به گزارش همشهری آنلاین، این رشد صرفا یک واکنش هیجانی نیست، بلکه از همزمانی مجموعهای از عوامل شامل ارزندگی تاریخی سهام، رشد نقدینگی، تورم، نرخ ارز و احتمال توافق سیاسی تغذیه میشود؛ عواملی که میتواند مسیر بازار سرمایه را در ماههای آینده نیز تعیین کند.با این حال، تداوم روند صعودی بورس به پایداری این متغیرها وابسته است. درصورت تثبیت شرایط سیاسی و اقتصادی، بازار سرمایه میتواند وارد یک دوره جدید از رشد تدریجی شود.
سیاستهای دولت برای هدایت نقدینگی به بورس
در شرایطی که ورود نقدینگی به بازارهای ارز، طلا و مسکن میتواند آثار تورمی شدیدی ایجاد کند، بازار سرمایه بهعنوان یک مخزن جذب نقدینگی برای سیاستگذار اهمیت ویژهای دارد.از همین رو، در دورههای رشد نقدینگی و کسری بودجه، معمولاً سیاستهایی در جهت تقویت بازار سرمایه و افزایش جذابیت آن اتخاذ میشود و دولت تلاش میکندبرای مهار نقدینگی بخشی از جریان نقدینگی را به سمت بورس هدایت کند. بهنظر میرسد دولت در شرایط فعلی تمایل بسیار زیادی برای هدایت نقدینگی به بورس داشته باشد و این موضوع میتواند یکی از محرکهای پر قدرت برای رشد شاخص بورس باشد.
نرخ ارز و سودآوری شرکتهای صادراتی
رشد قیمت دلار همواره یکی از مهمترین محرکهای رشد شاخص بورس است. ضمن اینکه رشد نرخ ارز بهطور مستقیم باعث افزایش درآمد ریالی شرکتهای صادراتمحور میشود. از این رو، حتی در سناریوهای مختلف سیاسی، بازار سهام بهشدت نسبت به قیمت ارز حساس است. به همین دلیل رشد قیمت دلار میتواند اثرات بسیار زیاد و معنا داری بر شاخص کل بورس تهران داشته باشد و منجر به رشد پرقدرت شاخص بورس شود.
رشد نقدینگی؛ موتور دائمی بازار سرمایه
اقتصاد ایران طی سالهای اخیر با رشد مستمر نقدینگی مواجه بوده است. این حجم از نقدینگی در نهایت بهدنبال بازدهی در بازارهای دارایی حرکت میکند.در دورههای نااطمینانی، این پول در بانکها یا صندوقهای درآمد ثابت حبس میشود، اما با بهبود انتظارات، به سرعت وارد بازارهایی مانند بورس میشود. تجربه سالهای گذشته نشان داده که بورس یکی از اصلیترین مقاصد جذب این نقدینگی انباشته است.
کاهش نرخ سود حقیقی
اگر نرخ سود بانکی متناسب با تورم نباشد و نرخ سود حقیقی منفی باشد، جذابیت سپردهگذاری در بانکها کاهش مییابد و بخشی از نقدینگی به سمت بازار سهام حرکت میکند. این متغیر یکی از محرکهای مهم جریان پول در بازارهای مالی ایران است.
فنر فشرده ارزندگی سهام
یکی از مهمترین محرکهای بنیادی بازار، افت شدید و تاریخی قیمت سهام در سالهای گذشته است. درحالیکه نرخ ارز، تورم و ارزش داراییهای واقعی شرکتها رشد کرده، قیمت بسیاری از سهامها افزایش متناسبی نداشته است.در نتیجه، نسبتهای ارزشی بازار به سطوح جذاب رسیده و در برخی نمادهای بزرگ، نسبت قیمت به سود (P/E) به محدودههای پایین سقوط کرده است. این وضعیت باعث شکلگیری یک فنر فشرده ارزندگی در بورس شد که با کوچکترین محرک سیاسی یا روانی، آزاد شد ه است.
تورم ساختاری و اثر آن بر ارزش شرکتها
ارزش جایگزینی دارایی شرکتها با تورم طولانی مدت بهطور مستمر افزایش مییابد. رشد قیمت ماشینآلات، زمین، انرژی و نهادههای تولید، ارزش اسمی شرکتها را بالا میبرد واز رشد سطح عمومی قیمتها عقب نمیماند.
احتمال توافق سیاسی
یکی از محرکهای مهم انتظاری، احتمال کاهش تنش میان ایران و آمریکا و حرکت به سمت توافق سیاسی است. در کوتاهمدت ممکن است بازار با نوساناتی در گروههای دلاری بهدلیل کاهش قیمت دلار مواجه شود، اما در میانمدت کاهش هزینههای تحریم، تسهیل صادرات، کاهش هزینه نقلوانتقال پول و حذف تخفیفهای اجباری فروش، به افزایش سودآوری واقعی شرکتها منجر خواهد شد.