به گزارش خبرگزاری مهر، تسنیم نوشت: در روزگاری که تولیدات موسیقایی و رسانهای به یکی از اصلیترین ابزارهای اثرگذاری بر زبان و فرهنگ عمومی تبدیل شدهاند، کیفیت زبان بهکاررفته در آثار هنری بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. اکنون گفتوگو با ناصر فیض، شاعر و طنزپرداز شناختهشده را به بررسی یکی از قطعات موسیقی پخششده از شبکههای مختلف صدا و سیما اختصاص دادهایم؛ قطعهای که از نگاه او نهتنها از منظر ادبی و زبانی رقم زنندهی یک فاجعه است، بلکه میتواند نشانهای از چالشهای جدی در فرآیند تولید و نظارت آثار فرهنگی در رسانه ملی باشد.
فیض در این گفتوگو، از منظر یک شاعر و آشنا با ظرایف زبان فارسی، به تحلیل این اثر میپردازد و آن را بهانهای برای طرح بحثی گستردهتر درباره جایگاه شعر، موسیقی کلام و مسئولیت نهادهای فرهنگی در حفظ زبان فارسی میداند. او ضمن نقد ساختار زبانی و موسیقایی قطعه مورد بحث، بر ضرورت توجه به ظرفیتهای ادبی زبان فارسی و نقش آن در انتقال دقیق و هنرمندانه مفاهیم تأکید میکند؛ موضوعی که به باور او مستقیماً با هویت فرهنگی و اعتبار رسانه ملی گره خورده است.
«شعر بهمثابه ثروت ملی»
در آغاز این گفتوگو، ناصر فیض با استناد به جملهای از رهبر انقلاب مبنی بر اینکه «شعر ثروت ملی است»، بحث خود را درباره جایگاه شعر در فرهنگ ایرانی آغاز میکند. او توضیح میدهد که برخلاف منابع مادی مانند نفت که روزی به پایان میرسند، شعر و ادبیات سرمایهای ماندگار و پایانناپذیر برای یک ملت هستند. از نگاه او، اهمیت زبان زمانی آشکار میشود که بتواند به اوج ظرفیت خود یعنی شعر برسد؛ جایی که ظرافتهای زبانی، انتخاب واژگان و توان بیانی در بالاترین سطح خود قرار میگیرد.
ظرفیت زبان در آیینه شعر فارسی
فیض در ادامه، شعر را نشانه بلوغ یک زبان میداند و تأکید میکند که اگر گفته میشود فردی به یک زبان مسلط است، اوج این تسلط زمانی است که بتواند با آن زبان شعر بگوید. او توضیح میدهد که در هر زبان، شعر نشاندهنده نهایت توانمندی در استفاده از واژگان، ترکیبها و ظرایف بیانی است؛ بهگونهای که حتی سخنوران بزرگ نیز برای تکمیل کلام خود به یک بیت شعر متوسل میشوند.
در همین زمینه، او به نمونههای برجسته ادبیات فارسی اشاره میکند و آثار سعدی شیرازی را مثال میزند؛ بهویژه «گلستان» که در آن، سعدی بهصورت آگاهانه میان نثر، نظم و حتی زبان عربی جابهجا میشود تا ظرفیتهای مختلف زبان را نشان دهد. از نگاه فیض، این انتخاب قالب بر اساس اقتضای معنا، نشانه تسلط کامل بر زبان است، نه صرفاً مهارت در نوشتن.
سعدی و انتخاب آگاهانه قالبهای زبانی
او در ادامه توضیح میدهد که سعدی در «گلستان» از نثر آهنگین، سجع و ترکیبهای موسیقایی بهره میبرد و در عین حال، در «بوستان» کاملاً به قالب مثنوی و شعر وفادار میماند. به باور فیض، این تفاوت نشان میدهد که شاعر بزرگ، قالب را بر اساس محتوا انتخاب میکند، نه برعکس.
