حمزه فیضیپور
یک
کارکرد کنشهای مثبت و منفی ما
کنشگری ما آدمها در جامعه به کردار و گفتارِ درست یا نادرست (دروغگویی، ریاکاری، خدعه و نفاق یا صداقت، راستی و پاک سیرتی) دارای کارکرد آشکار در ساخت سازه ساختارهای جامعه خودمان می باشد. باید دانست که کنشگری با صفاتِ منفی یا مثبتِ برخوردار، معرفِ شخصیت ما هستند و با آنها نیز شخصیت جامعه شکل می گیرند و در قالب کنشهای متقابل بهم پیوسته ی فرد و جامعه که متاثر از یکدیگر هستند این مجموعه ویژگیهای رفتاری در شخصیت تثبیت می شوند. اگر مجموعه کنشهای ما که معطوف به ارزشهای مثبت باشند و گِرد اندیشه اتحادِ میمنتها برای نشاط و رفاه مردم و مردم باوری حلقه بزنند و با نهاد شخصیت فردی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ما در مسیر فایده مندی برای عموم عجین شده باشند بدون شک می توانند در تعیین و تعریف نقشه راه توسعه برای برخورداری از یک جامعه ی پویا، سالم و سرزنده موثر واقع گردند.
دو
همدلی و اتحاد متاثر از ایمانِ درونی شده
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(حجرات،١٠)
این آیه شریفه بر کنشی توصیه و تاکید دارند که برادری و اتحاد ایمانی متاثر از تقوای درون را به دنبال دارد که در جهان محل زیست؛ صلح میان انسانها رهآورد آن به شمار می آید. لازمه این کنش زیبا و آفرینش وحدت، نفی تظاهر در "اظهاربرادری ها" در پیوند عمیق دلها، با برخورداری از حقیقت الفتِ بدور از رفتار تصنعی می باشد. این احساس عمیقِ انسانیت خواهی و الفتِ در قلب ها؛ طبق آیه شریفه ۷۱ سوره توبه، باید آن نوع تبعات فرهنگی و اجتماعی نیکو را به دنبال داشته باشد که مردم باوران در تعهد و مسوولیت اجتماعی خود نسبت به دیگر افراد جامعه در شکل صداقت رفتاری؛ عامل و آمر به کارهای شایسته، مبرا و ناهی از ناشایستها در عمل باشند.
سه
جامعه و دعوت به اخلاق مداری
..وَتعَاوَُنواْ علَی اْلبرِّ و التَّقْوَی و لاََتعَاوَُنواْ عَلَی الاِثْم وَاْلعُدْوَان..(مائده،٢)
در شرایط حساس جنگی و فشار اقتصادی و تورم کمرشکن ضرورت این است که بیشتر از هر زمان دیگر،جامعه به اخلاق دینی وقع نهد و کارگزاران همراه با توصیههای دینی در عرصههای عمومی در دعوت همه گروهها به اتحاد، همدلی و انصاف، به میدان عمل بیایند و همه را در این مسیر و نیز الگو قرار ندادن رفتار کینهورزانِ جریان اندیشِ باندی، مدارا و تحمل اندیشهها و سلایق مختلف، تاکید بر همیاری در دعوت به کارهای خدا پسندِ خلق آسا و پرهیز از همکاری در انجام رفتارهای خلق آزار از جمله تفرقه افکنی ها، مشوق و راهبر باشند.
چهار
میمنتها علیه منیتها
عینیت یافتن فضیلتهای اخلاقی در زندگی انسانها و نقش موثر ساختارها و نهادهای کارآمد در ترویج و تثبیت آنها در عرصههای عمومی ضرورت کارکردی دارند. کارکرد این اخلاق اجتماعی_سیاسیِ مدارا پسندِ وحدت آفرین در عرصههای مختلف سبب قوام و دوام سرمایه اجتماعی در جامعه می باشد اما منفعت اندیشیهای جریانیِ متاثر از منیت گراییِ باندی و خود شیفتگیهای گروهی، زیاده خواهی ها، شهرت طلبی ها، القائات شیطانی در تمامیت خواهیها و انکار دیگران، تضییع حق الناس، سست باوری و رفتار تصنعی نسبت به شعارهای مقدس، نفاق، بهتان سازیها با هدف حذفهای ناروا، وحدت ملی را نشانه می گیرند که راهکار غلبه بر آنها در جهت تجمیع عقلهای نورافزا، تمسک به همراهی دو ابزارِ عقل ایمانی و تقوای درون می باشد و گرنه نفس و منیتهای ظلمت افزا جان خواهند گرفت و متحدِ نامیمن علیه خوبیها و اتحاد میمن ملی خواهند شد:نفس اژدرهاست او کی مرده است از غم و بی آلتی افسرده است. به تعبیر مولانا، چنگال منیتها بر صورت حُسنها خراش خونین خواهد انداخت، فضائل را تباه و انسان هایی را که به دنبال وحدت و همکاری در کارهای انسانی و میمن هستند له خواهد نمود:
ای دریده پوستین یوسفان/گرگ برخیزی از این خواب گران
گشته گرگان یک به یک خوهای تو / می درانند از غضب اعضای تو
لذا برای زدودن غبار منیتهای نفس، باید به میمنتهای اخلاقی، اجتماعی و سیاسی رو آورد که نداهای وحدت آفرینِ متاثر از ترکیب عقل ایمانی و تقوای درون هستند و با آنها می توان جامعه را اخلاقی تر نمود و در سایه این اخلاق عملی و اتحاد اساسی، بهتر و آسان تر از گذشته در مسیر ترقی و پیشرفت جامعه و امید آفرینی گامهای موثر برداشت.
