️ دکتر اسماعیل خلفازاده
دانش آموخته مدیریت توسعه
به عنوان یک کارشناس توسعه، ناگزیر از تحلیل شرایط کنونی ایران از منظر مفاهیم بنیادین توسعه پایدار هستم: امنیت انسانی، سرمایه اجتماعی، تابآوری اقتصادی و زیستِ شرافتمندانه شهروندان. آنچه امروز در عرصه ملی و بینالمللی پیرامون ایران میگذرد، نه جنگ تمامعیار است و نه صلح واقعی، بلکه وضعیتی تعلیقی و فرسایشی است که از هر دو حالت – جنگ و صلح – برای توسعه یک کشور مخربتر است.
*تله «نه جنگ، نه صلح» از نگاه توسعهای
در ادبیات توسعه، صلح تنها به معنای نبود جنگ نیست، بلکه صلح مثبت عبارت است از وجود نهادهای پاسخگو، عدالت اقتصادی، دسترسی برابر به منابع، و امکان برنامهریزی بلندمدت برای زندگی فردی و جمعی. متأسفانه شواهد میدانی نشان میدهد وضعیت «نه جنگ و نه صلح» در ایران، به طور سیستماتیک این مؤلفهها را تخریب کرده است:
فرسایش سرمایه انسانی و ملی: تداوم تحریمها و نااطمینانی سیاسی-امنیتی، مهاجرت نخبگان، کاهش سرمایهگذاری، رشد اقتصاد غیررسمی و فسادزا را تشدید کرده است.· تحمیل هزینه بر معیشت مردم: تورم مزمن، بیکاری ساختاری، ناامنی شغلی، کاهش قدرت خرید و فشار بر اقشار کمدرآمد، همگی ریشه در این فضای بلاتکلیفی دارند.· تخریب منابع ملی: ادامه این وضعیت به زیرساختها، محیط زیست و ذخایر استراتژیک کشور آسیب جدی وارد میکند بدون آنکه منفعتی برای ملت داشته باشد.
*کنشگران ذینفع در تداوم شرایط فعلی
از منظر تحلیل ذینفعان، چند گروه به طور آشکار از این میانه «نه جنگ و نه صلح» منتفع هستند:
۱. دشمنان خارجی ملت ایران (با تحریک رژیم صهیونیستی و مدیریت ترامپ) – چراکه این وضعیت بدون ریختن بمب و کشتار مستقیم، توان بازدارندگی و چانهزنی ملی ایران را تحلیل میبرد.
۲. دشمنان داخلی ملت ایران (با مدیریت کاسبان تحریم و حامیان جنگ) – کسانی که منافع اقتصادی، سیاسی یا قبیلهای خود را در تداوم ناامنی و رانت ناشی از تحریم میبینند. این گروهها هرچند در ظاهر رقیب یا دشمن یکدیگرند، در عمل در تخریب بنیانهای توسعه ملی ایران همسو عمل میکنند.
*مطالبه صریح ملت ایران
ملت ایران به روشنی اعلام کرده که خواهان:
· صلحی پایدار و تضمین شده· حفظ تمامیت ارضی· تأمین منافع ملی ایرانیان· افقی برای پیشرفت و توسعه، زندگی معمولی و شرافتمندانه مانند همه ملل جهان است.
این مطالبات فراجناحی و فراقشری است و هرگونه تلاش برای ادامه وضعیت موجود، خلاف منافع ملی محسوب میشود.
*توصیههای سیاستی از منظر توسعه
برای خروج از این وضعیت و دستیابی به صلح پایدار، باید مجموعهای از اقدامات هماهنگ در سطح داخلی و خارجی طراحی و اجرا شود:
۱. بازتعریف امنیت ملی بر محور رفاه شهروندان: امنیت صرفاً نظامی نیست؛ امنیت یعنی سفره مردم، مدرسه فرزندانشان، شغل جوانان و آینده کودکانشان در خطر نباشد.
