شناسهٔ خبر: 78544616 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

شهبانوی نامدارِ حکومت کرمان که در عصر مغول‌ دانشگاه ساخت

کرمان - ایرنا - هرچند که در میان صفحات کهن تاریخ، نام پادشاهان بیش‌تر با  جنگاوری آن‌ها عجین شده است اما گاه به چهره‌هایی هم برمی‌خوریم که نه با قدرتی که شمشیرشان داشت، بلکه با دانش، فرهنگ و آبادانی ماندگار شده‌اند. یکی از این شخصیت‌های برجسته «قُتلغ‌ترکان» یا «تَرکان‌خاتون» بانوی نامدار حکومت قراختاییان کرمان است؛ زنی که حدود ۷۰۰ سال پیش، در روزگاری که آموزش برای بسیارانی دست‌نیافتنی بود، بنایی علمی و فرهنگی را در کرمان پایه‌گذاری کرد که هنوز نام آن یعنی «قُبه‌سبز» بر زبان‌ها جاری است.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، تَرکان خاتون که نامش به‌عنوان یک حاکم فرهنگ‌دوست در تاریخ به ثبت رسیده است، در سده هفتم هجری‌قمری، در یکی از حساس‌ترین دوران حیات طولانی کرمان به قدرت رسید.

قرن هفتم در ایران، روزگار سیاه حمله چنگیزخان مغول است. کرمان اما از تاخت‌وتاز مغول‌ها در امان ماند.

بنا به روایت تاریخ، دلیل اینکه مغولان خونریز و غارتگر و ویرانگر به کرمان نرسیدند، خدماتی بود که بُراق‌حاجب موسس سلسله قراختاییان کرمان به آن‌ها انجام داد؛ از جمله اینکه «شجاع‌الدین اعور» حاکم وقت کرمان را کشت و سر بریده‌ غیاث‌الدین، برادر سلطان جلال‌الدین خوارزم‌شاه را نیز برای «اوکتای قاآن» مغول فرستاد و بدین‌ترتیب، اجازه تاسیس حکومت قراختاییان کرمان را از مغولان گرفت.

خدمت ویژه دیگری که قراختاییان به کرمان کردند ساخت قبه‌سبز نخستین دانشگاه جنوب شرق ایران در محله‌ای در شمال شهر امروزی کرمان است.

این دانشگاه که روزگاری محل تدریس و هم‌اندیشی علما و دانشمندان بوده، بنا به اذعان همگان، بعد از جندی‌شاپور، یکی از بزرگ‌ترین پایگاه‌های علمی و فرهنگی و اجتماعی سرزمین ایران به حساب می‌آمده است.

ایده‌ ساخت مدرسه از سوی همسر ترکان‌خاتون داده شده بود. در تاریخ آمده است؛ «براق‌حاجب مرقدی برای خود در محله ترک‌آباد احداث کرده و قطب‌الدین محمد جانشین او در صدد برآمد تا گنبدی بر این مرقد بسازد و مدرسه‌ای در کنار آن بنا نهد.»

قطب‌الدین محمد اما تا زنده بود نتوانست این مدرسه را بسازد تا اینکه پس از مرگش، ترکان‌خاتون این نیت را به سرانجام رسانده و علاوه بر مدرسه، کتابخانه و دارالشفا و داروخانه نیز در این محل راه‌اندازی کرد.

در مدرسه‌ ترکان‌خاتون که آن را به واسطه‌ لقب او «عصمه‌الدنیا»، عصمتیه و به‌ نام همسرش قطبیه هم می‌شناسند، آموزه‌های دینی، ریاضیات، نجوم، فلسفه و دیگر علوم تدریس می‌شده و آن‌گونه که در منابع تاریخی ذکر شده است در آن دوران، پزشکی، از مهم‌ترین علوم مورد توجه بانیان این مدرسه بوده است.

امروز از آن بنای باشکوه تاریخی که محل دفن هفت تن از پادشاهان قراختایی از جمله ترکان‌خاتون و براق‌حاجب و قطب‌الدین نیز بوده جز ایوانی کاشی‌کاری‌شده چیزی باقی نمانده است.

نام تَرکان‌خاتون اما بیش‌تر به واسطه همین بنا در بین مردم کرمان شناخته و ماندگار شده است. در زمانی که بسیاری از حکومت‌ها سرمایه خود را صرف لشکرکشی و جنگ می‌کردند، ترکان خاتون بخشی از توان و امکانات حکومت را به ساخت این مرکز آموزشی اختصاص داده و این کاری بزرگ است؛ اقدامی که نشان از نگاه آینده‌نگر او نیز دارد.

