
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در دهههای اخیر رابطه میان آمریکا و رژیم صهیونیستی به عنوان «اتحاد خللناپذیر» و «دارایی راهبردی» توصیف میشد. با وجود این، در سالهای اخیر و به ویژه پس از وقایع اکتبر ۲۰۲۳ میلادی، این پارادایم با چالشهای جدی روبرو شده است. یکی از برجستهترین صداهایی که این تغییر نگاه را در جریان اصلی سیاست آمریکا، به ویژه در جناح محافظهکار نمایندگی میکند، تاکر کارلسون روزنامهنگار و تحلیلگر پرنفوذ آمریکایی است. کارلسون در اظهاراتی بیسابقه که بازتاب گستردهای در رسانههای بینالمللی داشت، رژیم صهیونیستی را نه یک دارایی، بلکه «بزرگترین بار خارجی» برای آمریکا توصیف کرده است.
یکی از اصلیترین جنبههای «بار بودن» رژیم صهیونیستی برای آمریکا، هزینههای مستقیم مالی و نظامی است
کالبدشکافی اظهارات کارلسون، از متحد تا بار راهبردی
کارلسون دسامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶ میلادی، پس از سفری جنجالی به سرزمین های اشغالی و سپس بازدید از کشورهای حوزه خلیج فارس، در مصاحبهای در عربستان اظهاراتی را مطرح و شوک بزرگی به محافل سیاسی واشنگتن وارد کرد. وی به صراحت بیان داشت، «رژیم صهیونیستی به بزرگترین بار برای آمریکا تبدیل شده است؛ در واقع بزرگترین باری که ما در خارج از مرزهایمان با آن روبرو هستیم». کارلسون با مقایسه ثبات و پیشرفت در کشورهایی مانند قطر و عربستان سعودی با وضعیت بحرانی در رژیم صهیونیستی، مدعی شد که واشنگتن در حال صرف هزینههای گزاف برای رژیمی است که دیگر سودی برای منافع راهبردی آمریکا ندارد.
این نخستین بار نبود کارلسون به انتقاد از رژیم صهیونیستی میپرداخت. وی پیش از این نیز در برنامههای خود، حمایت بیقید و شرط از بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی را زیر سؤال برده و از هزینههایی که مالیاتدهندگان آمریکایی برای امنیت این رژیم میپردازند، انتقاد کرده بود. وی در یکی از برنامههای خود گفت، «چرا ما باید میلیاردها دلار به رژیمی بدهیم که نه تنها به توصیههای ما گوش نمیدهد، بلکه ما را به جنگهای جدید در غرب آسیا میکشاند؟» این نشان دهنده رویکرد تجدید نظر طلب در سیاست خارجی آمریکاست.
هزینههای مالی و نظامی، سرمایهگذاری بدون بازگشت؟
یکی از اصلیترین جنبههای «بار بودن» رژیم صهیونیستی برای آمریکا، هزینههای مستقیم مالی و نظامی است. آمریکا سالانه میلیاردها دلار کمک نظامی به رژیم صهیونیستی ارائه میدهد که بر اساس تفاهمنامههای ۱۰ ساله تنظیم شده است. با وجود این، پس از آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳ میلادی، این هزینهها به شکل سرسامآوری افزایش یافت.
گزارشهای رسمی نشان میدهد که تنها در یک سال پس از آغاز این درگیری، آمریکا بیش از ۱۷.۹ میلیارد دلار کمک نظامی اضافی به رژیم صهیونیستی اختصاص داد. این رقم شامل ارسال مهمات، سامانههای پدافندی و استقرار نیروهای نظامی در منطقه برای حمایت از رژیم صهیونیستی میشود.
این حجم از کمکهای مالی در حالی صورت میگیرد که آمریکا با بحرانهای داخلی شدیدی از جمله بدهی ملی ۳۴ تریلیون دلاری، بحران مسکن و زیرساختهای فرسوده روبروست. منتقدان، از جمله کارلسون معتقدند که این «چک سفید امضا» به رژیم صهیونیستی، مانع از رسیدگی به نیازهای فوری شهروندان آمریکایی میشود.
