامعه بگشاید و در عین ‌حال موازنه قدرت را به زیان ایران برهم نزند، عقلانیت سیاسی و آموزه‌های حکمت و عزت اسلامی حکم می‌کند که آن را با دقت و فراست مورد بررسی قرار داد؛ حتی اگر هیچ خوشبینی‌ای نسبت به طرف مقابل وجود نداشته باشد.