شناسهٔ خبر: 78544105 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مشرق | لینک خبر

حضور امت در میدان مقاومت و تمدن‌سازی از پیام صفین در نهج‌البلاغه

صاحب‌خبر -

به گزارش مشرق، علیرضا اسپَرهم فعال رسانه در تلگرام نوشت:

مقاومت در اندیشه اسلامی صرفاً یک واکنش نظامی در برابر دشمنان نیست، بلکه یک اصل راهبردی و تمدنی در سامان‌دهی حیات اجتماعی مسلمانان به شمار می‌آید. این مفهوم در قرآن کریم، سنت نبوی و تعالیم اهل‌بیت (ع) در پیوندی عمیق با «ولایت»، «بصیرت اجتماعی» و «مسئولیت تاریخی مردم» مطرح شده است.

در خطبه ۱۰۷ نهج‌البلاغه، امیرالمؤمنین علی (ع) پس از مشاهده دلاوری یاران خود در نبرد صفین می‌فرمایند: «لَقَد شَفَی وَحَاوِحَ صَدْرِی»؛ یعنی پایداری و حملات شجاعانه شما سوزش سینه مرا التیام بخشید. این عبارت بیانگر رضایت امام (ع) از لحظه‌ای است که جامعه مؤمنان در پرتو هدایت ولایت، توانسته بود ظرفیت‌های خود را در دفاع از حق و مقابله با جبهه باطل آشکار سازد.

در منظومه معرفتی قرآن، مقاومت زمانی معنا و عمق پیدا می‌کند که جامعه مؤمنان از حالت "انفعال" خارج شده و به مرحله‌ای از "بیداری و مسئولیت اجتماعی" برسد. قرآن کریم در تبیین فلسفه بعثت پیامبران می‌فرماید: «لَقَد أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید/۲۵) در این آیه هدف بعثت انبیا «قیام مردم برای عدالت» معرفی شده است. تعبیر «لِیَقُومَ النَّاسُ» نشان می‌دهد که تحقق عدالت، تنها به وجود حاکمیت صالح وابسته نیست، بلکه نیازمند حضور آگاهانه مردم در صحنه اجتماعی است. به بیان دیگر، بعثت پیامبران مقدمه بعثت اجتماعی جامعه است. مرحله‌ای که در آن مردم خود به کنشگران فعال در دفاع از حق و برپایی عدالت تبدیل می‌شوند.

در این میان، ولایت نقش هدایتگر و جهت‌دهنده این بعثت اجتماعی را ایفا می‌کند. قرآن کریم در آیه ۵۵ سوره مائده می‌فرماید: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ»؛ این آیه نشان می‌دهد که رهبری الهی محور انسجام جامعه اسلامی است. هنگامی که جامعه در پرتو چنین ولایتی حرکت کند، ظرفیت‌های اجتماعی آن در مسیر تحقق عدالت و اصلاح اجتماعی فعال می‌شود. در چنین شرایطی جامعه به مرحله‌ای از بلوغ سیاسی و اجتماعی می‌رسد که در آن مردم نه تنها پیرو ولایت‌اند، بلکه با احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت جامعه، در مسیر صیانت از ارزش‌های الهی نیز نقش‌آفرینی می‌کنند.

در سنت نبوی نیز این مسئولیت اجتماعی مورد تأکید قرار گرفته است. پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «مَنْ اَصْبَحَ لا یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مَنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادی یا لَلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ»؛ این روایت بیان می‌کند که مسلمانان نسبت به وضعیت و مسائل جامعه خود مسئول‌اند و بی‌تفاوتی نسبت به مشکلات و نابسامانی‌های اجتماعی با روح تعالیم اسلامی سازگار نیست؛ بنابراین توجه به امور جامعه و تلاش برای اصلاح آن از نشانه‌های مهم دینداری به شمار می‌آید. همچنین در حدیثی دیگر آمده است: «مَنْ رَأی مِنْکُمْ مُنْکَراً فَلْیُغَیِّرْهُ بِیَدِهِ فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ فَإِنْ لَمْ یَسْت، لَیْسَ وَرَاءَ ذَلِکَ شَیْءٌ مِنَ اَلْإِیمَانِ»؛ این آموزه‌ها بیانگر آن است که جامعه اسلامی باید نسبت به سلامت اخلاقی و اجتماعی خود حساس باشد و در برابر آسیب‌ها و ناهنجاری‌ها بی‌تفاوت نماند.

در روایات اهل‌بیت (ع) نیز پیوند میان ولایت و بیداری اجتماعی به روشنی بیان شده است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «علیّ مع الحق والحق مع علی»؛ این حدیث نشان می‌دهد که محور تشخیص جبهه حق از باطل، پیوند با ولایت امام حق است. امام باقر (ع) نیز می‌فرمایند: «بُنِیَ اَلْإِسْلاَمُ عَلَی خَمْسٍ عَلَی اَلصَّلاَةِ وَ اَلزَّکَاةِ وَ اَلصَّوْمِ وَ اَلْحَجِّ وَ اَلْوَلاَیَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلاَیَةِ فَأَخَذَ اَلنَّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَکُوا هَذِهِ یَعْنِی اَلْوَلاَیَةَ» (الکافی، ج۲، ص۱۸) چنین روایاتی نشان می‌دهد که ولایت نه تنها ساختار هدایت دینی را شکل می‌دهد، بلکه زمینه‌ساز شکل‌گیری جامعه‌ای آگاه و مسئول نیز هست.

