به گزارش ایسنا، متحدان واشنگتن در هفتههای اخیر ۲ تغییر اساسی را در تصمیمات دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا تجربه کردهاند. او در حالی که هنوز در خاک چین بود، اعلام کرد که در حال بررسی تعلیق بسته فروش تسلیحات ۱۴ میلیارد دلاری به تایوان است که شامل تجهیزات دفاعی مهمی است که کنگره پیشتر تصویب کرده بود. به طور جداگانه، بدون مشورتهای اساسی با کنگره یا متحدان اروپایی، دولت ترامپ برنامههایی را برای کاهش داراییهای ایالات متحده که به اروپا اختصاص داده شده بود، اعلام کرد، عهدشکنی کرد و سپس آن را به پیش برد.
این اقدامات در کنار هم، سوالاتی را در مورد تمایل واشنگتن به فروش تسلیحات و استقرار نیرو، ۲ مورد از مهمترین راههایی که ایالات متحده از طریق آنها از متحدان و شرکای خود در طول تاریخ حمایت کرده است، مطرح میکند.
به نوشته فارن پالسی، همپیمانان اروپایی و آسیایی هر ۲ نگرانی خود را در مورد این تحولات ابراز کردند اما واکنش آنها به سیاستهای واشنگتن در طول سال گذشته متفاوت بوده است.
به عنوان مثال، متحدان ناتو در مواجهه با تهدیدهای آمریکا برای رها کردن آنها به هم نزدیکتر شدهاند، شروع به ایجاد یک طرح پشتیبان از طریق پیمانهای دوجانبه با یکدیگر، مانند مورد انگلیس و آلمان و انگلیس و فرانسه کرده و مکانیسم SAFE را برای حمایت از تولید دفاعی اروپا راهاندازی کردهاند. البته، این طرح جایگزین نمیتواند به طور کامل عقبنشینی ایالات متحده را جبران کند اما میتواند آسیب را به حداقل برساند.
در طرف دیگر، متحدان آسیایی آمریکا چنین طرح جایگزینی ندارند. آنها در طول دولت دوم ترامپ در ایستادگی در برابر تعرفهها ثابت قدم و مصمم بودهاند که هزینههای بیشتری را صرف دفاع کنند. با این حال، وقتی از آنها پرسیده میشود که چگونه در برابر تهدیدهای ایالات متحده برای خروج نیروها یا تعلیق فروشهای دفاعی محافظت میکنند، پاسخهای آنها واضح و منسجم بوده است: هیچ طرح جایگزینی وجود ندارد. برای استرالیا، ژاپن، فیلیپین و کره جنوبی، اتحاد با ایالات متحده نمیتواند جایگزین شود، زیرا بدون ساختارهای چندجانبه مانند ناتو و اتحادیه اروپا، متحدان آسیایی مکانیسمهای امنیت جمعی یا ادغام اقتصادی را که بتواند حمایت ایالات متحده را جبران کند، ندارند.
با این حال، پیامدهای دیدار اخیر بین ترامپ و شی جین پینگ، رئیس جمهور چین باید تلاشها را برای رسیدگی جدیتر به این شکافها برانگیزد. اگرچه این اجلاس دستاوردهای کمی داشت، نگاه ترامپ به رئیس جمهور چین، نگرانیهایی را در بین متحدان آسیایی ایجاد کرد و هشدارهای واقعی زمانی مطرح شد که ترامپ آشکارا در مورد خودداری از فروش سلاح به تایوان بنا به درخواست پکن صحبت کرد. با انجام این کار، او در را برای بزرگترین تغییر در سیاست ایالات متحده در دهههای اخیر باز کرد.
نشریه آمریکایی افزود: علاوه بر این، به نظر میرسد اظهارات ترامپ درباره تایوان نشاندهنده یک تغییر گستردهتر است و رویکرد جدیدی را در قبال چین مطرح می کند که از «رویارویی غیرضروری» اجتناب و رویکردی «آرام» را تأیید میکند.
این در حالی است که احتمال تأخیر یا کاهش فروش تسلیحات ایالات متحده، یک خطر نظامی برای تایپه است که برای بازدارندگی و دفاع در برابر پکن به تجهیزات دفاعی ایالات متحده وابسته است و نمیتواند روی هیچ شریک دیگری حساب کند. از نظر سیاسی، این موضوع به همان اندازه مهم است، زیرا میتواند تلاشهای رئیس جمهور تایوان و حزب مترقی دموکراتیک او را برای افزایش هزینههای دفاعی تایوان تضعیف کند. از قضا، این افزایش هزینههای دفاعی تا حدودی به دستور دولت ترامپ صورت گرفته است.
در واقع، قرار دادن فروش تسلیحات روی میز مذاکره با چین نشان میدهد که ایالات متحده میتواند در حمایت از متحدان خود تجدید نظر کند. اگر ایالات متحده مایل باشد با یک شریک کلیدی به عنوان یک ابزار چانهزنی با پکن رفتار کند، امنیت یک متحد نیز میتواند با قیمت مناسب در معرض خطر قرار گیرد. علاوه بر این، پذیرش مفهوم «ثبات استراتژیک جامع» توسط ترامپ و رابطه شخصی گرم با شی جین پینگ، این سوال اساسی را مطرح میکند که ایالات متحده در کنار چه کسی و در مقابل چه چیزی ایستاده است.
فارن پالسی خاطر نشان کرد: اگر واشنگتن و نزدیکترین متحدانش درک مشترکی از تهدید نداشته باشند و در دیدگاههای خود در مورد لزوم دفاع از تایوان اختلاف نظر داشته باشند، منطق اساسی بسیاری از این پیمانها شروع به فروپاشی میکند. دههها پژوهش در روابط بینالملل به ما یادآوری میکند که اتحادها در مواجهه با یک دشمن مشترک شکل میگیرند و ادامه مییابند و اگرچه ممکن است بدون تهدید مشترک (مانند بسیاری از سیستمهای اتحاد ایالات متحده پس از جنگ سرد) به سختی دوام بیاورند، این امر در جهانی که چین همچنان تهدیدهای واقعی برای استرالیا، ژاپن و فیلیپین ایجاد میکند، غیرقابل دفاع خواهد بود.
با تصویری جدید و تکاندهنده از اولویتهای ایالات متحده در آسیا، متحدان باید برای حفظ منافع امنیتی دیرینه خود، به ویژه در قبال چین اقدام کنند. برنامههای عملیاتی آنها باید هر کدام ۲ رویکرد داشته باشد: ۱) تقویت قابلیتهای دفاعی و اطلاعاتی داخلی خود و ۲) پیوند بیشتر با یکدیگر و با شرکای اروپایی. تنها با انجام این کار، این کشورها میتوانند شکافهایی را که در اثر از دست دادن هماهنگی و تعامل ایالات متحده ایجاد میشود، پر کنند.
اگر تلاشهای آنها پیشرفت کنند، متحدان برای دورانی از سیاست داخلی بیثبات ایالات متحده، انعطافپذیری ایجاد میکنند و همه شرکا را برای آیندهای که در آن واشنگتن ممکن است دوباره غیرقابل پیشبینی شود، در موقعیت بهتری قرار میدهند.
دوران اتکای بیچون و چرا به واشنگتن مدتی پیش در اروپا به پایان رسید؛ ممکن است در آسیا نیز به پایان خود برسد. متحدان ایالات متحده اکنون باید برای آیندهای آماده شوند که در آن هنوز با واشنگتن همکاری نزدیکی دارند اما برای حفظ امنیت به طور فزایندهای به خود - و یکدیگر (در قاره) - وابسته هستند.
انتهای پیام