از نگاه او، این رویکرد باعث میشود زبان فارسی نهتنها در سطح معنا، بلکه در سطح موسیقی و ریتم نیز ظرفیت خود را آشکار کند. به همین دلیل، او هرگونه سادهسازی افراطی متون کلاسیک را نوعی تقلیل ارزش ادبی میداند و معتقد است زیبایی آثار کلاسیک در همان پیچیدگیهای زبانی و ساختاری آنهاست.
ترجمهناپذیری شعر و تجربه زیبایی زبانی
فیض در بخش دیگری از گفتوگو به مسئله ترجمه شعر اشاره میکند و میگوید: بخش مهمی از زیبایی شعر در موسیقی درونی، چینش واژگان و بار عاطفی زبان نهفته است؛ عناصری که در فرآیند ترجمه معمولاً از بین میروند یا تضعیف میشوند.
او برای توضیح این موضوع ادامه میدهد: به اشعار حافظ شیرازی و همچنین نمونههایی از شعر ترکی مانند آثار شهریار توجه کنید، درک کامل این آثار تنها زمانی ممکن است که مخاطب با زبان اصلی آنها آشنا باشد. به نظر من شعر یک تجربه زبانی است، نه صرفاً انتقال معنا.
شعر در زندگی روزمره و نقش موسیقی کلام
در ادامه گفتوگو، فیض به حضور گسترده شعر در زندگی روزمره مردم اشاره میکند. از مغازهها تا جادهها، از گفتار روزمره تا شعارهای عمومی، شعر همواره در جریان زندگی جاری است. او دلیل این گستردگی را موسیقی درونی شعر میداند؛ موسیقیای که باعث میشود شعر بهراحتی در ذهن بماند و تکرار شود. او تأکید میکند: این ویژگی، شعر را به یکی از مهمترین ابزارهای فرهنگی برای ارتباط با مردم تبدیل کرده است و همین موضوع، مسئولیت تولیدکنندگان آثار رسانهای را سنگینتر میکند.
رسانه ملی و مسئولیت در قبال زبان فارسی
فیض در بخش مهمی از سخنان خود به نقش رسانه ملی اشاره میکند و آن را یکی از اصلیترین نهادهای اثرگذار بر زبان و فرهنگ عمومی میداند. او معتقد است رسانه باید نماینده همه اقشار جامعه باشد و در عین پایبندی به اصول، از زبانی متعادل، قابل فهم و فراگیر استفاده کند.
او همچنین به تفاوت زبان معیار و زبان محاوره اشاره میکند و توضیح میدهد که استفاده درست از زبان محاوره میتواند ارتباط مخاطب با اثر را تقویت کند، اما این موضوع نباید به معنای کنار گذاشتن قواعد بنیادین زبان فارسی باشد.
وزن، قافیه و منطق درونی شعر
در ادامه بحث، فیض به ساختار فنی شعر میپردازد و بر اهمیت وزن، قافیه و انسجام زبانی تأکید میکند. از نگاه او، حتی در شعر نو یا سپید نیز باید نوعی نظم درونی و موسیقی کلام وجود داشته باشد. او هشدار میدهد که بههمریختگی ارکان جمله، انتخاب نادرست واژگان یا ضعف در قافیه میتواند باعث شود مخاطب ارتباط خود را با اثر از دست بدهد. از این منظر، شعر باید هم از نظر معنا و هم از نظر موسیقی زبانی، یکپارچه و دقیق باشد.
نقد قطعه پخششده در رسانه ملی
بخش اصلی نقد فیض به قطعهای اختصاص دارد که اخیراً در رسانه ملی پخش شده است. او این اثر را از نظر ساختار شعری دارای اشکالات جدی میداند و معتقد است در آن، وزن، قافیه و انتخاب واژگان بهدرستی رعایت نشده است. فیض توضیح میدهد که در برخی بخشها، حتی انتقال معنا نیز دچار مشکل شده و مخاطب بهسختی میتواند ارتباط منطقی میان ابیات برقرار کند. از نگاه او، چنین آثاری در شأن رسانهای با عنوان ملی نیستند، بهویژه در کشوری که پیشینه ادبی بسیار غنی دارد.

