شناسهٔ خبر: 78543426 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

چرا روایت‌گری از امام خمینی(ره) به سنگ می‌خورد؟/فیلم جنوبی درباره امام

کارگردان فیلم‌های اسفند و هیهات از فیلمنامه‌ای درباره امام خمینی (ره) گفت که سال‌ها است مانع ساخت آن شدند.

صاحب‌خبر -

گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حمید صنیعی منش: «این انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست». این جمله‌ای است معروف از رهبر شهید انقلاب که سال‌ها قبل درباره تأثیر و اهمیت نام و شخصیت امام خمینی (ره) در انقلاب اسلامی بیان کردند. 

با این وجود و با گذشت 47 سال از انقلاب اسلامی فیلم‌های سینمایی که بتواند شخصیت و جایگاه امام را در انقلاب نشان بدهد بسیار کم است. یک فیلم آن هم به اکران درنیامده مانند «فرزند صبح» است که در روزهای اخیر کارگردان آن درباره اکران فیلم توضیحاتی را داد که نشان از عدم اکران این فیلم تا مدتی نامعلوم است.

اما با این حال ساخت فیلم درباره امام خمینی (ره) هنوز هم اهمیت دارد و از طرفی هنوز هم فیلمسازان بسیاری هستند که دوست دارند درباره این شخصیت بزرگ تاریخی فیلم بسازند. و جالب آنکه روایت فیلمسازانی که در سنین جوانی و حتی کودکی از امام تصویر و خاطرات دارند بسیار جالب‌تر باید باشد. روایت بچه‌های دهه شصت و اواخر دهه 50 که با انقلاب به دنیا آمدند.

دانش اقباشاوی کارگردان فیلم‌های «اسفند» و «هیهات» که به تازگی قسمت «بی‌چهره‌گان» را برای سریال سرو سپید سرخ تلویزیون درباره جنگ رمضان ساخته است، در این مصاحبه از حسرتی می گوید که سال‌ها است بر دلش مانده است. فیلمی که طرح و سناریو آن را درباره امام خمینی سال‌ها قبل نوشته و هنوز به تولید نرسیده است. فیلمی که حتی بیت امام خمینی (ره) آن را تأیید کرد اما به تیر غیب گرفتار شده است.

با او درباره انگیزه ساخت این فیلم که به سال‌های کودکی او برمی‌گردد صحبت کردیم. و البته اهمیت ساخت فیلم درباره روزهای انقلاب و همینطور وقایع 15 خرداد که باید آن را سرچمشه انقلاب اسلامی نام نهاد. 

فیلمنامه امام خمینی (ره) در دولت روحانی، 3 بار تاریخ پروانه آن منقضی شد

* آیا به عنوان یک متولد دوران انقلاب که به آرمان‌ها و افق‌های انقلاب علاقه دارید و فیلم دفاع مقدسی ساختید، آیا تا به حال دوست داشتید فیلمی درباره امام خمینی بسازید؟ 

قبل از اینکه به این سؤال پاسخ بدهم لازم می‌دانم تا نکته‌ای را به صورت مقدمه بیان کنم. به نظر من تاریخ را جغرافیا می‌سازد. من به‌عنوان یک آبادانی که متولد سال 1358، طبیعتاً تنها یک سال و نیم از عمرم گذشته بود که جنگ آغاز شد و درگیر آن شدم. نوع کودکی و زیست من در دوران حضرت امام(ره) شکل گرفت و مهربانی ایشان را در حمایت از جنگ‌زده‌ها در همان سال‌های کودکی دیدم.

قبل از رحلت حضرت امام، زمانی که ایشان به رحمت خدا رفتند، من امتحانات پایان سال چهارم دبستان را داده بودم؛ یعنی حدود 10 ساله بودم. پیش از آن، هم در خانواده و هم شخصاً علاقه و ارادت زیادی به امام داشتیم.

برای همین در پاسخ به سؤال باید بگویم که اتفاقاً به ساخت فیلم درباره امام علاقه بسیار دارم و قصد این را داشتم که فیلمی با محوریت امام و انقلاب بسازم که ممکن نشد.