نهج‌البلاغه نیز بر نقش فعال مردم در اصلاح اجتماعی تأکید دارد. امیرالمؤمنین (ع) در خطبه ۲۱۶ می‌فرمایند: «لا تَکُفُّوا عَن مَقالَةٍ بِحَقٍّ، أو مَشورَةٍ بِعَدلٍ، فإنّی لَستُ فی نَفسِی بِفَوقِ أن اُخطِئَ و لا آمَنُ ذلکَ مِن فِعلی، إلاّ أن یَکفِیَ اللّهُ مِن نَفسِی ما هُو أملَکُ بهِ مِنّی»؛ از گفتن سخن حق یا مشورت دادن عادلانه، خودداری نکنید، زیرا من خود را بالاتر از این‌که خطا کنم نمی‌دانم و از اشتباه‌کاری ایمن نیستم، مگر این‌که خدای بزرگ مرا حفظ کند که اختیاردار هموست. این فرمایش مولا نشان می‌دهد که در جامعه ولایی، سکوت در برابر خطا و انحراف پذیرفته نیست و مردم باید در مسیر حق و عدالت سخن بگویند. در نامه آن حضرت به مالک اشتر نیز بر سلامت ساختارهای حکمرانی، نظارت بر کارگزاران و پرهیز از شکل‌گیری حلقه‌های قدرت ناسالم تأکید شده است. این تعالیم نشان می‌دهد که جامعه‌ای که در پرتو ولایت حرکت می‌کند، ناگزیر باید نسبت به سلامت درونی خود نیز حساس باشد و اجازه ندهد بی‌عدالتی یا نابسامانی‌های اخلاقی به بنیان‌های آن آسیب وارد کند. اگر این آموزه‌ها در سطح کلان تحلیل شود، می‌توان آن را در قالب «ژئوپلیتیک مقاومت» تبیین کرد. ژئوپلیتیک در معنای علمی خود به بررسی تأثیر جغرافیا، قدرت و ساختارهای سیاسی در شکل‌گیری روابط قدرت در سطح منطقه‌ای و جهانی می‌پردازد. هنگامی که یک جامعه بر پایه هویت دینی و رهبری الهی شکل بگیرد و مردم آن از روحیه مسئولیت اجتماعی، عدالت‌خواهی و مقاومت برخوردار باشند، ظرفیت‌های جغرافیایی، انسانی و فرهنگی آن جامعه در قالب یک قدرت اجتماعی سازمان می‌یابد. در چنین شرایطی، مقاومت از یک واکنش مقطعی به یک راهبرد پایدار تبدیل می‌شود که قادر است در برابر نظام‌های سلطه ایستادگی کند و در عین حال از سلامت درونی جامعه نیز صیانت نماید.

با این حال، تجربه تاریخی صدر اسلام نشان می‌دهد که این بیداری اجتماعی باید پایدار و همراه با بصیرت باشد. در جنگ صفین، هرچند در مقاطعی رشادت و وفاداری یاران امام موجب خشنودی آن حضرت شد، اما در ادامه بخشی از همان جامعه در اثر تبلیغات و فریب‌های سیاسی دچار تردید شد و از مسیر ولایت فاصله گرفت. قرآن کریم نسبت به چنین خطری هشدار می‌دهد و می‌فرماید: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَی أَعْقَابِکُمْ» (آل‌عمران/۱۴۴) این آیه بیانگر آن است که جامعه مؤمنان باید در مسیر ولایت دچار بازگشت و تزلزل نشود.

از این منظر، واقعه صفین افزون بر نمایش جلوه‌هایی از مقاومت، هشداری تاریخی درباره ضرورت پایداری در ولایتمداری و حفظ بصیرت اجتماعی نیز به شمار می‌رود. تمدن نوین اسلامی زمانی امکان تحقق می‌یابد که جامعه مؤمنان نه به‌صورت مقطعی، بلکه به شکل آگاهانه و پایدار در مسیر ولایت باقی بمانند و در برابر جنگ روایت‌ها، فریب‌های رسانه‌ای و فشارهای سیاسی دچار لغزش نشوند.

در چنین شرایطی، بعثت اجتماعی مردم به معنای بیداری مستمر و حضور مسئولانه در صحنه اجتماعی شکل می‌گیرد؛ حضوری که در آن جامعه مؤمنان نسبت به تحقق عدالت، سلامت ساختارهای اجتماعی و صیانت از ارزش‌های الهی احساس مسئولیت می‌کند. جامعه‌ای که در سایه ولایت به چنین مرحله‌ای برسد، ظرفیت آن را پیدا می‌کند که از سطح یک جامعه منفعل فراتر رود و به یک جامعه تمدن‌ساز تبدیل شود. در این نقطه، مردم نه صرفاً پیروان یک نظام سیاسی، بلکه حاملان آگاه پرچم عدالت، مقاومت و حقیقت خواهند بود و همین بیداری پایدار مردمی است که می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی در عرصه جهانی گردد.


*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.