شناسهٔ خبر: 78549813 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه نسل‌فردا | لینک خبر

سفر به قلب جنگل‌های گیلان در یک سریال

سوجان در تدارک بازگشتی باشکوه

صاحب‌خبر - در حالی که زمزمه‌های ادامه یافتن بلندپروازانه‌ترین پروژه نمایشی تلویزیون دوباره به گوش می‌رسد، خبرها حاکی از آن است که فیلم‌نامه فصل دوم سریال سوجان به نیمه راه رسیده و این مجموعه خود را برای شکستن رکوردهای جدید آماده می‌کند. پس از استقبال قابل توجه از فصل نخست، حالا حسین تبریزی و تیم نویسندگانش در حال ترسیم ادامه سرنوشت خانواده‌ای هستند که قصه زندگی‌شان با تاریخ معاصر و طبیعت بکر گیلان گره خورده است، فصلی که گویا با بیش از هفتاد قسمت، قرار است جانی دوباره به سنت سریال‌سازی طولانی در ایران ببخشد. ‌ -سوجان، فراتر از یک ملودرام ساده فصل نخست سوجان که اواخر سال هزار و چهارصد و سه روی آنتن شبکه یک رفت، خیلی زود توانست جای خود را در سبد تماشای خانواده‌های ایرانی باز کند. اما چه چیزی این سریال را از سایر مجموعه‌های مشابه متمایز کرد، پاسخ را باید در هوشمندی سازندگان در ترکیب یک عاشقانه آرام با لایه‌های عمیق جامعه شناختی جستجو کرد. سوجان تنها روایتگر چالش‌های شخصی یک دختر جوان نبود، بلکه آینه‌ای تمام‌نما از تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در قرن اخیر محسوب می‌شد.‌داستان در دل جنگل‌های سبز و مه‌آلود شمال ایران روایت می‌شد، جایی که جغرافیا خود به یکی از شخصیت‌های اصلی داستان بدل شده بود. مخاطب در هر قسمت، نه تنها با گره‌های داستانی روبرو می‌شد، بلکه بخشی از فرهنگ، آداب و رسوم و زیست‌بوم منطقه‌ای را می‌دید که کمتر با این جزییات در قاب تصویر جان گرفته بود. این دقت در پرداخت محیطی، اولین قدم برای جذب مخاطبانی بود که از فضاهای آپارتمانی و تکراری خسته شده بودند. -‌روایت سه نسل در آینه زمان ‌ یکی از نقاط قوت اصلی که سوجان را به یک اثر پرمخاطب بدل کرد، ساختار روایی آن بر پایه سه نسل بود. همراهی با مادربزرگ، مادر و نوه (سوجان)، به نویسندگان این فرصت را داد تا پلکانی میان سنت و مدرنیته بنا کنند. هر یک از این شخصیت‌ها نماینده بخشی از تاریخ و تفکر حاکم بر دوران خود بودند. ثریا قاسمی با آن بازی درخشان و نگاه‌های نافذ، تجسمی از خرد سنتی و صبوری زنان گیلان بود، در حالی که سوجان با بازی غزاله اکرمی، نماد نسلی پویا و پرسشگر بود که می‌خواست مسیر خود را در میانه تندباد حوادث پیدا کند.‌این زنجیره نسلی باعث شد تا مخاطبان با گروه‌های سنی مختلف، به راحتی با یکی از شخصیت‌ها هم‌ذات‌پنداری کنند. پیوند میان قصه‌های خصوصی خانواده و وقایع بزرگ تاریخی، به سریال عمقی بخشید که آن را از سطح یک سریال سرگرم‌کننده فراتر برد و به اثری قابل تامل در حوزه نمایش تبدیل کرد. -‌چالشی به نام بودجه و رویای طولانی‌ترین سریال ایرانی ‌ از همان روزهای نخست تولید، صحبت از پروژه‌ای عظیم در میان بود، سریالی که قرار بود در پنج فصل و سیصد قسمت تولید شود و نام خود را به عنوان طولانی‌ترین سریال تاریخ تلویزیون ایران ثبت کند. با این حال، غول همیشگی پروژه‌های بزرگ، یعنی کمبود بودجه، سایه خود را بر سر این مجموعه انداخت و برای مدتی ادامه آن را در هاله‌ای از ابهام فرو برد. حتی اعلام شد که سریال در همان شصت و پنج قسمت فصل اول به پایان می‌رسد.‌اما به نظر می‌رسد جادوی قصه‌گویی و استقبال مخاطب، مدیران رسانه ملی را متقاعد کرده است که سرمایه‌گذاری روی سوجان، یک بازی برد-برد است. بازگشت حسین تبریزی به میز نگارش برای فصل دوم، نشان‌دهنده این است که عزم جزمی برای تحقق آن رویای بزرگ وجود دارد. اگرچه هنوز از لیست بازیگران فصل جدید خبری در دست نیست، اما شنیده‌ها از تغییرات محسوس در ترکیب تیم بازیگران حکایت دارد؛ تغییراتی که احتمالا به دلیل گذشت زمان در روایت داستان و ورود به دوره‌های تاریخی جدید، اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. -انتظار برای فصلی طولانی‌تر و پرماجراتر ‌ حسین تبریزی در تازه‌ترین اظهارنظرهای خود، از نگارش فصلی خبر داده که از نظر تعداد قسمت‌ها حتی از فصل اول نیز پیشی خواهد گرفت. رسیدن فیلم‌نامه به نیمه راه و تخمین هفتاد قسمت برای فصل دوم، نشان می‌دهد که سوجان قرار است با جزییات بیشتری به سراغ حوادث برود. مخاطبانی که فصل اول را با ترکیبی از بازیگران شاخص همچون بهزاد فراهانی، سیما تیرانداز، بهنام تشکر و حمیدرضا نعیمی دنبال کردند، حالا منتظرند ببینند در فصل دوم، کدام چهره‌های جدید به این ضیافت هنری اضافه خواهند شد. در واقع فصل دوم سوجان وظیفه سنگینی بر عهده دارد، این فصل باید هم‌زمان که به سوالات بی‌پاسخ فصل قبل پاسخ می‌دهد، گره‌های جدیدی خلق کند که بتواند مخاطب سخت‌پسند امروز را برای هفتاد قسمت دیگر پای تلویزیون بنشاند.تمرکز بر نگاه جامعه‌شناختی و حفظ آن اتمسفر جادویی شمال ایران، کلید موفقیت دوباره این مجموعه خواهد بود.در واقع ، سوجان ثابت کرد که هنوز هم می‌توان با تکیه بر قصه‌های بومی و اصیل، مخاطب میلیونی جذب کرد. حالا باید منتظر ماند و دید که آیا این دختر گیلانی در فصل دوم می‌تواند بار دیگر رکوردها را جابجا کند و مسیر را برای ساخت فصول بعدی هموار سازد یا خیر.