فیلمی درباره نوازندگان آبادانی قبل انقلاب که عاشق امام خمینی می‌شوند

* چرا؟! داستان این فیلم که ساخته نشده را نشنیدیم؛ برایمان تعریف کنید.

وقتی فیلم‌ساز شدم، همیشه در ذهنم بود که کاری برای امام انجام دهم. بعد از فیلم «تاج محل»، که نخستین فیلم سینمایی من بود، اشاره‌هایی به امام در حد تصویر و عکس وجود داشت؛ اما پس از آن، فیلم‌نامه‌ای نوشتیم به نام «57».

این فیلم مشخصاً درباره تأثیر حضرت امام بر نسل متولدین دهه 30 و جوانان دهه 50 بود؛ نسلی که بخشی از آن دچار آسیب‌های اجتماعی شده بودند، برای مثال درگیر اعتیاد بودند. داستان درباره یک گروه موسیقی بود که اعضای آن درگیر اعتیاد و ازخودبیگانگی شده بودند و یکی از آن‌ها تحت تأثیر حضرت امام متحول می‌شد.

این موضوع را هم از خاطرات خانوادگی خودم در آبادان گرفته بودم و هم از شخصیت‌هایی مانند شهید آوینی و آقای غلام کویتی‌پور الهام گرفته بودم. اصلاً گروه موسیقی غلام کویتی‌پور در زمان شاه فعالیت داشت و شوهر عمه من در آن گروه گیتار برقی می‌زد. خود ایشان هم موسیقی‌هایی مانند آثار دمیس روسس و پینک فلوید را اجرا می‌کرد؛ اما پس از انقلاب و با برکت این تحول، مسیر زندگی‌شان تغییر کرد.

سینما , فیلم , امام خمینی ,

همین‌طور شهید آوینی که همه او را می‌شناسند و حتی افرادی مانند فرهاد مهراد، نمونه‌هایی از این تغییر مسیر بودند.

این فیلم‌نامه بسیار جذاب شد و به وقایع تاریخی آن دوره هم می‌پرداخت. اما در دولت آقای روحانی، حدود شش سال برای ساخت آن پیگیری کردیم. سه بار پروانه ساخت آن منقضی شد و تأمین بودجه انجام نشد.

بنیاد سینمایی فارابی چندین بار تا مرحله قرارداد پیش رفت، اما هر بار موضوع متوقف شد. در دولت آقای روحانی، با وجود اینکه فیلم پروانه ساخت داشت و حتی دولت، به‌واسطه وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دکتر علی جنتی، آن را به‌عنوان یک پروژه ملی تأیید کرده بود و بیت امام نیز فیلم‌نامه را خوانده بودند، باز هم به نتیجه نرسید. هر بار یک مانع ایجاد می‌شد؛ یک بار می‌گفتند تهیه‌کننده باید تغییر کند، بار دیگر می‌گفتند فیلم‌نامه نیاز به بازنویسی دارد یا ایراد دیگری مطرح می‌کردند.

افرادی مانند آقای کیانوش عیاری، خانم رخشان بنی‌اعتماد، آقای بهروز افخمی و آقای جمال شورجه این فیلم‌نامه را دوست داشتند؛ از آقای شورجه که عضو شورای پروانه ساخت وقت بود تا آقای عیاری، خانم بنی‌اعتماد و آقای افخمی. اما در نهایت فیلم ساخته نشد.

سینما , فیلم , امام خمینی ,

نمایی از «فرزند صبح»

به نظرم یکی از دلایلی که درباره حضرت امام فیلم‌های کمی ساخته می‌شود، وجود نوعی رویکرد است که علاقه‌ای ندارد باورها، آرمان‌ها و نگاه حضرت امام بازتولید یا روایت شود. من از این موضوع بسیار رنجیده خاطر شدم که این همه سال پیگیری کردیم و ساخته نشد اما به جای آن شبکه‌های ماهواره‌ای کلی درباره امام و انقلاب روایت‌های تحریفی ساختند. بعد از آن، کریم نیکونظر دوست قدیمی من، بر اساس همان فیلم‌نامه، رمانی با عنوان «شط بویز» منتشر کرد.