۲. دیپلماسی توسعهمحور: گفتگوهای بینالمللی نه برای امتیازدهی بیحد، بلکه برای رفع موانع توسعه (تحریمها، عدم دسترسی به بازارها، فناوری و سرمایه) طراحی شوند.
۳. شفافیت در برابر مردم: مردم حق دارند بدانند کدام تصمیمات داخلی و خارجی، وضعیت «نه جنگ و نه صلح» را تداوم میبخشد. افشای منافع کاسبان تحریم و جنگ، گام اول بازگشت به صلح پایدار است.
۴. تقویت نهادهای مدنی و مشارکت مردمی: صلح از پایین ساخته میشود. بدون اعتماد اجتماعی، هیچ توافق بالادستی پایدار نخواهد ماند.
* نتیجهگیری: پایان برزخ، آغاز صلح
من به صلح ندا میدهم؛ نه به مثابه یک شعار احساسی، بلکه به عنوان یک ضرورت توسعهای، اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی. صلح پایدار تنها یک آرمان نیست، بلکه تنها مسیر بازمانده برای خروج از برزخی است که سرمایه ملی، امید جمعی و آینده این سرزمین را یکبهیک فرسوده میکند. ملت ایران امروز با صدایی روشن و بدون ابهام اعلام میکند: تحمل این وضعیت تعلیقی دیگر ممکن نیست. هر کس – در داخل یا خارج، با هر گرایش و نقشی – که به هر شکلی در تداوم این برزخ ویرانگر سهیم باشد، بداند که تاریخ و وجدان جمعی ایرانیان از او سؤال خواهد کرد.
زمان آن فرا رسیده که از «نه جنگ و نه صلح» عبور کنیم و به سوی صلاحی گام برداریم که در آن امنیت یعنی زندگی شرافتمندانه، توسعه یعنی فراموش نشدن هیچ شهروندی، و ایران یعنی آیندهای که فرزندانمان سزاوار آن هستند. این همان ندایی است که از اعماق میآید. این ندا را بشنوید.
∎
دانش آموخته مدیریت توسعه
به عنوان یک کارشناس توسعه، ناگزیر از تحلیل شرایط کنونی ایران از منظر مفاهیم بنیادین توسعه پایدار هستم: امنیت انسانی، سرمایه اجتماعی، تابآوری اقتصادی و زیستِ شرافتمندانه شهروندان. آنچه امروز در عرصه ملی و بینالمللی پیرامون ایران میگذرد، نه جنگ تمامعیار است و نه صلح واقعی، بلکه وضعیتی تعلیقی و فرسایشی است که از هر دو حالت – جنگ و صلح – برای توسعه یک کشور مخربتر است.
*تله «نه جنگ، نه صلح» از نگاه توسعهای
در ادبیات توسعه، صلح تنها به معنای نبود جنگ نیست، بلکه صلح مثبت عبارت است از وجود نهادهای پاسخگو، عدالت اقتصادی، دسترسی برابر به منابع، و امکان برنامهریزی بلندمدت برای زندگی فردی و جمعی. متأسفانه شواهد میدانی نشان میدهد وضعیت «نه جنگ و نه صلح» در ایران، به طور سیستماتیک این مؤلفهها را تخریب کرده است:
فرسایش سرمایه انسانی و ملی: تداوم تحریمها و نااطمینانی سیاسی-امنیتی، مهاجرت نخبگان، کاهش سرمایهگذاری، رشد اقتصاد غیررسمی و فسادزا را تشدید کرده است.· تحمیل هزینه بر معیشت مردم: تورم مزمن، بیکاری ساختاری، ناامنی شغلی، کاهش قدرت خرید و فشار بر اقشار کمدرآمد، همگی ریشه در این فضای بلاتکلیفی دارند.· تخریب منابع ملی: ادامه این وضعیت به زیرساختها، محیط زیست و ذخایر استراتژیک کشور آسیب جدی وارد میکند بدون آنکه منفعتی برای ملت داشته باشد.
