جوان آنلاین: اثری که هماینک در معرفی آن سخن میرود، در بردارنده سه رساله تاریخی- سیاسی از شهید دکتر فتحی ابراهیم شقاقی است که به شکل مکرر از سوی انتشارات اطلاعات نشر یافته است. این مجموعه از سوی زندهیاد استاد سیدهادی خسروشاهی تدوین شده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است. تارنمای ناشر در محتوای این اثر اشاراتی به ترتیب پی آمده دارد: «کتاب امام خمینی، تنها گزینه نوشته شهید دکتر فتحی ابراهیم شقاقی سالهاست که از سوی مؤسسه اطلاعات بازنشر میشود. این کتاب دربردارنده سه کتابچه مجزاست؛ اول، امامخمینی، تنها گزینه: در این اثر به اجمال درباره تاریخ معاصر ایران و اندیشه تشیع بحثهایی مطرح میشود که برای خواننده عرب و به ویژه نسل جوان و مسلمان آن آگاهی از آنها اهمیت خاصی دارد. در این بخش پس از مقدماتی از تاریخ ایران و چگونگی سلطه و نفوذ استعمار و ایادی آن، مؤلف شهید در جمعبندی نهایی به این نتیجه رسیده است که راهحل اسلامی و آلترناتیو واقعی در قبال دشمن مشترک مسلمانان، امامخمینی و روش مردم گرای ایشان است. دوم، شیعه و سنی، غوغای ساختگی: در این رساله، شهید شقاقی از توطئه و برنامه دشمنان اسلام و غرب و عدهای از جاهلان برای ایجاد تفرقه و فاصله و اختلاف بین شیعه و سنی و فعالیتهای تبلیغاتی گسترده آنان در این خصوص سخن میگوید. سوم، مرکزیت مسئله فلسطین: مسئله فلسطین یکی از اصلیترین مسائل جهان اسلام، بلکه مهمترین مسئله دنیای اسلام است. شهید شقاقی در رساله سوم به این موضوع و اهمیت آن برای مسلمانان پرداخته است. مطالعه این کتاب، نوع اندیشه رهبری سازمان جهاد اسلامی را درباره ایران، شیعه و سنی و مسئله فلسطین به خوبی نشان میدهد....»
در بخشی از رساله «امامخمینی، تنها گزینه»، چنین آمده است: «آوازه نام امامخمینی از ابتداى دهه ۶۰، به عنوان یک نماد الهامبخش و رهبر انقلاب اسلامى ایران به گوش جهانیان مىرسید. انقلابى که الگویی عظیم و یگانه در تاریخ انقلابهاى بشرى شد. امام از آغاز، طلبهاى دانشدوست، پرهیزکار و زاهد بود. وى از دهه ۴۰ با تدریس در مدرسه فیضیه قم مطرح شد و طلاب پیرامونش گرد آمدند. او آنان را به صورت مریدان خود درنیاورد، بلکه شاگردان را به عنوان پایگاههاى انقلاب آماده کرد. به هنگام ملىشدن صنعت نفت و حکومت مصدق (۱۹۵۱)، امامخمینی به آیتالله کاشانى، رهبر بزرگ اسلامى نزدیک بود. آیتالله کاشانى همان کسی است که صدایش در تمام جهان طنین افکند کهای سگهاى انگلیسى! از کشور ما خارج شوید و نفت ما را رها کنید و همو پایه معنوى انقلاب عراق در ۱۹۴۱ م نیز بود. قدرت کاشانی به حدى بود که وقتى فدائیان اسلام نخست وزیر ایران (رزمآرا) را اعدام کردند، آیتالله کاشانى بیانیهاى صادر کرد و گفت: گلولههایى که رزمآرا را به قتل رساند، گلولههایى مبارک و همگام با توفیق الهى بود. در واقع کاشانى با حمایت از مصدق، او را به قدرت رساند. حکایتى وجود دارد، راجع به تظاهرات بزرگى که وى در ایران رهبرى کرد. وقتی که منزل آیتالله کاشانى از سوى نیروهاى پلیس محاصره شد تا او را از برگزارى تظاهرات به نفع مصدق بازدارند، وى کفن پوشید و همراه پیروان خود به خارج منزل که به وسیله نیروهاى پلیس در محاصره بود، به راه افتاد....»