خاطره‌ای از سیف الله داد و «فرزند صبح»

* داستان جالبی بود، اما واقعاً حیف که فیلم «فرزند صبح» بهروز افخمی را هنوز ندیدیم؛ شما فیلم را تماشا کردید؟

در مورد فیلم «فرزند صبح» هم من توفیق داشتم نسخه‌ای را که آقای سیف‌الله داد مونتاژ کرده بود ببینم. یک تجربه عجیب و ویژه بود. ماجرای «فرزند صبح» برای من این‌گونه بود که نسخه‌ای که در سال 1388 منتشر شد، مورد انتقاد قرار گرفت و آقای افخمی می‌گفت نسخه دیگری از فیلم وجود دارد.

سال 1386، در سفری که همراه مسعود نجفی، مرحوم سیف الله داد و حمید فرخ‌نژاد بودیم، به دلیل تأخیر دو ساعته پرواز در فرودگاه مهرآباد، شخصاً از مرحوم سیف‌الله داد پرسیدم: «آقای داد، می‌گویند شما نسخه‌ای از فرزند صبح را با بهروز افخمی مونتاژ کرده‌اید؛ این نسخه چگونه است؟» ایشان گفت: «خیلی خوب شده، بسیار راضی هستم. شبیه فیلم "کُندان" مارتین اسکورسیزی است؛ ساختاری غیرخطی دارد و فیلم خوبی شده است.» ("کُندان" فیلمی درام و تاریخی درباره زندگی دالایی لاما شخصیت معنوی و سیاسی تبت است)

اما این نسخه مدت‌ها نمایش داده نشد. سرانجام در سال 1398، نسخه‌ای از فیلم در فارابی نمایش داده شد و من به‌صورت اتفاقی آن را دیدم. از نظر شخصی، بسیار با فیلم ارتباط برقرار کردم. به نظرم فیلمی خاص بود؛ همان چیزی بود که آقای سیف‌الله داد درباره‌اش صحبت کرده بود و البته آیدین افخمی هم برای تدوین آن کمک کرده بود. من خودم آن را یک «فیلم تجربی ـ حماسی» می‌دانم؛ اثری بازیگوش، تجربه‌گرا و در عین حال حماسی.

این فیلم هم  به تیر غیب گرفتار شد! درباره فیلم‌های دیگری مانند «صنوبر» مجتبی راعی یا آثاری که مستقیماً درباره امام ساخته شدند نیز همین مسائل وجود داشت. البته فیلم «صبح اعدام» آقای افخمی هم که درباره 15 خرداد و طیب ساخته شد، آخرین اثر است.

برخی از مدیران علاقه‌ ندارند تا آرمان‌های امام (ره) ساخته شود

* اینکه درباره امام و حادثه تاریخی 15 خرداد فیلم‌های خوب و ماندگار ساخته نشده است را معلول دست‌های ناپیدا می‌دانید؟ اینکه انقلاب با این عظمت و نظامی با این پیشینه، تنها تعداد محدودی فیلم درباره بنیان‌گذار خود داشته باشد، موضوع قابل تأملی است.

با قاطعیت می‌گویم که تفکراتی وجود داشت که علاقه‌ای نداشتند آرمان‌های امام بازنمایی شود یا دوباره درباره آن‌ها صحبت شود. امیدوارم از این به بعد چنین نگاهی تغییر کند.

در همان دوره مدیریت آقای علیرضا تابش، رئیس وقت فارابی و برخی دیگر، گاهی با من صحبت می‌کردند. البته بعضی‌ها موافق نبودند و می‌آمدند با من صحبت می‌کردند که این فیلم بعید است ساخته شود، اما من خودم صورت‌جلسه‌ای را دیدم که امضای دکتر علی جنتی، وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پای آن بود و در آن تأکید شده بود که این فیلم به‌عنوان یک پروژه ملی ساخته شود. 