*کنشگران ذینفع در تداوم شرایط فعلی
از منظر تحلیل ذینفعان، چند گروه به طور آشکار از این میانه «نه جنگ و نه صلح» منتفع هستند:
۱. دشمنان خارجی ملت ایران (با تحریک رژیم صهیونیستی و مدیریت ترامپ) – چراکه این وضعیت بدون ریختن بمب و کشتار مستقیم، توان بازدارندگی و چانهزنی ملی ایران را تحلیل میبرد.
۲. دشمنان داخلی ملت ایران (با مدیریت کاسبان تحریم و حامیان جنگ) – کسانی که منافع اقتصادی، سیاسی یا قبیلهای خود را در تداوم ناامنی و رانت ناشی از تحریم میبینند. این گروهها هرچند در ظاهر رقیب یا دشمن یکدیگرند، در عمل در تخریب بنیانهای توسعه ملی ایران همسو عمل میکنند.
*مطالبه صریح ملت ایران
ملت ایران به روشنی اعلام کرده که خواهان:
· صلحی پایدار و تضمین شده· حفظ تمامیت ارضی· تأمین منافع ملی ایرانیان· افقی برای پیشرفت و توسعه، زندگی معمولی و شرافتمندانه مانند همه ملل جهان است.
این مطالبات فراجناحی و فراقشری است و هرگونه تلاش برای ادامه وضعیت موجود، خلاف منافع ملی محسوب میشود.
*توصیههای سیاستی از منظر توسعه
برای خروج از این وضعیت و دستیابی به صلح پایدار، باید مجموعهای از اقدامات هماهنگ در سطح داخلی و خارجی طراحی و اجرا شود:
۱. بازتعریف امنیت ملی بر محور رفاه شهروندان: امنیت صرفاً نظامی نیست؛ امنیت یعنی سفره مردم، مدرسه فرزندانشان، شغل جوانان و آینده کودکانشان در خطر نباشد.
۲. دیپلماسی توسعهمحور: گفتگوهای بینالمللی نه برای امتیازدهی بیحد، بلکه برای رفع موانع توسعه (تحریمها، عدم دسترسی به بازارها، فناوری و سرمایه) طراحی شوند.
۳. شفافیت در برابر مردم: مردم حق دارند بدانند کدام تصمیمات داخلی و خارجی، وضعیت «نه جنگ و نه صلح» را تداوم میبخشد. افشای منافع کاسبان تحریم و جنگ، گام اول بازگشت به صلح پایدار است.
۴. تقویت نهادهای مدنی و مشارکت مردمی: صلح از پایین ساخته میشود. بدون اعتماد اجتماعی، هیچ توافق بالادستی پایدار نخواهد ماند.
* نتیجهگیری: پایان برزخ، آغاز صلح
من به صلح ندا میدهم؛ نه به مثابه یک شعار احساسی، بلکه به عنوان یک ضرورت توسعهای، اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی. صلح پایدار تنها یک آرمان نیست، بلکه تنها مسیر بازمانده برای خروج از برزخی است که سرمایه ملی، امید جمعی و آینده این سرزمین را یکبهیک فرسوده میکند. ملت ایران امروز با صدایی روشن و بدون ابهام اعلام میکند: تحمل این وضعیت تعلیقی دیگر ممکن نیست. هر کس – در داخل یا خارج، با هر گرایش و نقشی – که به هر شکلی در تداوم این برزخ ویرانگر سهیم باشد، بداند که تاریخ و وجدان جمعی ایرانیان از او سؤال خواهد کرد.
زمان آن فرا رسیده که از «نه جنگ و نه صلح» عبور کنیم و به سوی صلاحی گام برداریم که در آن امنیت یعنی زندگی شرافتمندانه، توسعه یعنی فراموش نشدن هیچ شهروندی، و ایران یعنی آیندهای که فرزندانمان سزاوار آن هستند. این همان ندایی است که از اعماق میآید. این ندا را بشنوید.