نقد بیتهای
ناصر فیض تک تک بیتهای این اثر را میخواند و یکی یکی آنها را نقد میکند و ایرادهای فاحض هر کدام را گوشزد میکند. فیض اینگونه این بیتها را نقد میکند:
به طوفان اگر جان سپردیم ما / نه از پا نشستیم نمردیم ما
در مصرع دوم این بیت، وزن دچار مشکل میشود.
ز خاکی که لرزید برخاستیم / ز هر زخم جهانی نو ساختیم
این بیت هم از نظر وزنی مشکل دارد.
نه از باد هراسیم نه از شب ملول / که در ریشه داریم هزاران اصول
معنی این بیت چیست؟ این بیت میخواهد بگوید که نه از باد هراسی داریم و نه از شب ملول هستیم؛ ولی در عمل چنین چیزی را نگفته است. در مصرع دوم میگوید که در ریشه هزاران اصول داریم! این به چه معنی است؟
بهم تکیه دادیم در این رهگذر / که تنها نماند دل یک نفر
در این بیت باز هم مشکل وزنی وجود دارد. در مصرع دوم وقتی نوشته دل یک نفر، اصلا منظوری که مد نظر شاعر بوده را منتقل نکرده است.
ببین که در باد هم ایستادهایم / چو سرو اگر خم شویم نشکستهایم
در این بیت ایستادهایم با نشکستهایم قافیه نمیشود. معمولا شاعران بعد از «چو» حرف سین را نمیآورند، چرا که معنی ناخوشایندی میدهد.
بهم بسته جان بهم بسته دل / چو سر بمانی ایران
در این بیت اصلا همه چیز به هم میریزد. این شعر مثنوی بود و تلاش کرده بود که بر وزن مثنوی پیش بیاید، اما در اینجا به یکباره همه چیز به هم میریزد!
هوش مصنوعی و مسئله خلاقیت انسانی
او در ادامه به استفاده از هوش مصنوعی در تولید موسیقی و شعر اشاره میکند و میگوید: این ابزار هرچند میتواند در فرآیند تولید کمککننده باشد، اما جایگزین خلاقیت انسانی نیست. از نظر او، احساس، تجربه و شهود شاعر و آهنگساز چیزی نیست که بهطور کامل توسط ماشین قابل تولید باشد. حتی در صورت استفاده از فناوریهای جدید، وجود یک ناظر انسانی متخصص برای اصلاح و ارزیابی نهایی اثر ضروری است.
نقش خواننده در کیفیت اثر موسیقایی
در بخش دیگری از گفتوگو، او به نقش خواننده اشاره میکند و معتقد است خواننده موفق باید علاوه بر توانایی صوتی، درک عمیقی از شعر و موسیقی داشته باشد. از نگاه او، انتخاب آگاهانه ابیات، حذف بخشهای کماثر و توجه به تناسب شعر با موسیقی، بخشی از مسئولیتهای حرفهای خواننده است. او در این زمینه به برخی خوانندگان امروز اشاره میکند و معتقد است برخی از آنها با شناخت بهتر از شعر، آثار باکیفیتتری تولید میکنند؛ در حالی که نبود این شناخت میتواند به ضعف در خروجی نهایی منجر شود.
جمعبندی: چرا شورای شعر صداوسیما این اثر را ندید؟
فیض در پایان گفتوگو تأکید میکند که وجود ساختارهای تخصصی مانند شورای شعر و موسیقی باید مانع از انتشار آثار ضعیف شود. او معتقد است در کشوری با چنین پیشینه ادبی، لازم است نظارت دقیقتری بر تولید و پخش آثار وجود داشته باشد تا شأن زبان فارسی حفظ شود. او در جمعبندی نهایی خود تأکید میکند که اگر هدف رسانه ملی معرفی ایران بهعنوان کشوری با فرهنگ و ادبیات غنی است، باید در انتخاب آثار موسیقایی، دقت، تخصص و بهرهگیری از اهل فن در اولویت قرار گیرد؛ در غیر این صورت، پیام فرهنگی کشور دچار تناقض و ضعف خواهد شد.