انگشتری که حجت الاسلام حسن خمینی به کارگردان «اسفند» هدیه داد

* همین تفکر است که  حتی در حوزه دفاع مقدس هم اگر فیلم‌هایی ساخته می‌شود، گاهی می‌بینیم که نتیجه، آن چیزی نیست که باید باشد. یعنی همان تفکری که اجازه نمی‌دهد اثری درباره امام ساخته شود، اگر هم اثری تولید شود، ممکن است مانع از شکل‌گیری یک اثر عمیق و ماندگار شود.

من یک فایل صوتی از یکی از دوستان فیلم‌ساز خوب دفاع مقدس دارم که بعد از اختتامیه جشنواره فیلم فجر 1403 برای من فرستاد. او گفته بود: «هرچقدر تلاش کردم نتوانستم و اجازه بمن ندادند در فیلم دفاع مقدسی‌ام ادای احترامی به امام داشته باشم؛ اما خوشحالم که تو این کار را انجام دادی.» برای اینکه در سکانس آخر فیلم «اسفند» تصویری از امام را به جای تصویر صدام روی دیوار می‌گذاریم. این برای من نکته مهمی بود. آقای حسن خمینی هم به من لطف کردند و بعد اینکه فیلم را دیدند یک انگشتر به من هدیه دادند.

سینما , فیلم , امام خمینی ,

نمایی از فیلم «اسفند»

نکته این است که به هر حال، استوانه مستحکم و ریشه این انقلاب، امام خمینی(ره) است. اگر ما این بخش از تاریخ را سانسور کنیم و سراغ آن نرویم، مانند این است که چشمه خودمان را بسته‌ایم و نمی‌توانیم از آن آب بنوشیم؛ از همان چشمه جوشانی که منبع بسیاری از تحولات بوده است. ان‌شاءالله به برکت اتفاقات اخیر، دوباره گفتمان حضرت امام و گفتمان رهبر انقلاب، شهیدان و بزرگان این مسیر احیا شود، گفته شود و به حاشیه نرود.

داستان قیام 15 خرداد از چه زاویه‌ای روایت شود؟

* از بحث زندگی و شخصیت خود امام خمینی (ره) می‌گذریم و درباره 15 خرداد کمی صحبت کنیم. به نظرم این واقعه جنبه حماسی و تاریخی عظیمی دارد که برای سینما خیلی جذاب  است. البته از زاویه‌های مختلف می‌توان به آن نگاه کرد. چه روایتی بیشتر مناسب است؟

اول باید بگویم که که این واقعه تأثیر بسیار مهمی در تاریخ جنبش‌های ایران، از مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی، دارد. اگر تاریخ جریان‌های مختلف را مطالعه کنیم، می‌بینیم که حتی برخی از چهره‌های جریان چپ نیز به اهمیت این اتفاق اشاره کرده‌اند. برای نمونه، مرحوم بیژن جزنی، از رهبران سازمان چریک‌های فدایی خلق، در زندان کتابی با عنوان «تاریخ سی‌ساله» نوشته بود. این کتاب سال 51 پشت جعبه شیرینی نوشته شده است بیرون داده برای همسرش فرستاده است.

او در آن کتاب تحلیل می‌کند که رژیم شاه دیر یا زود سقوط خواهد کرد و جریان مذهبی به پیروزی خواهد رسید. جزنی معتقد بود شخصیتی وجود دارد که هم شجاع است و هم صادق و اگر به دلیل کهولت سن یا حادثه‌ای از دنیا نرود، رهبری این انقلاب را برعهده خواهد گرفت؛ نام او آیت‌الله خمینی است. من یک بار به قم رفتم و در جریان وقایع 15 خرداد 42 این موضوع را بهتر درک کردم که چرا بسیاری معتقد بودند تنها چنین شخصیتی می‌تواند شاه را کنار بزند.

سینما , فیلم , امام خمینی ,

شور وصف ناشدنی مردم از حضور امام خمینی (ره) در فرودگاه مهرآباد

جزنی توضیح می‌دهد که جریان‌های دیگر سیاسی در آن زمان تضعیف شده بودند؛ جبهه ملی از بین رفته بود، مصدق در حصر از دنیا رفته بود، حزب توده دچار بحران شده بود و بسیاری از جریان‌های چپ نیز یا سرکوب شده، یا پراکنده و یا حذف شده بودند. در چنین شرایطی، شخصیتی مانند امام خمینی(ره) ظهور کرد؛ کسی که توانست یک جنبش گسترده ایجاد کند.