ترکان‌خاتون پس از همسرش، قطب‌الدین محمد، زمام امور کرمان را در دست گرفت و نزدیک به سه دهه بر این سرزمین حکومت کرد.

دوران فرمانروایی او را می‌توان از باثبات‌ترین و آبادترین دوره‌های کرمان دانست؛ دورانی که در آن تجارت رونق گرفت، امنیت برقرار شد و فعالیت‌های فرهنگی و علمی گسترش پیدا کرد.

سه تَرکان‌خاتون تاریخی

القاب قتلغ و ترکان از عناوین رایج در سنت دیوانی ترکی- مغولی هستند و آن‌طور که در برخی منابع ذکر شده قتلغ در ریشه به معنای مبارک و صاحب ‌دولت است که در متون فارسی به مفهوم بزرگ و محتشم به کار می‌رود. همچنین واژه تَرکان عنوانی برای شهبانو و ملکه است.

بانوی قُبه‌سبز؛ شهبانوی کرمان که در عصر مغول دانشگاه ساخت!

ناگفته نماند که در تاریخ سه شخصیت مهم به نام ترکان‌خاتون داریم که ۲ نفر آن‌ها بسیار شر بودند؛ یکی از آن ۲ نفر، مادر سلطان محمد خوارزم‌شاه بود که می‌گویند عامل اصلی حمله مغول به ایران است و دیگری هم، همسر ملک‌شاه سلجوقی است که برای این‌که پسرش جانشین شاه شود مملکت را به خاک و خون کشید.

حساب ترکان‌خاتون قراختایی اما از آن ۲ زن کاملا جداست و هر آنچه که منابع تاریخی درباره او می‌گویند یک نکته مشترک دارد و آن اینکه او از جمله زنان خوشنام و کم‌نظیر تاریخ ایران بوده است.

عصر آبادانی کرمان

سیدمحمدعلی گلاب‌زاده، نویسنده و پژوهشگر و مدیر مرکز کرمان‌شناسی در کتاب «زن کرمانی، روشنای زندگانی» که در آن به معرفی بسیاری از زنان تاثیرگذار و موفق از دوران گذشته تاکنون پرداخته، شرح نسبتا مفصلی از خدمات تَرکان‌خاتون داده است.

به نقل از کتاب «زن کرمانی، روشنای زندگانی»، ترکان‌خاتون زن براق‌حاجب بانی حکومت قراختاییان در کرمان بود؛ پس از وفات براق در سال ۶۳۳ هجری‌قمری ابتدا برادرزاده‌اش سلطان قطب‌الدین و پس از مرگ سلطان در سال ۶۵۶ هجری‌قمری ترکان‌خاتون به حکومت کرمان رسید.

ترکان‌خاتون چهار فرزند داشت که معروف‌ترین آن‌ها پادشاه خاتون است.

گلاب‌زاده می‌نویسد: ترکان‌خاتون از نادره‌های روزگار بود و در مدت کوتاهی توانست کرمان را از جهات مختلف علمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به جایگاه والایی برساند آن‌چنان که مرحوم وزیری مولف تاریخ کرمان درباره او می‌نویسد: در حومه گواشیر و بلوکات، قصبات و قراء متعدد احداث نمود که حالِ تحریر این کتاب در سال ۱۲۹۱ هجری‌قمری در بعضی از رقبات قنوات مطموره طافیه، نای بیرون می‌آید که بر آن‌ها ترکان‌خاتون ثبت است.

(مطموره به معنی زیرزمین و سرداب و طافیه به معنی از بین رفته است. روی هم، این جمله یعنی مسیر قنات‌هایی که آبی در آن جریان ندارد / نای ترکانی که برای جلوگیری از ریزش مسیر قنات‌ها کار گذاشته می‌شد به اندازه قد انسان بود و لایروب‌ها به راحتی می‌توانستند از آن عبور کنند، این نای از اختراعات ترکان‌خاتون و جنس آن از گِل پخته است.) علاوه بر این، ترکان‌خاتون قریه‌هایی مانند سرآسیاب و چترود در ۶ فرسنگی کرمان احداث کرد.

