به گزارش «راهبرد معاصر»؛ دعوت ترکیه و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) از قطر، امارات، بحرین و کویت برای حضور در نشست سران ناتو در آنکارا را باید فراتر از اقدامی تشریفاتی و دیپلماتیک ارزیابی کرد. این دعوت در شرایطی صورت میگیرد که غرب آسیا با تحولات ژرف امنیتی و ژئوپلیتیکی مواجه، رقابت میان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای وارد مرحله جدیدی شده و ناتو نیز در حال بازتعریف اولویتها و مأموریتهای خود در محیط امنیتی پس از جنگ اوکراین است.
یکی از مهمترین دلالتهای دعوت، تلاش ترکیه برای ارتقای جایگاه خود در معماری امنیتی منطقهای و فرامنطقهای است
از این منظر، حضور کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در نشست آنکارا تنها یک رویداد نمادین نیست، بلکه میتواند نشانهای از تلاش برای شکلدهی به الگوهای جدید همکاری امنیتی میان ناتو و شرکای عربی آن در منطقه باشد؛ تلاشی که در آن ترکیه میکوشد نقش محوری و تعیینکننده ایفا کند.
نشست آنکارا از چند جهت دارای اهمیت ویژه است؛ ازجمله، اینکه دومین بار پس از نشست استانبول در سال ۲۰۰۴ میلادی است که ترکیه میزبان سران ناتو میشود. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار میشود که به یاد آوریم «ابتکار همکاری استانبول» نیز در همان نشست پایهگذاری شد؛ سازوکاری که هدف آن توسعه همکاریهای امنیتی، دفاعی و آموزشی میان ناتو و کشورهای عربی خلیج فارس بود. اکنون و پس از گذشت بیش از دو دهه، به نظر میرسد آنکارا و ناتو درصدد هستند این چارچوب را بار دیگر فعال و متناسب با تحولات جدید منطقهای و بینالمللی، نقش تازهای برایش تعریف کنند.
فرصتی مهم برای آنکارا
یکی از مهمترین دلالتهای این دعوت، تلاش ترکیه برای ارتقای جایگاه خود در معماری امنیتی منطقهای و فرامنطقهای است. ترکیه سالهای اخیر کوشیده است سیاست خارجی چندوجهی و متوازنی دنبال کند؛ سیاستی که از سویی بر حفظ جایگاه این کشور در ناتو و روابط راهبردی با غرب استوار است و از سوی دیگر بر گسترش روابط با جهان عرب، توسعه همکاریهای اقتصادی با شرق و حفظ کانالهای ارتباطی با روسیه و سایر قدرتهای منطقهای تأکید دارد.
در چنین چارچوبی، میزبانی نشست ناتو و دعوت از کشورهای شورای همکاری فرصتی مهم برای آنکارا فراهم میکند تا خود را به عنوان حلقه اتصال میان ساختارهای امنیتی غرب و جهان عرب معرفی کند. ترکیه به خوبی دریافته است موقعیت ژئوپلیتیکی، توانمندیهای نظامی و شبکه روابط سیاسی آن میتواند این کشور را به بازیگری اثرگذار در طراحی ترتیبات امنیتی آینده غرب آسیا تبدیل کند.
در واقع، آنکارا دیگر صرفاً به دنبال ایفای نقش عضو مهم در ناتو نیست، بلکه تلاش دارد جایگاه خود را به عنوان قدرت میانی تأثیرگذار تثبیت کند؛ قدرتی که قادر است میان بازیگران مختلف منطقهای و بینالمللی پیوند برقرار و در مدیریت بحرانها و شکلدهی به ترتیبات جدید امنیتی نقشآفرینی کند. دعوت از کشورهای شورای همکاری در این چارچوب، بخشی از راهبرد کلان ترکیه برای افزایش نفوذ سیاسی و راهبردی خود در محیط پیرامونی محسوب میشود.