بنابراین و طبیعتاً اصلی‌ترین ژانر همان تاریخی است اما روایت عالی و منظر مهمی که باید به 15 خرداد نگاه شود به نظر من، از دید مخالفین و مبارزینی است که قصد براندازی انقلاب را داشتند مانند همین چریک‌های فدایی خلق. داستان آنها مانند همین جزنی که پشت جعبه شیرینی نامه به همسرش درباره رهبری قیام می‌نویسد، واقعاً دیدنی است در سینما.

روایت تاریخ انقلاب باید در سینما و با زبان فیلم روایت شود. علت اینکه کمتر سراغ آن می‌رویم برای این است که تاریخ انقلاب را ساده‌ گرفته‌ایم. ما گاهی تاریخ را درست نمی‌خوانیم و تصور می‌کنیم انقلاب ناگهان اتفاق افتاد؛ در حالی که این‌گونه نبود. 15 خرداد 1342، دقیقاً 10 سال پس از کودتای 28 مرداد 1332 رخ داد؛ یک دهه خفقان شدید، سرکوب، بازداشت، تبعید و فشار سیاسی.

در این سال‌ها بسیاری از جریان‌ها یا از بین رفتند، یا جذب ساختار حکومت شدند، یا سکوت کردند. ساواک بسیاری را سرکوب کرد؛ برخی اعدام شدند، برخی تبعید شدند و برخی نیز مسیرشان تغییر کرد.  در چنین فضایی، ناگهان شخصیتی ظهور کرد که توانست این سکوت و خفقان را بشکند.

امام خمینی(ره) چندین بار هشدار داد و نقطه اصلی اعتراض خود را این می‌دانست که حکومت پهلوی پس از کودتای 28 مرداد 1332 با کمک آمریکا دوباره به قدرت بازگشته و مشروعیت ندارد؛ اما با زور و سرکوب ادامه پیدا کرده است. به همین دلیل است که واقعه 15 خرداد اهمیت تاریخی پیدا می‌کند.

وقتی جوانان تاریخ انقلاب را نمی‌خوانند حوادث دی‌ماه رخ می‌دهد

* جالب است و البته جای تأسف دارد که با این وجود، بسیاری از جوانان ما فریب دشمن را خوردند و به اشتباه فکر کردند که دوران شاه دوران سفید و آبادی است و بعد هم با اتفاقات دی‌ماه زمینه‌ساز جنگ شدند.

ضدانقلاب تلاش می‌کند جنبش‌ها را از یکدیگر جدا کند و اجازه ندهد این حرکت‌های تاریخی در ذهن نسل‌های جدید به هم متصل شوند. نمی‌گذارد استمرار تاریخ دیده شود؛ چون اگر این پیوستگی دیده شود، مشخص خواهد شد که پهلوی اول چگونه یک جنبش دموکراتیک، ملی و مذهبی مانند مشروطه را به یک دیکتاتوری تبدیل کرد.

پس از سقوط رضاشاه در شهریور 1320، برای چند سال آزادی‌هایی در جامعه ایجاد شد؛ یعنی از سال 1320 تا 1327 فضای متفاوتی به وجود آمد. رضا شاه رفت و محمدرضا شاه که جوان‌تر، ترسو و وابسته بود، به قدرت رسید. اما دوباره مسیر به سمت بستن فضا رفت و کودتا شد.

همان‌طور که رهبر انقلاب فرمودند، سلسله پهلوی فقط دو شاه داشت، اما سه بار فرار کردند؛ یک بار رضاشاه و دو بار محمدرضا شاه. محمدرضا پهلوی یک بار در 25 مرداد 1332، سه روز قبل از کودتای 28 مرداد، فرار کرد و از رامسر به عراق و سپس به ایتالیا رفت. بعد خواهرش اشرف با روزولت آمدند و کودتا را اجرا کردند.