هزینههای راهبردی و امنیتی، خطر جنگهای بیپایان
بار رژیم صهیونیستی برای آمریکا تنها محدود به دلارها نیست؛ بلکه شامل جان سربازان آمریکایی و امنیت ملی این کشور نیز میشود. حمایت بیقید و شرط از سیاستهای تهاجمی رژیم صهیونیستی، آمریکا را به طور مستقیم درگیر تنشهای منطقهای کرده است. عملیاتهای نظامی آمریکا در دریای سرخ علیه انصارالله یمن، که با هدف حفاظت از خطوط کشتیرانی مرتبط با رژیم صهیونیستی انجام میشود، هزینههای سنگینی را به نیروی دریایی آمریکا تحمیل کرده است.
علاوه بر این، استقرار هزاران نیروی آمریکایی در پایگاههای عراق، سوریه و اردن، آنها را به اهدافی برای گروههای مقاومت منطقه تبدیل کرده است. افزایش تنش میان رژیم صهیونیستی و ایران یا حزبالله لبنان، به طور مستقیم پای آمریکا را به جنگی تمامعیار باز کرده است. کارلسون در این زمینه معتقد است، «رژیم صهیونیستی در حال دیکته کردن سیاست خارجی آمریکا در غرب آسیا است». این وابستگی راهبردی باعث شده است آمریکا نتواند تمرکز خود را بر چالشهای بزرگتری مانند چین و روسیه معطوف کند.
بار رژیم صهیونیستی برای آمریکا تنها محدود به دلارها نیست؛ بلکه شامل جان سربازان آمریکایی و امنیت ملی این کشور نیز میشود
انزوای دیپلماتیک و فرسایش اخلاقی
در سطح بینالمللی، حمایت از رژیم صهیونیستی به بهای انزوای بیسابقه آمریکا تمام شده است. استفاده مکرر واشنگتن از حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد برای جلوگیری از صدور قطعنامههای آتشبس، اعتبار شعارهای آمریکا را درباره «حقوق بشر» و «نظم جهانی مبتنی بر قوانین» به شدت مخدوش کرده است. بسیاری از متحدان سنتی آمریکا در اروپا و جهان اسلام، اکنون واشنگتن را دارای استانداردهای دوگانه می دانند.
این انزوای دیپلماتیک، هزینههای پنهانی برای نفوذ نرم آمریکا در جهان دارد. زمانی که آمریکا نمیتواند متحد خود را به رعایت قوانین بینالمللی وادار کند، قدرت چانهزنی خود را در سایر پروندههای جهانی از دست میدهد. همچنین، این موضوع باعث ایجاد شکافهای عمیق در داخل جامعه آمریکا شده است. اعتراضات گسترده در دانشگاهها و شهرهای بزرگ آمریکا نشاندهنده این است که نسل جوان آمریکا دیگر حاضر نیست هزینههای اخلاقی و سیاسی حمایت از سیاستهای اشغالگرانه را بپردازد.
نتیجهگیری
اظهارات تاکر کارلسون درباره بار بودن رژیم صهیونیستی، فراتر از موضعگیری شخصی، نشاندهنده تحول عمیق در تفکر راهبردی بخشی از نخبگان و جامعه آمریکاست. هزینههای فزاینده مالی، خطرات امنیتی برای نیروهای آمریکایی، انزوای دیپلماتیک و شکافهای اجتماعی، همگی نشانههایی از این هستند که اتحاد با رژیم اشغالگر از دارایی به بدهی سنگین تبدیل شده است.
در دوران «اول آمریکا»، این پرسش که «حمایت از رژیم صهیونیستی چه سودی برای شهروند آمریکایی دارد؟» به یکی از کلیدیترین سؤالات سیاست خارجی تبدیل شده است. اگر واشنگتن نتواند تعادلی میان حمایت از متحدان و حفظ منافع ملی خود ایجاد کند، ممکن است با هزینههایی روبرو شود که جبران آنها برای دههها غیرممکن باشد. رژیم صهیونیستی اکنون نه تنها موضوع سیاست خارجی، بلکه به آزمونی بزرگ برای بقای نفوذ جهانی و ثبات داخلی آمریکا تبدیل شده است.
∎