علاوه بر این، اقدام ترکیه را باید در چارچوب تلاش ناتو برای بازتعریف نقش خود در جناح جنوبی ائتلاف تحلیل کرد. جنگ اوکراین موجب شد توجه ناتو بیش از هر زمان دیگری بر تهدیدات متمرکز شود، اما رهبران این پیمان به تدریج به این نتیجه دست یافتهاند که امنیت اروپا تنها از شرق تهدید نمیشود. بیثباتی در غرب آسیا، حملات سایبری، مهاجرتهای گسترده، ناامنی در مسیرهای انرژی و تنشهای دریایی نیز میتوانند پیامدهای مستقیمی برای امنیت اعضای ناتو داشته باشند. به همین دلیل، سالهای اخیر مفهوم «جناح جنوبی ناتو» بار دیگر مورد توجه و همکاری با شرکای منطقهای در دستور کار قرار گرفته است.
دعوت از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را میتوان بخشی از همین رویکرد دانست. این کشورها به دلیل موقعیت راهبردی خود در بازار جهانی انرژی، کنترل بخشی از مهمترین آبراههای تجاری جهان و نقشآفرینی در معادلات امنیتی منطقه، برای ناتو اهمیت ویژهای دارند. از نگاه رهبران غربی، همکاری نزدیکتر با این کشورها میتواند به افزایش ثبات در محیط پیرامونی اروپا و کاهش مخاطرات ناشی از بحرانهای منطقهای کمک کند.
بعد دیگر این مسئله به تحولات امنیتی خلیج فارس بازمیگردد. سالهای گذشته امنیت کشتیرانی، حفاظت از زیرساختهای انرژی، تهدیدات سایبری و نگرانی درباره گسترش بحرانهای منطقهای در کانون توجه دولتهای عربی خلیج فارس قرار داشته است. هرچند مقام های ترکیه و ناتو تأکید میکنند که همکاری با کشورهای شورای همکاری به معنای تشکیل ائتلاف نظامی علیه هیچ کشور خاصی نیست، اما نمیتوان انکار کرد که بخش مهمی از انگیزههای این همکاری به دغدغههای مشترک امنیتی بازمیگردد. از این منظر، نشست آنکارا میتواند بستری برای توسعه همکاریها در حوزه تبادل اطلاعات، امنیت دریایی، حفاظت از زیرساختهای حیاتی، مقابله با تهدیدات نامتقارن و ارتقای هماهنگیهای امنیتی باشد.
در عین حال، دعوت از کشورهای شورای همکاری نشاندهنده تغییر تدریجی در نگاه این کشورها به مسئله امنیت نیز هست. گرچه آمریکا همچنان مهمترین شریک امنیتی دولتهای عربی خلیج فارس محسوب میشود، اما تحولات یک دهه اخیر آنها را به سمت تنوعبخشی به شرکای راهبردی سوق داده است. توسعه روابط با اروپا، گسترش همکاریهای دفاعی با ترکیه، گسترش مناسبات اقتصادی با چین و حفظ ارتباطات سیاسی با روسیه، همگی بخشی از راهبرد جدید کشورهای شورای همکاری برای کاهش وابستگی به بازیگری واحد و ایجاد توازن در روابط خارجی است. در چنین فضایی، همکاری با ناتو نه به عنوان جایگزین روابط با آمریکا، بلکه به عنوان مکملی برای آن تلقی میشود.
نباید از ابعاد اقتصادی این روند نیز غافل شد. سالهای اخیر صنایع دفاعی ترکیه به یکی از مهمترین ابزارهای قدرت ملی این کشور تبدیل شدهاند. آنکارا توانسته است با سرمایهگذاری گسترده در تولید پهپادهای رزمی، سامانههای الکترونیکی، تجهیزات دفاعی و فناوریهای نوین نظامی، جایگاه خود را در بازار جهانی تسلیحات ارتقا دهد. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز به دلیل برنامههای گسترده نوسازی نظامی و تلاش برای توسعه صنایع دفاعی بومی، از جذابترین بازارهای منطقه برای تولیدکنندگان ترک به شمار میروند. از این رو، توسعه همکاریهای امنیتی میان ترکیه و کشورهای عربی میتواند زمینه را برای گسترش همکاریهای دفاعی، انعقاد قراردادهای نظامی و سرمایهگذاریهای مشترک در حوزه صنایع دفاعی فراهم کند.