به نوشته مرحوم وزیری، این خدمت را نیز باید در کارنامه فرمانروایی ترکان‌خاتون اضافه کرد که روستای خاتون‌آباد در نزدیکی شهربابک که امروز تاسیسات عظیم مس خاتون‌آباد در آن نصب شده و محصول آن به دنیا عرضه می‌شود و یکی از پایگاه‌های مهم اقتصادی کشور است از یادگارهای اوست.

فرمانروای اهل مشورت

گلاب‌زاده در بخش دیگری از این کتاب می‌نویسد: «حکومت او در کرمان ۲۵ سال طول کشید و در این مدت خدمات شایانی کرد که در عین حال، نشانی از درایت و اندیشه والای او به شمار می‌رود زیرا توانست سه قوم تاجیک (کرمانی‌های قدیم)، ترکان قراختایی و مغولان تازه‌وارد را متحد کند و زمینه جلب مساعدت و همکاری آنان را فراهم سازد، مهم‌تر از همه اینکه ترکان‌خاتون همواره در امور مختلف مملکتی و عمران و آبادی، با بزرگان و صاحب‌نظرات مشورت و آنان را در سامان‌بخشی جامعه شریک و سهیم می‌کرد.

به قول استاد باستانی‌پاریزی مورخ، در تمامی مدت حکومتش یک مورد خشم بی‌جا و تصمیم‌گیری بدون مشورت با اطرافیان گزارش نشده است و در حالی که شوهران ددمنش او به نزدیک‌ترین خویشِ خود رحم نمی‌کردند، او به‌راحتی از تقصیر دیگران می‌گذشت.»

جالب است که مورخ بزرگ ناصرالدین منشی حدود ۳۷ سال پس از مرگ ترکان‌خاتون و ۱۲ سال پس از انقراض قراختاییان یعنی بین سال‌های ۷۱۵ تا ۷۲۰ هجری‌قمری به نکته‌ای اشاره می‌کند که اعتقاد دارد که حتی موفقیت‌های سلطان قطب‌الدین شوهر ترکان‌خاتون نیز در زمان حکومتش مدیون همین زن است.

عین جملات ناصرالدین منشی این است که «قطب‌الدین بعد از چهار ماه قتلغ‌ترکان (ترکان‌خاتون) را استنکاح فرمود (یعنی به عقد خود درآورد) و سرادق مملکت به وجود چنان جفتی که در زیر طاق گردون همال و نظیر نداشت بیاراست (سرادق به معنی خیمه و سراپرده است و معنی کلی جمله این است که مملکت به وجود این ۲ نفر سامان گرفت) و حقیقت آنکه هر سعادت و دولت که قطب‌الدین سلطان شوهر ترکان‌خاتون را در سفر و حضر دست داد نتیجه یمن نقیبت (عقل و اندیشه و تفکر) و ثمره اصالت رای و رویت آن خاتون معدلت‌شعار (کسی که شعارش عدالت‌خواهی است) و هر فتح و ظفر که او را روی نمود به میامن طاعات و برکات عبادات آن ملکه نیکوکار میسر گشت.»

تدبیر به سبک ترکان‌خاتون

به نقل از گلاب‌زاده، ترکان‌خاتون در خصوص جزئی‌ترین مسائل مملکتی به خصوص آنجا که حق و حقوق مردم کرمان مطرح بود، حساسیت ویژه‌ای نشان می‌داد و از کنار مسائل و مشکلات جامعه آسان نمی‌گذشت.

در این‌باره، در تاریخ کرمان روایتی می‌خوانیم که گوشه‌ای از تدبیر ترکان‌خاتون را به ما نشان می‌دهد: «روزی صراف پیری نزد قتلغ‌ترکان (ترکان‌خاتون) آمد و گفت که سرمایه و ذخائر من گم شده است. خاتون پرسید: در خانه‌ات بیگانه هست؟ گفت نه، گفت زنت جوان است یا پیر؟ گفت: جوان. ترکان‌خاتون به پیشخدمدت خود گفت: قدری از عطر مخصوص او را بیاورد، عطر را به آن مرد داد و گفت این عطر را به زن خود بده، او نیز چنین کرد. این بانوی باتدبیر سپس به ماموران و سرهنگان دستور داد تا در بازار و شهر جست‌وجو کنند و از هرکس بوی عطر آید، او را نزد وی بیاورند. بعد از چند روز، جوانی را آوردند. ترکان‌خاتون به او گفت ک صندوقچه آن مرد را حاضر کن و به او برگردان وگرنه عقوبت خواهی شد. او آنچه را برده بود پس داد و به‌دنبال این ماجرا و حسب دستور ترکان‌خاتون، زنش را نیز طلاق داد.