نتیجه:
تجمیع عقلها علیه ترغیب نفس ها
اگر چه راه شناخت بهتر موانع وحدت و تبیین راهکارها نیازمند رجوع به تحلیلهای علمی، اجتماعی و سیاسی در سطح کلان می باشد اما این متن به طور محدود با استفاده از تبیین قرآنیِ زندگی سالم؛ در سطح تحلیل خرد پرداختن به اصلاح نفس نفاق پرور را ضرورت می داند که وحدت شکن هست و از فرد شروع می شود و برمبنای اشتراکات و منافع فردی، قالب باندی نیز پیدا میکند لذا نیازمند راهکارِ تجمیع عقل ایمانی و دلِ تقوایی می باشیم که مشوق ارزشهای اصیل از جمله "تجمیع عقلها و اتحاد به جای لبخند مشترک نفس ها" هستند که البته ساختارهای رسمیِ سیاسی و آموزشی با تشویق و ترویج آن، باید در عمل نقش مقوم داشته باشند تا صورتها با بهره از سیرتهای پاک هم افزا عمل نمایند.
مولانا:
عقل با عقل دگر دو تا شود
نور افزون گشت و ره پیدا شود
نفس با نفس دیگر خندان شود
ظلمت افزون گشت و ره پنهان شود
∎
یک
کارکرد کنشهای مثبت و منفی ما
کنشگری ما آدمها در جامعه به کردار و گفتارِ درست یا نادرست (دروغگویی، ریاکاری، خدعه و نفاق یا صداقت، راستی و پاک سیرتی) دارای کارکرد آشکار در ساخت سازه ساختارهای جامعه خودمان می باشد. باید دانست که کنشگری با صفاتِ منفی یا مثبتِ برخوردار، معرفِ شخصیت ما هستند و با آنها نیز شخصیت جامعه شکل می گیرند و در قالب کنشهای متقابل بهم پیوسته ی فرد و جامعه که متاثر از یکدیگر هستند این مجموعه ویژگیهای رفتاری در شخصیت تثبیت می شوند. اگر مجموعه کنشهای ما که معطوف به ارزشهای مثبت باشند و گِرد اندیشه اتحادِ میمنتها برای نشاط و رفاه مردم و مردم باوری حلقه بزنند و با نهاد شخصیت فردی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ما در مسیر فایده مندی برای عموم عجین شده باشند بدون شک می توانند در تعیین و تعریف نقشه راه توسعه برای برخورداری از یک جامعه ی پویا، سالم و سرزنده موثر واقع گردند.
دو
همدلی و اتحاد متاثر از ایمانِ درونی شده
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(حجرات،١٠)
این آیه شریفه بر کنشی توصیه و تاکید دارند که برادری و اتحاد ایمانی متاثر از تقوای درون را به دنبال دارد که در جهان محل زیست؛ صلح میان انسانها رهآورد آن به شمار می آید. لازمه این کنش زیبا و آفرینش وحدت، نفی تظاهر در "اظهاربرادری ها" در پیوند عمیق دلها، با برخورداری از حقیقت الفتِ بدور از رفتار تصنعی می باشد. این احساس عمیقِ انسانیت خواهی و الفتِ در قلب ها؛ طبق آیه شریفه ۷۱ سوره توبه، باید آن نوع تبعات فرهنگی و اجتماعی نیکو را به دنبال داشته باشد که مردم باوران در تعهد و مسوولیت اجتماعی خود نسبت به دیگر افراد جامعه در شکل صداقت رفتاری؛ عامل و آمر به کارهای شایسته، مبرا و ناهی از ناشایستها در عمل باشند.