سینما , فیلم , امام خمینی ,

دار و دسته شعبان بی‌مخ در حمایت از کودتا و بازگشت محمدرضا پهلوی

در کتاب «همه مردان شاه» نوشته «استیون کینزر»، به نقش روزولت در کودتای 28 مرداد و بازگرداندن شاه اشاره شده است که چطور در سه روز کودتا کردیم و شاه را برگرداندیم. این نکته مهم است که سلسله پهلوی، هم در دوره رضاشاه و هم در دوره محمدرضاشاه، جنبش‌های مردمی را که ریشه در اعتراض به ظلم، فساد و وابستگی داشتند، سرکوب کرد.

انقلاب مشروطه علیه استبداد و مشکلات دوران قاجار شکل گرفته بود، اما انگلیسی‌ها با روی کار آوردن رضاشاه و با کمک ژنرال آیرون ساید در کودتای 3 اسفند 1299، این مسیر را تغییر دادند. در حقیقت رضاشاه با یک کودتا، یک جنبش مشروطه‌خواهانه را به یک حکومت نظامی و دیکتاتوری تبدیل کرد.

گاهی گفته می‌شود اولین مدارس در دوره رضاشاه ساخته شد، در حالی که این ادعا درست نیست. نخستین مدرسه مدرن، دارالفنون بود که امیرکبیر تأسیس کرد. پیش از آن نیز بسیاری از نهادهای آموزشی و اجتماعی در حال رشد بودند. ایران داشت به سمت شکل‌گیری نوعی تجدد، آزادی و تحول اجتماعی حرکت می‌کرد، اما این مسیر با استقرار دیکتاتوری رضاشاه متوقف شد.

در آن دوره، بسیاری از آزادی‌های اجتماعی محدود شد. در دوره رضاشاه، بسیاری از لباس‌های قومی و محلی ممنوع شد و مأموران حکومت با اجبار، پوشش مردم را تغییر می‌دادند. لباس اقوام مختلف، از جمله لباس‌های محلی مناطق گوناگون ایران، محدود شد. چادر را که از سر زنان درآوردند و با قیچی هم لباس محلی و دشداشه رو پاره می‌کردند.

آزادی‌هایی که پس از شهریور 1320 ایجاد شد نیز با کودتای 28 مرداد 1332 دوباره محدود شد. محمدرضا شاه، نخست‌وزیر قانونی خود، دکتر محمد مصدق، را با کودتا کنار زد.

به تعبیر شعری از آقای افشین علا:
«به فرضم توی این چل سال وطن غرق تباهی بود
بپرس از غربیا آیا مصدق هم سپاهی بود؟!»

مصدق نخست‌وزیری ملی بود، دولتی سکولار داشت و نماینده یک جریان ملی بود. با این حال کنار زده شد و دکتر سیدحسین فاطمی، وزیر امور خارجه دولت او، نیز به شهادت رسید.

این مسئله هم بخشی از تاریخ است که گاهی کمتر درباره آن صحبت می‌شود.

پس از آن، امام خمینی(ره) دوباره به میدان آمد؛ نه اینکه ما او را انتخاب کرده باشیم، بلکه مردم و نسل‌های قبل او را به‌عنوان یک رهبر مؤثر شناختند و گفتند: این فرد می‌تواند در برابر وابستگی و استبداد ایستادگی کند. امام خمینی(ره) به دلیل جایگاه دینی، کاریزما و نفوذ اجتماعی توانست رهبری یک حرکت بزرگ را برعهده بگیرد.

برای شناخت فضای اجتماعی آن دوران، کافی است مردم مستندهایی مانند «قلعه» و «تهران پایتخت ایران است» ساخته کامران شیردل و فیلم‌هایی مانند «گوزن‌ها» ساخته مسعود کیمیایی و «تنگنا» ساخته امیر نادری را ببینند تا تصویری از فقر، آسیب‌های اجتماعی و مشکلات پنهان‌شده آن دوره به دست آورند.

باید تاریخ انقلاب را به نسل‌های بعد منتقل کنیم

* در حالی که شبکه‌های دشمن ما تلاش می‌کنند تصویری نوستالژیک و زیبا از آن دوران ارائه دهند، در حالی که جامعه با مشکلات جدی اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو بودند.