بانوی نابغه قراختایی

گلاب‌زاده پژوهشگر تاریخ همچنین می‌نویسد: نکته روشن دیگری که در زندگی و دوران حکومت ترکان‌خاتون و دخترش پادشاه‌خاتون وجود دارد این است که در زمان حکومت این ۲ بانوی فرزانه و صد البته در سایه درایت و دوراندیشی آن‌ها، کرمان از هرگونه جنگ و ستیز در امان ماند و دوران چهل‌وچند ساله‌ای را در آرامش به‌سر برد.

گلاب‌زاده از ترکان‌خاتون با عنوان «بانوی نابغه» نیز یاد کرده و توضیح می‌دهد: گویی او هرجا پا می‌گذاشت شگفتی می‌آفرید و نوآوری می‌کرد. هنر او تنها جمع کردن عالمان در یک فضای تحصیلی و اشاعه فرهنگ نبود بلکه خود نیز با آن‌ها حشر و نشر داشت و همین امر موجب خلاقیت بیش‌تر او شده بود؛ مثلا وارد عرصه تحقیق در امرکشاورزی شد، با کنکاش درخصوص تولید بهتر و شیرین‌تر هندوانه، نوعی بذر مناسب تهیه و تولید کرد که با کشت آن، هندوانه‌ای شیرین به دست می‌آمد. این هندوانه به «هندوانه خانمی» معروف است و هنوز کم و بیش از آن یاد می‌شود.

کارنامه عمرانی شهبانوی قراختایی

در کارنامه پادشاهی ترکان‌خاتون پروژه‌های دیگری نیز وجود دارد. در کتاب «زن کرمانی، روشنای زندگی» آمده است: ترکان‌خاتون در نزدیکی روستای سیرچ در مسیر کرمان به شهداد، امکاناتی ساخته که به «حوض ترکی‌خاتون» معروف است. بین راه کرمان و بم، جای دیگری را آباد کرده که به «خان‌خاتون» شهرت دارد و بالاخره آب زلال و گوارایی که سال‌ها تشنگان وادی کویر را سیراب می‌کرد و به آب «عصمت‌آباد خاتونی» شهرت داشت از یادگارهای اوست. در اینجا نام عصمت، برگفته از یکی از لقب‌های ترکان‌خاتون یعنی عصمت‌الدین است.

زنده‌یاد باستانی‌پاریزی مورخ نامدار حتی ساخت بند هلاکو در کرمان را هم به این زن نسبت می‌دهد: «در کرمان یک اثر تاریخی قدیمی هست به نام بند هلاکو. این بند به صورت یک سد کوتاه است که حدود ۱۱ متر ارتفاع و هفت متر قطر پایه دارد و در بین ۲ کوه واقع شده و دره‌ای تنگ را به عرض حدود ۵۰ متر در برمی‌گیرد. این سد بر روی آب معروف به سیدی در چهارفرسنگی شهر کرمان بنا شده است و مورد استفاده آن جلوگیری از سیلاب‌ها که به جانب شهر سرازیر می‌شده و ذخیره آب چشمه سیدی بوده است.»

این بانوی ترک ـ کرمانی در کنار همه این فعالیت‌ها و خدمات پراکنده، از گستردگی هنر و ایجاد تحول در صنعت قالی‌بافی نیز غافل نماند آن‌طور که با ابداع نقش «قُتلو» دگرگونی قابل‌توجهی در بافت قالی به وجود آورد.

حدود هفت قرن از روزگار فرمانروایی ترکان‌خاتون می‌گذرد اما نام او با احترام فراوانی در میان مردم کرمان زنده است.

او در عمل نشان داد که قدرت، نه در تکرار صدای شمشیر و تعداد لشکرکشی‌ها که در طنین صدای قلم‌ها و گسترانیدن اندیشه‌ها و در جریان آبادانی است که معنای واقعی می‌یابد.

بازخوانی کارنامه‌ او، دعوتی است به نگاهی دوباره به نقش زنان در مدیریت کلانِ تاریخ. او همچنین به ما ثابت کرد که وقتی خرد، سکان‌دارِ حکومت‌داری باشد، تاریخ چگونه قضاوت می‌کند.