سه
جامعه و دعوت به اخلاق مداری
..وَتعَاوَُنواْ علَی اْلبرِّ و التَّقْوَی و لاََتعَاوَُنواْ عَلَی الاِثْم وَاْلعُدْوَان..(مائده،٢)
در شرایط حساس جنگی و فشار اقتصادی و تورم کمرشکن ضرورت این است که بیشتر از هر زمان دیگر،جامعه به اخلاق دینی وقع نهد و کارگزاران همراه با توصیههای دینی در عرصههای عمومی در دعوت همه گروهها به اتحاد، همدلی و انصاف، به میدان عمل بیایند و همه را در این مسیر و نیز الگو قرار ندادن رفتار کینهورزانِ جریان اندیشِ باندی، مدارا و تحمل اندیشهها و سلایق مختلف، تاکید بر همیاری در دعوت به کارهای خدا پسندِ خلق آسا و پرهیز از همکاری در انجام رفتارهای خلق آزار از جمله تفرقه افکنی ها، مشوق و راهبر باشند.
چهار
میمنتها علیه منیتها
عینیت یافتن فضیلتهای اخلاقی در زندگی انسانها و نقش موثر ساختارها و نهادهای کارآمد در ترویج و تثبیت آنها در عرصههای عمومی ضرورت کارکردی دارند. کارکرد این اخلاق اجتماعی_سیاسیِ مدارا پسندِ وحدت آفرین در عرصههای مختلف سبب قوام و دوام سرمایه اجتماعی در جامعه می باشد اما منفعت اندیشیهای جریانیِ متاثر از منیت گراییِ باندی و خود شیفتگیهای گروهی، زیاده خواهی ها، شهرت طلبی ها، القائات شیطانی در تمامیت خواهیها و انکار دیگران، تضییع حق الناس، سست باوری و رفتار تصنعی نسبت به شعارهای مقدس، نفاق، بهتان سازیها با هدف حذفهای ناروا، وحدت ملی را نشانه می گیرند که راهکار غلبه بر آنها در جهت تجمیع عقلهای نورافزا، تمسک به همراهی دو ابزارِ عقل ایمانی و تقوای درون می باشد و گرنه نفس و منیتهای ظلمت افزا جان خواهند گرفت و متحدِ نامیمن علیه خوبیها و اتحاد میمن ملی خواهند شد:نفس اژدرهاست او کی مرده است از غم و بی آلتی افسرده است. به تعبیر مولانا، چنگال منیتها بر صورت حُسنها خراش خونین خواهد انداخت، فضائل را تباه و انسان هایی را که به دنبال وحدت و همکاری در کارهای انسانی و میمن هستند له خواهد نمود:
ای دریده پوستین یوسفان/گرگ برخیزی از این خواب گران
گشته گرگان یک به یک خوهای تو / می درانند از غضب اعضای تو
لذا برای زدودن غبار منیتهای نفس، باید به میمنتهای اخلاقی، اجتماعی و سیاسی رو آورد که نداهای وحدت آفرینِ متاثر از ترکیب عقل ایمانی و تقوای درون هستند و با آنها می توان جامعه را اخلاقی تر نمود و در سایه این اخلاق عملی و اتحاد اساسی، بهتر و آسان تر از گذشته در مسیر ترقی و پیشرفت جامعه و امید آفرینی گامهای موثر برداشت.
نتیجه:
تجمیع عقلها علیه ترغیب نفس ها
اگر چه راه شناخت بهتر موانع وحدت و تبیین راهکارها نیازمند رجوع به تحلیلهای علمی، اجتماعی و سیاسی در سطح کلان می باشد اما این متن به طور محدود با استفاده از تبیین قرآنیِ زندگی سالم؛ در سطح تحلیل خرد پرداختن به اصلاح نفس نفاق پرور را ضرورت می داند که وحدت شکن هست و از فرد شروع می شود و برمبنای اشتراکات و منافع فردی، قالب باندی نیز پیدا میکند لذا نیازمند راهکارِ تجمیع عقل ایمانی و دلِ تقوایی می باشیم که مشوق ارزشهای اصیل از جمله "تجمیع عقلها و اتحاد به جای لبخند مشترک نفس ها" هستند که البته ساختارهای رسمیِ سیاسی و آموزشی با تشویق و ترویج آن، باید در عمل نقش مقوم داشته باشند تا صورتها با بهره از سیرتهای پاک هم افزا عمل نمایند.
مولانا:
عقل با عقل دگر دو تا شود
نور افزون گشت و ره پیدا شود
نفس با نفس دیگر خندان شود
ظلمت افزون گشت و ره پنهان شود