در بسیاری از مناطق، حتی امکانات اولیه مانند آب لوله‌کشی، تلفن یا حمام در خانه‌ها وجود نداشت. ما در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب نیز هنوز این شرایط را تجربه می‌کردیم؛ بسیاری از مردم برای حمام به حمام‌های عمومی می‌رفتند.

پس از انقلاب، با وجود آغاز جنگ و مشکلات فراوان، نهادهایی مانند نهضت سوادآموزی و جهاد سازندگی شکل گرفتند تا زیرساخت‌های کشور توسعه پیدا کند؛ از جاده‌سازی و برق‌رسانی گرفته تا آب‌رسانی، گازرسانی و توسعه مخابرات. مشکلات بهداشتی فراوانی وجود داشت که قابل بیان نیست. این در حالی است که از همان ابتدای انقلاب ما در حال جنگ هم بودیم اما در کنار آن مسیر پیشرفت و توسعه در حال طی شدن بود.

من معتقدم انقلاب 57، براساس کتاب‌ها و مطالعاتی که داشته‌ایم، ادامه و ثمره حداقل یک جریان تاریخی بزرگ‌تر یعنی انقلاب مشروطه است. ملت ایران به برکت نهضت اسلامی 15 خرداد توانستند حداقل استقلال خود را به دست بیاورند.

همین امروز هم که از یک جنگ عبور کرده‌ایم، باید این نکته را در نظر گرفت که اگر دکتر محمد مصدق، که انسانی مصلح و وطن‌دوست بود، با یک کودتا کنار زده شد و حکومتش سقوط کرد، یا حکومت سالوادور آلنده در شیلی با کودتای حمایت‌شده از سوی آمریکا و روی کار آمدن پینوشه سرنگون شد، یا نمونه‌های دیگری که در تاریخ وجود دارد، این پرسش مطرح می‌شود که چرا این نظام نتوانسته مانند آن نمونه‌ها کنار زده شود؟

به نظر من دلیلش این است که این جریان ریشه تاریخی دارد؛ ریشه‌ای که حداقل به هزار سال تاریخ فقه شیعه بازمی‌گردد. کسی که این فقه را از یک نگاه صرفاً نظری به فقهی مبارز، عدالت‌خواه و آزادی‌خواه تبدیل کرد و آن را به انقلاب 57 رساند، حضرت امام خمینی(ره) بود.

این موضوع بسیار مهم است. بحث اصلی این است که یا یک حکومت ملی سالم، مانند آنچه دکتر مصدق نمایندگی می‌کرد، یا یک حکومت مبتنی بر فقه پویای شیعه که امام خمینی(ره) آن را نمایندگی کرد، در تاریخ معاصر ایران مطرح بوده است.

آن‌ها توانستند مصدق را کنار بزنند، اما نتوانستند این انقلاب را از بین ببرند؛ زیرا این جریان ریشه‌های عمیقی دارد؛ از تاریخ تشیع گرفته تا خون هزاران شهید و مبارزاتی که در طول تاریخ شکل گرفته است. از ترور امیرالمومنین علی علیه السلام تا رهبر شهید انقلاب.

سینما , فیلم , امام خمینی ,

این جریان فقط محدود به ایران نیست و در منطقه نیز بازتاب‌هایی دارد. حتی من دوستانی از پیروان مذهب زیدیه در یمن دارم که با وجود تفاوت‌های مذهبی، به امام خمینی(ره) علاقه و ارادت دارند.

ما به‌عنوان فیلم‌ساز، داستان‌گو، مورخ و فعال رسانه‌ای وظیفه داریم این تاریخ را به نسل‌های آینده منتقل کنیم؛ زیرا جریان‌های مخالف، چه فارسی‌زبان و چه انگلیسی‌زبان، تلاش می‌کنند پیوند نسل‌های جدید با تاریخ مبارزات و تحولات گذشته قطع شود تا نسل‌های آینده تصور کنند همه چیز از نقطه صفر آغاز شده است.

انتهای پیام/