دعوت از کشورهای شورای همکاری نشاندهنده تغییر تدریجی در نگاه این کشورها به مسئله امنیت نیز هست
دعوت از شرکای خلیج فارس حامل پیامی برای درون ناتوست. در شرایطی که اختلافنظرهایی میان اعضای ائتلاف درباره نحوه تقسیم مسئولیتهای دفاعی، اولویتهای راهبردی و آینده نقش آمریکا در ناتو وجود دارد، ترکیه میکوشد خود را به عنوان یکی از بازیگران کلیدی در حفظ انسجام ائتلاف معرفی کند. آنکارا با برجسته کردن اهمیت غرب آسیا و چالشهای امنیتی ناشی از آن، در تلاش است توجه اعضای ناتو را به ضرورت نگاه متوازن به تهدیدات شرق و جنوب جلب کند. این رویکرد میتواند به افزایش وزن سیاسی ترکیه در مباحث راهبردی ناتو منجر شود.
در سطحی گستردهتر، این دعوت را باید بخشی از روند تحول در الگوی همکاریهای امنیتی جهانی دانست. ناتو در سالهای اخیر تلاش کرده است شبکهای از شرکا را در مناطق مختلف جهان ایجاد کند؛ شبکهای که لزوماً بر عضویت رسمی استوار نیست، بلکه بر مشارکتهای موضوعمحور و انعطافپذیر تکیه دارد. همکاری با کشورهای خلیج فارس، شرکای آسیایی و سایر بازیگران منطقهای، نشاندهنده حرکت تدریجی این ائتلاف به سوی نوعی معماری امنیتی شبکهای است که در آن همکاریهای چندجانبه جایگزین الگوهای سنتی ائتلافسازی میشوند.
با وجود این، نباید در ارزیابی پیامدهای این ابتکار دچار اغراق شد. کشورهای شورای همکاری همچنان به دنبال حفظ توازن در روابط خارجی خود هستند و تمایلی به ورود به بلوکبندیهای سخت و تقابلی ندارند. روابط گسترده اقتصادی با چین، ارتباطات سیاسی با روسیه و تلاش برای حفظ استقلال عمل در سیاست خارجی، موجب شده است که این کشورها همکاری با ناتو را در چارچوبی محدود و مکمل تعریف کنند. از این رو، بعید به نظر میرسد نشست آنکارا به شکلگیری ائتلاف رسمی یا ترتیبات امنیتی الزامآور جدید منجر شود.
بهره سخن
دعوت ترکیه از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای حضور در نشست سران ناتو در آنکارا را باید نشانهای از تحولات تدریجی اما مهم در معماری امنیتی غرب آسیا دانست. این اقدام از سویی بازتابدهنده تلاش ترکیه برای تبدیل شدن به یکی از بازیگران محوری در پیوند دادن ساختارهای امنیتی غرب با محیط منطقهای و از سوی دیگر بیانگر تمایل ناتو به گسترش همکاری با شرکای منطقهای در مواجهه با چالشهای نوظهور امنیتی است.
هرچند این روند هنوز در مراحل اولیه قرار دارد، اما میتواند زمینهساز شکلگیری الگوهای جدیدی از همکاری امنیتی، دفاعی و سیاسی در منطقه باشد؛ الگوهایی که در آنها مشارکتهای منعطف، شبکهای و چندجانبه بیش از گذشته جایگزین ترتیبات سنتی امنیتی خواهند شد.
∎