شناسهٔ خبر: 78553976 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

هفت نكته درباره توافق احتمالي

مهدي عليخاني

صاحب‌خبر -

در خصوص توافق اوليه احتمالي ميان ايران و امريكا در جهت پايان بخشيدن به جنگ، چند نكته قابل اشاره است: 
1) هر مذاكره‌ سياسي- امنيتي به‌ويژه در زماني كه طرفين آن روابطي تعارض‌آميز را تجربه كرده‌اند بر مبناي بي‌اعتمادي است و زماني امكان توافق وجود دارد كه علاوه بر وجود اراده سياسي، طرفين از مواضع اوليه اعلامي‌شان عدول كرده باشند. به ‌نظر يكي از عوامل موثر بر اين تفاهم، فهم با تاخير ترامپ از عدم امكان تحقق خواسته‌هاي خود از طريق نظامي و پرهزينه بودن‌شان است. در نتيجه «ظاهرا» از بازي با حاصل جمع صفر (برد- باخت) به سمت بازي با حاصل جمع مثبت رفته است. هر توافقي نتيجه بده- بستان و حاوي نه الزاما بهترين گزينه‌ها، بلكه مفاد تامين‌كننده منافع پايه طرفين است.
2) يكي از بزرگ‌ترين دستاوردهاي جنگ اخير در امتداد جنگ 12روزه، تقويت انسجام ملي است. هر رفتار و حركتِ موجب آسيب به اين مهم، در اصل امنيت ملي كشور را به مخاطره مي‌اندازد. از اين‌رو، ترسيم تصوير يك بازيگر «شكست خورده» يا «مستعمره شده» به‌ واسطه توافق احتمالي، در راستاي ادعاي پيروزي ترامپ در شرايطي است كه امريكا و رژيم صهيونيستي به اهداف اعلامي‌شان در جنگ دست نيافتند. اين كار باعث حس سرخوردگي در ميان حاميان پا به ميدانِ نظام نيز مي‌شود. البته ضمن توضيح به دل‌نگرانان واقعي بايد توجه كرد كه برخلاف هياهوي اقليتي اكثريت‌نما، غالب مردم از تدابير نظام و دولت در «پايان دادن به جنگ» و وضعيت تعليقي پرهزينه حاكم بر كشور حمايت مي‌كنند. بنابراين تيم مذاكره‌كننده بايد «بدون لكنت» از اين توافق دفاع كند.
3) نبايد تصور كرد اين توافق اوليه و حتي نهايي احتمالي به معناي پايان مناقشه ايران با امريكا (با يا بدون ترامپ) و به‌طور خاص با رژيم اسراييل (با يا بدون نتانياهو) است. ادامه مذاكرات براي رسيدن به توافق نهايي كاري سخت‌تر و پيچيده‌تر  همراه با تهديدها و لفاظي‌هاي جديد و تكراري خواهد بود و تضميني هم براي تحقق قطعي آن نيست. بايد براي اين فضا و مديريت آن در داخل و خارج آماده بود. 
4) چالش با ترامپِ دمدمي‌ و كاسب پيشه در اجراي توافق، تفسير آن، انجام تعهدات و... همچنان ادامه پيدا مي‌كند. همانطور كه مكر نتانياهو براي به چالش كشيدن توافق و بر هم زدن آن قابل پيش‌بيني است. البته در تفاوت با دوره برجام، رژيم صهيونيستي در تخريب ديپلماسي تنهاتر از گذشته خواهد بود. مهم، استفاده از فرصت جديد براي رفع ضعف‌ها و تقويت كشور در همه عرصه‌ها و آمادگي براي نقض گسترده و حتي احتمال كنار گذاشتن آن از سوي امريكا و برخورد دوباره در آينده است. بايد در اين دوران بر زمينه‌هايي تمركز كرد كه با ايجاد منافع مشترك، احتمال برخورد مجدد را به ميزان زيادي كم مي‌كنند. 
5) برخي كشورهاي عربي برخلاف دوره پسابرجام، ناشي از تحمل هزينه‌هاي زياد در جنگ اخير تمايل‌شان بر تداوم توافق خواهد بود. از سوي ديگر حيات سياسي نتانياهو، همچنان وابسته به درگيري و چالش‌زايي بيروني است. او ضربه به ايران و نيز ايده «اسراييل بزرگ» را رها نكرده و نمي‌كند. مقابله با اين ايده در كنار «تامين ثبات منطقه‌اي» مي‌تواند چارچوب‌هاي اوليه براي شروع بازسازي روابط با اعراب جنوبي و نيز تسري آن به ديگر همسايگان باشد.
6) ضمن غافل نبودن از مديريت روابط با اروپا به‌خصوص از منظر نقش انگليس و فرانسه در شوراي امنيت مبتني بر تحولات ژئوپلیتيكي نوين، پيشبرد و تعميق عملياتي روابط ايران با چين حائز اهميت است. با تغيير نگاه و برداشت پكن به تهران پس از دو جنگ اخير و رفع ترديد‌ها درباره پايداري و ثبات سيستم به‌ويژه پس از جنگ مستقيم و سنگين با امريكا، فرصت‌هاي نويني براي همكاري‌هاي گسترده دوجانبه و منطقه‌اي ميان دو كشور مهيا شده است كه بايد آنها را غنيمت شمرد.
7) در كنار «مهرباني عملي با مردم» و «گشودن راه براي جوانان و ايده‌هاي نو و خلاق»، «استفاده از ظرفيت چهره‌هاي ملي باتجربه و كنار نشستهِ سياسي، اقتصادي، مديريتي و بين‌المللي داخلي براي تقويت نظام مديريتي، ارتباطي با جامعه و نيز بهبود مناسبات خارجي»؛ «رويكرد متمايز و ملموس در جلب و جذب ايرانيانِ خارج از كشور با اولويت چهره‌هاي شناخته شده و موثرِ ضدجنگ»، «تداوم بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي خلاقانه رسانه‌اي غيررسمي دوران جنگ براي ارايه پيام به جهان بيرون»، «ياري همگان به دولت» و مهم‌تر از همه «اقدامات فوري براي كاهش فشارهاي معيشتي و اقتصادي به مردم» در زماني كه آثار جنگ و محاصره به‌زودي خودنمايي خواهند كرد، مي‌توانند جزو تدابير دوره كنوني فارغ از توافق يا عدم آن باشند.